نوشته شده توسط : مهدی پور

نام کتاب: نام دریای شمال ایران
مولف: دکترعنایت الله رضا
ناشر: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی (مرکز پژوهشهای ایرانی اسلامی)
چاپ اول: تهران 1387شمسی
تعداد صفحات: 178

 

ز دریای گیلان چن ابر سیاه------------دُمادُم به ساری رسیده سپاه
ز یک سو به دریای گیلان رهست-----چراگاه اسپان و جای نشست
استاد توس، در مورد انگیزه سرودن اثر جاودانه شاهنامه فردوسی چنین فرماید:
یکی نامه بُد از گه باستان---------فراوان بدو اندرون داستان
پراکنده در دست هر موبدی-------از او بهره‌ای برده هر بخردی
که این نامه را دست پیش آورم-------ز دفتر به گفتار خویش آورم
به شهرم یکی مهربان دوست بود-------تو گویی که با من به یک پوست بود
مرا گفت نیک آمد این رای تو-------به نیکی خرامد مگر پای تو
نوشته من این نامه پهلوی-------به نزد تو آرم، مگر بغنوی


کهن‌ترین سندی که در آن از دریای شمال ایران به نام دریای گیلان نام برده شده، کتاب مفقوده «خوتای نامگ» نگارش یافته در سده‌های ششم تا هفتم میلادی یعنی در سالهای پایانی پادشاهی سلسله ساسانیان بوده‌است. پس از حدود 400 سال بعد از نگارش کتاب خوتای نامگ، فردوسی در شاهنامه از طریق ترجمه متن زبان پهلوی خدای نامه به زبان نثر فارسی دری، به تنظیم شاهنامه دست یازید و در دو بیت از دریای شمال ایران به عنوان دریای گیلان نام برد.

پس از آنکه زمزمه های تغییر رسمی نام دریای شمال ایران بر سر زبان ها افتاد ، این عامل به مهم ترین بهانه تاریخ پژوهی درباره نام این دریا هم تبدیل شد. در زمان ریاست‌جمهوری آقای خاتمی ایشان دستور دادند اسم این دریا، کاسپین باشد. ایشان از آقای بجنوردی که در آن زمان رئیس کتابخانه ملی بود درخواست می‌کند در این مورد تحقیقی شود و متاسفانه رئیس کتابخانه ملی با بد سلیقگی و کم کاری ذکر نمودند که در مکاتبات خارجی دریای کاسپین نوشته شود و در متون داخلی دریای کاسپین...

زمزمه های تغییر رسمی نام دریای شمال ایران عاملی شد تا استاد فقید، دکتر عنایت‌الله رضا(در گذشته در ۲۰ تیر ۱۳۸۹) ، مشاور مرکز دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی در این باره شروع به پژوهش کرد و نتایج این پژوهش ها را در کتاب «دریای شمال ایران» منتشر کرد. دکتر عنایت الله رضا از سال ۱۳۶۵ در مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی به عنوان مدیر بخش جغرافیا و عضو شورای عالی علمی فعالیت می‌کرد و قاطعانه می توان گفت که هیچ شخصی به اندازه وی صلاحیت نظر دادن در این باره را ندارد.


عده ای از پژوهشگران معتقدند نام کاسپین را دولت شوروی به دریای شمال داده و با تبلیغات پیاپی این نام را جا انداخته است. این فرضیه ها تا جایی ادامه پیدا می کند که زمزمه های نام گرفتن این دریا به نام دریای آذربایجان و قفقاز هم شنیده می شود! اقدامی که ظاهرا در راستای سهم خواهی های جمهوری آذربایجان از دریای کاسپی صورت گرفته است. اگر نگاهی به متون جغرافیایی جهان و نوشته‌های استرابو، هرودوت و داشته باشید، ردپای کاسی ها را در این آثار هم پیدا خواهید کرد. قومی که نام آنها حتی در در اصطلاحات زبان گیلکی های اصیل هم وجود دارد و به معنای معنی سفید رو استفاده می شود.
بنابراین واژه «کاسپین» نه تنها ریشه انگلیسی ندارد، بلکه نامی کاملا فارسی است! خسرو معتضد هم که این روزها رسانه ای ترین چهره تاریخ پژوهی ایران به شمار می رود، در تایید پژوهش های دکتر رضا می گوید: «دکتر عنایت اله رضا بعد از 10سال بررسی و تلاش ثابت کرده که نام واقعی دریای شمال ایران «دریای کاسپی» است. نقشه های قدیمی یونان باستان هم این گفته را تایید می کند».
خسرو معتضد با بیان این مطلب می گوید: «این نام گذاری ها یک اقدام سیاسی است و من قصد دارم، یک نسخه از کتاب دکتر رضا را برای مجله نشنال جئوگرافیک و یک نسخه را هم برای کتابخانه کنگره آمریکا بفرستم تا مشخص شود نام واقعی دریای شمال چیست».

کتاب « نام دریای شمال ایران» یکی از کتاب های ارزشمند تاریخی ایران و از مهمترین منابعی است که در آن به تفصیل نام حقیق دریای شمال ایران مورد بررسی قرار گرفته و مناسبترین و صحیح ترین نام آن به استناد مشخص شده است.

در بخش نخست استاد رضا نشان داده است که نام «مازندران» نه تنهای برای این دریا مناسب نیست بلکه برای خود استان تپورستان هم نامی است که در صد سال اخیر وارد فرهنگ و زبان ایران شده است و به عبارت دیگر در هیچ یک از متن‌های تاریخ‌نگاران و جغرافی‌دانان به کار نرفته است و تنها خود ایرانیان و آن هم به تازگی این نام را رایج کرده‌اند.

وی با بررسی ماخذهای متعدد مربوط به اوایل دوره اسلامی مانند خدای‌نامه‌ها، ‌شاهنامه فردوسی و کتاب‌های دیگری که به زبان پهلوی بوده و به مرور ترجمه و تفسیر شده‌اند، به این نتیجه رسیدند که اصلا سرزمین شمال ایران در طول تاریخ نام مازندران نداشته بلکه نخست تپوران و بعد‌ها در دوره اسلامی طبرستان نامیده می‌شده است. درحالی‌که مازندران نام ناحیه‌ای در شرق سیستان در شمال هند و در نزدیک ناحیه رود سند بوده است. دکتر رضا در توضیح انتخاب نامی که در زمان‌های گذشته برای هر دریا گذاشته می‌شد، اعتقاد داردکه از نوشته‌های قدیم می‌توان درباره چگونگی نام‌گذاری برای هر دریا اطلاع یافت. در آن زمان، دریا را به نام اقوامی که در ساحل آن زندگی می‌کردند، می‌گذاشتند. مثلا طبرستانی‌ها، گرگانی‌ها یا هیرکانی‌ها در قدیم در کنار این دریا بوده‌اند. به همین دلیل، اسم این دریا به نام‌هایی مانند هیرکانی‌ها، طبرستان یا دریای تپوران شناخته می‌شده است.
همچنین دریای گیلان، دیلم، آلبانی‌ها در قفقاز و دریای کاسپی نیز به این نام‌ها نامیده شده‌اند. اما ظاهرا بعدها، یعنی در سال 1316 و در دوران رضاشاه نام این دریا را بدون هیچ سند و زمینه تاریخی، طبق دستوری که معلوم نیست از کجا آمده و سند آن چه بوده است، دریای مازندران گذاشتند. در حالی که آن مازندران تاریخی اصلن در ایران نبود که در نزدیکی هند بوده و امروز هم دیگر وجود ندارد.
وی با تاکید بر منتفی شدن نام دریای مازندران به‌عنوان نخستین نام برای دریای شمال ایران پس از بررسی منابع قدیمی‌تر گفت: "پس از آن تصمیم گرفتم چگونگی پیدایش نام دریای کاسپین را بررسی کنم."

بر همین اساس در بخش دوم و سوم استاد رضا تاریخ قوم کاسپینان را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که نام دریای کاسپین در هیچ یک از منبع‌های پیش از اسلام دیده نمی‌شود و تنها در برخی متن‌های دوره‌ی اسلامی این نام به کار رفته است.
بر اساس این بررسی ها کاسپینها قومی بودند که در بخش میانی و جنوبی رود ولگا زندگی می کردند و در دوران انوشیروان خسرو عده ای از آنها به شمال قفقاز مهاجرت کرده و در این منطقه ساکن شدند؛ منطقه ای که اتفاقا فاصله زیادی هم با دریای شمالی ایران داشته است! این قوم که اوایل زندگی شبانی و کوچی داشت، بعد از مدتی دین یهود را پذیرفت اما آشنایی با این دین هم مانع از ادامه خوی نامتمدن و وحشی‌گر آن‌ها نشد. آنها مرتب به غارت‌گری و چپاول اقوام مجاور می پرداختند و خسارت‌های فراوانی به ساسانیان وارد آوردند.
در این باره مشخص می شود در دوره بنی‌امیه که حاکمان عرب، قفقاز را گرفتند، گروه مقابل کاسپین که با رم شرقی و بیزانس متحد بود، هنوز به‌طور کامل شکل نگرفته بود و غارتگری می‌کرد‌. تا قرن چهارم هجری قمری از نام کاسپین خبری نبود برای مثال در کتاب خوارزمی و سفرنامه ابن فضلان اصلا اسمی از کاسپین نیست. اما در دوره بنی‌امیه که سپاهیان مشترک مسلمان ایرانی و عرب به قفقاز لشکرکشی کردند، با کاسپینها درافتادند. این قوم از طریق رود کر به عرب‌ها حمله کرد و عرب‌ها به این دلیل که آنها از رود کر حمله کردند، گمان کردند‌ از دریا به این رود آمده‌اند، پس استنباط کردند که گویا این دریا، دریای کاسپین است به همین دلیل، آن را بر مبنای گفته‌ها بحر‌الکاسپین نامیدند. درحالی‌که این نام را بر چند دریای دیگر نیز گفته‌اند. کاسپینهای یهودی پس از آن به سوی اوکراین، مجارستان، لهستان و اروپای شرقی رفتند.
دگتر رضا اثبات می کند که در متون عربی ، اصلا نام کاسپین را تا قرن چهارم هجری قمری نمی‌بینیم. در متون اسلامی و غربی قدیم دو نام قدیم و مشهور هیرکانی‌ها یا گرگان که بعدها در دوره اسلامی عرب‌ها آن را جرجانیه نامیدند و کاسپی وجود دارد.

در بخش چهارم دو نام ایرانی این دریا که با قوم‌های کهن ایرانی پیوند دارند یعنی دریای هیرکان و دریای کاسپی بررسی شده‌اند.
کاسپی‌ها از هزاره دوم پیش از میلاد تا دوره ساسانی در جنوب غرب و جنوب دریای شمال ایران زندگی می‌کردند. این قوم که نام درست آن ها کاس بود، تا قسمت‌های مرکز فلات ایران هم نفوذ داشتند. به همین دلیل بسیاری از مورخان نام‌های کاشان و قزوین را هم برگرفته از نام این قوم می‌دانند.
مشاور مرکز دایر‌ه‌المعارف بزرگ اسلامی در توضیح نام کاسپی با اشاره به این‌که کاس‌ها از هزاره دوم پیش از میلاد تا دوره ساسانی در جنوب غرب و جنوب دریای شمال ایران زندگی می‌کردند، بیان می کند برتولت یکی از بزرگ‌ترین خاورشناسان جهان در نوشته‌هایش کاسپ را جمع کاس خوانده و نوشته است، اسم این قوم کاس بوده است. در گیلان هنوز هم این نام مانند کاس آقا و کاس خانم برای افراد سفیدرو وجود دارد. این اصطلاح هنوز در گیلکی وجود دارد. همچنین در متون جغرافیایی جهان در نوشته‌های استرابو، هرودت و دیگران، نام هیرکانی‌ها و کاسپی وجود دارد. وسیع نبودن گستره اقوام شرقی ایران برای نگه‌داشتن نام هیرکانی‌ها و تبدیل این نام در عربی به «جرجانیه» از دلایل متروک شدن نام هیرکانی در متون جغرافیایی غربی است و به همین دلیل، نام هیرکانی جای خود را به نام اصلی دریای شمال ایران، یعنی کاسپی داد. اما به‌طور کلی دو نام «هیرکانی‌ها» و «کاسپی» قدیمی ترین نامهای این دریا هستند و آنهارا باید اساس گرفت.
هکاتیوس میلتوس (Hecataeus of Miletus)، درگذشته به سال ۴۸۰ پیش از میلاد (دوران خشیارشا هخامنشی) از دریای شمال ایران با «دریای هیرکان» و «دریای کاسپی» نام برده است. هرودوت هم از دریای کاسپی نام برده است. هردوت پدر تاریخ در سالهای425 ـ 484 پیش از میلاد مسیح در متن زبان اصلی کتاب ارزنده خویش به نام «تواریخ» ان دریا را به تکرار دریای کاسان خوانده است؛ هردوت می‌گوید: «اما دریای کاس‌پی‌یان دریای دیگری است...
از سوی باختر این دریا تا کوههای قفقاز (کئوف کاس)...
از سوی خاور کاس‌پین (کاس‌پی) جلگه‌هایی است بی‌انتها و قسمت بزرگ این جلگه‌ها زیستگاه مردمی است که کوروش (بزرگ) قصد (ستیز) با آنان را کرد...»
دیگر مورخان به نقل قول از کنت گورث گزارش داده‌اند: «... دریای کاسان به دریای م‌اوتید متصل است...»
واسترابون نیز که بین سالهای 24 تا 64 پیش از میلاد می‌زیست، این دریا را به تکرار کاس پی می‌خواند.
نظر استاد بر این است که هیرکانیان در شرق و جنوب این دریا و کاسپی‌ها در غرب و جنوب این دریا می‌زیسته‌اند. وی هم چنین ارتباط قزوین و کاسپین را تایید نمی‌کند. ( باستان شناسان دیگری به نام هرتسفله و سر آرتور کیث در بررسی صنایع ایران متذکر می گردند که کلمه کاسپیان نام مردم فلات ایران زمین قبل از ورود آریایی ها می باشد و اضافه می نماید که کاسپی ها در اوائل هزاره چهارم وپنجم قبل از میلاد به کار کشاورزی اشتغال داشته و دانش کشاورزی از قلمرو کاسپیان به سرزمین های دیگر تا حوالی رودها ی سیحون وجیحون و از سوی دیگر به دجله وفرات سرایت کرده است.)
به اشاره استاد عنایت‌الله رضا، ویلهم بارتولد واژه کاسپ را صورت جمع واژه کاس اعلام داشته و متاسفانه واژه «پی» در (حتی در فرهنگ‌های دهخدا و دکتر معین) ناشناس مانده است؛ در حالی که در ادبیات پارسی‌باستان و زبان و ادبیات گیلکی واژه «پی» به معنای «آب» آمده است. واژه کهن‌تری که به معنای آب است، عبارت است از واژه اُ -EAU که در زبان کاسی هفت هزار ساله و زبان مکتوب سومری پنج هزار ساله و به زبان کهن تالشی و گیلکی و همچنین در زبان و ادبیات فرانسه که در زبان هند و اروپایی ریشه دارد.
"«کاسپین»، اصطلاحی است که فرانسوی‌ها و انگلیسی‌ها برای دریای شمال ایران به‌کار می‌برند و ایرانیان نیز به غلط آن را «کاسپین» می‌نامند. «کاسپین» چون با پسوند توسط انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها گفته می‌شود، «کاسپین» بیان می‌شود، درحالی که اگر بخواهیم با پسوند فارسی «کاس» را تلفظ کنیم، به دلیل گرفتن «یای نسبت» باید «کاسپی» بگوییم، همان‌گونه که بقیه کشورها این دریا را با پسوند خود بیان می‌کنند. نام دریای «کاسپی» در زبان یونانی Kaspia Thalassa، لاتینی Mare Caspitum و انگلیسی Caspian Sea است. اگر بخواهیم بصورت مفرد با پسوند فارسی، آنرا تلفظ کنیم، به دلیل گرفتن «یای نسبت» باید«کاسی» و یا «کاسپی» بگوییم، همان‌گونه که بقیهٔ کشورها این دریای را با پسوند خود بیان می‌کنند. در زبان فارسی نام دریای «کاسپی» در زبان یونانی Kaspia Thalassa، لاتینی Mare Caspium و در آلمانی Caspisches see در انگلیسی Caspian Sea است."

در فصل پنجم بررسی می‌شود که چه گونه نام کاسپین بر این دریا نهاده شد. در دوران اسلامی و پس از حمله‌ی عرب‌ها به قفقاز بود که آنان با قوم کاسپینان روبرو شدند و نام کاسپین را عرب‌ها به این دریا دادند وگرنه در نوشته‌های قوم‌های غیرعرب چه ایرانی و چه انیرانی این دریا «کاسپین» خوانده نشده است.
و در انتها نیز پیرو مستندات تشریح شده مجوعه ای از اسناد و نقشه های باستانی و قدیمی با ارزش تاریخی و علمی منتشر شده است.
استاد عنایت‌الله رضا:
"در ترجمه فارسی تعدادی از کتاب‌ها و نوشته‌ها، در برخی کتاب‌ها وقتی به نام مازندران برخورد می‌کنیم، با مراجعه به منبع اصلی متوجه می‌شویم، مترجم نام مازندران یا کاسپین را به‌جای نام کاسپی، طبرستان یا هیرکانی آورده‌است. درحالی که در هزاره دوم پیش از میلاد اصلاً کاسپینها وجود خارجی نداشتند. وقتی قومی وجود خارجی ندارد، به چه دلیلی کاسپی، کاسپین نوشته می‌شود؟ این کار سبب گمراهی خواننده می‌شود.
کاسپینان قومی بیگانه بودند که پیش از کوچ به نواحی غرب آسیا هیچ رابطه‌ای با دریای شمال ایران نداشتند، ولی کاسپی نامی ایرانی است و کاس‌ها از هزاره‌ی دوم پیش از میلاد تا روزگار ساسانیان در سرزمین ایران جنوب و غرب دریای شمال ایران زندگی می‌کرده‌اند.
آیا بهتر نیست به پیروی از اکثریت قاطع مردم جهان نام مشهور و پذیرفته‌ شده‌ی کاسپی برگزیده شود؟ همان گونه که نام «خلیج فارس» حقانیت تاریخی خود را کسب کرد و با وجود تطاول بیگانگان به عنوان نام رسمی خود به رسمیت شناخته شده نام ایرانی کاسپی نیز در دانش جغرافیای جهانی به عنوان نام اصلی و اشهر دریای شمال ایران شناخته شود.
نویسنده‌ی سطور از صدور حکم در این باره پرهیز دارد. ولی گمان می‌رود گزیدن نام کاسپی - که نامی ایرانی و باستانی است - به مراتب خردپذیرتر از نام کاسپین است. کاسپینان نه تنها ایرانی و یا از مردم بومی اطراف دریای شمال ایران نبودند بلکه کوچندگانی بودند که در تاریخ جهان نیز هیچ اثر فرهنگی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و حتا زبانی برجا نگذاشته‌اند." (صفحه 120)

جالب آن که در تمام اسناد بین المللی و همه ی زبانهای اروپایی این دریا به نام کاسپین (Caspian)، یادآور قوم ایرانی کاسپی، نامیده میشود اما در خود ایران این دریا به نام قوم وحشی کاسپین نامیده میشود!
مقاومت فرهنگستان زبان و ادب فارسی در مقابل تغییر نام این دریا عامل دیگری است که نام گذاری دریای شمال را چالش برانگیز می کند. چندی پیش بود که نسرین پرویزی معاون گروه واژه‌گزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی در گفتگو با خبرنگار ایسنا اعلام کرد: «نام مکا‌ن‌هایی که در زبان فارسی جا افتاده اند نباید تغییر کند(!!!). نام کاسپین در زبان فارسی جا افتاده و نمی‌شود آن را تغییر داد. ضمن این‌که بیشتر مردم از این که کاسپین نام یک قوم یهودی بوده است اطلاعی ندارند. بنابراین ضرورتی ندارد که این نام را تغییر دهیم. در غیر این صورت باید 2500 سال تاریخ را بیرون بکشیم و خیلی از اسامی مصطلح را تغییر دهیم که عملا این آشنایی‌زدایی امکان‌پذیر نیست».
خب خانوم پرویزی عزیز!!!
هنگامی که دنیا نیز این نام را پذیرفته است، پس دلیلی ندارد نامی را که به قوم و مردم‌سرزمین خود مربوط است، نپذیریم و اسم قومی که هیچ رابطه‌ای هم با دریای شمال ایران ندارد به کار ببریم! نام کاسپین نام درستی برای دریای شمال ایران نیست و نام مشهور، نام کاسپی است!!! این شمایید که بر خلاف ادعایتان بر خلاف مسیر جریان آب شنا کرده و سنت شکنی می کنید!!!
منبع: سیاهکل دات کام




:: برچسب‌ها: تاریخ گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/٢٤ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.