نوشته شده توسط : مهدی پور

یلدا، در مفهومی دیگر، به معنای زاد و زایش و در فرهنگ آریایی شب زادن مهر است. شب چله: چهل روز از زمستان که آغاز آن برابر است با اول جدی و هفتم دی ماه جلالی و بیست و دوم دسامبر میلادی است.

شاعران پارسی گوی زلف، چشم و دل یار را در سیاهی و روز هجران و جدایی و دوری را در درازی به شب یلدا تشبیه کرده اند. در باورهای آیین باستانی، یلدا، شب زاد و زایش مهر است، از این رو ریشه و پیشینه این باور به دیرینه ترین روزگار آیینی ایران باستان در آن سوی هزاره‌ها می‌رسد(به ایزد مهر و آیین مهر یا روزگار مهرپرستی آریاییان). یلدا اول زمستان و شب آخر پاییز است که درازترین شب‌های سال است و در آن شب یا نزدیک به آن آفتاب به برج جدی تحویل می کند و قدما آن را سخت شوم و نامبارک می انگاشته اند. در بیشتر نقاط ایران در این شب مراسمی انجام می شود.

مهر، کهن ترین باور آریایی است، چرا که آریایی از همان آغاز پیدایش از تاریکی نگران و هراسان بود و سخت می ترسید چرا که دیوها و ددها همه از تاریکی سر برمی آورند و در اندیشه گرفتن جان و خان و مان آریایی بودند و در آن شب های تاریک و بلند و پربیم و هراس، آریایی همواره چشم به افق داشت تا نخستین فروغ روشنایی سربرآورد و دیو و دد ناپدید شود. در هر صورت اقوام آریایی که همواره از تاریکی هراس داشتند بلندترین، سردترین و تیره ترین سال را جشن می گرفتند. روشنایی و گرمای معتدل را ایزدی و اهورایی می دانستند و تاریکی و سرما را اهریمنی.

در شب یلدا، به پاس گرامی داشت فروغ روشنایی و خورشید و ستیز با شومی و بدشگونی آتش می افروختند، گرد هم می آمدند، جشن می گرفتند، سفره می گستردند و میوه های تازه و خشک می آوردند. بی گمان این سفره رنگ و بوی دینی و آیینی داشت. بسیار گرامی و مقدس بود، از این مهر و فروغ روشنایی و خورشید، برکت می خواستند تا زمستان را به خوشی سپری نمایند. اینگونه بود که شب چله یا شب یلدا، میراث چند هزار ساله آریایی پدیدار شد، ادامه یافت و تا به امروز رسید. پس از دوران تاریخی و پیدایش آیین آریاییها، شب چله را گرامی داشتند و در گذشته ایرانیان میوه هایی را که تا آن شب سالم مانده بود با آجیل و خوراکی های دیگر فراهم می آوردند و همه با هم پاسی از شب را با شادی و سرور می گذراندند و با این شیوه به پیشواز چله بزرگ می رفتند که از فردای آن روز شروع می شد و تا جشن سده، چهل روز ادامه داشت. در این شب هر خانواده میوه هایی مانند انار، هندوانه، خربزه، سیب، انگور و به را فراهم می کنند و با خود به جشن شب چله می روند، در میان میوه ها، هندوانه از اهمیت بیشتری برخوردار است زیرا بعضی از آنان براین باورند که اگر مقداری هندوانه را در شب چله بخورند در سرتاسر چله بزرگ و کوچک یعنی زمستانی که در پیش دارند، سرما و بیماری بر آنان اثر نخواهد گذاشت. غیر از میوه گاهی آجیل شیرین و شربت نیز از خوراکی های شب چله است که تا پاسی از شب همه دور هم می نشینند تناول می کنند.




:: برچسب‌ها: آیین و رسوم گیلانی
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/٩/٢٩ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

رحلت پیامبر اکرم(ص) و امام حسن مجتبی(ع) و آفتاب هشتم امامت

حضرت علی ابن موسی الرضا(ع) تسلیت باد




:: برچسب‌ها: مناسبتها
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/٩/٢٩ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

ارمنی‌های گیلان بخشی از مردمان ارمنی تبار ساکن استان گیلان که غالبا در شهرهای رشت  و بندرانزلی زندگی می‌کنند. به زبانشان که ارمنی یکی از زبانهای هند و اروپایی است، سخن می‌گویند و پیرو دین مسیحیت از شاخه گریگوریان هستند. ارمنی‌های استان گیلان به لحاظ دینی جزء ۱۲ ناحیه تابعهٔ شورای خلیفه گری ارامنه تهران و شمال می‌باشند.

تاریخچه سکونت

ورود اولیه و سکونت ارمنی‌ها در نواحی شمالی ایران و استان گیلان به دوران حکومتی شاه‌عباس باز می‌گردد که در حدود ۲۴ الی ۲۷ هزار خانوار ارمنی جهت زراعت و پرورش کرم ابریشم به این منطقه کوچانده شدند، اما به علت بیماری‌های صعب‌علاج و ناسازگاری با آب و هوای شمال موجب مرگشان گردید که تنها پنج الی شش هزار خانوار از آنان باقی ماند. در همان دوران و امروزه مرکز تجمع و سکونت ارمنی‌ها در مرکز استان، رشت و سپس بندانزلی است، ولی در سایر شهرهای گیلان نظیر لاهیجان، لنگرود، رودسر، فومن وتالش نیز اقلیتی از ارمنیان در دوران گذشته سکونت داشتند. اشتغال آنان در بخش‌های تجارت، صنعت، ادارات دولتی، پزشکی، مشاغل آزاد و هنر بوده‌است.

ارمنی‌های رشت

ارمنی‌ها از قرن هفدهم به بعد در رشت سکونت دارند. که در قرن بیستم اوج شکوفایی ارمنیان بود که سبب تبدیل گشتن این شهر به عنوان یکی از مراکز مهم تجاری ارمنیان در زمینه ابریشم و برنج بدل گشته‌بود تبار و خانوادهٔ این گروه قومی ارمنی در استان گیلان به خانواده‌های تومانیان، اصلانیان، هورادانیان و گوسیکیان که از جمله خانواده‌های معروفی هستند که در این تجارت سابقه‌ای طولانی داشته‌اند. مراکز تجاری تومانیان و لیازانُف روابط تجاری گسترده‌ای با روسیه داشته‌اند، برمی‌گردند. در دهه‌های پنجاه قرن نوزدهم میلادی، حدود هشتصد ارمنی در رشت و چهارصد ارمنی در سایر شهرهای گیلان سکونت داشته‌اند. در سال ۱۹۳۴ میلادی حدود ۵۱۵ و در سال ۱۹۸۹ میلادی حدود ۴۳ خانوار ارمنی در رشت زندگی می‌کردند.

ارمنی‌های بندرانزلی

اجتماع و نخستین سکونت ارمنی‌ها از اواسط قرن هجدهم در بندر انزلی شکل گرفته‌است. در دورهٔ چهارم قرن نوزدهم میلادی هفتاد خانوار ارمنی در بندرانزلی سکونت داشتند که به دلیل بیماری‌های صعب‌العلاج نظیر طاعون و مالاریا از این شهر مهاجرت کردند. بعد از گذشت چند سال، ارمنیانی از منطقه قفقاز و آستراخان به انزلی و برخی از شهرهای ایران کوچیدند، که در سال ۱۸۷۴ میلادی حدود ۳۷۰ ارمنی در انزلی اقامت داشتند امروزه جمعیت ارمنی‌های به حدود ۲۳ خانوار و کمتر از ۵۰ نفر می‌رسد

از کلیساهای ارامنه در گیلان میتوان به کلیسای مسروب مقدس رشت (1966 میلادی)و کلیسای مریم مقدس بندر انزلی (1885میلادی ) را نام برد

رئیس شوارای خلیفه گری در رشت ادوارد هوسپیان و در بندر انزلی سیمون ترهوسپیان نام دارد

ازمدارس ارامنه در گیلان میتوان مدرسه ماریامیان (مریم مقدس) رشت و مدرسه وارتانانتس انزلی را نام برد .
 گوستان لهستانی بندر انزلی و گورستان ارمنی بوراق و انجمن فرهنگی ورزشی آرارات رشت نیز از گورستان ها و انجمن های ارامنه گیلان می باشد

از مشهورترین ارمنیان گیلان آرسن میناسیان معروف به موسیو آرسن، که وی نیکوکار و موسس اولین داروخانه شبانه روزی ایران و بنیانگذار اولین خانه سالمندان و معلولین کشور در شهر رشت می‌باشد. دیگر ارمنی معروف گیلان را می‌توان هراند میناسیان که در زمینه کارگردانی و تدوینگری سینما فعالیت داشت، نام بُرد.

منابع :

  1. ایرانیان ارمنی: وزن یک اقلیت در میان یک ملت
  2. خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران
  3. «ارامنه تهران». خلیفه‌گری ارامنه تهران. بازبینی‌شده در ۱۳۹۲/۰۲/۱۱.
  4. فصلنامه فرهنگی ارمنیان - پیمان‌آنلاین
  5. «ارمنیان و تئاتر رشت». فصلنامه فرهنگی ارمنیان - پیمان‌آنلاین، شماره ۳۸ - سال دهم - زمستان ۱۳۸۵. بازبینی‌شده در ۱۳۹۲/۰۲/۱۱.
  6. «کلیسای مریم مقدس (س)، بندر انزلی». درگاه کویر-معماری و بناها. بازبینی‌شده در ۱۳۹۲/۰۲/۱۱.
  7. «بازدیدمدیر میراث فرهنگی گیلان ازکلیسای ارامنه». شمال‌نیوز، ۹ دی ۱۳۸۶. بازبینی‌شده در ۱۳۹۲/۰۲/۱۱.
  8. «300 نفر از اهالی گیلان به مسیحیت گرایش پیدا کرده‌اند». آفتاب‌نیوز، ۸ تیر ۱۳۸۹. بازبینی‌شده در ۱۳۹۲/۰۲/۱۱.
  9. «یک جوان مسیحی در رشت مسلمان شدن». شمال‌نیوز، ۸ آبان ۱۳۹۱. بازبینی‌شده در ۱۳۹۲/۰۲/۱۱.



:: برچسب‌ها: ارامنه گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/٩/٢۸ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

بشار میلاش در موقعیت جغرافیایی N3653 E5012 در استان گیلان واقع است. آبشار سحر انگیز میلاش شاخص ترین، بزرگترین و زیباترین آبشار منطقه رحیم آباد است که در یک کیلومتری غرب روستای میلاش و در مسیر رودخانه میلاش قرارداشته و از کوه بندبن سرچشمه می گیرد ودرارتفاع  ۸۰۰ متری از سطح دریا و در۷۰۰ متری غرب رودخانه پلورود قراردارد.

روستای میلاش در ۳۰ کیلومتری بخش رحیم آباد و ۴۵ کیلومتری جنوب غربی شهرستان رودسر واقع شده واز روستاهای دهستان اشکور سفلی است. این آبشار به ارتفاع ۲۵ متر، عرض هشت متر و مساحت ۱۵۰ متر است، آب از شیب ۸۵ درجه به پایین بافـشار سرازیر می شود.

در تابستان هفت پره آبی دارد و عمق استخر آن تا۷۰ سانتی متر متغیر است. چون آب آن بصورت پلکانی سقوط می کند استخری عمیق پای آن ایجاد نشده است. درجه حرارت آب بین ۱۵ تا ۲۰ درجه سانتیگراد متغیر است و مساحت حوضچه آن ۳۰ متراست، صخره سنگی ایجاد شده در محدوده  آبشار ۳۲ متر است.

برای دسترسی به این آبشار از شهرستان رودسر به سمت رحیم آباد رودسر حرکت کنید. بعد از عبور از روستای زیار به دیو رود خواهید رسید. بعد از حدود 2 ساعت کوهپیمایی و عبور از باغهای فندق به آبشار میلاش می رسید.

منبع : وب سایت http://www.irandeserts.com




:: برچسب‌ها: روستا های گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/٩/٢٦ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

خانه های چوبی سوباتان که بخش مهمی از ساختار سنتی این شهرک زیبای ییلاقی بوده و در جذب گردشگردان نیز نقش بسزایی دارد در احاطه آهن و سیمان در حال نابودی است و نفسهای آخر خود را می کشد . ساکنین فعلی سوباتان به دلیل قابل دسترس بودن مصالح ساختمانی صنعتی و امکان حمل و نقل راحت آن ، اقدام به ساخت ویلاهای مدرنی می کنند که هیچ سنخیتی با ویژگیهای جغرافیایی این منطقه ندارد .

این خانه ها بر خلاف خانه های سنتی چوبی در تابستان گرم و در زمستان بسیار سرد بوده و در مقابل پدیده های طبیعی سوباتان از قبیل برفهای سنگین زمستان ، طوفانها و بورانهای شدید و تند بادها نیز همانند خانه های چوبی سنتی مقاوم نیستند .    

در زمانهای قدیم خانه ها را در سوباتان از چوب درختان جنگلی درست می کردند . برای این کار ابتداء ستونهای اصلی و اسکلت خانه را از چوبهای محکم جنگلی از قبیل بلوط ، آزاد و سردور که از استحکام فوق العاده ای برخوردار بود بنا می کردند ، سپس روی آنها را با چوبهای نازکتر که " پلک " نامیده می شد به فاصله بیست سانتی متر از دو طرف می پوشاندند

جهت دیدن تصاویر بیشتر لطفا به ادامه مطلب بروید




:: برچسب‌ها: خانه های روستایی گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/٩/٢٥ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

خبر اومَه تالش وَرَه هوایَه

غوربتی کا چمه دیلی خون بَ پایَه

بشَه پَیغوم بدییَه مرا یاری بوایَه

هنی یلدا اومَه چمه دیل چه هَوایَه


*************

زمستون اومَه هوا سَردی پِکرده

اسمون تار اَبه هوا وَری دَکرده

میرکه گلَه داری سَر سَردی دَمَرده

زمَه زمسونی میرکه گلَه رَحمی نِکرده

شعر : آقای علی رستم پور




:: برچسب‌ها: دوبیتی های تالشی
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/٩/٢۳ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

گیلان مهمترین تولیدکننده شکوفه‌های شفابخش در ایران

به گزارش خبرنگار مهر، برکت و حاصلخیزی در گیلان تنها به دشت ها منتهی نشده بلکه ارتفاعات این استان زیبایی شمالی چشمه ای از لطف و نعمت خداوند هستند.

گیلان با تولید 90 درصد گل گاوزبان کشور مهمترین تولید کننده شکوفه های شفابخش در ایران است، گل گاوزبان یک محصول گیاهی – دارویی در استان است.

سطح زیر کشت گیاه گل گاوزبان در گیلان 620 هکتار، میزان برداشت 320 تن و ارزش اقتصادی این محصول 320 میلیارد ریال است.

معاون تولیدات گیاهی سازمان جهاد کشاورزی گیلان دراین باره می گوید: شهرستان های پرورش دهنده گل گاوزبان در گیلان شامل رودسر، املش، تالش، سیاهکل و رودبار است.

ایرج بنیادی با بیان اینکه بیشترین محصول گل گاوزبان در رودسر برداشت می شود، افزود:سطح زیر کشت محصول گل گاوزبان در این شهرستان 450 هکتار، میزان برداشت 220 تن و ارزش اقتصادی 220 میلیارد ریال است.

گل گاوزبان گیاهی سراسر درمان است

وی همچنین اظهارداشت: ارزش، اقتصادی، غذایی و دارویی این گیاه باعث شده بسیاری از جوانان تحصیل کرده نیز به کشت گیاه گل گاوزبان مبادرت ورزند.

معاون تولیدات گیاهی سازمان جهاد کشاورزی گیلان گفت: به نظر می رسد توجه به توسعه کشت این گیاه پرفایده می تواند در رشد اقتصادی و سلامت کشور موثر باشد.

وی یادآورشد: اگر پروسه تولید محصول گل گاوزبان مکانیزه و بصورت علمی و مدرن فرآوری و بسته بندی شود موجب پویایی صادرات، اشتغالزایی، ارزآوری و همچنین افزایش درآمد کشاورزان را در واحد منجر خواهد شد.

بدون شک این گیاه دارویی پر فایده به رغم داشتن خواص دارویی فراوان، ارزش اقتصادی بالا، اشتغالزایی و ارزآوری بی بدیل متاسفانه در اذهان عمومی غریب است.

یک متخصص تغذیه در این زمینه می گوید: خواص دارویی گیاه گل گاوزبان می توان ضد درد، آرام بخش، تسکین دردهای عصبی، درمان بیماری های دستگاه گوارش و غیره باشد.

زهرا تکین فر به نحوه مصرف گل گاوزبان نیز اشاره کرد و افزود: دو قاشق غذا خوری گل گاوزبان خشک پنج دقیقه دم کرده و به مدت سه روز ( یک روز درمیان) مصرف شود.

وی ادامه داد: این گیاه به دلیل داشتن منیزیم از بیماری سرطان جلوگیری می کند.

این متخصص تغذیه گفت: ترکیبات شیمیایی موجود در گل‌ گاوزبان شامل ساپونین، موسیلاژ، رزین‌ ها، تانن ‌ها، کلسیم، پتاسیم و ویتامین C است.

وی افزود: گل ‌‌گاوزبان را به صورت تازه یا خشک، به شکل دم ‌کرده یا جوشانده می ‌توان مصرف کرد.

تکین فر یادآورشد: دم ‌کرده گل‌‌ گاوزبان برای درمان سرماخوردگی همراه با تب، تسکین سرفه، از بین بردن ورم حفره‌های بینی، گرفتگی صدا، تنگی نفس، درد گلو و درمان ناراحتی‌ های مجاری تنفسی بسیار مفید است.

راه اندازی صنایع مربوط به تولید و صادرات گل گاوزبان باعث اشتغال زایی و ارزآوری می شود

جهت خواندن مطالب بیشتر لطفا به ادامه مطلب بروید




:: برچسب‌ها: گیاهان دارویی گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/٩/٢٢ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

چند سال است ؟ نمیداند، اصلاً سال و ماه یادش رفته ، وقتی که ثانیه با سال برابر میگردد وقتی غربت و تنهایی در دلش آشیانه میسازد، وقتی اضطراب  و استرس یار همیشگیش میشود، آن وقت است که آتش به جانش میافتد وشعله های آن زبانه میکشدو میسوزد.

میسوزد از سرنوشت خود که چه نوشت؟ به یاد می آورید وقتی که بچه بود خانه اشان سوخت، تمام هستی و دار و ندارشان طعمه حریق شد و با  چشمان وحشت زده خود میدید که چگونه زبانه آتش ، را در محاصره گرفت و پدرم هم چگونه تلاشمی کرد اما بی فایده بود و به ناچار تسلیم شد .

تمام سرمایه و ثروتشان ، تمام هستی شان و تمام امیدشان نان آور خانواده یعنی پدر بود که راهسپار بیمارستان تهران گردید .

دستان کوچک خود را بالا می گرفت و با زبان کودکان برای پدر دعا می کرد حتی یادش می آید که به امام زاده اسحاق (ع) ،امام زاده ابراهیم و امام زاده هاشم (ع) برایش نذر کرده بود .

پدر می آید تمام رشته هایش را پنبه شده می بیند . می بینید که یک خانواده بدون سرپناه ، مریض و درمانده دارد . در می ماند و می ماند که چه کند یکی از دوستانش به او توصیه می کنند که یکی از بچه هایت را بفرست خونه فلان شخص که متمکن می باشد کار کند .

این پیشنهاد مسبب می شود که پدر با توجه به شرایط خانواده ، به زانو در بیاید و تسلیم گردد . چه خبر بدی بود ، کدام شاخه باید از درخت بریده می شد ؟ در دلها غوغایی برپا بود قرعه بنام من سیاه نام افتاد.

پدر گفت صغری باید برود ، نمی توانستم نه بگویم ، سکوت کردم و در سکوتم سوختم . حتی نتوانستم به چهره مادر نگاه کنم . وای مگر می شود از خواهر و برادر که تا دیروز باهم بازی می کردیم جدا شد و به جای دیگر رفت که اصلاً آنها را نمی شناختم . مات و مبهوت مانده و در دلم طوفانی بود اینکه چه می شود ؟

نمی خواهم از لحظه رفتن بگویم ،قصه پر قصه آن به وقت دیگر با یادآوری آن نمی خواهم بر زخم کهنه دلم نمک بپاشم . رفتم به خانه ای که همه چیزشان با ما تفاوت داشت . انگار من از کره دیگر آمده بودم . سخن گفتن آنها ، رفتارشان و حتی غذایشان با خانواده من فرق می کرد من که در خاک دیگر ریشه داشتم چگونه می توانستم در اینجا جوانه بزنم و رشد کنم ؟ نه نتوانستم ، نتوانستم آن فضا را تحمل کنم چون دل کوچکم را از مادر دور می دیدم ، چون چشمم دیگر نه برادری می دید نه خواهری . آه دیگر از نوازشهای پدر خبری نبود . می سوختم و می ساختم . اصلاً چاره ای نداشتم . باید تحمل می کردم تاحداقل شکمم سیر می ماند حاضر بودم هزار بار از گرسنگی بمیرم اما از خانواده جدا نشوم .

انواع و اقسام غذاها در خانه جدید بود اما من نمی توانستم لب بزنم . چاشنی تمام وعده های ناهار و شام من ،گریه دلم بود . چگونه می توانستم خوش بگذرانم در حالیکه یک تکه نان اضافه برای خانواده ام تحفه هندوستان و یا فرشته نجات بود بین زمین و آسمان گیر افتاده بودم اما همچنان لبهایم را گاز می گرفتم و تحمل می کردم . اما دلم جا دیگر بود و مغزم هم تابع دلم شده بود .

من فقط 12یا 13سال بیشتر نداشتم تحمل دوری و جدا ای از خانواده ، طاقتم را طاق کرده بود . سایده شدن روحم را تمام وجود احساس می کردم . به گمانم دو هوایی شده بودم خوب یک دختر بچه کوچک روستایی بودم . این موضوع سخت عذابم می داد تمام فکرو ذکرم خانه خودمون بود آیا می شد دباره صدای مادرم را بشنوم ؟ داشتم دیوانه می شدم . همین موضوع سبب شد که حواسم به کارم زیاد نباشد . خیلی عصبی و زود رنج شده بودم تا اینکه روزی ...

روزی در حیاط خانه صاحب کارم ، نمی دانم بچه اش که فقط 2یا3سال از من کوچکتر بود چیزی از من خواست و من هم ذهنم مشغول بود و اصلاً خواسم بهش نبود ، کارش را انجام ندادم و اوهم عصبانی شد به طرفم حمله کرد و من هم در حال خودم بودم آن بچه هولم داد. نمی دانم خودش عقب ، عقب رفت یا من هولش دادم که بچه به داخل چاه افتاد و آن بچه معصوم از دست رفت .

دنیا برسرم خراب گردید و چشمانم تاریک شد . مثل دیوانه ها فریاد می زدم ، از پا افتادم و جرئت نداشتم که چشمم را باز کنم ، قلبم مثل قلب گنجشک می زد و اشکم مثل ابر بهاری سرازیر بود . دیگر نمی توانستم تحمل کنم مگر چقدر می توانستم سنگ دل باشم که هم دوری از خانواده را تحمل کنم و هم اکنون باید شاهد پرپر شدن یک غنچه باشم .

درونم می سوخت و بیرونم یخ می زد . نمی دانستم چه کنم . هم آنجا ماندم . باز داشت شدم روزگار جوری برایم ورق زد که راننده رفتن این کودک معصوم پیش فرشته ها من باشم .

مدتها در بازداشت و پس از آن در مسیر دادگاه در رفت و آمد بودم . آه چقد برایم زجر آور بود که بایستم و پاسخ بدهم . بلاخره تصمیم گرفتم و گفتم من قاتل هستم ، به اصطلاح اقرار کردم . این اقرار کار خود را کردو رأی هم صادر شد .

ما اینجا ثانیه ها را سال حساب می کنیم اما شما 365 روز را یک سال می دانید . اجازه بدهید با سال شما حساب کنم من بیشتر از 20 سال اینجا هستم ، 20 سال رنگ خانه را ندیدم ، 20 سال زیارت امامزاده اسحاق (ع) در دلم مانده ، نمی دانم بازار امامزاده ابراهیم (ع) چگونه است ؟ آه چقدر دوست دارم گنبد امامزاده هاشم (ع) راببینم ؟ آخ چقد دلم برای صدای پرندگان تنگ شده ؟وای چقد دوست دارم آب دریا و رودخانه را لمس کنم ؟ آه خدای من چقد دوست دارم همانند زنان دیگر در کنار خانه و خانواده شان باشم ؟

من کودکیم نابود شد ، جوانیم در زندان سیاه گردید مانند هر دختر جوانی ، آرزویم بود لباس عروسی برتن کنم و شاد باشم اما لباس زندان تقدیرم شد . چه مجازاتی شدیدتر از این وجود دارد که کودکی ،جوانی و میانسالی یک زن مهر باطل بخورد .

اکنون در حال قدم گذاشتن به پیری هستم تمام آرزوهای دخترانه ام از بین رفته اما بازهم به فکر خانواده ام هستم پدرم کهنسال و مادرم زمینگیر شده است . آنها به من احتیاج دارند تا در این پایان عمر جرعه ای آب در دهانشان بریزم . آیا به این آرزو می رسم؟

شرمندگیم را به کمال می رسانم از طرف دعوا و شاکی محترم انتظار بخشش دارم از خانواده ی بزرگ راد و افشاریان حلالیت و کمک می خواهم . از آقای دکتر محمد باقر نوبخت که از اقوام شاکی می باشند ، انتظار دارم که فقط و فقط یک اشاره بفرمایند تا مرگ به پیری زندانی صغری نجف پور فرزند صفر اهل روستای نصیر محله شهرستان شفت ساکن زندان لاکان رشت خاتمه ندهد و این زن بیچاره تنها به آرزوی خود که الان خدمت به پدر و مادرش می باشد برسد . لااقل نه به خاطر اینروی سیاه بلکه به خاطر آن پدر و مادر بیمار و رنجور انجام دهند از همه هم شهریها و هم استانی های میخواهم برایم دعا کنند.چیزی در دستم نیست تا به عنوان سوغاتی بدهم فقط قطعه ای شعری روی دیوار سلول زندان نوشته ام و همیشه آنرا زمزمه می نمایم آنرا تقدیم می کنم . خواهش می کنم بپذیرید .

آی آدمها

آی آدمها که در ساحل نشسته شاد و خندانید

یک نفر در آب دارد می سپارد جان

یک نفر دارد که دست و پای دائم می زند

روی این دریای تند و تیره و سنگین که می دانید

آی آدمها که در ساحل بساط دلگشا دارید

نان به سفره جامه تان برتن ،

یک نفر در آب می خواهد شما را

موج سنگین را به دست خسته می کوبد ،

باز می دارد دهان با چشم از وحشت دریده

سایه هاتان راز راه دور دیده ،

آب را بلعیده در گود کبود و هرزمان بی تابی اش افزون

می کند زین آب ها بیرون

گاه سر ، گه پا ، آی آدمها

او ز راه مرگ جهان را باز می پاید ،

می زند فریاد و امید کمک دارد .

وقتی خبرهای مربوط به آمار زندانیان و خانواده های محروم آن ها در جامعه منتشر می شود، هریک از ما تاسف می خوریم و احیاناً سری تکان می دهیم و در دل آرزو می کنیم کاش در شرایطی بودیم که می توانستیم برای این افراد آسیب دیده کاری کنیم غافل از این که هر لحظه امکان دارد خود ما بر اثر حادثه یا رفتاری کاملاً اتفاقی به مجرم و سوژه تاسف دیگران تبدیل شویم.

درست در لحظه ای که دخترک بدون هیچ قصد و غرض قبلی و تنها بر اثر عصبانیت لحظه ای،آن کودک  معصوم  را هل داد، ولی مطمئنا هیچ قصد و غرضی نداشت .

بنده از تمام عزیزانی که فکر میکنند توانایی کمک به این عزیز را دارند  میتوانند نظرات و پیشنهادات خود را برایمان در قسمت نظرات همین مطلب ارسال نمایند تا شاید بتوانیم کمکی به این عزیز داشته باشیم .

پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمودند :

کسی که به برادر مسلمان خود کمک کند و او را از غم و اندوه برهاند، خداوند برای او ده حسنه می‌نویسد و ده گرفتاری را از وی برطرف می‌نماید و در روز قیامت شفاعت ده نفر را از او قبول می‌کند.

با تشکر از آقای امیدی ، وبلاگ لپوندان




:: برچسب‌ها: کمک به دخترک نصیرمحله ای
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/٩/٢۱ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

 اربعین حسینی و رخدادهای این روز

بیستم ماه صفر برابر است با روز اربعین شهادت امام حسین (ع) و یاران آن حضرت در صحرای کربلا در دهم محرم سال 61 هجری قمری... البته 40 روز از اسارت اهل بیت امام حسین (ع) نیز می‌گذرد... در این روز زیارت امام حسین (ع) مستحب موکد است.

 رخدادهای بیستم ماه صفر پیرامون واقعه کربلا به شرح زیر است:

1. اربعین سیدالشهداء(ع)

در چنین روزی 40 روز از فاجعه دردناک شهادت امام حسین(ع) و اهل بیت (ع) و اصحاب با وفایشان می‌گذرد. بر دوستان و شیعیان اهل بیت (ع) لازم است که با پوشیدن لباس مشکی، تعطیلی کار و برپایی مجلس عزا و شرکت در مجالس سینه‌زنی و ذکر مصیبت، این روز را تعظیم کنند.

2. زیارت جابر از کربلا

در این روز در سال 61 ه - ق "جابربن عبدالله انصاری" از صحابه پیامبر گرامی اسلام و همراهانش قریب به 40 روز بعد از شهادت امام حسین (ع) از مدینه به کربلا وارد شدند. او به همراه شخصی به نام "عطیه" قبر سیدالشهداء (ع) را زیارت کرد.

3. ملحق شدن راس مطهر امام حسین (ع) به بدن مطهر

نقل است که در این روز راس شریف امام حسین (ع) توسط امام زین‌العابدین (ع) از شام به کربلا آورده شد و به بدن مطهر آن حضرت ملحق شد.

4. بازگشت اهل بیت (ع) به کربلا یا مدینه

بنابر نقلی در چنین روزی اهل بیت (ع) از شام به کربلا بازگشتند همچنین بنا بر نقل دیگری این روز، روزی است که اهل بیت امام حسین (ع) از شام به مدینه آمدند.

ولی در ارتباط با آمدن اهل بیت حسینی(ع) در روز اربعین به کربلا، میان مورخان تفاوت راًی و گفت‌وگوست؛ مرحوم حاج شیخ عباس قمی در کتاب «منتهی الآمال» از سید بن طاووس نقل می‌کند که اهل بیت حرم حسینی(ع) در مسیر بازگشت به مدینه، نخست به کربلا آمدند و زمانی به آن‌جا رسیدند که جابربن عبدالله انصاری و گروهی از بنی هاشم به زیارت امام حسین(ع) و یارانش آمده بودند (و با توجه به این‌که جابر در بیستم صفر به کربلا آمد، بنابراین زمان ورود اهل بیت (ع) به کربلا نیز همان روز بوده است).

اما آن مرحوم با توجه به نقل دیگر مورخان و قرائن و شواهد دیگر، ورود اهل بیت (ع) را در بیستم صفر (اربعین حسینی) به کربلا بسیار بعید می‌داند و از شیخ مفید و شیخ طوسی نقل می‌کند که اهل بیت(ع) روز بیستم صفر از شام به مدینه مراجعت کردند.

منابع:

تقویم شیعه، عبدالحسین نیشابوری، انتشارات دلیل ما، 1387

مفاتیح نوین، آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی و همکاران، نوبت و سال چاپ: بیست و دوم 1389، ناشر: انتشارات امام علی بن ابی طالب(ع).




:: برچسب‌ها: مناسبتها
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/٩/٢۱ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

اگر گیجگاه کسی درد بگیرد یا حالت فشردگی پیدا کند، پشت سر او حرف می زنند (غیبت می کنند) که اگر این حالت در سمت چپ گیجگاه باشد بد او را می گویند و اگر در سمت راست باشد در مورد خوبی های او حرف می زنند و در این حالت آن فرد اسامی آشنایان را یک به یک گفته، هرگاه درد کم شد مشخص می شود چه کسی پشت سر او غیبت می کرده.

اگر بینیِ کسی بخارد پشت سر او حرف می زنند.

اگر سگ در حیاط خانه به صاحبش پشت کند پشت سر صاحبِ خانه غیبت می کنند.

اگر پشت سر آدمِ بد، حرف زدی و آن آدم همان لحظه پیدا شد می گویند :چو نامِ سگ بری چوبی به دست گیر

اگر کسی در آستان در خانه بنشیند و به یک طرفِ چارچوب تکیه کند باید تف گونه ای به پشت سر و جلو بیندازد وگرنه به او تهمت میزنند.

اگر کسی هنگام جارو کردن جارو را به پای کسی بزند باید تف گونه ای به جارو بیندازد وگرنه به او تهمت می زنند.

اگر نان را با چاقو یا قیچی ببرنند بد است

اگر در کفش مهمان فلفل بریزند بزودی از آن خانه میرود

اگر کسی شب با جوراب بخوابد شیطان او را می دزدد

اگر شب اطاق را جارو کنند فقر می آورد

اگر با کف دست روی لیوان بکوبند دعوا می شود

اگر کسی پلو را از دیگ در بشقاب بریزد باران می اید

اگر گوش راست کسی بخارد هوا افتابی میشود

اگر لب و لوچۀ بچۀ کوچک را ببوسند بچه لکنت زبان می گیرد

اگر در شبِ بارانی شغال زوزه بکشد و سگ جواب دهد فردا هوا آفتابی می شود.
---------------------
ذکر این نکته ضروری است که این باورداشتها مربوط به سالیان پیش بوده و آنها بر حسب اتفاقاتی که برای افراد پیش می آمده تبدیل به یک باور شده اند که اکثریت انها هیچ توجیه علمی ندارند و من اینجا تنها برای یادآوری و آشنایی شما دوستان با باورهای قدیمی، آنها را ذکر می کنم نه اینکه خود آنها را باور داشته باشم یا بخواهم به کسی تحمیل کنم.
سماموس خدای آشامیدنیها،

جمع آوری و تهیه: عاکف معززلسکو




:: برچسب‌ها: باورداشتها در گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/٩/٢٠ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

خانه "خواجه آوادیس" به سال ۱۸۹۵ میلادی ( 1274 خورشیدی) در زمان ناصرالدین شاه قاجار توسط “آوادیس هوردانانیان” بنیانگذار مدرسه مگردیچ. آ. هوردانانیان” واقع در خیابان سعدی رشت خریداری شده و در همین سال ساخته شده است ولی مالک و یا سازنده اولیه آن معلوم نمی‌باشد. آوادیس بناهای زیادی را در رشت می‌سازد از جمله خانه آوادیس که در چند کوچه بالاتر از این بنا و تا سالهای اخیر موجود بوده است. خواجه آوادیس این خانه و بسیاری از املاک دیگر خود را در زمان حیاتش وقف می‌کند، ولی بعدها این خانه به دلایلی فروخته می‌شود.
در سال ۱۹۰۵ میلادی این خانه توسط دختران و دامادهای مرحوم آوادیس به شخصی به نام “آوانِس آوانسیان” ارابه‌چی (که در اصل صاحب شرکت ارابه‌رانی بوده و بین رشت و تهران و دیگر شهرهای ایران ارابه‌رانی می‌کردند) فروخته می‌شود. وی دارای چهار پسر (که یک پسر در جوانی فوت می‌کند) و دو دختر بوده است. سه پسر وی بنامهای “آرادشس” و “هراند” و “موشق” بوده‌اند.
“آرداشس آوانسیان” (اردشیر آوانسیان) در سال ۱۲۸۴ شمسی* در رشت متولد می‌شود. در جوانی وارد نهضت جنگل می‌شود و در همان سالها از بنیانگذاران حزب کمونیست ایران می‌گردد. سپس در شوروی تحصیل کرده و وارد ایران می‌شود. وی از بنیان‌گذاران حزب توده در ایران بوده و مدتی رهبری شاخه‌ی جوانان حزب و نیز شاخه حزب در گیلان را بر عهده داشته است. در زمان قائله آذربایجان دبیرکل خلق آذربایجان می‌بود. هِراند از بنیانگذار روزنامه “آلیک” (معتبرترین روزنامه ارامنه در ایران) می‌گردد. موشق کارمند وزارت بهداری می‌شود و وکالت کامل را برای فروش این خانه به عهده می‌گیرد.
در سالهای ۲۰ شمسی این خانه به “طاطاووس ینوک آوانسیان” که از ناحیه قره‌داغ ارس باران به رشت مهاجرت می‌کنند فروخته می‌شود. طاطاووس این ملک را به اسم دو پسر خود به نامهای “هاراتبون” (آرتوش) و “روبیک” می‌کند. آرتوش در ۱۰ سالگی به همراه خانواده و در این خانه ساکن می‌گردند. طاطاووس در ابتدا به تجارت ابریشم در ایران می‌پردازد. بعدها به علت فعالیت در تجارت چوب، نمایندگی صنایع چوب اسالم در رشت را می‌گیرد. آرتدوش به علت فعالیت‌های خیرخواهانه به همراه مرحوم “میناسیان” جز هیأت امنای ارامنه رشت در دور سوم و مسئول روابط عمومی خلیفه‌گری ارامنه- در رشت- انتخاب می‌شود.

جهت خواندن مطالب بیشتر لطفا به ادامه مطلب بروید




:: برچسب‌ها: بناهای قدیمی گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/٩/٢٠ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

جوکندان با 32 روستا بزرگترین دهستان شهرستان تالش می باشد. از سمت شمال در ۵ کیلومتری شهر لیسار و از جنوب در ۵ کیلومتری شهر تالش (هشتپر) قرار دارد و از سمت شرق به دریای کاسپین از غرب به رشگاجی و اردبیل متصل است. بازار انوش محله با جمیعت 2500 نفر بزرگترین روستای این دهستان است.

این دهستان دارای زیارتگاه بقعه قدیمی " قوشه جد "، سید فضل اله (رح) از نوادگان شیخ صفی الدین اردبیلی (رح) که بنای آن قدمتی نزدیک به ۵۰۰ سال دارد، است.

ییلاقات بسیار جالب و دیدنی آسبومار، کرورنگی بیر، بوبناپشت، قازیو هونیو، رنگینه هونی که آرامگاه فیروز شاه زرین کلاه در این ییلاق می باشد، با گلهای بسیار زیبا که چشم هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کند. تالاب جوکندان بخشی از منطقه حفاظت شده لیسار محسوب می شود. این تالاب جزو تالاب های دریایی ساحلی است و یکی از تالاب های نادر در استان گیلان محسوب می شود. در کنار این تالاب چشم اندازهای زیبایی همچون جنگل های جلگه ای هیرکانی و جنگل های کوهستانی هیرکانی را می توان مشاهده کرد. مساحت این تالاب 238 هکتار است و در 7 کیلومتری شمال شهر تالش واقع شده است. ساحل قرق یکی از مناطق زیبای ساحلی شمال در این دهستان واقع است. ساحل جوکندان که همه ساله مسافرانی زیادی به آنجا می آیند. مسیر بسیار زیبای ترک محله به دیگولی برای کوهنوردی بسیار عالی است.

جوکندان به معنی جون کندون به زبان تالش حاکی از مشقتهای مردم در آبادانی این منطقه و نیز، جوی کندان بعلت تغییر مسیر رودخانه پی سرا جهت عبوراز زمینهای خان منطقه!

یکی از خطرناکترین و پرحادثه‌ترین جاده‌های اصلی کشور بین آستارا و تالش از این دهستان می‌گذرد و هر ساله در منطقه میانکیل (مایکل)حد واسط روستای تره تا چلونصر تصادفات شدیدی رخ داده و خسارتهای مالی وجانی فراوانی وارد می‌شود. که در حال حاضر این جاده در حال تعریض شدن است و یه بصورت اتوبان بین تالش تا آستارا مورد بهره برداری خواهد شد.

محصولات کشاورزی معروف جوکندان ازگیل، گیلاس، آلوچه، توتون، ترب، سیر، کیوی و برنج می‌باشد.که در سال 89 در حدود3000 تن معادل 20 میلیارد ریال فروش کیوی داشته که در سطح کشور یکی از مرغوبترین کیوی ها در منطقه جوکندان به عمل می آید.

چغرتمه، لونگی، واویشکا، انواع کوکو، میرزا قاسمی، تورش تره، مرغ محلی ، بوقلمون محلی و ماهی سفید بصورت شکم پر و انواع چاشنی بورانی بادمجان، بورانی اسفناج، زیتون پرورده، اشپل (خاویار ماهی)، ماهی شور، ماهی دودی ، کولی ، سیاه کولی و شاه کولی ... یکی از غذاهای اصلی و جاشنی های اهالی جوکندان است که برای مهمانیها تدارک می بینند.

اکثر مردم این دهستان و بخشهای مختلف آن به شغل کشاورزی وکاشت برنج مشــغولند و مدتی است که کاشت کیوی در بخش های مختلف این دهستان و همچنین در بخش های تالش بزرگ رونق گرفته واکثر مردم مرزاع برنج خود را تغییر کاربری دادند وبه علت مغرون به صرفه بودن کیوی این محصول را جایگزین کردندمحصولات کشاورزی معروف جوکندان ازگیل، گیلاس، آلوچه، توتون، ترب، سیر، کیوی و برنج می‌باشد.که در سال 89 در حدود3000 تن معادل 20 میلیارد ریال فروش کیوی داشته که در سطح کشور یکی از مرغوبترین کیوی ها در منطقه جوکندان به عمل می آید.

روستاهای ایران، عکسِ تالابِ جوکندان از نت

جمع آوری و تنظیم: عاکف معززلسکو




:: برچسب‌ها: روستا های گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/٩/۱٩ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور




:: برچسب‌ها: گالری عکس گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/٩/۱۸ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

این زیارتگاه بر روی قله ای با همین نام قرار دارد. نام این زیارت گاه در بین اهالی به صورت هایی چون شاگردَو ـ شاگردَوو و شاهی گردَو تلفظ می شود.

در ابتدای قله ای که این زیارت گاه در بالایش قرار دارد. سنگ بزرگی وجود دارد که دارای طاقچه مانندی ست. مردم سال ها پیش و بنا به سفارش برخی سادات منطقه گاه فقط تا همان جا می رفتند و بر می گشتند. در زمان فعلی و از چند دهه قبل برای زیارت تا محل اصلی مرقد و زیارت گاه می روند. اما وقتی می خواهند از کنار این سنگ بزرگ طاقچه دار بگذرند، چند قلوه سنگ کوچک را به نیت برآورده شدن آرزوهایی که در دل دارند به سوی طاقچه مورد نظر می اندازند و معتقدند اگر در ان جا بماند آرزوی شان برآورده می شود. گویا برای هر نفر ۷ سنگ مجاز است.

این زیارت گاه در مسیر جاده اسالم به خلخال قرار دارد. باید بعد از طی حدود سی تا سی و پنج کیلومتر از جاده اسالم به خلخال و بعد از عبور از ییلاق و بازار ییلاقی با نام اَسبَه وونی در جایی که کافه خدا بیامرز مَزَن قرار دارد به سمت راست جاده پیچید و حدود هشت کیلومتر به طرف دل جنگل های منطقه رفت.

متن : آقای شهرام آزموده




:: برچسب‌ها: اماکن زیارتی استان گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/٩/۱٦ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

روستای کلایه با قدمت تاریخی چند هزار ساله یکی از روستاهای توابع شهرستان رودبار زیتون می باشد که در بخش رحمت آباد شهرستان واقع شده است. زبان مردم آن کردی کرمانج می باشد که با کردی قوچان خراسان از یک ریشه می باشند.شغل اصلی مردم آن کشاورزی و دامداری می باشد.فاصله این روستا با برخی از شهرهای اطراف بدین شرح می باشد: با شهر توتکابن ۵کیلومتر با شهر رستم آباد ۶ کیلومتر با مرکز شهرستان (رودبار) در حدود ۱۶ کیلومتر و با شهر رشت که مرکز استان می باشد ۶۰ کیلومتر.دیگر روستاهای نزدیک به آن را می توان روستای کیابادـکیابادتخت ـنصفی ـ خاصکول ـو روستای پره را نام برد.همچنین این روستا با تپه معروف و باستانی مارلیک(محل کشف جام مارلیک و بقایای تمدن قوم مارد) که یکی از ۵ تپه مهم باستانی کشور ایران می باشد و در زبان محلی و عامیانه معروف به چراغعلی تپه می باشد در حدود یک کیلومتر فاصله دارد.
روستای کلایه تقریبا نیمه کوهستانی بوده و از سمت بالای آن مشرف به جنگل انبوه می باشد.در وسط جنگل رودخانه ای به نام کهن رود که از بهم پیوستن ده ها چشمه تشکیل شده است و دارای آبی خنگ وگوارا که قابل شرب می باشد در جریان است.کهن رود را در اصطلاح محلی و عامیانه کوری می خوانند.در بالا ی روستا و ضلع شرقی آن یک استخر طبیعی بسیار بزرگ وجود داردکه دارای قدمتی بسیار قدیمی بوده ودارای ماهیهای گوناگون می باشد.این استخر در فصل بهار و تابستان محل شنا و تفریح بچه هاست.

منبع :ر وستاهای ایران
عکاس :بهمن قاسمی




:: برچسب‌ها: روستا های گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/٩/۱٦ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

مرغ، اردک، مرغابی و ماهی شکم پر از غذاهای مرسوم و مورد علاقه شمالی ها است که در مراسم و میهمانی های شمال زیاد دیده می شود. سبزی های محلی که در این غذا استفاده می شود، در استان های مختلف شمالی متفاوت بوده و گاهی یک سبزی در هر استان به یک نام خوانده می شود. سبزی محلی و معطری که در استان گیلان به بسیاری از غذا ها و چاشنی ها اضافه می شود، چوچاق است که در مرغ و ماهی شکم پر هم استفاده می شود. در مرغ و ماهی شکم پر معمولا از ترکیبی از طعم های ترش و شیرین استفاده می شود. برای طعم ترشی از رب انار یا آلوچه، زرشک و آب انار و برای طعم شیرینی از کشمش یا رب انار یا آلوچه شیرین استفاده می شود. این غذا بسته به ذائقه افراد می تواند ترش، شیرین یا ملس باشد.

مواد لازم برای 6 نفر
اردک متوسط ....................................................... 1 عدد

سیر ................................................................. 6 حبه

سبزی معطر (چوچاق)، گشنیز و جعفری ..................... 250 گرم

گردوی سابیده ..................................................... 300 گرم

رب انار .............................................................. 2 قاشق غذاخوری

آلوی بخارا .......................................................... 100 گرم

زرشک ............................................................... 100 گرم

کشمش ............................................................ 100 گرم

ادویه (نمک، فلفل، زردچوبه و گلپر) ............................ به میزان لازم

زعفران ............................................................. به میزان لازم

کره یا روغن ........................................................ به میزان لازم

طرز تهیه

ابتدا داخل شکم اردک را تمیز کرده و شسته و آن را کنار می گذاریم. سیر رنده شده، گردوی سابیده، سبزی خرد شده و سایر مواد را مخلوط کرده و داخل شکم اردک را با آن پر می کنیم و شکم اردک را می دوزیم. سپس سطح خارجی اردک را زعفران دم کرده مالیده و اردک را در کره یا روغن کمی سرخ کرده و با یک لیوان آب و زعفران به مدت حداقل یک ساعت و نیم در قابلمه یا فر می پزیم. برای امتحان
اینکه اردک پخته است یا نه می توانیم یک چنگال را در ران اردک که دیرتر می پزد
فرو کنیم و نرم بودن آن را امتحان نماییم. این غذا را می توان با برنج یا نان سرو کرد...

منبع : گیلانه




:: برچسب‌ها: غذایی های گیلانی
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/٩/۱٥ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

جهت دیدن تصاویر بیشتر لطفا به ادامه مطلب بروید




:: برچسب‌ها: گالری عکس گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/٩/۱٤ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

شهرستان صومعه سرا از شهرستان های استان گیلان و در غرب گیلان واقع شده . از شمال به تالاب ، از جنوب به شهرستان فومن ،از شرق به شهرستان رشت واز غرب به شهرستان ماسال محدود است

جهت دیدن تصاویر بیشتر لطفا بهه ادامه مطلب بروید




:: برچسب‌ها: گالری عکس گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/٩/۱۳ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

بازارهای محلی همراه همیشگی تمام شهرها و بخش های گیلان از قدیم الایام تا امروز بوده ، مکانی که به قول معروف از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در آن یافت می شود ، یکی از این بازار ها دوشنبه بازار شفت می باشد .

شفت با دوشنبه بازارش  شهره عام و خاص میان بازارهای هفتگی می باشد ، چون تنها شهریست که در هفته فقط یک بازار بزرگ در آن برپا می شود و دیگر بخش ها و شهرهای کوچکش نیز بازارهایی جداگانه در دیگر روزهای هفته دارند اما نه به بزرگی  شفت  ، به عنوان مثال میتوان چهارشنبه بازار نصیرمحله ،یکشنبه بازار چوبر و ... را نام برد

به یقین می توان گفت تمام افراد بومی یا مهاجر ساکن در شفت حداقل همگی برای یکبار هم سری به این بازار بزرگ زده اند . مسافران عزیز هم که به شهرستان شفت  تشریف فرما می شوند نیز حتما اگر فرصتی برای توقف داشته باشند سری به این بازار زیبا خواهند زد .

یکی از مکان های این بازار ، مکان فروش ماکیان و طیور می باشد که در آن انواع  مرغ و خروس و اردک و غاز و بوقلمون و همچنین انواع تخم و جوجه های این حیوانات اهلی به فروش می رسد که بازار پر رفت و آمدیست و از صبح تا ظهر برپا می شود .

این گزارش تصویری از عرضه ماکیان در این بازار پر رونق تهییه شده است.

جهت دیدن تصاویر لطفا به ادامه مطلب بروید




:: برچسب‌ها: گالری عکس گیلان, بازار های گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/٩/۱۱ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

فردا خورشید دوباره طلوع خواهد کرد

طلوع خورشید نشانگر سلام آن است

طلوعی که نشان می دهد هیچ خداحافظی ماندنی نیست

جهت دیدن تصاویر بیشتر لطفا به ادامه مطلب بروید




:: برچسب‌ها: گالری عکس گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/٩/۱۱ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

نهضت جنگل وسردار جنگل

(به مناسبت فرا رسیدن نودوسومین سالگرد شهادت رهبر جنبش جنگل )

بی گمان قیام میرزاکوچک جنگلی ، از جمله جنبش یا نهضت هایی است که با اندیشه اسلامی و ضد استعماری و نه اهداف دیگر شکل گرفت . این جنبش که در قیام های تاریخ معاصر کشورمان از همه طولانی تر و ازتأثیر گذار ترین آنان بود ، با هدف مبارزه با فساد دوره قاجار و استبداد باقی مانده از دوره مشروطه و نجات ایران از دست بیگانگانی چون روس تزار و بریتانیا در رجب سال ۱۳۳۳ هجری قمری ( اردیبهشت ۱۲۹۴ شمسی) شکل گرفت و بعد از حدود هفت سال مبارزه و مقاومت ، عاقبت با نیرنگ و خیانت کمونیست ها و عناصر وابسته به انگلیس و نظامی گری سرکوبگرانه رضاخان شکست خورد و با شهادت ، رهبر آن در دوم ربیع الثانی ۱۳۴۰هجری قمری ( یازدهم آذر۱۳۰۰شمسی) به پایان رسید .
اما شناخت این نهضت که امروزه بازشناسی و باز کاوی آن بیش از پیش احساس می شود، بدون شناخت رهبر آن ناقص خواهد بود. رهبر این جنبش همانطور که ما می دانیم میرزا کوچک جنگلی بود که در اردیبهشت یا مرداد ماه سال ۱۲۵۷ خورشیدی از خانواده ای متوسط و مذهبی در محله ی استاد سرای رشت متولد شد. به استناد برخی منابع موجود ، نام اصلی او شیخ یونس بود، ولی از آنجایی که پدرش میرزا بزرگ نام داشت وی به میرزا کوچک معروف و نامبردار گردید . پدرش به قولی از ایل رشوند های الموت قزوین بود که بعد ها به رشت عزیمت نمود و به خدمت میرزا عبدالوهاب مستوفی به عنوان پیشکار امور دفتری در آمد . مادرش به قولی از اهالی منطقه ی فومن و یا شاید روستای زیده بود . همان روستایی که بعد ها میرزا رحیم خان جنگلی ( متوفای ۱۳۴۰) برادر کوچک میرزا کوچک ، بانویی از اهالی آن ، که دختر حسن خان آلیانی از رهبران جنگل بود را به همسری برگزید . اما میرزا کوچک پسر ارشد خانواده بعد از طی دوران کودکی ، تحصیلات مقدماتی را در مکتب خانه محل گذراند و پس از آن وارد مدرسه علوم دینی حاج حسن که در آن زمان در صالح آباد سبزه میدان رشت قرار داشت گردید و بعد هم به عنوان یک طلاب وارد حوزه علمیه جامع که در اول بازار زرگرها برقرار بود شد و چند سالی هم در مدرسه محمودیه تهران به تحصیل دانش پرداخت . میرزا کوچک چندی بعد در سال ۱۳۲۴ ه. ق ( ۱۲۸۵ ه . ش ) ، یعنی دراوایل دوره مشروطه خواهی و پس از تحصن مردم تهران در شهر ری ، شروع به فعالیت سیاسی کرد و در همان دوره در قیام آزادیخواهان رشت علیه پیمان شکنی محمد علی شاه قاجار در صف مشروطه طلبان جای گرفت و حتی در یکی از نبر دها در گمش تپه گرگان مجروح نیز گردید که او را برای مداوا به باد کوبه بردند . او بعد از معالجه به زادگاهش بازگشت که این بار توسط کنسول روس رشت به تهران تبعید شد. در تهران با اعضای هیئت اتحاد اسلام که بعد ها شعبه ای از آن را در گیلان راه اندازی نمود ، آشنا گردید و چندی بعد از راه مازندران و کجور خود را به رشت رسانید و در این شهر فعالیت های خود را به صورت مخفیانه از سر گرفت .
سردار جنگل در اول شوال سال ۱۳۳۳ هجری قمری ( ۲۱ مرداد ۱۲۹۳ شمسی) بود که با تنی از چند از دوستان و همفکران خود که در میان آنان حاج احمد کسمایی ( متوفای ۱۳۳۰) نیز دیده می شد، در جنگل های تولم استقرار یافت و نهضت جنگل را از همان تاریخ بنیان گذاری و رهبری نمود . میرزا کوچک از آن پس با یاران خود که عمدتاً از اهالی گیلک و از منطقه ی فومنات شمرده می شدند ، به جنگ و گریز با قزاق دولتی و روس ها پرداخت و در پایگاه هایی چون : کسما ، گوراب زرمیخ ، زیده و بعد ها ماسوله در رویارویی با قوای مسلح دولتی ادامه داد، تا اینکه عاقبت وقایع و حوادث بسیاری که پیش آمد و حوادث مسیر را تغییر داد ، موجبات تضعیف وی و یارانش فراهم گردید ، تا جایی که یارانش در اواخر یا کشته شدند و یا خود را به ناچار تسلیم حکومت مرکزی نمودند . خود میرزا هم بعد از مدت ها مبارزه و پایداری ، به ناچار با یار باقی مانده خود که یک افسر آلمانی بود از راه ماسوله و ماسال به طرف خلخال عزیمت کرد تا خود را به بانوی مقتدر خلخال رسانده و در فرصتی مناسب به جمع آوری یاران پراکنده خود بپردازد که متأسفانه در میانه راه در ناحیه ای میان ماسال و گردنه کدوک گیلوان خلخال در میان برف و کولاک و بر اثر سرمای شدید از پای در آمد و در چند قدمی یار با وفایش گائوک آلمانی جانش را در راه وطن از دست داد .
گفته می شود که هنوز نفسی داشت که به دستور یکی از خان های منطقه به نام محمد خان سالار شجاع و به دست شخصی به نام رضا اسکستانی سرش در محلی به نام خانقاه از بدنش جدا گردید که پیکرش در امامزاده گیلوان به خاک سپرده شد و سر هم بعد از آنکه چند روز در رشت برای عبرت دیگران به نمایش درآمد ، توسط خالو قربان کرد یار سابق و خائن او به تهران نزد سردار سپه برده شد و بعد هم در گورستان حسن آباد مدفون شد ، تا اینکه در شهریور ماه ۱۳۲۰ آن سر بهرشت اورده شد وبه تن ملحق ودر گورستان سلیمانداراب به خاک سپرده شد.
اما در رابطه با شخصیت و خصوصیات اخلاقی این روحانی مبارز و آزاده نیز بسیار نوشته اند ، اینکه سیمایی متبسم داشت و رفتارش همیشه آمیخته با تواضح بود . به اصول و فرایض دینی اعتقاد راسخ داشت و نماز و روزه اش هرگز ترک نمی شد . شاعر بود و ورزش را نیز دوست می داشت . از استعمال دخانیات بدش می آمد و اهل هیچ گونه مشروبات الکلی نبود . اهل فر هنگ بود و به همین خاطر مدارسی را در سطح منطقه فومنات راه اندازی کرد. مهمتر اینکه با غایت حجب و حیا زن نمی گرفت و به همین خاطر در سال های آخر عمرش بود که تأهل اختیار کرد و با بانویی از اهل گوراب زرمیخ ازدواج نموداما از وی صاحب فرزندی نشد . همسرش مرحومه جواهر خانم رضاپور به قولی بعدها ، به همسری شخص دیگر درآمد و پس از ازدواج و هنگام زایمان به همراه فرزندش که با خودت داشت ، در سال های ۱۳۰۸-۱۳۰۷ خورشیدی فوت کرد و در گورستان سلیمان داراب مدفون گردید . به این ترتیب هیچ فرزندی از ایشان باقی نماند اما نواده گان برادر زاده های میرزا امروزه هستند که با نام خانوادگی «جنگلی» شناخته می شوند.

جمع آوری مطالب : آقای کیوان پندی




:: برچسب‌ها: نهضت جنگل
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/٩/۱٠ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

دهستان شوئیل نام دهستانی در بخش رحیم آباد شهرستان رودسر ، استان گیلان در ایران است. براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال 1385، جمعیت آن ۳۱۴۶ نفر (۹۳۸ خانوار) بوده‌است.

شوئیل در ارتفاع 2000متری از سطح دریا قرار دارد و سر بر آستان سوری وملا خورشید یا خورشید شاه نهاده است .شوئیل در گذشته از آبادترین مناطق کوهستانی گیلان بود ، ملاکین رحیم آباد تا قبل از اصلاحات ارضی رژیم شاه جهت ، تفریح وجمع آوری محصول از ماه خرداد به شوئیل سفر وکوچ می کردند با روپوشی از تخته های کوتاه به لفظ محلی ( ست ) ومحوطه های بی درو دروازه وباغات صیفی کاری محصور شده با شاخه های درختان به لفظ محلی (چپر ) وداشتن حدود شصت الی هفتاد باب مغازه ، حمام ، پاسگاه ژاندارمری ، داروخانه ، دکتر ، دو مسجد ، مناظر طبیعی زیبا ، گردشگاهها (چاک9 ، چشمه ها مخصوصاً چشمه کبوتر خانی که در ضلع جنوبی شوئیل در آغوش جنگل مملو از راش در بلندی واقع شده است ، بسیارتماشایی وجالب شده وچشمه ی ویاسر هم به علت داشتن آبشار کوچک که محل آب تنی جوانان بود ، از اهمیت خوبی برخوردار است وشوئیل در بین تمام آبادی های بزرگ ومعروف آن مانند اُمام ، دیلمان ، پیرکوه ، شوک سنگ سرود ، کاکرود ، پرامکو، کجید وجوش ترین مناطق تابستان نشین کوهستانی بود در گذشته بهرتین انگورها ، زغال اخته ، گلابی ، گیلاس ، آلبالو قیسی ، حتی نمک معدنی وپیاز ، بادمجان ، زال زالک از رودبار از راه کوفکا گردنه معروف ، لبو وارد بازار شوئیل می شد .صیفی جات نیز از گیلان وارد می گردید وجه تسمیه شوئیل از نام شوئیل دهستان شوئیل به مرکزیت شوئیل عبارتند از :

ایمن ، توسه چالک –وربن – سورتقله – لات محله –بنان – مازگه –امیرمحمد – کیاسه –ایزوین – گراجی –دواب رئیسن – هسی کوه – بلکون – گیلانه –چمتو – سوخته کیش – خانه سرک – تکیشن – طلابنک – برمکو – اکبر آباد – صمد آباد – وگلخانی – زیراکی – دشتک – شوئیل –تازه آباد – دتوسر – تلکیان – کلکا لوس –لرده سلکابن سفلی – سلکابن علیا- سلکابن وسط- سراور سو- خرسند کلایه –مازو دره –رومدشت – کلاسر –گوره خافی –لسبو –شیرکوه –شرمدشت – شفیع آباد –خراسان سر- مومن زمینی – تکاس لته رود – برگام – لیلکی می باشد .




:: برچسب‌ها: جاذبه های گردشگری گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/٩/٩ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

جهت دیدن تصاویر بیشتر لطفا به ادامه مطلب بروید




:: برچسب‌ها: بازار های گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/٩/۸ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

جهت دیدن تصاویر بیشتر لطفا به ادامه مطلب بروید




:: برچسب‌ها: قلعه رودخان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/٩/٧ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

جاده امامزاده اسحاق شفت در یک روز پاییزی

پاییز 93

عکس : آقای هاشم




:: برچسب‌ها: گالری عکس گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/٩/٤ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

روستایی زیبا از شهرستان فومن است که همانند گیلان، زیبایی بکر و دست نخورده دارد. در فصول سال زیبایی خاص خودرا دارد. روستای خشکنودهان یکی از بزرگترین روستاهای شهرستان فومن است و تقریبا 10 تا 12 کیلومتر با مرکز شهر فاصله دارد. آب وهوای بسیار خوبی دارد و در فصول سال انواع میوه‌ها درآن پرورش و تولید می‌شود. خشکنودهان، دربخش مرکزی، درقلب شهرستان فومن و استان گیلان قرارگرفته و یکی از مسیرهای سفر به شهر تاریخی - باستانی ماسوله است. روستای باستانی و زیبای خشکنو دهان دارای دو قسمت می باشد که هر کدام چند محله را در بر میگیرد.

این روستای زیبا در اطراف خود به کوه و دامنه های سرسبز و شالی زارهای زیبا وحاصل خیز وصل است. چند سال پیش جشنواره بومی با نام "جشن خرمن" دراین روستا برگزار شد.

این روستا در گذشته "نوده یا نودهان" نام داشت اما در قرن معاصر خشک سالی عجیبی برای مناطق نزدیک و مجاور این منطقه پپش آمد که محصولات زراعی کشاورزان در خشکسالی سوخت و بار نیاورد و به خشکنودهان(خشک نودهان) تغییر نام یافت.

خشک نودهان یکی از بزرگترین روستاهای شهرستان فومن استان گیلان است. از امنیت وآسایش بسیار خوبی برخوردار است. اقتصاد در بازار خشک نودهان درجریان است و بسیاری از روستاها که مغازه های پراکنده و اقتصاد راکد و بسته ای دارند روستای خوش کنودهان از این اشکالات دور است.

روستای خشک نودهان مانند دیگر روستاهای استان گیلان به دو قسمت پایین یا اسلام آباد و خشک نودهان بالا که به نوعی مرکز خشک نودهان میباشد تقسیم شده است.

با روستاهای پشتیر و زیده، خانوانه، باغبانان، اشکلن، لولمان، سه سار، آلیان -عباس کوه و ماکلوان همسایه و نزدیک است و جاده آسفالت ارتباطی به تمام این روستاها دارد. فومن در دو مسیر به شهر باستانی ماسوله راه دارد که اولی از بخش یا شهر ماکلوان گذشته و دومی از مسیر خشک نودهان می گذرد.

شهریور سال 92 یک خمره بزرگ سفالی متعلق به دوران قاجاریه در روستای خشکنودهان شهرستان فومن از دل خاک بیرون کشیده شد. این خمره بزرگ بر اثر فرسایش تدریجی خاک و به صورت اتفاقی در مزرعه ابریشم پرند واقع در روستای خشکنودهان فومن کشف شده بود.

قدمت این خمره سفالی را به دوران قاجاریه عنوان شده و کار باستان شناسی و خاکبرداری از این خمره یک هفته به طول انجامید تا تمام ابعاد آن به صورت کامل مشخص شد.

این خمره ۱۳۰ سانتی متر ارتفاع و ۵۰ سانتی متر عرض دارد. این نوع خمره به عنوان نگهدارنده آذوقه و ذخیره غذا برای مردم منطقه مورد استفاده قرار می گرفت.

ویکی پدیا، خشکنودهان بهشتی زیبا، روستاهای ایران، صبح شفت، عکس از نت

جمع آوری و تنظیم: عاکف معززلسکو




:: برچسب‌ها: روستاهای فومن, روستا های گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/٩/۳ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

شکار ضمن تفریح بودن برای عده قابل توجهی از مردم گیلان، نوعی منبع درآمد برای روستاییان این منطقه نیز محسوب می شود .در گذشته شکار آهو ، گوزن ،و برخی از جانوران حلال گوشت دراین دیار صورت می گرفت که اکنون متداول نیست .اما شکار انواع پرندگان بومی ومهاجر در فصل پاییز و زمستان در رونق است .از جمله شکار انواع مرغابیها که با گذاشتن انواع و اقسام دام ها صورت می گیرد .
برای شکار مرغابی ها از روش درست کردن کومه ای به نام نما که شامل اتاقک نمابر و در کنار آن جایگاه پرچین شده ای برای نگهداری اردک ها است . کومه در نزدیک آبگیر قرار دارد که در انتهای دام (نما خال ) نهاده شده است .هنگامی که مرغابی ها بر فراز محوطه می رسند معمولا توام با صداست . نمابر اردکها را به پرواز در می آورد تا در هوا همراه آنها شده و آنها را به سوی آبگیر بکشاند .
پس از توفیق در این مرحله ، نمابر با انداختن گِلهای گلوله شده ی کوچک آنها را به سوی دام می راند . وقتی مرغابی ها همراه اردک در نزدیکی دام قرار می گرفتند ، نمابر با کشیدن طنابی که به دام متصل است ، دام را بر روی مرغابی ها می اندازد و سپس آنها را می گیرد . و سپس مرغابی ها را به بازار برده و به فروش می رساند تا جزیی از خرج زندگی خود را از این روش تامین کنند .

منبع : مهر




:: برچسب‌ها: دانستنیهای جالب از گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/٩/۳ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

دیلمان از مرکز رشت در فاصله 52 کیلومتری قراردارد و اگر تصمیم داشته باشید  برای یک تفریح یک روزه یا چند روزه به این منطقه سفر کنید می توانید از شهرستان سیاهکل مسیر جنوب شهر را در پیش بگیرید ونزدیک به 45 کیلومتر را سراسر در جنگل وکوهستان با جاده آسفالته مناسب طی کنید. البسه گرم ومناسب در فصل تابستان را فراموش نکنید.

جهت تصاویر بیشتر لطفا به ادامه مطلب بروید




:: برچسب‌ها: جاذبه های گردشگری گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/٩/٢ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.