نوشته شده توسط : مهدی پور

"لَت"ها تخته های چوبی کوچکی اند که از درختان جنگلی ساخته و پرداخته می شوند . روزگاری که حلب و ایرانیت با فضای روستاها عجین و قرین نگشته بود ، بام خانه های روستایی پوشیده از لت هایی مستطیل شکلی بود که به یک اندازه توسط نجاران با تبر خراشیده و تراشیده می شد.

به یاد دارم زمانی که تابستان ها به ییلاق زادگاه پدری خود می رفتم ، می دیدم که روستاییان چگونه و با چه مهارتی بدین کار مبادرت می ورزند . با گذشت زمان و فاصله گرفتن اهالی روستا از شیوه های سنتی و آمدن ابزار و وسایلی که تا حدودی تامین کننده رفاه نسبی روستاییان را  شامل می شده است، و سختی هایی که این کار اعم از تهیه درخت و بریدن و تراشیدن چوب داشت ، پای حلب و ایرانیت به خانه هایی که به سبک امروزی که روز به روز بر تعدادشان هم افزوده می شود به روستا ها بازشد و لَت های چوبی از رونق و سکه افتاد و این روند تا حدود زیادی متوقف ماند و حداقل کمتر درختی برای این کار زیر تیغ اره و تیشه و تبر رفت .

بی تردید لت های چوبی مزایایی داشته است که توانسته پس از گذشت سالیان سال علیرغم بارش برف های سنگین ،باران ، تشعشع نور خورشید و وزش باد همچنان پایدار و ماندگار ، سقفی از اطمینان را برای ساکنان خانه به ارمغان آورد . هر چند گذر زمان تخته های تازه لتی را به رنگ تیره در آورد ولی هیچگاه از ارزش های آن بلاخص برای ییلاق نشینان  و کوهستان نشینان نکاست .

مقاومت لت های چوبی در برابر عوامل جوی هوا و شرایط محیطی درمناطق کوهستانی بیشتر از حلب و ایرانیت است و به همین سبب همچنان باقی مانده است . از آنجا که وزش باد همواره تهدیدی برای این گونه خانه ها است اما هیچ خانه یی بوسیله ی باد از بین نرفت .این را نیز به خاطر دارم که در یکی از سالها درفصل زمستان وزش باد نسبتا ً شدیدی سقف یکی از خانه های تازه ساخت را با داشتن خرپای آهنی و ایرانیت از جا کند و دهها متر دورتر سرنگون ساخت .

لت ها چوبی بر روی هم چیده  می شوند و جالب اینکه هیچ میخی و سیمی برای نگهداری آنها استفاده نمی شود و تنها سنگ ها هستند که در گوشه و کنار و وسط بام خانه ها مانع از هم پاشیدن و ریختن لت های چوبی می شود .

گزارش از غلامرضا شمس ناتری

منبع :http://www.daryanews.com




:: برچسب‌ها: عکسهایی از بناهای قدیمی در گیلان, بناهای قدیمی گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/٤/۳٠ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.