نوشته شده توسط : مهدی پور

خروج از گیلان و حضور مجددم برای فعالیت صنعتی در تهران سبب شده بود از خبرها و اتفاقات استان خود کمی بی خبر شوم . دیروز فرصتی حاصل شد تا سری به وبسایت های خبری استان بزنم که البته مهمترین خبر ، تغییر استاندار بود .

 

 

حقیقتش بنده شناخت چندانی از استاندار جدید نداشته و چندان علاقه ای هم ندارم که در این مورد مطلع شوم! تنها یک نکته سبب شد تا این یادداشت را پست کنم .

بسیاری از عزیزانی که در طول یک سال و اندی اخیر تمام قد از آقای مهدی سعادتی استاندار سابق حمایت می کردند از رفقای خوب من و عزیزانی هستند که ارتباطکی با آنها دارم ودر  سلامت نفس و تقوای آنها ذره ای تردید ندارم . حدود یک سال پیش در جمعی گفتم رفقا دچار یک اشتباه محاسباتی شده اند! گفتند چه اشتباهی ؟! گفتم: رفقا هنوز دکتر احمدی نژاد را نشناختند!

واقعیت این است که احمدی نژاد در طول نزدیک 8 سال تکیه زدنش بر اریکه ریاست جمهوری آنقدر غیر قابل پیش بینی رفتار کرده که بسیاری از تحلیل آنچه در عرصه مدیریت کلان کشور روی داده ناتوانند … از انتصاب های فرماندهان سپاه در پست های حساس بگیرید تا انتصاب یک کارگزارانی قدیمی در یکی از مهمترین بنگاه های صنعتی مملکت… اینها همه در کارنامه ی فردی موجود است که امسال برایش سال سرنوشت است و انتخابات سال بعد بسیار برایش با اهمیت تر…

سرمایه گزاری روی انتصاب ها و عزل و نصب های این احمدی نژاد بسیار جرات می خواهد .

ان روز که قهرمانی – که همه او را به عنوان یک اصلاح طلب می شناختند – از صندلی ریاست استانداری کنار رفت و یک فرد غیر بومی بدون سابقه کار اجرایی جایگزین او شد ، می شد پیش بینی کرد که این انتهای تغییر و تحول در گیلان در دوران احمدی نژاد نیست . به قول ایندیپندنت او صدر نشین شگفت انگیزهاست! آن هم با این همه تضادی که در بخش های مختلف استان در رد و یا تایید سعادتی  موجود بود .

اما حرف من چیزی غیر از این است . من دلنگران شدم برای آینده . سعادتی که سابقه کار اجرایی نداشت به یکباره یک پست حساس گرفت و هم اکنون با یک رزومه کاری ایده آل پست استانداری را تحویل فرد جدید می دهد . با خیالی بسیار آسوده که صندلی جدیدی در انتظار اوست …حق هم همین است . بهرحال استانداری یک استان مهم یک سابقه درخشان مدیریتی محسوب می شود. 

ولی دوستان ما چه؟ آنها که در طول این مدت از همه چیزشان گذشتند و اینگونه از او حمایت کردند. حاضر به تحمل و پذیرش این همه تهمت از طرف باند مخالف سعادتی (که حداقل بنده اطلاع کامل از ویژگی ها و ذات آنها دارم)  شدند و باز پشت او ماندند. شاید رفقا بگویند همه ی اینها از سر وظیفه بود. با توجه به شناختی که از روحیات دوستان دارم در این موضوع تردیدی ندارم که همه ی کارهایشان از سر دغدغه هایشان است، اما فکر می کنم  باید سنجیده تر عمل می شد. انسان برای هزینه ای که می دهد انتظار خروجی مناسب نیز دارد و اگر این خروجی به شکل کاملش تامین نشود قطع به یقین سرمایه گذاری روی آن هزینه، عقلانی نخواهد بود … آن هم در استانی که خیلی ها به دنبال زیر آب کردن سر همدیگر هستند و تنها چیزی که یافت نمی شود و نخواهد شد همدلی و وفاق است. گیلان استانی ست که تا ابد تو سری خور باقی خواهد ماند چون آدم هایش دوست ندارند پیشرفت همدیگر را از یک طرف و یکدلی را از طرف دیگر ببینند . این را از طرف من که فضاهای متفاوتی را لمس کرده ام بپذیرید .

بعضی وبلاگ ها و وبسایت ها نوشته بودند که این تغییر از موفقیت ها و تاثیرات آن نماینده تازه به مجلس راه پیدا کرده، است! این مطلب آنقدر خنده دار و مزحک است که اصلا جای بحث و بررسی ندارد. احمدی نژاد به خیلی گردن کلفت تر از آدمهای نظیر این فرد باج نداده چه برسد به او که اصلا سرمایه گزاری تیم مدیریتی احمدی نژاد روی همچین فردی با هیچ عقل سلیمی جور در نمی آید. حتی اگر با نگاه انتخاباتی به قضیه نگاه کنیم…

و هم اکنون دوستانمان تنهایند. مطمئنم که این یکسال بر آنها سخت خواهد گذشت و مطمئنم خیلی ها که در دوران سعادتی دچار عقده هایی شده بودند به دنبال عقده گشایی خواهند بود.

تنها امیدی که در دل می ماند این است که رفقا اهل دغدغه و وظیفه شناسند و هیچ وقت عرصه را برای جولان آدمهایی که حقشان اینجاها نیست خالی نخواهند گذاشت…انشا الله

منبع: کافه پیاده رو

 


///




:: برچسب‌ها: اخبار گیلان, مقالات گیلانی, مقالات
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٦/۱٢ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.