نوشته شده توسط : مهدی پور

جواهر دشت گیلان *

مسیر دسترسی به جواهر دشت  :

 گیلان –رودسر- کلاچای- نرسیده به چابکسر دو راهی سیاهکلرود- جواهر دشت

عکاس : علی امید قائم




:: برچسب‌ها: گالری عکس گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۱۱/۳٠ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

جوراب یکی ازهنرهای دستی بسیار زیبا ی زنان سرزمین تالش با نقش ها و اسم های که برگرفته ازطبیعت زیبا واشیای دور اطرا ف خود نا م گذاری و ایده گرفته اند و این نقش های زیبا بکار رفته دراین جوراب زیبا عبار ت از شانه ،آریز،بال به گردن،،مشه پره.

طرز بافتن جوراب پشمی یا کاموایی تالشی با پنج میل.

برای بافتن جوراب تالشی ماسالی با میل های کوچک که تقریبابه بلندی سی سانت میباشد وپنج عدداست ابتدا دومیل را در دست چپ گرفته وبا دست راست نخ را به دور میل حلقه کرده وچهار تا دانه سر میگیریم وبعد دومیل را به حالت ضربدربه روی هم می آوریم وبا میل سوم شروع به بافتن میکنیم ودر همان رج اول که شروع بافت نوک جوراب از پنجه پا است در دوطرف میل یعنی هردومیل یکی اضافه میکنیم وداخل میل سوم میکنیم وبه همین صورت از کناره هر رج یکی اضافه میکنیم وچهار میلش میکنیم وبا میل پنجم می بافیم تا پنجه که حدود ده تا پانزده سانت است در اطراف کناری میل دوتا دوتا اضافه میکنیم تاپنجه تمام شود بعد تا تا پاشنه پا چیزی اضافه نکرده وعلامت پاشنه را که حدود ده تا پانزده عدد را نخ کرد ودررویش دوبار پانزده عددراسر گرفته می بافیم تا به اندازه ساق پا وقتی دهانه جوراب را در ساق کورکردیم دانه های پاشنه جوراب را داخل میل کرد میبافیم منتها این دفعه از دوطرف کم میکنیم تا به یک عدد برسد وسپس کورش میکنیم وجوراب ما آماده پوشیدن میباشد.
نگارنده زلیخا صبا

گردآورنده : مهدی پور (وبلاگ نصیرمحله)




:: برچسب‌ها: صنایع دستی گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۱۱/٢٩ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

من بودم وُ برادرم بود و برادر ِ دیگرم شب بود و وقت ِ خواب اما پدر با این که سواد نداشت از ما تکلیف ِ فردا را خواست که نشانش دهیم ما بی آنکه اندیشه کنیم او نمی تواند بفهمد که ما مشق نوشتیم یا نه همگی از ترس گفتیم :ننوشتیم

او با اینکه خسته بود نشست تا ما دور شعاع ِ نور ِ همین چراغ مشق فردا را بنویسیم دفترها را بیرون آوردیم ورق زدیم تا صفحه ای سپید پیدا کنیم وقتی دفترها آماده شد نوبت به مداد رسید برادر بزرگم یک مداد داشت که مغز نداشت برادر دیگرم مداد نداشت من هم همه ی مدادهایم را در مداد بازی باخته بودم پدر نگاهی به ما کرد که چرا نمی نویسیم؟

گفتیم مداد نداریم پدر عصبی شد که چرا مداد نداریم؟ ما در حالی که ترسیده بودیم
لکنت گرفتیم مادر وقتی احوال پریشان ما و عصبیت ِ پدر را دید جلو آمد و پرسید چی شده است؟

ماجرای نداشتن مداد برای مادر گفته شد مادر در حالی که دستی بر سر و روی ما می کشید وُ گفت:  من یک تکه مغز یا زغال مداد در صندوق دارم رفت و در ِ صندوق را باز کرد مغز یا زغال مداد را آورد و آن را در مدادی که مغز نداشت داخل کرد بعد با نخی نوکش را به بدنه ی مداد محکم کرد و آنگاه به ترتیب یکی یکی مشق هایمان را با مشقت نوشتیم و بعد خوابیدیم

احمد پناهنده ( الف. لبخند لنگرودی )

گردآورنده : مهدی پور : (وبلاگ نصیرمحله)




:: برچسب‌ها: داستان های گیلانی
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۱۱/٢۸ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

الاوه کردن شاید به گوش حتی بعضی از تالش هاویا گیلک های نسل جدید آشنا نباشند وندانند که آلاوه چیست وچه کاری را آلاوه می گویند.
در زمان های قدیم که خانه های گیلان و بخصوص سرزمین تالش کاه گلی بود واین خانه البته تابستانها خنک وزمستانها با یک منقل آتش گرم میشد .
زحمت رنگ ولعاب دادن این خانه ها باز بر دوش زنان زحمت کش تالشی وگیلانی بود این خانه هاکه اکثرا شامل چند اطاق بود سفید خانه بالا خانه که مخصوص مهمان بود وهیچوقت در ان آتش روشن نمی کردند که دودی وسیاه نشود و تلاره بنه کَ که اطاق زیر تلار بود ودود خانه که هم درآن پخت وپز میکردند و هم در این اطاق سقف کاذبی که به آن چَپر می گفتند برای خشک ودودی کردن شالی یا گردو که درآن چپر می ریختند وبعداز چند هفته کاملا خشک وماندگاریش زیادمیشد.
زنان پرتلاش تالش سفید خانه وبالاخانه را سالی یکبار بخصوص در هنگام عید با اهک که ان زمان چون رنگ وروغن نبود کوره های آهک پزی کارشان رونق فراوان داشت که فکرمیکنم این زمان دیگر نباشدداخل وبیرون را با اهک سفید می کردند. به این ترتیب که اهک را در تشتی میریختند وبا اب حل می کردند ودر ان قدری نمک میریختند وبعد بخاطر اینکه اهک دست آنها را نبرد و زخم نکند دستشان را با پارچه می بستند ونردبان می گذاشتند وبا یک جارو که به مخلوط آهک میزدند دیوارها را آهک مالی وسفید میکردند که به این کار ویشور آلاوه می گفتند .
واما دود خانه وایوان که به آن تَجر می گفتند را ماهی یکبار با یک نوع گِل زرد که به ان فل که خرده ریزه های شالی بود اضافه کرده بخاطر اینکه ترک نخورد وحالت چسبندگییش زیاد باشد زرده گیله آلاوه می کردند .
خاصیتی که ویشور آلاوه با آهک داشت این بود که خانه ها گذشته از اینکه سفید وحالت تازگی پیدا میکرد در حقیقت ضد عفونی هم میشد واین خانه ها کمتر مورچه یا ساس وسوسک که در این دوره فراوان است پیدا میشد وبا نوشدن سال یک بوی تازگی واحساس طراوت در خانه وکاشانه نیز نمودار میشد .

ویشور آشور استا عیده نزیکی
زرده گیلی آساین تَجَره سری
خَلا دِرزین تازه شیی شواری
عیده سلام نشین کفاینه سَری

متن ک سرکار خانمزلیخا صبا

گردآورنده : مهدی پور (وبلاگ نصیرمحله)




:: برچسب‌ها: آیین و رسوم گیلانی
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۱۱/٢٧ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

این ییلاق از معروفترین ییلاقات شفت می باشد که  در منطقه سیاهمزگی واقع است و دروازه ورود به بیشتر ییلاقات سیاهمزگی است. برای رفتن به این ییلاق باید ابتدا به روستای خرمکش سیاهمزگی بروید و با 4 ساعت پیاده روی ملایم به ییلاق شلمجار می رسید. البته تا نیمه راه از کنار دره رود سیاهمزگی می گذرید و تا دو ساعت صدای آب رودخانه را به مانند یک موسیقی گوش کنید.در راه هم برای خوردن یک چای کمی در کلبه سید استراحت کنید.

در نیمه اول سال همیشه یک مغازه ییلاقی باز است و برای استراحت و شب مانی و خوردن چای اتشی می توانید از آن استفاده کنید. در سالهای اخیر به خاطر احداث کمپ کوهنوردی فرهنگیان در بالا دست این ییلاق  معروف شده است. شلمجار به خاطر وجود گیاه شلم در این منطقه به این نام معروف شده است.

جهت دیدن تصاویر بیشتر لطفا به ادامه مطلب بروید




:: برچسب‌ها: گالری عکس گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۱۱/٢٦ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

با اینکه قلعه رودخان، مدت ها تخت سلطنت و مرکز حکمرانی حکام گیلانی بیه پس بوده، در متون تاریخی و جغرافیایی گیلان تا قبل از قرن دهم هجری نامی از این قلعه به میان نیامده است. تنها عبدالفتاح فومنی در کتاب تاریخ گیلان (ص183) یک بار از کوه قلعه رودخان یاد می کند و می نویسد: «امیره شاهرخ و کامیاب، پسران امیره سالار و بنی اعمام حسین خان بودند که به دستور حسن خان کهدمی در کوه قلعه رودخان کشته شدند.»

سلاطین اسحاقوند که از سال 550 تا 1002 ه - ق بر قسمت اعظم این مناطق حکمرانی داشته و نسبت خود را به اشکانیان می رساندند، از این قلعه با توجه به موقعیت دفاعی ممتاز و سوق الجیشی آن، به عنوان مقر فرمانروایی خود استفاده کرده و به دفعات در تجدید بنا و مرمت آن همت گماشته اند، به طوری که این قلعه در فاصله سال های 918تا 921 ه - ق به دستور سلطان حسام الدین امیر دباج بن امیر علاء الدین اسحاقی مرمت گردیده و از آن زمان به بعد، به نام "قلعه حسامی" نیز معروف شده است.

هدایت خان حاکم فومن، در سال 1175 ه- ق در زمان قیامش علیه کریم خان زند به تعمیر قلعه رودخان پرداخت و با تجهیز آن به توپ های جنگی، آن را برای دفاع از خود آماده نمود.

دکتر منوچهر ستوده در جلد یک کتاب "از آستارا تا استرآباد" قلعه رودخان را سومین بنا از بناهای عجیب هفتگانه گیلان معرفی کرده و می گوید: «من تاکنون دژی به عظمت و استحکام قلعه رودخان ندیده ام. تنها دژی که می تواند برابر همان قلعه باشد، قلعه اصطخر فارس است. دژهای خراسان و الموت رودبار و طارم زنجان در مقابل این دژ، بسیار کوچک و ناچیزند و شاید مساحت 10 یا 12 دژ، مساوی اراضی قلعه رودخان باشد.»

برای نخستین بار در سال ۱۸۳۰ میلادی آلکساندر شودزکو خچکو محقق لهستانی الاصل هنگام تحقیق در گیلان متوجه این قلعه شد و در یادداشت های خود موقعیت این بنا را به ثبت رساند. او درباره قلعه رودخان می نویسد: «دژی است بر بالای کوهی در قسمت علیای رودخانه ای به همین نام، بام آن سنگی است و طرفین ورودی دارای دو برج دفاعی مستحکم است و بر کتیبه سردر ورودی آن حک شده است که این قلعه برای نخستین بار در سال ۹۱۸ تا ۹۲۱ هـ.ق برای سلطان حسام الدین امیردباج بن امیر علاءالدین اسحق تجدید بنا شده است.»

گردآورنده : مهدی پور (وبلاگ نصیرمحله)




:: برچسب‌ها: بناهای قدیمی گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۱۱/٢٥ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

چَرخ‌ریسَک‌ها (کلکاپیس) پرندگانی هستند ریزجثه و ظریف به وزن تقریبی یازده گرم، درخت‌زی، بالارو، اکروبات، شاد، زیبا و فوق العاده فعال و پرجنب‌وجوش است و صدای بسیار زیبایی دارد.

بال هایش کوتاه و قلبش بزرگ و قوی است. از حشرات تغذیه می کند؛ طعمه را میان پنجه های پا گرفته، با فشار آوردن روی شاخه له کرده و می خورد. در میان پرندگان نغمه خوان از همه پرانرژی تر و در مقابل گرسنگی از همه کم طاقت تر است، بطوریکه بیش از ۲۴ ساعت نمیتواند گرسنه بماند؛ از این رو تلفات این پرنده در فصل زمستان قابل ملاحضه است.

در سوراخ تنه درخت آشیانه می سازد. اگر حفره درختی پیدا نکند، در سوراخ زمین، جعبه پست منازل و حتی در قوطی کنسرو خالی هم تخم می گذارد. در سال دو بار و در هر دفعه بین ۶ تا ۱۲ و گهگاه بیشتر تخمگذاری میکند.

دهقانان گیلان  کولکاپیس یا یاکولکافیس را زاده بلبل می دانند و عقیده دارند بلبل ماده هفت عدد تخم می گذارد که از میان تخم ها تنها یکی بلبل و بقیه کولکاپیس به دنیا می آیند.
این پرنده در شمال ایران نیز به وفور یافت می شود ودارای گونه های مختلفی میباشد.

جهت دیدن تصاویر بیشتر از این پرنده لطفا به ادامه مطلب بروید




:: برچسب‌ها: آشنایی با پرندگان گیلانی
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۱۱/٢٠ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

ماسوله یکی از آن مناطق کشورمان است که در هر چهار فصل سال، دیدنی و زیباست و گردشگران بسیاری را در زمانهای متفاوت به سوی خود میکشاند. تصاویری از طبیعت زمستانی آن را در ادامه ببینید

جهت دیدن تصاویر بیشتر لطفا به ادامه مطلب بروید




:: برچسب‌ها: گالری عکس گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۱۱/۱٩ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

جاده پونل به خلخال واقعا شاهکاری از طبیعت است  . زیبایی خیره کننده ارتفاعات ، مه زیبا همراه با سکوت زیبای طبیعت ، اسبها ، گاو و گوسفندهای زیبا و مراتع بسیار گسترده و چشم اندازهای خیره کننده همراه با نم نم بسیار ریز باران همه را بهت زده می کند. این جاده به لحاظ سرسبزی و زیبایی خاصی که دارد یکی از زیباترین جاده های توریستی کشور محسوب می شود.

جهت دیدن تصاویر بیشتر لطفا به ادامه مطلب بروید




:: برچسب‌ها: گالری عکس گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۱۱/۱۸ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

 

مرحوم میرزا احمد خان اشتری سیاستمدار ، نقاش ، خطاط وشاعر دوره پهلوی فرزند میرزا مهدی خان آشتیانی به سال 1260 خورشیدی در جوشقان اصفهان متولد شد وسرانجام در دی ماه 1333 در گذشت ودر صفاییه شهر ری به خاک سپرده شد . وی در رشته علوم سیاسی تحصیل نمود. در دوران مشروطه وارد وزارت عدلیه ( دادگستری ) گردیدودر زمان وثوق الدوله در سال 1298 خورشیدی برای مدتی حاکم گیلان شد ،تا اینکه حکومت را به میرزا کوچک سپرد
. وی در همان سال از طرف وثوق­الدوله مأموریت پیدا کرده که به رشت رفته با میرزا کوچک خان مذاکره و مصالحه کند. اشتری حکم را گرفته به سمت رشت حرکت کرد و در بدو ورود به ملاقات میرزا کوچک­خان رفته با او مذاکراتی را انجام داد. اشتری زبان نرم و کلام شیرینی داشت و از هر گونه خشونت در کلام و عمل دوری می­کرد و به همین دلیل وی فرد مناسبی برای مذاکره با کوچک­ خان به شمار می­رفت. مذاکرات بین دو طرف انجام شد و اشتری به پیشنهاد محترمین رشت و سفارش صدرالاشراف رئیس دادگستری رشت، به حکومت رشت منصوب گردید و از طرف وثوق ­الدوله رئیس ­الوزرا حکم حکومت او در رشت به او ابلاغ شدچندی بعد به روزنامه رعد به مدیر مسولی سید ضیا ء الدین طبا طبایی در تهران پیوست وبعد هم وارد فرهنگستان شد وحتی مدتی ریاست آن را نیز برعهده گرفت . وی در کنار سیاستمداری شعر نیز می گفت و"یکتا "تخلص میکرد . وی از شاگردان کمال الملک نقاش بود . فرزندش علی اشتری متخلص به " فرهاد " نیز از شاعران مهروف دوران خود بود.
احمد خان برادری به نام هادی خان نیز بوددر سال 1330 به مدت چند ماه استاندار تهران شد و از آن­جا انتقال یافته، به استانداری گیلان منصوب شد. اشتری برای مردم گیلان بسیار مفید واقع شد، به تمام شکایات و اعتراضات مردم رسیدگی می­کرد و به همین دلیل همه از وی راضی بودند و برخی درصدد پرونده­سازی و حذف او بودند.چون وی مزاحم چپاول­گری و خراب­کاری­های آن­ها بوده است. در دولت مصدق که لایحه تصویه کارمندان دولت مطرح شد، نام هادی اشتری جزء افراد بند الف که افراد شایسته و به درد بخور دولت را شامل می­شد، قرار گرف.] پس از چند سال که در گیلان مشغول ریاست بود، در سال 1340 در کابینه ­ی علی امینی به عنوان وزیر مشاور منصوب شد.

متن از آقای کیوان پندی

گردآورنده : مهدی پور (وبلاگ نصیرمحله)




:: برچسب‌ها: نهضت جنگل
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۱۱/۱٧ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

امروزه یکی از شاخه های علم مردم شناسی Cultural Anthropology که در جریان تحقیقات پژوهشگران این رشته در اجتماعات بومی مورد توجه وافری قرار می گیرد مردمشناسی جانوری است. این شاخه از معرفت اجتماعی به بررسی تعامل و کنش و واکنش انسان و حیوان در یک زیست¬بوم معین می پردازد. بررسی تأثیر و تأثّر متقابل بومیان و جانوران می تواند از منظر ارتقاء دانش انسانی در ابعاد و زوایای پنهان و منحصر به فرد یک فرهنگ، حائز اهمیت والایی باشد.
با این مقدمه می خواهیم به واکاوی و بررسی جایگاه یکی از این جانوران که مطابق متون و اسناد تاریخی و نیز ادبیات شفاهی و عامیانه رایج در میان مردم، در سرزمین گیلان مأوی و سکنی داشته و زندگی و موجودیت دام و طیور بومیان را تحت تأثیر خود قرار داده بپردازم این جانور همان شغال است که در زبان گیلکی به آن شال گفته می شود.
در بسیاری از مناطق روستایی، این جانور معمولاً در شبانگاهان به طیور و ماکیان اهالی حمله و بعضاً خسارات و زیانهای قابل توجی به آنها وارد می نمود. همچنین شغال (شال) بازتاب قابل توجهی در فولکلور و ضرب المثلها و ادبیات شفاهی و عامیانه گیلکی داشته و مضامین بسیاری از این باورداشتهای عامیانه را به خود اختصاص داده است که در ادامه بدان پرداخته خواهد شد.
در کتاب سفرنامه شمال ( گزارش چارلز فرانسیس مکنزی، اولین کنسول انگلیس در رشت از سفر به مازندران و استرآباد) گزارش قابل توجهی به قلم پخته و شیوای وی و ترجمه روان منصوره اتحادیه (نظام مافی) در توصیف شغالهای گیلان در بالغ بر ۱۵۰ سال پیش دیده می شود که در نوع خود جالب توجه بوده و عیناً در زیر نقل می شود مکنزی در ضمن خاطرات خود از حضور در این خطه در وصف شغالهای گیلان چنین می نویسد:
((در مجاورت خانه ما انباری از کاه ساخته بودند که طویله گاوها بود و برای استفاده سایر مستخدمین خالی کرده بودند گاوها برای جبران ناراحتی تا نیمه شب ما را بیدار نگه داشتند لانه مرغ و خروسها در فاصله ای ساخته شده بود و چندپا از سطح زمین ارتفاع داشت این لانه ها شکل عجیبی داشتند و اغلب از تنه خالی درختان ساخته شده بودند این کار محض احتیاط است چون پرندگان در معرض حمله شغالها که همه شب در حوالی دهات می گردند هستند در همه نواحی ایالات کاسپین بعد از غروب آفتاب و در شب زوزه عجیب شغالها شنیده می شود وجود آنها همیشه نمایانگر پایین رفتن درجه حرارت است ایرانیان می گویند شبی که شغالها زوزه می کشند و سگها جواب می دهند هوای روز بعد خوب خواهد بود
داستانهای عجیبی از جرأت شغالهای گیلان شنیده ام در هند معروف بود که فقط اجساد مرده می خورند ولی گیلانیها با این حرف موافق نیستند در حال حاضر شغالهای اینجا بزرگتر و قوی تر از شغالهای هندوستان اند. در نزدیکی رشت در کنار دریاچه ای به نام عینک (که به خاطر شباهتش به عینک، چنین نامیده می شود) شغالها می نشینند و با گستاخی، عابرین را نگاه می کنند و تا وقتی که به طرف آنها شلیک نشود حرکت نمی کنند در رشت سگ کم یافت می شود چون شغالها توله سگها را می خورند توله سگ زیبای دکتر هویزگ به همین سرنوشت دچار شد و شغالها آن را دریدند شغال در این حوالی آفتی است و آسیب فراوانی به باغات هندوانه می رساند – در بعضی نقاط کشیکچی هایی می گذارند که شب روی چهارپایه های بلندی می نشینند و با شلیک تیر و زوزه های ناموزون مانند زوزه حیوانات آنها را می ترسانند…))

جهت خواندن مطالب بیشتر لطفا به ادامه مطلب بروید




:: برچسب‌ها: فرهنگ گیلان, باورداشتها در گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۱۱/۱٥ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

 

نَنَه جان از اشتع قد قامتی را وا بمِرم

اشتع سر تا پا بی طلا بیگِرم

اشتع سس وا مرا خَیلی قشنگَه

مرا خلِه آده تا جان بیگِرم

**********

کوکو تی تی مَخون دیلم غَمینَه

انقَد نالَه مَکَه غَم در کَمینَه

بری کمتر ت هم غَریبی بُخَون

یَقین بزون مرا ام دنیا کو، مَردِه شیرینَه

*********

اشتع دیل دَریا مونو ، دیلم خشکَه زمینَه

اشتع خَندَه مرا چ دیل نشینَه

اشتع واسی دیلی ژَنم ب دَریا

ک اَ دَریا دیلَه مَردِه شیرینَه

************

زمستونه نَنَه ورف و بارونَه

چمع دیل غَم دارع هیچکی نزونو

بری دی یَس ت چمع آسمونی

هنته غَم وارع غَم دونه ب دونه

شعر : مهدی پور

زمستان 93




:: برچسب‌ها: دوبیتی های تالشی
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۱۱/۱٤ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

جهت دیدن تصاویر بیشتر لطفا به ادامه مطلب بروید




:: برچسب‌ها: گالری عکس گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۱۱/۱۳ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

(ماجرای جنگی که در دوره قاجار میان گیلانیان وروس ها روی داد)

جنگ موسوم به" پیله داربن "یکی از حماسه های مقاومت مردم گیلان در مقابله با اشغالگران است صدا و سیمای مرکز گیلان در اقدامی درخور تحسین در نظر داشت که این واقعه تاریخی را در قالب تله فیلم تولید کرده که از سرانجام آن اطلاعی در دست نیست. اما جنگ پیله داربن چه بود؟
در ۱۵ ربیع الاول ۱۲۲۰ ه ق مصادف با ۱۸۰۵ میلادی ژنرال تسی تسیانف فرمانده ارتش روسیه در جریان جنگ با ایران، یکی از افسران کارکشته خود موسوم به سرهنگ شفت را با ۱۲ کشتی جنگی، مامور تسخیر رشت کرد. کشتی های جنگی روس از طریق مرداب، وارد بندرانزلی شده و در یک حمله برق آسا و غافلگیرکننده این شهر را متصرف شدند نیروهای نظامی روس پس از اشغال کامل انزلی در اول ژوئیه برابر با چهارم ربیع الثانی همان سال پیربازار را نیز به تصرف خود درآورده و درآنجا اقدام به سنگرسازی نموده و در اقدامی ناجوانمردانه شهر رشت و ساکنان بی دفاع و غیرنظامی آن را زیر آتش سنگین توپخانه خود قرار دادند.

چون خبر تصرف انزلی و پیربازار به مردم رشت رسید اهالی رشت درحالیکه با یک دست قرآن و با دست دیگر شمشیر حمل می کردند کفن پوشیده پابرهنه در مساجد و معابر اجتماع نموده و برای جنگ با قوای اشغالگر روس اعلام آمادگی و از حاکم گیلان که میرزا موسی فرزند میرزا محمدرضای گیلانی بود خواستند که اسباب پیکار را دراختیار آنان بگذارد. میرزا موسی مردم را مسلح نموده و در جنگلهای بین رشت و پیربازار] واقع در روستای کنونی پیله داربن[ به کمین نظامیان روس نشستند.(غلامی گیلانی ۱۳۷۹) در این هنگام روسها که بی خبر از کمین مجاهدین گیلانی بودند با خیال راحت قصد عبور از پیله داربن و تصرف رشت را داشتند که خود را در محاصره مجاهدین مصمم گیلانی گرفتار یافتند که از هرطرف به سوی آنها آتش می گشودند. بنابر گزارش ناسخ التواریخ فقط سرهنگ شفت و عده ای معدود از یارانش از این معرکه جان سالم به در برده به انزلی فرار نموده و با استفاده از کشتی های خود گریختند و بالغ بر ۱۰۰۰ تن از نظامیان روس در پیله داربن قتل عام شدند.
این جنگ در گیلان به نام جنگ "گرده داری "معروف شده بود که مردم گیلان و رشت تا اوایل مشروطه با لذت و افتخار از آن یاد می کردند.
محوطه ای که اوج درگیری و جنگ در آن صورت گرفته درکنار جاده پیربازار به رشت در زیر درختی آزاد و تنومند بود و بعد از آن جنگ این منطقه تبدیل به روستای پیله داربن شده و احتمالا شهدای گیلانی این جنگ نیز درجوار آن مدفون شده اند.

جهت خواندن مطالب بیشتر لطفا به ادامه مطلب بروید




:: برچسب‌ها: تاریخ گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۱۱/۱٢ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

چوموش که درفارسی به آن چموش نیز گفته می شود، نوعی پای افزار ازجنس چرم ساده است. چموش کفشی کاملا بومی بوده که بیشترساکنان مناطق کوهستانی گیلان ازآن استفاده می کردند، اما اینک کاربرد خود را به کلی از دست داده است و تنها جنبه تزئینی دارد.

ازامتیازهای این پای افزار، سبک بودن و یکپارچگی آن و خنک نگه داشتن پا در فصول گرم و گرم نگه داشتن آن در فصول سرد می باشد.

چموش دوزی در مناطق کوهستانی گیلان اهمیت به سزایی داشته و این اهمیت را می توان در نام بعضی از روستاها یافت.

روستاهایی چون"چاموش دوزان" در"ماسال و شاندرمن" یا "چارق دوزی محله" در لاهیجان و یا "چاموش محله" در خانقاه ماسال موید این نکته است.

از گذشته تا کنون معروف‌ ترین چموش دوزان گیلان در شهرک تاریخی ماسوله بسر می‌برند و درگذشته بیشتر چموش‌های مورد استفاده مردمان این استان بخصوص اهالی منطقه فومنات(غرب گیلان) به دست آنان تهیه می‌شد.

نوع متداول چموش، دارای بند و تسمه‌های بلند است که به ساق پا پیچیده می‌شود که به"شکار چموش" معروف است و نوع دیگر فاقد تسمه و بند است ولی همانند نوع قبلی نوکی عقابی و برگشته دارد.

درتالش دو نوع چموش دوخته می شد که نوع مرغوب آن"ختنی" و نوع نامرغوب آن که از پوست دباغی شده دوخته می شد "مازرده" نام داشت. به مرور زمان که دوختن و استفاده ازچموش از رونق افتاد، نوعی دیگر از آن بوجود آمد که از لاستیک تهیه می شد و به آن "رزین چموش" می گفتند.

در کتاب سرزمین و مردم فومنات نوشته "کیوان پندی" آمده است: چموش را غالبا ازچرم ساده و بدون رنگ تهیه می‌کردند، اما اگر می‌خواستند که چرم را رنگ کنند، ازرنگ گیاهی همچون رنگ پوست انار استفاده می‌شده است. چموش اصیل را از چرم دباغی شده گاومیش برای مردان یا بز برای زنان می‌ساختند و به همین جهت در جاهایی که دوخت چموش متداول بود، تشکیلات دباغی و دباغخانه در حوالی چموش‌ دوزان وجود داشت.

درگذشته نه چندان دور و قبل رواج شیوه های نوین عمل آوری چرم، برای تهیه چرم مورداستفاده چموش، پوست گاو و بز را به دباغخانه آورده، اول آن را نمک می‌زدند، بعد درآهک می‌خوابانیدند، سپس موی آن را بر می داشتند و آنگاه در آب انار ترش پخته و درحوض می‌انداختند تا پوست رنگ بگیرد. بعد از آن چرم را روی تخت انداخته، لوله می‌کردند، سپس در آب فرو می‌کردند تا شوری آن برود، بعد در کنار هم آویزان می‌کردند تا هواخورده و خشک بشود. بعد از این مرحله پوست را صاف نموده مجددا در آب می‌انداختند،آن وقت آن را روی تخت خوابانیده، آن را 'شلفا' (یک نوع ضربه زدن به پوست) می‌زدندو محصول به عمل آمده را تحویل چرم‌فروشان و کفاشان می‌دادند.

گردآورنده : مهدی پور (وبلاگ نصیرمحله)




:: برچسب‌ها: صنایع دستی گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۱۱/۱۱ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور
روستای کلشتر در فاصله سه کیلومتری شهر رودبار و در کوهپایه کوهستان البرز غربی و در ارتفاع پانصد و پنجاه متری از سطح دریا و مشرف برشهر رودبار واقع شده است....
این روستااز لحاظ فرهنگی،اجتماعی و حتی مناظر دیدنی و در بسیاری موارد دیگر با شهرها و روستاهای اطراف متفاوت است که هرکدام رادرجایگاه خود بررسی می کنیم . کلشتر از جنبه تقسیمات کشوری دهستان محسوب می شود . شهرهای رودبار ، منجیل ، لوشان و31 روستا نیز زیرمجموعه دهستان کلشتر می باشند . همین امر کافیست تا به موقعیت خاص این روستا نسبت به شهرها و روستاهای اطراف پی ببریم . در این نوشته سعی شده است که ویژگیهای کلی روستای زیبای کلشتر به صورت مختصر و مفید بررسی شود .

روستای کلشتر از نظر مناظر دیدنی به خاطر موقعیت کوهستانی و وجود درختان همیشه سبز مثل زیتون و کاج در چهار فصل سال زیبا و دیدنی است . در بهار و تابستان این زیبایی چندین برابر می شود . درون بافت مسکونی روستا تعداد زیادی چشمه و نهر آب وجود دارد . آبشار زیبایی که بیش از بیست متر ارتفاع دارد یکی دیگر از مکانهای دیدنی روستا به شمار می رورد . روستای کلشتر به دلیل شرایط خاص ، مساحت عمده جنگلهای منطقه رابه خود اختصاص داده است . جنگلهای پر درخت و بکر در ارتفاع 1000 متری از سطح دریا و کوه آسمانسرا با دشتی زیبا با علفهای بلند و سبز در ارتفاع 1900 متری از سطح دریا یکی دیگر از نقاط دیدنی روستای کلشتر می باشد . یکی از ویژگی های مهم روستای کلشتر وجود تعداد زیاد چشمه های پرآب ، با آب بسیار سرد و گوارا می باشد که این روستا را از روستا های دیگر متمایز می کند. آب شرب و کشاورزی روستا تماماً از این چشمه ها تأمین می شود و آب مازاد بر مصرف برای آبیاری زمینهای کشاورزی روستاهای اطراف جاری می شود . چشمه بار (چیمه وار ) از بزرگترین و زیباترین چشمه های آب موجود در کشور است . از ویژگی های این چشمه می توان به سرمای خیلی زیاد آب حتی در تابستان اشاره کرد . مهمتر ازسرمای زیاد آب موضوعی است که اخیراً بیشتر به آن پرداخته می شود و آن سبک بودن آب از لحاظ وجود املاح می باشد که طبق آزمایشات انجام شده نتیجه گرفته شده که آب این چشمه حتی از آب معدنی دماوند هم سبک تر است .

منبع وب سایت کلشتر عشق من
عکس :جواد سحربان
گردآورنده : مهدی پور وبلاگ نصیرمحله




:: برچسب‌ها: روستا های گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۱۱/۱٠ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

عکس : آقای مقداد قلی زاده




:: برچسب‌ها: گالری عکس گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۱۱/٩ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

شهرستان ماسال و بخش شاندرمن با جاذبه‌های گردشگری و طبیعت زیبای خود همواره مورد توجه مردم استان گیلان و دیگر گردشگران و مسافران کشور قرار داشته و دارد.

شهر زیبا و کوهستانی ماسال و بخش شاندرمن دارای چشم اندازهای دلنشین بسیاری است. از جاذبه‌های گردشگری این منطقه، منطقه جنگلی تاسکو، ییلاقات خوش آب و هوا و بقاع متبرکه متعدد است.

مهم‌ترین هدف محور ییلاقی شاندرمن ییلاق دشت النزه‌ است. دشتی سرسبز و پهناور که از همه طرف با کوه‌های سرسبز احاطه شده است.

روبروی این دشت بقعه امامزاده ابراهیم النزه قرار دارد که تا آن جا ۵ دقیقه پیاده روی دارد.

در پای بقعه درخت کهنسال افرایی دیده می‌شود که بالغ بر ۲۰۰ سال از عمرش می‌گذرد. به این درخت، نخ‌های رنگی، پارچه سبز رنگ و تکه سفال آویزان شده که نوعی نذر محسوب می‌شود. در حیاط بقعه یک شیر آب وجود دارد، ساختمان بقعه چوبی و بسیار کوچک و قدیمی می باشد، ضریحش بسیار کوچک ، ساده و پوشیده از پارچه‌های سبز است، که چندین چراغ بر روی آن تزئین شده. روبروی این بقعه چشمه زیبا و بزرگی دیده می‌شود.

عکس :مجید شهبازی

گردآورنده: مهدی پور ( وبلاگ نصیرمحله)




:: برچسب‌ها: گالری عکس گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۱۱/۸ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

جهت دیدن تصاویر بیشتر لطفا به ادامه مطلب بروید




:: برچسب‌ها: گالری عکس گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۱۱/٧ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

این نان سنتی بسیار خوشمزه را ییلاقی های قدیم برای عصرانه درست میکردند شاید در نظر بخاطر نامش جالب نیاید ولی این نان خاصیت درمانی داشت بخصوص برای بچه ها چون از دل درد ومسمومیت های کوچک غذایی بخاطر پختن این نان در زیر خاکستر جلوگیری میکرد..

طرز تهیه وپخت این نان

آرد گندم را به اندازه ای که دوتا عدد نان بزرگ ازش در بیاد با اب و نصف قاشق نمک بصورت خمیر در می آوردندوگوله کرده و در سینی خمیر را پهن کرده وصاف میکردند البته نان های ییلاقی هیچ کدام به اندازه نان های تنوری نازک وخمیرش را شل نمی گرفتند .

دراین موقع که آتش دان یا (کیله کا چاله را که در آن اتش فراوان درست کرده بودند ودارای خاکستر داغ بود ه اتش را کناری زده وخمیر درست کرده بصورت نان را در زیر خاکستر گذاشته ورویش را خاکستر داغ میریختندوبعداز چند لحظه نان را از زیر خاکستر در اورده روبروی آتش به انبرک تکیه می دادند تا بیشتر مغز پخت شده ورویش برشته تر گرددوبعد با عسل وکره ویا روی کره شکر میریختند وعصرانه لذیذ را نوش جان می کردند

نگارنده زلیخا صبا

گردآورنده : مهدی پور (وبلاگ نصیرمحله)




:: برچسب‌ها: شیرینی های گیلانی
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۱۱/٦ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

در بیرون کومنى در دشت‌هاى «میارکشه»، ‌بقایاى یک گورستان باستانى به چشم مى‌خورد. در کنار آن، مجموعه‌اى از گورهاى دورهٔ ساسانى جلب‌نظر مى‌کند. کشف چند سکهٔ نقره (دِرهَم) مربوط به اواخر دوران ساسانى از هرمز چهارم (۵۹۰ - ۵۱۸ میلادی) و یزدگرد سوم (۶۵۱-۶۳۲ میلادی) که در چند گور در زیر پیکر مردگان دفن شده بود، تاریخ قطعى این گورستان را روشن ساخته است.

در گورستان میارکشه، به جز سکه‌هاى نقره که در زیر سر مردگان گذاشته شده بود، اشیاء و وسایلى مانند ظرف‌هاى سفالى سادهٔ بى‌لعاب به رنگ‌هاى خاکسترى، قرمز، آجرى و نیز انواع سلاح‌هاى آهنى و مفرغى مورد استفادهٔ آن روزگاران شامل خنجر، شمشیر، سپر و پیکان در اندازه‌هاى مختلف و همچنین مهرهاى زینتى شیشه‌اى یا دیگر سنگ‌هاى تزئینى، ‌دستبندهاى مفرغى و گوشواره‌‌هاى فلزى پیدا شده است.

بیشتر قبرها، گودال‌هایى هستند که در زمین کنده شده‌اند. براى پوشش روى گورها، از سنگ‌هاى لاشه‌اى لایه‌لایه استفاده شده است. اجساد بیش‌تر به پهلوى راست و به حالت چمباتمه به خاک سپرده شده‌اند و دست‌هایشان روى هم قرار دارد. اشیاء‌ درون گورها، بالاى سر مرده و در مقابل صورت آن قرار داده شده‌اند.

عکس و متن از نت
جمع آوری و تنظیم: عاکف معززلسکو




:: برچسب‌ها: اماکن تاریخی و باستانی گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۱۱/٥ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

عکس : آقای ساسان سنایی




:: برچسب‌ها: گالری عکس گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۱۱/٤ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.