نوشته شده توسط : مهدی پور

بی برنامگی سازمان چای کشور :

نفس چای را به شمارش انداخت

حسین لطفی - مدیر مسئول گیلانیان

اختصاصی گیلانیان : گیلان دارای سه محصول استراتژیک : برنج ، چای و زیتون بود که مدت ها است بر اثر کم توجهی متولیان مربوطه و فقدان برنامه اصولی دراز مدت چنان نفس های این محصولات به شمارش افتاده و هر یک به سرنوشت مامعلومی گرفتار آمده است .

تراژدی برنج طی مقاله ای با عنوان : ” برنجکاری گیلان از شعار تا عمل به تاریخ ۲۸ خرداد ۹۱ “ به تحریر درآمد و زیتون مقام اولی خود را به استان دیگری اعطا کرد و چای نیز با توجه به سیر نزولی ای که دارد می رود به تاریخ سپرده شود .

سود کلان واردات چای به کشور آنقدر وسوسه انگیز بود که مافیای واردات این محصول توانست در سال ۷۹ به بهانه اصلاح ساختار چای کشور و همچنین خارج کردن این محصول از انحصار دولت گامهای نخست انحلال سازمان چای کشور را بردارد .

اصلاح ساختار چای مناقشه چایکار و چایساز را کلید زد و سیر نزولی این محصول آغاز شد و چنان عرصه بر چایکار تنگ شد که مجریان اصلاح ساختار ناگزیر شد در سال ۸۳ عملا در ازای هر هکتار ۷۰۰ هزار تومان تسهیلات بلاعوض به کشاورز پرداخت نماید و در حقیقت با این عمل موجبات ترغیب دست کشیدن چایکاری از چای و رسیدگی به باغات فراهم نمود که این امر سبب ایراد خسارت عمده به باغات چای شد و بر اثر این کارهای کارشناسی نشده دوران فطرت چای کلید خورد و تولید چای خشک از حدود ۶۰ هزار تن در سال به حدود ۲۵ هزار تن با اختلاف آماری کاهش یافت .

برای یک سره کردن کار سازمان چای در تاریخ ۶ اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۳ به استناد پیشنهاد وزارت جهاد کشاورزی وقت انحلال سازمان به تصویب دولت رسید و متعاقب آن “مجمع عمومی فوق العاده سازمان چای کشور در تاریخ ۲۹ تیرماه سال ۸۳ در محل دفتر مهندس حجتی وزیر جهاد کشاورزی وقت با حضور اعضای مجمع تشکیل شد. در این جلسه اعضای جلسه مرکب از وزرای جهاد کشاورزی، بازرگانی، امور اقتصادی و دارایی، صنایع و معادن و رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی وقت موافقت خود را با انحلال سازمان چای کشور اعلام و صورتجلسه تنظیمی نیز به امضای این افراد رسید “.

علیرغم اعلام عمومی انحلال سازمان چای هیچیک از نمایندگان مردم گیلان در مجلس به این مهم توجه نکردند و منتظر ماندند تا تمام دارائی های سازمان از قبیل ساختمان و ترابری و غیره به معرض فروش و کارکنان با تجربه و آموزش دیده آن با هزار گرفتاری و آه و ناله بازخرید و از کار بیکار شدند !!.

لطفا به ادامه مطلب بروید


با انحلال سازمان و بلاتکلیف ماندن حدود ۶۰ هزار خانوار چایکار ، دلسوزان استان به تکاپو افتادند و با تلاش فراوان بالاخره در خرداد سال ۸۸ پس از سفر دور دوم دولت به گیلان توانستند این سازمان را احیا و اداره کل چای شمال را به سازمان چای کشور تبدیل نمایند .

تمام این تلاش ها و حتی اهتمام دولت به احیای صنعت چای که استاندار گیلان را تام الاختیار این امر نموده متأسفانه این صنعت همچنان در بی برنامگی و ضعف مدیریت دست و پا می زند و حتی علیرغم حمایت های مالی دولت تا کنون نتوانسته وضعیت چای را سازماندهی نماید و در دو سال گذشته مشاهده نشده مطالبات چایکاران بابت فروش برگ سبز به موقع پرداخت شود ،  همیشه با تأخیر و حتی تأخیر شش ماه همراه است و اگر هم بخواهند این مدت را کوتاه نمایند باید فریاد چایکار به آسمان برسد تا مطالباتش پرداخت شود .

در پی اعتراضات تنی چند از نمایندگان مردم استان گیلان ، علی محرر ، رئیس سازمان چای کشور طی مصاحبه ای با عنوان ” افزایش قیمت برگ سبز چای ضروریست” اعلام می کند : “هم اکنون قیمت گذاری از سوی کارشناسان این سازمان با توجه به شرایط کنونی برای هرکیلوگرم برگ سبز چای ۱۲ هزار تا ۱۷ هزار ریال پیشنهاد شده است” .

این اظهار نظر در شرایطی صورت می گیرد که اولا : پیشنهاد ایشان در پایان فصل برداشت برگ سبز چای به منزله وعده خرمن ایت . ثانیا : ایشان اشاره ای به خرید تضمینی چای خشک و یا نحوه وصول مطالبات دولت از چایکار به طور روشن اشاره ای نمی کند !

رئیس سازمان چای کشور وقتی عزم استاندار و نمایندگان را در تدوین سند راهبردی چای جدی می بیند در جلیه مجمع نمایندگان استان به تاریخ اول مرداد ۹۱ اعلام می کند : سازمان چای مدت دوسالی است چای خشک کارخانجات چایسازی را خریدارنمی کند و کارخانجات چای تولیدی خودشان را بفروش می رسانند ؛ وی همچنین در این دیدار از جمله مهمترین موانع ومشکلات فعلی را عدم پرداخت بموقع قیمت برگ سبزچای و اعلام فوری قدرالسهم کارخانجات ، ارتقاء اعتبار و بودجه خریدتضمینی متناسب بارشدقیمت ها و افزایش حاملان انرژی و…نسبت به دوسال قبل ، تعیین تکلیف ماده۱۶ افزایش بهره وری کشاورزی و واگذاری تمام اختیارات به وزارت جهادکشاورزی (اختیار مجوزواردات وصادرات)، دراختیار گذاشتن بانک کشاورزی برای حمایت مالی بانک از تولیدات کشاورزی به وزارت جهادکشاورزی ، عدم تخصیص منابع وتسهیلات بانکی در مورد امور بهزراعی و تغذیه باغات توسط بانک عامل ، انتقال اموال و مستغلات سازمان چای سابق موجود در تهران و سایر استانها به تعاون روستایی ، عدم تخصیص کود مستقل برای باغات تولید چای ، ضرورت اجرای بیمه فراگیر باغات چای و همچنین تامین هزینه تبعی برای تعیین تکلیف چای سنواتی از سوی دولت شد” .

این مشکلات در شرایطی از سوی رئیس سازمان چای کشور اعلام می شود که طی مدت دو سال و اندی از مدیریت ایشان بر این سازمان هیچ طرح و برنامه و پیشنهاد مشکل گشائی از سوی ایشان برای حل مشکلات چایکاران ، چایسازان و حتی بازگشت سرمایه دولت بابت خرید برگ سبز چای مشاهده نشده و تنها اقدام ایشان پیشنهاد ابتر افزایش بهای برگ سبز چای به ۱۲ تا ۱۷ هزار ریال است که آنهم شاید این فشار ها نبود چنین پیشنهادی را هم نمی دادند .

تصور می رود اگر با افزایش بهای برگ سبز چای مشکل این صنعت حل شدنی بود دولت خودش این کار را می کرد و هرگز حاضر نمی شد چایکار برای نان شب خود معطل بماند بنابراین ارتقای سطح زندگی چایکار و چایساز ، رونق باغات چای تولید چای مرغوب و بازرگانی داخلی و خارجی این محصول برایش مهم است که باید مدیر مربوطه راهکارهای عملی برای آن پیدا نماید و ابتدائی ترین نیاز دولت این است که بداند پول خود را از چه کسی و به چه طریقی و با چه تضمینی باید وصول نماید ؟

از مقوله که بگذریم تکلیف کارخانجات چای در این میان مشخص نیست و معلوم نیست قدرالسهم کارخانجات را دولت باید تعیین نماید یا نماینده و کارگزار دولت که در محل اجرای پروژه حضور دارد و بر کم و کیف امور جاری اشراف دارد ؟

حتما رئیس سازمان چای باید بداند هر ۴ کیلو ۴۰۰ گرم برگ سبز چای به یک کیلو چای خشک تبدیل می شود ؛ اگر متوسط قیمت برگ سبز ( با رعایت درجه – برداشت مختلف ) از قرار گیلوئی ۴۰۰ تومان تصور شود یک کیلو چای خشک حدود ۱۵۰۰ تومان برگ سبز نیاز دارد و اگر هزینه های فراوری از قبیل : آب ، برق یا گاز ، تلفن ، مزد کارگر ، وسایل و امکانات مورد نیاز و استهلاک کارخانه و سود عادله برای کارخانه فقط ۴۰۰ تومان در هر کیلو در نظر گرفته شود تولید یک کیلو چای خشک فقط ۲ هزار تومان هزینه دارد .

حال اگر پیشنهاد افزایش قیمت خرید تضمینی برگ سبز چای سازمان مورد قبول واقع شود بدون شک یک خرید تضمینی ای هم برای چایساز باید در نظر گرفته شود که اگر وی نتوانست چای خشک تولیدی را به فروش برساند یک مرجعی وجود داشته باشد تا از او خریداری و باعث گردش مالی شود و به این وسیله از زیان کارخانه دار جلوگیری بعمل آید !

با توجه به حد اقل هزینه تمام شده تولید یک کیلو چای خشک ، آیا هیچ سؤال شده که چرا کارخانجات چای تولیدات خود را در این دو سال به سازمان نفروخته است که ریاست محترم اعلام می نماید چگونه است که سازمان چای مدت دوسالی است چای خشک کارخانجات چایسازی را خریدارنمی کند” ؟؟ براستی تمام چای تولید کارخانجات به بازار عرضه و یا صادر شده که در بازرگانی چای مشکلی وجود ندارد ؟ آیا دلیل این کار از کارخانه دار هم پرسیده شده که چه شده دیگر به سازمان چای نمی فروشید ؟

حتما داستان آن پسر را که پدرش را به بازار برده بود تا بفروشد ، شنیده اید ؛ وقتی مورد ملامت دیگران قرار گرفت ، گفت : نگران نباشید ، پدر را به قیمتی عرضه می کنم که کسی از من خریداری نکند !! دقیقا سازمان چای مثل این پسر عمل کرد و قیمتی را پیشنهاد کرد تا کارخانجات چای شان به او نفروشند زیرا سازمان می خواهد چای تولیدی کارخانجات را از قرار کیلوئی ۱۰۰ تومان خریداری نماید ؟؟!!  آیا با این قیمت پیشنهادی می توان مدعی حمایت از صنعت چای بود ؟

در هر صورت چه این موارد مطروحه که شواهد و مدارک آن حی و حاضرند مورد قبول واقع بشود یا نشود ، باید پذیرفت وضعیت فعلی چای با گذشته آن توفیر چندانی نکرده و چایکار همچنان چشمش به کیسه دولت برای خرید برگ سبز است که با این شرایط نباید مدیریت کار مشکلی باشد ، مدیر کسی است بتواند بین چایکار و چایساز تعادلی برقرار نماید و برای کلیه امور برداشت برگ سبز ، هرس و بهزراعی باغات ، اصلاح ساختار کارخانجات ۶۰ ، ۷۰ ساله و یا بیشتر و همچنین تولید چای خشک برنامه داشته باشد  .

وقتی برداشت برگ سبز چای مطابق عکس همچنان با ابزار ما قبل صورت می گیرد چگونه کارخانه می تواند چای مرغوبی تولید نماید تا بتواند محصول تولیدی خود را بدون مدد دولت به فروش برساند ؟ مگر اینکه گفته شود کارخانه دار باید کشاورز را آموزش بدهد !

امید است سند راهبردی چای با مشارکت چایکار و چایساز و کارشناسان تدوین و به اجرا گذاشته شود و به قول آن چایکار بلکه اوضاع چای از این قباله جات خارج شود !!؟؟

منبع : گیلانیان




:: برچسب‌ها: مقالات گیلانی, درباره چای, اخبار گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٦/٢٢ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.