نوشته شده توسط : مهدی پور

اشتّ ناز کَرده نامَردَه ، زونی ت؟

چّم دیلی غَمی هَردَه ، زونی تّ؟

اشتّ عشقی هَدَه کَردَه م اسیر

چّمن شاهید چّمن دَردَه ، زونی ت؟


تا ک چِم کار کَره یا کوه و دَشتَه

خدا اشتَن دَسی نَه یا دیَشتَه

وینم دریا دیلَه خدا قَشنگی

ترا راستی بوام : تالش بهشتَه

بکَه زهار مَدا لوئه لوکی کا

زهاری یاد بیگه برا ،روکی کا

هَشی بَرمَه نییَه آ ت خَوَر دَه

زهاری یاد بیگه سرا سوکی کا

برگردان فارسی


ناز کردن تو نامرد است میدانی تو ؟

غم ، دل را خورده است، می دانی تو ؟

عشق تو آنقدر مرا اسیر کرده است

شاهد من درد من است ، می دانی تو ؟


تا چشم کار می کند اینجا کوه و دشت است

خدا با دست خود اینجا را دوخته است

درون دریا زیبایی خداوند را می بینم

برایت راست بگویم : تالش بهشت است

فریاد بکش ، سخن را در گلویت نهان مکن

ای برادر فریاد را از کودکی بیاموز

آفتاب طلوع نکرده است تو را با خبر خواهند کرد :

فریاد را از خروس خانه ات یاد بگیر

منبع : کتاب شاعران تالش


جمع آوری و تنظیم: مهدی پور

 


...




:: برچسب‌ها: دوبیتی های تالشی
تاریخ انتشار : ۱۳٩٥/٦/٢٦ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.