نوشته شده توسط : مهدی پور

آغاز سال تحصیلی نو را که سرآغاز رویش و طراوت در بوستان عشق و محبت است به تمامی معلمان ارجمند و  فرهیخته و دانش آموزان جویای دانش و معرفت تبریک می گوییم و از خداوند منان برای تمامی عزیزان توفیق روز افزون همراه با شکوفایی و سربلندی مسئلت داریم.




:: برچسب‌ها: مناسبتها
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/٦/۳٠ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

زیاده‌روی در مصرف هیچ‌کدام از چای‌ها مفید نیست ولی آنچه شامل همه‌ی آن‌ها می‌شود این است که انواع چای‌ها خاصیت ضد پیری دارند.

چای گیاهی

دلایل زیادی وجود دارد که ما از یک فنجان چای داغ لذت ببریم. ما عطر گونه‌های مختلف چای را دوست داریم، در دست گرفتن یک لیوان چای داغ و مزه مزه کردن آن یک راه عالی برای رسیدن به آرامش است و مهم‌تر اینکه پس از گذراندن یک روز پر دغدغه بهترین معجون برای رفع خستگی و تجدید قوای جسمی است.

در بین چای‌ها خصوصاً برای ما ایرانی‌ها به ‌طور کلی می‌توان گفت نوشیدن چای معمولی طرفداران زیادی دارد. اما به جز چای معمولی چای‌های گیاهی دیگری هم هستند که جنبه دارویی دارند و خواص آن‌ها درمان بیماری‌های متعددی را موجب می‌شوند. در ادامه گونه‌هایی از چای‌های گیاهی به همراه خواص آن‌ها را برای شما بازگو می‌کنیم.

چای گل گاوزبان و سنبل الطیب (طبیعت گرم و تر)

خواص:

آرام‌بخش اعصاب، خواب‌آور، ضدسردردهای عصبی، ضدسودا و صفرا، ضدقولنج و اسپاسم، ضدتشنج و صرع، تقویت‌کننده قوای جنسی
طرز تهیه:

۴ قاشق چای‌خوری گل گاوزبان یا ۱ قاشق سنبل الطیب به‌علاوه ۱ عدد لیموعمانی

چای بادرنجبویه (طبیعت بسیار گرم)

خواص:

در بعضی مزاج‌ها بالابرنده فشارخون، مقوی قلب و اعصاب، خون‌ساز، تقویت‌کننده سلول‌های مغزی، خواب‌آور، آرام‌بخش، نشاط‌آور، ضدبوی بد دهان. این گیاه مورد علاقه حضرت علی (ع) بوده است.
طرز تهیه:

یک قاشق غذاخوری با ۲ لیوان آبجوش و نبات

تذکر:

افرادی که دچار فشارخون هستند با احتیاط مصرف کنند.




:: برچسب‌ها: درباره چای, گیاهان دارویی گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/٦/۳٠ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

مواد اولیه :
  • گوشت خردشده 500 گرم
  • قیسی 250 گرم
  • پیاز ریزشده یک عدد
  • نمک، فلفل، زردچوبه و روغن به میزان لازم
  • زعفران در صورت تمایل به میزان لازم
 
طرز تهیه:
                                                 
گوشت را به همراه سه پیمانه آب روی حرارت بگذارید. زمانی که جوش آمد کف روی آن را گرفته و بعد با حرارت ملایم سه ساعت بپزید. پس از دو ساعت نمک، فلفل و زردچوبه را به گوشت اضافه کرده تا یک ساعت هم با نمک و فلفل بپزد. سه قاشق غذاخوری روغن را در تابه‌ای گرم کرده پیاز را در آن تفت داده کمی که طلایی شد قیسی‌ها را به پیاز اضافه کرده و چند دقیقه دیگر تفت دهید. پس از دو و نیم ساعت که گوشت پخت مخلوط پیازداغ، قیسی و زعفران را به آن اضافه کرده و بگذارید خورش جا بیفتد.
نکته:
 
در صورت تمایل می‌توانید 100 گرم آلو و 50 گرم کشمش پلویی را با قیسی به خورش اضافه کنید تا خورش کمی مزه ملس پیدا کند.
منبع: آشپزی خانواده سبز



:: برچسب‌ها: غذاهای گیلانی
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/٦/٢۸ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

تی خروس ،مورغانه کونه

خروس تو تخم می گذارد.مرغ تو یک پا دارد.شب تو روز است.

از بس شانس داری حتی خروست هم تخم می گذارد.

 

هر کی گوش خوایه ،وا گوشوارزم بخوایه.

هرکسی گوش را میخواهد باید گوشواره را هم بخواهد.

هر که را طاووس باید جور هندوستان کشد.هرکه گل می خواهد باید خارش را هم بخواهد.

 

وقت کار چولاقه،وقت خوردن قولچوماق.

وقت کار چلاق است و وقت خوردن قلچماق.

نظیر شتر مرغ،بوقت پریدن شتر است و بوقت بار بردن مرغ.وقت جنگ به کاهدان ووقت شادی به میدان.

 

هم جه عراق خورما دکفه ،هم جه گیلان تورشه کونوس

هم از خرمای عراق افتاد ،هم از ازگیل ترش(ازگیل وحشی جنگلی)گیلان.

از این جا مانده و ازآنجا رانده.چوب دوسر نجس یا چوب دو سر طلا.

 

ای تا نخورمکا وا ترسن،ای تا پا نوشورمکا.

یکی از آدمی که می گوید نمیخورم باید ترسید یکی هم از آدمی که میگوید پا نمی شوم. کنایه از برخی از نه گفتن ها که درست مفهوم و کاربرد مخالف دارد.

 

انی بج واجور داره

برنجش ریغ دارد(موقع پختن قد می کشد و بزرگ می شود).

حرفش در رو دارد.قول و فعلش یکی است.اعتبارش زیاد است.

 

خوردن وموردن بختره تا ایسن نیگاه کودن

در غذا نا پرهیزی کردن و مردن بهتر از دیدن و حسرت خوردن است.

 

کلاچ دیل خیلی چیزان خوایه،اما آغوز خو موقع رسه.

دل کلاغ خیلی آرزو ها دارد از جمله می خواهد گردو همیشه بر درخت باشد،لیکن گرد بی اعتنا به میل کلاغ به فصل خود می رسد.این بدان معنی است که آرزوی بیجا نباید کرد.ضمنا هر چیزبه وقت خود نیکوست.

 

هر وخت کفی ریزا بی تا ویریزی ،گل ورزا ما نستن تیزا بی؟

هر وقت بیفتی،خودت را جمع و جور می کنیو موش می شوی ،اما تا بلند می شوی،مانند گاو نر شاخ و شانه می کشی؟

 

بوشو ابرویه چا کونه ، بزه چومه کوره کود

رفت ابرو را درست کند زد چشم را کور کرد .

ای وای که بد نشد بدتر شد .

رفت بهترش کند بدترشد .

رفت ثواب کند کباب شد .

رفت به نان برسد به جان رسید.

 

کور اوطاقه خالی کو نه ، کاپیش باغه

دختر با بردن جهیزیه ، خانه پدر را خالی می کند و آب دزدک با خوردن ریشه ها باغ را .

 




:: برچسب‌ها: ضرب المثل های گیلکی
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/٦/٢٧ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

 مولای من! تو را امام غریب می‌نامند،
می‌دانم بد میزبانی بودند و در مهمان‌نوازی وفا نکردند.

مولای من! بعد از گذشت روزگار، حال تو میزبان ما هستی؛
تو میزبان گریه‌ها و نیازها؛ غم‌ها و دلتنگی‌های ما هستی.
تو که غریبی را احساس کرده‌ای!
حال غریبه‌ها به آستان کرم تو چشم دوخته‌اند و به دستان پر مهرت توسل کرده‌اند.

مولای من! می‌خواهم از زائرانی بگویم که جاده به جاده و شهر به شهر گذشته‌اند،
تا نفسی مهمان شوند و از می عشق تو بنوشند.

مولای من! می‌خواهم از سنگفرش آستان مقدّست بگویم که سجده‌گاه قدوم مهمانانت شده است؛
از کبوتران عاشقی که گرداگرد حرم پاک تو می‌چرخند و تو را طواف می‌کنند؛
از نسیم بگویم که بیرق گنبدت را بوسه‌ باران می‌کند و عطر دلربای تو و اشک تمنای زائرانت را به اوج افلاک میبرد

مولای من! می‌خواهم از آسمان بگویم که هر روز نه، هر ساعت نه،
هر لحظه و ثانیه از تو جان می‌گیرد و در پیشگاه شکوه تو جان می‌دهد.

ای آفتاب مهربانی! می‌خواهم از خورشید بگویم که در هر طلوع
با انوار خود به پنجره فولاد تو چنگ می‌زند و از ضریح تو نور می‌گیرد.

ای حجت خدا! خوش به حال جاده که از قدوم زائرانت بغض تنهایی خود را می‌شکند
و خاک پایشان را به سینه زخم‌آلود خود می‌زند که عمری است از طواف تو جا مانده است.

خوش به حال رواق‌ها، درها و دیوارهایی که از نفس مهمانانت پَِر می‌گیرند و به ضریح پاک تو می‌رسند.
خوش به حال مناره‌ها وکاشی‌ها!

حال در آستانه سالروز طلوع جاودانه تو ای شمس‌الشموس،
از راه دور به میعادگاه عاشقی تو چشم دوخته‌ایم تا از جام کرامتت جرعه‌ای بنوشیم.
عنایتی کن و ما را بی‌نصیب مگردان!



ای امام رئوف، ای غریب غریب نواز!
به آستانة محبّت تو، دامن دامن حاجت می آوریم و صحرا صحرا کرامت می بریم.
چه کنیم که ظرفیت دست و دامن کوچک ما اندک است،
و الاّ دریای احسان تو بیکرانه است.

میلیون ها زائر را می پذیری،
نه منّت می گذاری و نه منّت می پذیری.
هرکس را به نحوی می نوازی،
تو "رضا"یی و همه را راضی بر می گردانی
و ذرّه ای از عنایت تو و ارادت ما کم نمی شود.

آنجا که فرشتگان به کفشداری حرمت مشغولند و کرّوبیان خادمان افتخاری آستان تواند،
ما کمتر از آنیم که خاک پای خستة زائرانت باشیم و "اباصلت" آستانت به شمار آییم.
اما تو زائرانت را دوست داری و در خانة خودت به حضور می پذیری.

لحظه ای که دلمان می شکند و شانه هایمان می لرزد و اشک در دیدگانمان حلقه می زند،
یعنی اذن ورودمان داده ای.
وقتی "السلام علیک" می گوییم،
رواق چشممان با قطرات اشک، آیینه کاری می شود.
آنگاه از پشت ضریح اشک،
سیمای تو را می بینیم که در هاله ای از عصمت سبز قرار دارد
و دست عنایتت بر سر زائران است
و نگاه مهربانت، ضامن آهوی دل ما می شود،
دلی که از همه جا رمیده و به حرم تو روی آورده است.
همه ی هستی ما، نذر یک لحظه حضور در کنار ضریحت باد !
ای هشتمین نور آسمان عشق و دلدادگی ...




:: برچسب‌ها: مناسبتها
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/٦/٢٥ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

آئین و رسوم متنوع زیارتی در استان گیلان که نمادی از پویایی معنوی خطه سرسبز شمال کشور است در وادی فراموشی قرار گرفته و باید با اطلاع رسانی صحیح این آداب و رسوم را در بین مردم زنده کرد.

زیارت در گیلان قدیم پیوسته پس از به دست آمدن محصول برنج و پیله صورت می گرفت به ویژه زائران روستایی گیلان پول حاصل از نوغانداری را که شغلی مقدس می پنداشتند بیشتر صرف هزینه سفرهای زیارتی می کردند. از این رو فصل سفر به اماکن زیارتی از پائیز آغاز می شد و تا پایان زمستان ادامه می یافت و بالطبع  زیارت عتبات عالیات و مکه معظمه زمان بیشتری می طلبید.

از ویژگیهای زیارت گیلانیهای قدیم زیارت دوره ای بود

 یکی از ویژگیهای زیارت گیلانیهای قدیم، زیارت دوره ای بود. زیارت دوره یا کامل  به معنای انجام یک چرخه از زیارت بقاع امامان و امامزادگان (ع) بود که از زیارت سید جلال الدین اشرف – برادر امام رضا (ع)- در آستانه اشرفیه گیلان شروع و پس از زیارت بقاع اصلی کشور یعنی شاه چراغ شیراز و حضرت معصومه (س) در قم، در نهایت زائر به آستان حرم مورد نظر خود مشرف می شد.

 در زیارت حج هم زائر پس از یکدوره  زیارت بقاع سید جلال الدین اشرف، زیارت خواهر گرامی و برادران امام رضا(ع) همچنین زیارت مشهد الرضا (ع) به خانه خدا مشرف شده و پس از پایان سفر خانه خدا، به کربلا و عتبات عالیات و سوریه می رفت و بقاع مطهر این اماکن مذهبی را زیارت می کرد.

 در  زیارتهای دوره ای گاه زائر مستقیم  به زیارت اصلی خود که مشهد یا کربلای معلا و… بود رفته و در بازگشت از آن سفر زیارتی، سایر بقاع دیگر را زیارت می کرد و در نهایت به زیارت سید جلال الدین اشرف در آستانه اشرفیه می آمد، بر این اساس در زیارت  دوره ای گیلانیان قدیم گاهی زیارت از آستانه اشرفیه آغاز و گاهی هم به آن ختم می شد.

 شاعـــر و پژوهنده فرهنگ مردم و مردم شناس گیلانی  آقای محمد بشرا در این رابطه می گوید : آداب تمامی سفرهای زیارتی مردم گیلان در گذشته مشترک بود. در سفر حج نیز مانند سایر زیارتهای اماکن مذهبی، ساعت سعدی به معنای خوش یمن بودن وقت سفر معین می شد و یکی دو روز قبل از بستن بار سفر، چاووش را خبر می کردند، این فرد اشعاری با محتوای زیارت خانه خدا با آواز و موسیقی خاص می خواند.

 در شب جمعه یا یک شب مبارک (به جز شب چهارشنبه) آشنایان و خویشاوندان و همسایگان و تنی چند از بزرگان و ریش سفیدان روستا را به شام دعوت کرده و گوسفندی پروار را می کشتند.

در ساده ترین نوع پذیرایی آبگوشت یا آش نذری می پختند و وسایل پذیرایی شام یا ولیمه اعم از ظروف غذاخوری و وسایل پخت و پز و… را به یاری دوستان و آشنایان و همسایگان فراهم می کردند و میهمانان به وسیله آشنایان نزدیک زائر پذیرایی می شدند.




:: برچسب‌ها: آداب وسنت های گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/٦/٢٥ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

 


بخش خورگام با وسعتی در حدود 285 کیلومتر مربع در نیمه شرقی شهرستان رودبار واقع گردیده که از شمال به قله بلند درفک ،از جنوب به بخش عمارلو ،از شرق به بخش دیلمان سیاهکل واز غرب به بخش رحمت آباد وبلوکات محدود میگردد .این بخش  شامل دو دهستان خورگام ودرفک همچنین دارای یک شهر و43 روستا وآبادی وجمعیتی بالغ بر 12000نفر می باشد .

یکی از جاذبه های گردشکری بخش خورگام ییلاق سر سبز و زیبای ویستان می باشد که چشم هر ببننده اای را محو تماشای خود می کند .

 این ییلاق که ازیک سو به جنگل های انبوه وزیبای راش وبلوط واز سوی دیگربه مراتع وچمنزارهای طبیعی محدود می شود با داشتن چشمه سارها ومناظر زیبا وبی بدیل نظرهر مسافر وگردشگری را جلب می کند .


 




:: برچسب‌ها: گالری عکس گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/٦/٢۳ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

أدیم: آن طرف.

 أشیا: گُرگ.

اِندیم: این طرف.

 أنَسو: بِکر. دست‎نخورده. اصطلاحی است برای علفزاری که هنوز برای چرای دام، غُروق آن نشکسته.

اوزون: خورشت برای غذا. مواد اولیه‌ای که برای تهیة خورشت مهیا می‎شود. نوئَرِش (ماسالی).

 إوْنَـه : سَر دیگ. سرِ قابلمه.

ایرَه: خواهرِ شوهر.

ایسپیت: مرتع, (بند تالشی).

باشْلَق: ردایی بلند و کلاه‎دار که چوپانان تالشی به هنگام شبانی و پاسبانی از گله از آن بهره می‎برند. معمولاً باشلق پوششی است برای جلوگیری از سرما و برودت؛ اما از آن به عنوان زیرانداز و روانداز نیز استفاده می‎شود. این ردا همیشه همراه چوپان است و شاید یکی از دلایلی که اعراب به تالشان «طیلسان» گفتند وجود همین پوشش باشد که دائماً به همراه چوب دستی مخصوص شبانان تالشی همراهشان بوده است.

 پارنَه: گوساله‌ی دوساله.

 پاری: خانه‌ی موقتی چوپانان تالش ساخته شده، در حقیقت بافته‌شده از ترکه و شاخه‌ی نازک درختان در مناطق ییلاقی. پاری (شاندرمنی). پـارو (ماسالی) و پارگا (تالشدولابی).

 پاوْرُز: سیگار. توتون.

پِکَه: (امر) بپاش (آب را بپاش روی آتش), (گل را بپاش روی عروس.)

 تال: گیاه نیلوفر وحشی.

تِشْ: سرازیری.

چونبور : نیشگون.

خومبور : خزه. خزه‎ای که بر تنة درختان می‎روید.

کْنگ: کجا؟ = کنگیرونَه؟: کجایید‌(شما)؟

کَنگول : توخالی, پوک.

قربان صحرائی چاله‌سرائی




:: برچسب‌ها: واژه های تالشی, ادبیات گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/٦/٢٢ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

گیلانیان جنگل نشین به اقتضای شغل و جنگل نشینی از دیر باز داس و تبر همیشه همراهشون بوده ولی برای تیز کردن این ابزارهای سنتی و دست ساز توسط آهنگران سنتی گیلان از وسیله ای به نام ساو سنگ(سنگی برای سائیدن) که نوعی سنگ معدنی قرمز رنگ و نرم بوده که با کشیدن لبه داس و تبر بر روی آن ابزار را تیز و برنده می نماید که تصاویر اون را در زیر مشاهده می فرمائید:

منبع : وبلاگ گیلان بهشت من




:: برچسب‌ها: ابزار و وسایل قدیمی در گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/٦/٢۱ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

حلوا حلوا واتِه گَه شیرَه نِبو

زور مَژَن هَر چی ک ت پیرَه نِبو

چِمی ووزی کو مَدا تیرَه مَباز

پوچَه ووز کرا ت را تیرَه نِبو

تَیَه گَف ژَندِه نَه کاری نِپِرا

کَلَه گَف هیکَسی شَوجیرَه نِبو

کَه ای ک کرچَه گُلاز اَی بساز

چَمَه کَنَه گیلَه کَه حیرَه نِبو

اَلَکَه جا و سرا و گُلَه باغ

چَمَه سَوزَه بجاری چیرَه نِبو

دونَه چاکَه عَطر و بویی بدار

تَکبوری دونَه کرا ژیرَه نِبو

شاعر :حسین مرادی کوره جانی




:: برچسب‌ها: شعر تالشی
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/٦/۱٩ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور




:: برچسب‌ها: کلیپ های تالشی
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/٦/۱٢ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

عکاس :علی معماری---------ماسال




:: برچسب‌ها: گالری عکس گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/٦/۱٢ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

در این غذای محلی استان گیلان می‌توانیم به جای گوشت مرغ از گوشت اردک استفاده کنیم.

مواد اولیه:

پیاز متوسط: دو عدد

مرغ: یک عدد

شوید: 250 گرم

گشنیز و جعفری خرد شده: دو قاشق سوپ‌خوری

تخم‌مرغ: سه عدد

آلوچه خشک: 100 گرم

روغن: به میزان لازم

نمک، فلفل و زردچوبه: به میزان لازم

طرز تهیه:

* ابتدا گوشت مرغ را با یک عدد پیاز که خلالی خرد کرده‌ایم سرخ کرده و وقتی که پیاز طلایی شد سبزی خرد شده را نیز در تابه ریخته و با مواد تفت می‌دهیم.

* پس از این که سبزی کاملاً نرم شد، تخم‌مرغ‌ها را در یک ظرف به حدی می‌زنیم تا سفیده و زرده با هم مخلوط و یک رنگ شوند.

* سپس تخم‌مرغ‌ها را روی مواد در حال سرخ شدن ریخته و وقتی که تخم‌مرغ‌ها کمی بسته شدند آلوچه خشک شسته را (بدون این که از قبل خیسانده باشیم) در مخلوط ریخته و با بقیه مواد سرخ می‌کنیم.

* پس از پنج دقیقه مواد را به همراه دو لیوان آب جوش در قابلمه ریخته و زمانی که مرغ پخته شد نمک، فلفل و زردچوبه را به غذا اضافه می‌کنیم.

نکتـه:

* همیشه تخم‌مرغ‌ها را قبل از مصرف به صورت جداگانه در ظرفی شکسته، وقتی که از سلامت آن‌ها مطمئن شدیم از آن استفاده می‌کنیم.

مجله آشپزی خانواده سبز - شماره 88




:: برچسب‌ها: غذاهای گیلانی
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/٦/۱٠ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

یک خمره بزرگ سفالی متعلق به دوران قاجاریه در روستای خشکنودهان شهرستان فومن از دل خاک بیرون کشیده شد.
رییس مرکز باستان شناسی استان گیلان روز یکشنبه در حاشیه عملیات خاکبرداری از این خمره قدیمی به خبرنگار ایرنا اظهار کرد: این خمره بزرگ بر اثر فرسایش تدریجی خاک و به صورت اتفاقی در مزرعه ابریشم پرند واقع در روستای خشکنودهان فومن کشف شده است.
ولی الله جهانی قدمت این خمره سفالی را به دوران قاجاریه عنوان و اضافه کرد: کار باستان شناسی و خاکبرداری از این خمره یک هفته به طول انجامید تا تمام ابعاد آن به صورت کامل مشخص شد....
وی افزود: این خمره ۱۳۰ سانتی متر ارتفاع و ۵۰ سانتی متر عرض دارد.
رییس مرکز باستان شناسی استان گیلان ادامه داد: این نوع خمره به عنوان نگهدارنده آذوقه و ذخیره غذا برای مردم منطقه مورد استفاده قرار می گرفت.
شهرستان فومن در ۲۵ کیلومتری غرب مرکز استان گیلان واقع است




:: برچسب‌ها: اخبار گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/٦/۱٠ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور




:: برچسب‌ها: گالری عکس گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/٦/۸ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

قبل از پیدایش کانکا برای جدا کردن پوست جو از دانه ئ آن، مردم شفت از وسیله ساده ای که توسط نجاران محلی ساخته می شد ، استفاده می کردند . نام این وسیله پادنگ بود که در بخشی از محوطه سرپوشیده نزدیک به خانه نصب می شد .

برای ساخت آن دو قطعه چوب بزرگ ( عموما تنه درخت ) و چند قطعه آهنی لازم بود .
بدنه اصلی پادنگ ، یک قطعه الوار به ابعاد حدود 20 در 20 و به طول 2 متر بود که معمولا از تنه درخت « لی» محلی می تراشیدند. قطعه کوچکتر که به« پادنگ کله » معروف بود به صورت استوانه ای به قطر حدود 15 سانتی متر و به بلندی 40 تا50 سانتی متر می بریدند و یک سر آن را به صورت زبانه در می آوردند تا در شکاف پادنگ فرو رفته وبا میخ چوبی محکم شود . سر دیگر پادنگ کله ، محل نصب قسمتهای فلزی ( تونکه و دندانهای پادنگ ) بود .
تونکه حلقه ای آهنی به پهنای 5 تا 10 سانتی متر و به قطر حدود 15 سانتی متر بود که بر روی سر آزاد پادنگ کله نصب می شد به طوری که چوب در حلقه آهنی قرار گیرد .
تونکه از ساییده شدن پادنگ کله به وسیله شلتوک جلوگیری می کرد .
دندانها ، به تعداد 7 عدد در هر پادنگ استفاده می شد . دندانها ، میخ آهنی مخصوصی بودند که توسط آهنگران محلی ساخته می شد و یک سر آن را تیزتر می ساختند تا در چوب پادنگ کله فرو رود و سر دیگر که حدود 10 سانتی متر بیرون می ماند ، فرم مخصوص و آج دار داشت  تا پوست شلتوک را بخراشد .
برای نصب پادنگ  در محل پادنگ سر ( اتاقک مخصوص پادنگ با کف و دیوار گل کاری شده و صاف ) ، ابتدا دو قطعه چوب (معمولا قسمتی از تنه درخت ) به قطر 15 تا 20 سانتی متر را  به فاصله 30 سانتی متر از هم در زمین فرو می کردند و روی آنها  شیاری برای قرار گرفتن چوب عرضی پادنگ ایجاد می کردند . بر پهلوی چوب اصلی پادنگ به فاصله 120 سانتی متر از پادنگ کله، سوراخی به قطر تقریبی 5 سانتی مترایجاد می کردند که چوبی استوانه ای ( بیشتر چوب انار ) به قطر 5 تا6 سانتی متر وبه طول 50 سانتی متر در آن فرو می کردند که به صورت ثابت و بی حرکت بماند واز هر طرف  15 تا20 سانتی متربیرون باشد .
پادنگ را با چوب انار عرضی ، بر روی دو پایه شیار دار قرار می دادند . دندانهای پادنگ روی زمین می ماند و برای بلند کردن ، با پا قسمت عقب را فشار می دادند . یعنی پادنگ زن روی پادنگ می ایستاد ، به طوری که یک پایش روی یکی از پایه ها و پای دیگرش در قسمت انتهایی پادنگ قرار داشت . برای حفظ تعادل ، دستگیره ای چوبی را با دو چوب بلند ، به زمین ثابت می کردند .




:: برچسب‌ها: ابزار و وسایل قدیمی در گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/٦/٧ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

روستاییان به اشتباه به این حیوان خوک میگویند، نام علمی این حیوان Sus scrofa attila میباشد و در فارسی نام صحیح آن گراز میباشد.

 آنها بسیار قوی هیکل اما منزوی هستند و در مکانهایی که انسان در آن رفت و آمدی ندارد و در سوراخهای حفر شده در زیر ریشه ی درختان زندگی می کنند، در برکه هایی که از باریدن باران و یا جوشیدن چشمه ها در جنگل بوجود آمده برای خودشان چاله هایی از گل درست میکنند و برای از بین بردن انگلها و خنک شدن (در تابستان) در آن قلط می زنند.

گرازها معمولا شبها با بچه هایشان برای خوردن غذا بیرون می آیند و البته بی آنکه بدانند به باغچه و مزارع آسیب می رسانند، که به نظر من اگر یک سگ داشته باشید به هیچ وجه به باغتان نزدیک نخواهند شد و دیگر نیازی برای شکار آنها به این بهانه نیست (خودم این کار را تجربه کرده ام).

غذای گرازها : بذر درختان جنگلی، میوه گیاهان، حشرات کوچک، قارچ و حتی لاشه ی جانوران مرده می باشد. این جانوران با شخم زدن زمین خدمت بزرگی به جنگل وطبیعت می کنند و باعث رشد بهتر گیاهان که منبع تولید اکسیژن در سیاره ی ما هستند می شوند. دوره آبستنی گراز 4 ماه است و 4 تا 10 بچه به دنیا می آورد، سن بلوغ گرازها در 1.5 سالگی است و حدودا 20 سال عمر می کنند.

من در روز هم آنها را در قسمتهایی از جنگل که با انبوه درختان احاطه شده است دیده ام، وقتی صدای پای انسان را میشنوند بیحرکت در میان شاخه ها می مانند اما اگر ببینند که به آنها نزدیک میشوید پا به فرار میگذارند و اگر در سر راهشان قرار داشته باشید ممکن است آسیب ببینید.

در سالهای پیش که تعداد این حیوانات در جنگل بسیار کم شده بود کم کم نسل شکارچیانی مانند پلنگ، گرگ و خرس هم رو به کاهش گذاشت اما امیدوارم حالا که تعداد گرازها در جنگل رو به افزایش است دوباره این شکارچیان هم به جنگلهای استان گیلان باز گردند و به وفور دیده شوند. 

 




:: برچسب‌ها: جانوران و حیوانات شهرستان شفت, حیوانات و جانوران گیلانی
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/٦/٧ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور




:: برچسب‌ها: گالری عکس گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/٦/٤ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.