نوشته شده توسط : مهدی پور

 تالش صافَه ، روشونَه ، مَنگی مونو

تالش مِردَه ، آسونَه سنگی مونو

تالش چّمن تی یَه ، چمن خاسَ یار

سَسی راش بمِرم ک ّ زنگی مونو


بهار دَرمَه کوکومَست آبَه خونو

هر چی دنیا غَمَه ، لوکی دَمونو

پَر بژَن پَر دومَنی ناجَه دیلَه

کافیره دیل کوکو غَمی آزونو

.........................ترجمه فارسی..........................

تالش زلال است روشن است و به ماه می ماند

تالش مرد است آهن است و به سنگ می ماند

تالش جان من است ، یار نازنین من

فدای صدایش که همچون زنگ است


فصل بهار فرا رسیده فاخته مست گشته و می خواند

تمام غمهای دنیا در گلو می مانند

پر بگیر پر ، در آغوش آرزوی (دومن )

دل غمگسارم ، درد آشنای فاخته است .

شاعر :داوود پورطهماسبی

منبع : کتاب شاعران تالش


....




:: برچسب‌ها: شعر تالشی, دوبیتی های تالشی
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٧/٢٧ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.