نوشته شده توسط : مهدی پور

ازدواج جوانان تالش با غیر تالش

ازدواج ،سنتی است که از دیر باز انسانها ،جهت حفظ نهاد خانواده وتقویت ورشد پیوند های های عشقی و سلامت جسمی وروانی افراد جامعه بنیاد نهاده اند  وبسیاری از ملتها آن را امری مقدس شمرده و حتی برخی آن را نیمی ازدین تلقی میکنند .

 برخلاف گذشته (ازدواجهای سنتی )،که در بسیاری از موارد ازدواجها بدون پیوند عشقی ،ویا شناخت طرفین همراه بودو  تنها توسط بزرگترهای  دو زوج انتخاب وجفت وجور میشدند ،بدون اینکه حتی همدیگر را دیده باشند واز علایق همدیگر مطلع شوندو یا نظر آنها را جویا شوند .

 امروزه، با باز شدن جوامع وحضور برابر زنان در جامعه ، و احراز حق انتخاب جوانان در همسر گزینی .در بسیاری از موارد ازدواجها برمبنای شناخت وعلایق  طرفین صورت میگیرد . ومسئولت ونقش جوانان در تعیین سرنوشت ازدواجشان بیشتر است .

ازدواج در جوانان مردم تالش هم  در عصر حاضر ، در بسیاری از موارد تابع مسایل کلانی است که در سراسر ایران مانعی در ازدواجهای موفق و مناسب و به موقع جوانان ایرانی است ،  مانند  بیکاری وهزینه های سرسام آور ازدواج ،نداشتن شغل مناسب ومسکن مناسب ، ، آینده ای مطمئن و دهها مسئله کوچک وبزرگی دیگر که مجموعا  سبب تاخیر در ازدواج ویا منجر به  مجردی همیشگی  و ازدواج های نافرجام (طلاق) شده است .

علاوه بر مسایلی که در سطح کلان جامعه برای جوانان تالش مطرح است ، به علت  زودباوری یا سازگاری افراطی  یا خانواده دوستی یا حس غریبه نوازی یا مرغ همسایه را غاز پنداشتن ، وتجربه های تلخ را تکرار کردن  یا سستی پیوند های قومی و خانوادگی و شکست نفسی اصالتی  ، شغل مناسب وتحصیلات عالی  و تیپ جالبی  که  بعضی از پسران تالش دارند ، خصایص پسرانی که بسیاری از  دختران  از هر قومی را  به ازدواج با آنها مشتاق میکند  ، توسط جوانانی از اقوام غیر تالش  دوریا  نزدیک  برای ازدواج برگزیده میشوند  و معمولا بدون مشورت بزرگان تن به ازدواجی نا پخته میدهند و زمانی پی به خطا یشان می برند  که دیگر هویتی از او باقی نمانده است .


این مورد بیشتر برای پسر های تالش چشمگیر است پسر هایی که به دلیل امتیاز های خاصی که بر اثر تحصیلات عالی  بدست آورده اند و اززندگی روستایی فاصله گرفته و در جوانی افراد موفقی بوده اند .این افراد با  ساده اندیشی در ذهن خود سرابی را دیده اند ، ازدواجی را به گردن سپرد ه اند که چون یوغی آنها را به سوی خود میکشد ،نا کام شد ه اند ،عزت خود را ازدست داده ،از خانواده وقوم وتبار ودیا رخود جدا شده و خادمی  برای همسر و صدها قوم وتبارش گشته ، قدرت رهبری وهدایت خانواده از او سلب شده ، اختیار تربیت فرزند را ازدست داده ،حتی جرعت ندارند که در کنار فرزندش تالشی سخن گویند ، وبرای پدر ومادر که روزی مایه مباهات وافتخار بودند ،پدر ومادر را مایه شرم خود  میدانند وبا کراهت پدر ومادر را در خانه خود می پذیرند  .آنگونه پیش می رود که پدر ومادر احساس میکنند که چنین فرزندی اصلا ندارند ، موفقیت اجتماعی این افراد تحت الشعاع ازدواجشان محدود وتثبیت میماند واز نظر اجتماعی با توجه به پست وموقعیتی که دارند نمی توانند کوچکترین خدمتی را برای مردم قوم تبارشان انجام دهند .فرزندانشان پیوند ریشه ای واصالتی که با تالشان دارند آبیاری نمیشود وگاها تخم نفرت نسبت به نه تنها مردم تالش ،بلکه سرزمین زیبای تالش در ذهن بچه های معصومشان کاشته میشود .

ما این عزیزان را که  قربانی  صداقت افراطی تالشی برای تجربه دیگران بوده .همواره از خود میدانیم وبچه هایشان را بچه های تالش میدانیم وبرای باز گشت دوباره آنها با فرزندانشان وخانواده به آغوش گرم تالش بی صبرانه .منتظریم وزندگی با عزت آنها آرزوی قلبی ماست ومایلیم همه باهم به آغوش خانواده واصل خود برگردند و خدای ناکرده  نبینیم آن روزی که جوان تالشی پیرشده واز کار آفتاده شده و از شهر رانده به تنهایی ماهها بدون خانواده گذران پیری را در روستاو یادگار پدر ومادر مرحوم نموده ، ودر روستا بی صبرانه منتظر است تا آرزوهای سرکوب شده اش را با خود در زادگاهش به گوربرد  .

ممکن است در پار ه ای موارد  استثنائا چنین  نباشد یا تالشهای هم داشته باشیم که اقتدارشان را پس از ازدواج حفظ کرده باشند  .اما نمونه های بسیار فراوان که ناکامی و شکست  آنها کاملا مشهود  ونتایج معنی داری این گونه پیوندها ، آنقدر هست که  مصداقهای عینی اطراف ، جوانان تالش را در تکرار تجربه های تلخ تاریخی به تامل ودور اندیشی وا دارد . 

هرگز منظور من این نیست که طرف مقابل ازدواج جوان تالشی خدای ناکرده انسان بدی یا خطا کاری است .خیر ، من به شخصه به همت وغیرت خانوادگی وقومی آنها آفرین هم میگویم که با چنگ ودندان از هویت خود و ازریشه واصالت خود از فرهنگ خود از پدر ومادر وبزرگان خود پاسداری می نمایند .برعکس ایراد م از خودمان است که در پاسداشت فرهنگ واصالت خود سستی داریم .

درمورد دختران تالش که این ازدواجها کمتر با اقوام دیگر اتفاق می افتد مگر آنکه دختر تالشی بسیار زیباتر باشد یا بسیار تحصیلکرده تر باشد یا بسیار کم سن تر وجوانتر باشد یا زن دوم یا چندم گردد یا مقام ومنزلت اجتماعی چشمگیر تر داشته باشد .که نتیجه آن پس از سالها عمر با هزینه گزاف بر دختر تالشی تحمیل میگردد.

کارشناسان خانواده برای ازدواج موفق اولویت هایی در نظر گرفته اند 1)از نظر عقیدتی وفرهنگی :پسر ودختر نسبت به امور دینی واعتقادی وفرهنگی  مشترکات و شباهت زیادی داشته باشند .2)انظر خلق وخوی خانوادگی :رعایت عفت ،ادب ،ارزشهای خانوادگی یکسان  ،احترام به بزرگتر ها وفامیل دور ونزدیک داشته باشند 3) از نظر اقتصادی : در صورتی که نزدیک هم نباشند در بیشتر موارد همراه با اختلافات شدید ونا آرامی وجدل است 4)سطح تحصیلات وسن که دختر در سطح پسر یا مقدارکمی از نظر تحصیلات وسن پایین تر از پسر باشد .

در مجموع پسر جوان تالشی اگر با زوجی از تبار خود که مقداری از بعضی جهات فوق الذکر در سطح پایین تر ازاوهم  باشد ، ازدواج نماید ،ازدواجی مطمئن تر وموفق تر وهمراه با ریسک کمتری است .باید توجه داشت تنها از یک قوم ودیار بودن شرط کافی نیست باید برای زیبایی زندگی خانوادگی تلاش نمود و از کوچکترین لغزشها وخطاها جلوگیری نمود و زندگی خانوادگی خود رابا  عشق واحترام متقابل بنا سازند .

چه بسیارند جوانانی که از هر نظر در ازدواج مانند هم بوده وبا غفلت وخودخواهی و خطای حین زندگی یکی  بنیاد خانواده شان فرو ریخته است .در پایان برای همه جوانان سرزمین بزرگ ما ایران  از هر قومی  بالخص جوانان تالشی زندگی با عزت همراه با ازدواجهای موفق و (برد  برد ) آرزو دارم .

از : رمضان نیک نهاد

منبع : کادوس ماسوله رودخان




:: برچسب‌ها: مقالات فرهنگی گیلان, مقالات گیلانی, مقالات
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٦/۱٠ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.