نوشته شده توسط : مهدی پور

* نوشیدنِ آبِ تازه:

آب در ادیانِ باستانی عنصری مقدس و معنوی ست. در گیلان پیش از آن که سالِ تازه شود و آفتاب به برجِ حَمَل (بره)، آبِ خوردنِ موجود در خانه زا بیرون می بردند و در حیاطِ خانه یا در رود می ریختند. از چشمه یا چاهِ خانه آبِ تازه می آوردند و قطراتی از آن را در کوزۀ کره گیری می چکاندند و بر کنجِ اتاق و ایوانِ خانه شِتَک می زدند (می پاشیدند). یا در پاشنۀ زیرینِ دَرِ اتاق می ریختند و می گفتند: « کهنه برود و تازه بیاید ». اینکار را سببِ تندرستی در سراسرِ سالِ تازه می دانستند.

* در کنارِ هم ماندن:

پیش از تحویلِ سال همۀ اعضای خانواده در خانه گرد می آمدند و نبودنِ هنگامِ تحویلِ سال را سببِ آوارگی در سالِ تازه می پنداشتند.

* آغازِ زندگیِ نو:
باور دارند که موقعیت و حالاتِ انسانها در لحظۀ تحویلِ سال، تا پایانِ سال ادامه خواهد داشت. نوپوشی، شادمانی، داشتنِ پول و سکّۀ تازه در دست و یا چیب، نظر کردن به آب، آینه، سبزه و گلِ سفرۀ نوروزی، در به ملاطفت سخن گفتن، خوردنِ عسل، شکر و شیرینی، دلگرم و امیدوار کردنِ دیگران، دست کشیدنِ بر پشتِ چهارپایان و برنج و آذوقۀ خانه را در لحظۀ تحویلِ سال مبارک می پنداشتند.

* رسمِ پهلوانی:

در گذشته های دور، مردانِ خانواده های دهستانِ گشتِ روخانِ فومن، بلافاصله پس از تحویلِ سالِ نو از خانه بیرون می آمدند، در فضا و محلۀ بازِ خانه، بر حسبِ توانِ جسمیِ خود، سنگِ وزینی را انتخاب می کردند و به نیّتِ تندرستی و موفّقیّت در سالِ نو آن را بالای سر می بردند و پس از این حرکت به کنارِ سفرۀ نوروزی باز می گشتند.

* دیدارِ ارواح از بازماندگان:

اگر تحویلِ سال پس از شام بود، در اتاقِ دیگری که سفرۀ نوروزی نبود شام خورده و افراد هر یک لقمه ای از غذای خود را در بشقابِ باقی می گذاشتند و سفره را جمع نکرده و اتاق را ترک می کردند. باور داشتند که ارواحِ درگذشتگان (چارشنبه خاتون) به دیدارِ خانواده می آیند، پس بهتر است چیزی برای آنان باقی بگذارند تا دعای خیرشان را به سویِ خود جلب کنند. بر این باور در شبِ تحویلِ سالِ نو و یا ساعتی پیش از آن، درِ تمامِ اتاق ها، طویله، انبارها، لانۀ ماکیان و تلمبارِ خانه را می گشودند، تا ارواحِ خانواده، آنان زا متبرک کنند.

نخستین پلوی ناهار یا شامِ پس از تحویلِ سال را با خورشت سبزیِ بدونِ گوشت (ترشِ تره)، ماهیِ تازه یا دودیِ برشته شده در روغن و انواعِ سبزی خوردن، صرف می کردند.

گوشتِ گاو گوسفند و مرغ جایی در سفره نداشت. در گذشته سبزی پلو با گوشتِ گاو و گوسفند و مرغ، هنگامِ نخستین شام با ناهارِ سالِ تازه و حتی چهارشنبه سوری مرسوم نبود. این رسم از پایتخت به شهرهای بزرگِ وارد شد و از آنجا به روستاها رسید. تنها گوشتِ مصرفی در اولین وعذۀ غذای شبانه روز بهد از ورود به سالِ تازه، گوشتِ ماهی به ویژه کولی و ماهیِ سفیدِ تازه یا دودی بود. ماهی را در روغنِ حیوانی یا کره سرخ می کردند و با خورشتِ سبزی (ترشِ تره) و پلو می خوردند.

بره گردانی:

در باورِ مردم، برهحیوانی معصوم، سبک پا و خوش قدم است، پس دیدارش را در نخستین ساعت های تحویلِ سال، سببِ خوش شانسی در سالِ تازه می دانستند.

نوشته شده از کتابِ جشن ها و آیین های مردمِ گیلان (آیین های نوروزی) اثر محمد بشرا و طاهر طاهری، عکس از نت

برداشت و تایپ از کتاب و تهیه: عاکف معززلسکو




:: برچسب‌ها: آیین و رسوم گیلانی
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/۱٢/٢٩ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال

یادمان  باشد که زیبایی های کوچک را دوست بداریم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند

یادمان باشد که دیگران را دوست بداریم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهیم باشند

یادمان باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگریم که ما اگر خود با خویشتن آشتی نکنیم هیچ شخصی نمی تواند ما را  با خود آشتی دهد

یادمان باشد که خودمان با خودمان  مهربان باشیم چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد

اینجانب حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد را به تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان برای شما عزیزان مسئلت مینماییم




:: برچسب‌ها: مناسبتها
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/۱٢/٢۸ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

 

پاک کردنِ خانه و دور کردنِ زباله و وسایلِ کهنه:

در روزِ سه شنبه خانه را برای ورودِ مهمانِ هرساله؛ چهارشنبه سوری، تمیز و پاکیزه می کنند و آنچه را که نشانه ای از زشتی، پستی و نکبت است، دور می ریزند. زباله ها و وسایلِ کهنه را دور می کنند و ظروفِ سفالیِ کهنه و کثیف را که نمادِ پستی و پلیدی است می شکنند. اغلبِ مردم بر این باورند که نگه داشتنِ وسایلِ کهنه در خانه برای ساکنانِ آن نحسی و نکبت می آورد و شکستنِ ظروفِ سفالیِ کهنه و کثیف را بلاگردانی و دور راندنِ غم و اندوه می دانند.

مردم در شبِ چهارشنبه سوری، به فواصلِ معین، سه، پنج یا هفت کپه از ساقه و پوشالِ خشک شدۀ شالی (کولوش و سراچینا) را در حیاط یا محوطۀ بازِ بیرون از خانه می چینند، آتش می زنند و از روی آتش ها می پرند. در مناطقِ کوهستانی به جای ساقه و پوشالِ شالی، کاه و پوشالِ گندم و علفِ خشک را می سوزانند.

انتخابِ عددِ فرد برای چیدنِ کپه های پوشال ریشه در فرهنگ و ادیانِ باستانیِ ما ایرانیان دارد. تقدّسِ عددِ هفت به دلیلِ اعتقادِ مردمِ ایرانِ باستان به هفت سیاره بوده است که باور داشتند که هر کس نظرِ هفت سیاره را جلب کند، خوش بخت می شود. شاید هم به دلیلِ وجودِ هفت امشاسپند در دینِ زرتشت باشد. زرتشت نیز از هفت نیکوکار سخن می گوید که پسران و دخترانِ اهورا مزدا هستند.

در بعضی از مناطق مانندِ بخشِ کوهستانیِ دیلمانِ سیاهکل به طورِ معمول از روی تعدادِ بوته های فردی که آتش می زنند، می پرند.

اغلبِ مردم بر این باورند که آتشِ چهارشنبه سوری، همۀ بلاها، بیماریها و بدبختی ها را می سوزاند و نابود می کند و اگر بیمار از روی آتشِ چهارشنبه سوری بپرد، شفا می یابد. در شبِ چهارشنبه سورس همۀ افرادِ خانه باید حضور داشته باشند و به نوبت از روی آتش بپرند. ابتدا بزرگترها از آتش می گذرند و آنگاه به ترتیبّ سن، دیگران. خردسالان در آغوشِ پدر و مادر و کهنسالان با کمکِ جوانان از آتش می گذرند. گاه برای پیران در اتاق اسپند دود می کنند و به داخلِ اتاق می برند تا از آن عبور کنند. برای بیماران اسپند دود می کنند به دورشان می گردانند و سپس به نیّتِ دور کردنِ بلا و بیماری با همان ظرفِ اسپند از روی کپه های آتش می پرند.

جهت خواندن مطالب بیشتر لطفا به ادامه مطلب بروید




:: برچسب‌ها: آیین و رسوم گیلانی
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/۱٢/٢٦ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

در تالش زمانی که نوروز خوانی تمام می شود، صاحب خانه، مُشتی گندم یا برنج بر سرِ نوروزی خوانان می پاشد. اگر نوروز خوانان ها برای اولین بار به درِ خانه ای بروند، صاحب خانه بیرون می آید و ضمنِ دریافتِ شاخۀ کوچکی از گیاهِ بی خزانِ شمشاد (کیش) از آنان، بر روی شان مقداری آب شِتَک می زند(آب می پاشد). (شانکاورِ تالش و رضوانشهر، 1352)

هدایای نوروزی خوان ها را در ظرفی می نهند و به آنها تقدیم می کنند. کول بارکش (چماق دار) پس از خالی کردنِ ظرف، سرشاخۀ شمشاد را در آن می نهد و به این نیت که افرادِ خانواده همیشه باطراوت و شادمان باشند، به آنان تقدیم می کند.

در روستای دروازۀ خوشابرِ رضوان شهر، زنانِ خانه، از نخستین نوروزی خوانِ سال با پاشیدنِ آب استقبال می کنند و شاخه های شمشاد را می گیرند. در این روستا زمانی که نوروزی خوانان، آغاز به خواندن می کنند، پدرِ خانواده به کودک یا نوجوانی که سبک پا است (کسی که در روز، به ویژه هنگامِ دمیدنِ خورشید به دنیا آمده است) دستور می دهد که هدیۀ نوروزنامه خوانان را به آنان بدهد. اگر کودکِ سبک پایی در آنجا نباشد، زنِ خانواده هدایا را تقدیم می کند. تا نوروز خوانی تمام نشود، کسی از اتاق یا خانه بیرون نمی رود تا نوروز خوانان خجالت نکشند و کارشان را نیمه کاره رها نکنند.

در روستای مازوپشتۀ روشن دهِ رضوانشهر، علاوه بر آنکه بر سرِ نخستین گروهِ نوروزنامه خوانان های سال، مشتی برنج می پاشند - به این معنی که «قدمت پر برکت باد» - تخم مرغی هم بر هدایا می افزایند.

نوروزی خوانی در آستارا و مناطقِ ترک نشینِ تالش به زبانِ آذری، در سراسرِ منطقۀ قومیِ تالش به زبانِ تالشی و در جلگۀ گیلان، به زبانِ گیلکی مرسوم بوده است.

نکتۀ جالبِ این اشعارِ نوروز خوانی به زبانِ محلی و بومی، بیش تر در بارۀ گله و شکایتِ از اربابان، بدگوییِ روزگار، زنِ بهانه گیر و تنبل و زندگیِ نابسامانِ روستائیان است.

در گذشته اینگونه نوروزی خوانان، اغلب خوشایندِ کسانی بود که از ارباب، حکومت و نابسامانیِ زندگی دلِ خوشی نداشتند.

نوروزی خوانیِ گیلگی (فشتکۀ خمام 1352)

یکی گوید کی من آدم ندارِم

مره غم بیگیفته، بجار بکارم

به دسُ زنیکای تنبل دچارم

پدر سوخته خوسه از روی عمدی

خدایه قسم دَهَم بر تی جلالت

همیشه خوش ببو ساق و سلامت

آبادانی کارَم کشت و زراعت

نوروزی خوانان گاهی مقدار و نوعِ هدیه ای را که دوست داشتند دریافت کنند، معین می کردند و یا از تأخیر در دادنِ هدیه، به زبانِ شعر، که فی المجلس گفته می شد، گله می کردند:

(روستاهای اطرافِ رشت)

صاحبخانۀ با خدا

چرا نیستی در فکرِ ما

تی دستا ببر جیبِ جا

سیا و سفید بیرون بارا

دو تومانی بده بهر ما

نیویره خوانیم تا فردا

بهاری باشید

برگرفته از جشن ها و آیین های مردمِ گیلان (آیین های نوروزی) اثر محمد بشرا و طاهر طاهری، عکس از نت

برداشت و تایپ از کتاب و تهیه: عاکف معززلسکو




:: برچسب‌ها: آیین و رسوم گیلانی
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/۱٢/٢٥ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

پیشاپیش نشانه هایت را فرستاده ای ، گاهی مسرور میکنی مرا، گاهی هم سر به سرم میگذاری، وقتی گل هست و، سبزه هست ..وقتی شکوفه هست و جیک جیک شادمانه گنجشک ....وقتی همه چیز مهیاست که بیایی و من منتظر نشسته ام بر درگاه خانه ام که بیایی ...

وقتی همه هستند که داری میایی باران را میفرستی،هوای سرد را روانه میکنی و مرا در خانه میخکوب سرما میکنی...آمدنت لذت بخش نیست....باورکن...!!!

وقتی آمدنت شادمانه است که هوای لطیف هم انسان را به وجد بیاورد و زیر جلد آدم برود و هرپیری حتی احساس جوانی کند...جوانترها را نیز به شوق بیاورد...شوقی زاید الوصف....تو که میدانی چه حاجت به تکرار مکررات؟؟؟

ای بهار منتظرت هستم بیا ولی تنها نه، با خورشید بیا،تا بتابد و گرم کند تن های سرما زده را.....گرم کند بدنهای بی طاقت و یخ بسته را.!!!!!!!

اینک بنگر پرندگان منتظر آفتاب را.!! میخواهند در آسمان نیلگون چرخی بزنند و آواز بخوانند، من هم منتظرم، همه منتظرت هستند...

وقتی که بیایی گلها عطر افشانی میکنند و گنجشککان به ترنم در میایند و دنبال معشوق ، چرخ زنان در هوا ،هنر نمایی میکنند...

هفت سین زمین آماده است تا تو نیایی زمین پذیرایی مان نمیکند...تند بیا...کمی تندتر....ای بهار...

تویسنده : جناب آقای سید حمزه فتوحی




:: برچسب‌ها: مقالات گیلانی, مقالات, ارسالی توسط دوستان
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/۱٢/٢٤ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

در گامیشانِ ماسال، اولین گروهِ نوروزی خوان را به درونِ خانه دعوت و از آنان با نان و پنیرِ محلی و چای پذیرایی می کنند و برنج و پول به آنان هدیه می دهند. باور دارند که اگر در یک شب سه گروهِ نوروزی خوان بر درِ خانه ای بیاید، اقبال به صاحبخانه روی آورده است (1353). به درونِ خانه آوردنِ نوروزی خوانان در رشت هم مرسوم بود (1322)

در منطقۀ کوهستانیِ گامیشانِ ماسال، گرفتنِ هدیۀ سر شاخۀ شمشاد از نوروز خوانان متداول است. اگر صاحب خانه در تدارکِ عروسیِ فرزندانِ خود در سالِ تازه باشد، هدیۀ چرب تری به آنان می دهد.

چنانچه در آن سال کسی از اعضای خانواده فوت شده باشد، با پرداختِ هدیه ای از نوروزنامه خوانان می خواهند بر درِ خانه شان نخوانند.

در سیمبرِ صومعه سرا اگر نوروزی خوانان سرشاخۀ شمشاد با خود نمی آوردند، صاحبخانه بر سرِ و روی آنان آب می پاشید (1352). در این روستا هر خانواده تنها یکبار، آنهم در اولین شبی که نوروزی خوانان بر درِ سرای شان می آیند، از آنان سر شاخۀ شمشاد دریافت می کنند و آن را برگِ سبز می نامند. چنانچه گروههای دیگری هم بخواهند برگِ سبز تقدیم کنند، صاحبخانه می گوید: ما دریافت کردیم و ما را بس است (1354).

در نوکاشتِ صومعه سرا، صاحبخانه در مقدمِ اولین گروهِ نوروزی خوانانِ سال، ظرفی آب می ریخت به این معنا که «قدم تان مبارک باشد».

گاه یرشاخۀ شمشاد تقدیمی به صاحبخانه را بر حلقۀ چفتِ بیرونیِ درِ خانه فرو می کنند (اباترِ صومعه سرا، 1354). این تحفۀ برگرفته از طبیعت هیچگاه دور ریخته نمی شود، گاه آنرا در اتاقی که بساطِ نوروزی در آن می گسترند، می نهند و یا بر سرِ سفرۀ نوروزیِ «هفت سین» می گذارند. پس از برجیدنِ سفرۀ سالِ نو، صاحبخانه آنرا به چند قسمت تقسیم می کند و در انبارِ بزنجِ آذوقۀ خانه، انبارِ خوشه های درو شدۀ شالی (کوروج)، طویلۀ دام ها و تلمبار (محلِ پرورشِ کرمِ ابریشم) قرار می دهد.

در بسیاری از روستاهای غربِ گیلان، سرشاخۀ شمشادِ نهاده شده بر سفرۀ هفت سین را به خزانۀ شالیکاری می برند و در گِل فرو می کنند تا برکت و تازگی و سرسبزی به خزانۀ شالی انتقال یابد.
-----------------
برگرفته از جشن ها و آیین های مردمِ گیلان (آیین های نوروزی) اثر محمد بشرا و طاهر طاهری، عکس از نت

برداشت و تایپ از کتاب و تهیه: عاکف معززلسکو




:: برچسب‌ها: آیین و رسوم گیلانی
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/۱٢/٢۳ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

جهت دیدن تصاویر بیشتر به ادامه مطلب بروید




:: برچسب‌ها: گالری عکس گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/۱٢/٢٢ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

ماه اسفند، ماه کاشتن دانه، غله هاست.در استان سر سبز گیلان همانند سایر استانهای کشور، کاشتن سبزه صورتی نمادین دارد امروزه در تمامی خانه ها رسم است که ده یا پانزده روز مانده به نوروز، در ظرف های کوچک و بزرگ و کاسه ها و بشقاب و کوزه ها، ابتدا گندم یا عدس و تخم شاهی و . . . را در ظرفی خیس می کنند. پس از آنکه این دانه ها جوانه زد، آن را در ظرف جداگانه ای می ریزند و روی آن را با پارچه های نازکی می پو شانند و اعتقاد دارند که اگر چشم ناپاکی بر آن افتد، سبزه رشد نمی کند و سبز نمی شود. سبزه هنگام تحویل سال نو به خوبی رشد کرده و به سفره ی «هفت سین زیبایی و طراوت خاصی می بخشد. مردمان سرزمین گیل و دیلم همانند سایر هموطنان کشورمان سبزه را تا آخرین روزهای تعطیلات نوروز (یعنی سیزده بدر) نگه می دارند و بعد آن را به آب روان رودخانه می سپارند.




:: برچسب‌ها: آیین و رسوم گیلانی
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/۱٢/۱٩ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

بلَکی وای زیزایمَه ،ایزی ک  وای وَرزایمَه

(می افتی میگویی که گنجشک هستم ،بلند میشوی میگویی که گاونر هستم )

Bələki vay zizaymə izi ka vay vərzaymə

کنایه ضرب المثل تالشی از فروتنی در زمان ناتوانی و غرور در زمان توانایی است وقتی

که فردی درزمان قدرتش مغرور بی اعتنا به دیگران بوده وزمانی که ناتوان شده است

ویاری دیگران را میخواهد این ضرب المثل برزبان می آید

*********

سوتَه بنی پِلا

(پلو ی زیر ته دیگ )

Sutə beni pela

ضرب المثل تالشی کنایه بر توقع بی جا وبی فایده است وزمانی که احتمال وجود چیزی

وجود ندارد ولی کسی آن را در خواست میکند به کار میرود مثل وقتی است که زیر ته

دیگ، که دیگه پلویی نیست کسی پلو بخواهد .

***********

چوپونی دیلی دری ببو، نِرَ بزی کا شت دوشو

çupuni dili dəri bubu nerə bezi ka set duşu

(اگر دلِ چوپان بخواهد، از بز نر شیر می دوشد)

کنایه ضرب المثل تالشی تاکید برتوانایی ومهارت بسیارزیاد در افراد خاصی است وچوپان

های تالش هم که مرد صحرا وصخره وشب بیداری وسرما وستیز با گرگها هستند دارای

چنین توانایی هستند . وقتی که کسی قدرت زیادی درنهان دارد ویک پرده از کارهای

بزرگ خودرا به نمایش در می آورد . این ضرب المثل به کار می رود .

************

چِه زور فقط امَی رَسِه

(زور او فقط به ما می رسد )

کنایه ضرب المثل تالشی از ضعیف کشی بعضی از افراد است وقتی کسی که حریف

دیگران نمی شوند عقده خودرا به ناحق سر افراد ضعیف تر از خود پیاده می کنند .

***********

مالی مِفتو دیلی بی رَم

(مال مفت و دل بی رحم )

کنایه ضرب المثل در سوء استفاده از مال دیگری است وقتی کسی را می بینیم که در

استفاده از چیزی که مال خودش نیست استفاده نادرست می کند این ضرب المثل

برزبان می آید .

**********

ایمازه حُرمتی بی چِی موته وَلی بِداره

(حرمت امام زاده را باید متولی آن نگه دارد )

کنایه این ضرب المثل بر ارج نهادن به بزرگان نزدیک وارزشهای فرهنگی است وقتی

کسی حرمت خانواده اش را یا ارزشهای فرهنگی خودی را پاس نمی دارد ویا اگر تالشی

خدای ناکرده به فرهنگ وزبان تالشی کم توجهی نماید این ضرب المثل برزبان رانده می

شود .

**************

گَردَن دَلَکَه بَلایَه

(منتظر بود تاگرفتاری خودرا به کول ما اندازد )

کنایه ضرب المثل تالشی از سوء استفاده افراد درموقعیت پیش آمده است وقتی به

کارمیرود که شما به قصد کمک وخیرخواهی به کسی کمک می نمایی وطرف مقابل

بنابه هرتعبیری پیش خود دارد ازشما طلب کمک بیموردی را دارد

منبع : پیج ضرب المثل های تالشی

آقای رامین نیک نهاد




:: برچسب‌ها: ضرب المثل های تالشی
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/۱٢/۱۸ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

این رسم که درنصیرمحله به آن حلوا سازی می گویند با برشته کردن آرد روی اجاق توسط مادر صورت می پذیرد سپس شکر را در آب جوشانده تا شکر در آب کاملا حل گردد(شکر مات آکرده)و بعد از آن آرد را در شکر مات شده مخلوط نموده چنگ می زنند وبصورت گلوله هایی به اندازه یک تخم مرغ در می آورند  وبا گستردن سفره و جمع شدن دیگر اعضای خانواده شروع به حلوا سازی می کنند. حلوا سازها باید بوسیله شیشه صافی گلوله ها(گوله) را صاف نمایند و پس از صاف کردن تمام خمیر ،داخل حلوا را با مخلوطی از مغز گردو ،زیره،زرد چوبه و دارچین پر می کنند  وآن را به شکل مستطیل یا مربع تا میکنند.

(واحد حلوا در تالش خج می باشد)

.در ضمن شل نبودن حلوا از ویژگی های اصلی حلوای مناسب می باشد که نشان دهنده تبحر خانم خانواده در مات کردن شکر و برشته کردن آرد و چنگ زدن مناسب خمیر است .از دیگر حلواها علاوه بر حلوای ضیابری می توان به توکه  تونییه حلوا ،دنگییه حلوا و انواع شیرینی جات و...اشاره کرد .هنگام ساخت حلوا خاطرات گذشته ،نقل ها ،ضرب المثل ها و چیستان های تالشی بیان می شود .

بعد از ساخت حلوا به مادر خانواده گفته می شود :

اشت عید مبارک اشت حلوا سه چارک




:: برچسب‌ها: آیین و رسوم گیلانی
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/۱٢/۱٦ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

********

شاید نام شفت به عنوان یکی از شهرستان‌های گیلان برای خیلی‌ها آشنا باشد. شهری که به آن کمتر از سایر شهرستان‌ها پرداخته شده و کمتر به مردم معرفی شده است. در صورتی که این شهرستان دارای مکان‌های گردشگری فراوان بوده و جاذبه‌هایی زیبایی نسبت به سایر شهرستان‌های استان دارد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران‌(ایسنا)، منطقه گیلان، شهرستان شفت ناحیه‌ای کوهستانی و تاقدیس مانند است که در منتهی الیه گوشه شرقی رشته کوه‌های تالش جای دارد. شفت جلگه‌ای سرسبز است که درختان انبوهی را در دل خود جای داده است.

شفت روستایی‌ترین شهرستان استان گیلان است، شهرستانی که دور تا دورش را روستاها فرا گرفته‌ است، جنگل و کوه از یک طرف و شالیزارهای برنج و باغات چای از سوی دیگر، هر یک از روستاهای شفت را زیبا کرده است. از پرطرفدارترین این روستا می‌توان به نصیرمحله ،دوبخشر، گیلده، کمسار، سیاهمزگی، شالما، سفیدمزگی، بیالوا، چماچا، کاظم آباد، صیقلان، بداب، درودخان، چناررودخان، طالقان، چوبر، ویسرود، جیرده و پده اشاره کرد.

پل تاریخی لیشاوندان، مجموعه باستانی کمسار، خانه قدیمی فرضعلی خرم واقع در روستای ملل چاله بیجارسر از جمله جاذبه‌های تاریخی این شهرستان است.

آبشارهای این شهرستان نیز شامل دودوزن واقع در روستای خرمکش، لاس پشت واقع در روستای لپوندان، دیواکل واقع در روستای علیسرا و وزنه بن واقع در روستای سفید مزگی دیوان دره واقع در روستای طالقان است. لیشاوندان، ملاسرا، کوزه گران، گیج سرا واقع در روستای مژدهه، چماچا، خرطوم، نورماس واقع در روستای کلاچ خندان استخرهای طبیعی این شهرستان هستند.

‌خرفکل، پارک جنگلی چوبر، مناطق ییلاقی امامزاده ابراهیم و امامزاده اسحاق و چنار رودخان، کانال هوایی روستاهای بدآب و خرفکل، مدخل خروجی آب بر فومنات واقع در روستای چوبر از جاذبه‌های طبیعی گردشگری شهرستان شفت محسوب می‌شوند.

مناطق نمونه گردشگری در شهرستان شفت نیز شامل منطقه کوهستانی جنگلی امامزاده ابراهیم، منطقه جلگه جنگلی چوبر و منطقه کوهستانی سیاه مزگی است.

لطفا به ادامه مطلب بروید




:: برچسب‌ها: شهرستان شفت, معرفی روستاهای شهرستان شفت
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/۱٢/۱٥ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

 

درخت یکی از زیباترین مظاهر خلقت و جلوه ای از تجلیات آفریدگار عالم است. درخت نماد آبادانی و شاخص سبزی و خرمی و مظهر زندگی و باعث تلطیف هوا و موجب آسایش و رفاه شهروندان و صفا و پاکی طبیعت می باشد، درختان همواره در زندگی بشر موثر بوده اند. قرنهاست که آدمی در سایه شاخسارشان از شدت گرما و تابش خورشید در امان مانده و از میوه های الوان و شیرینشان بهره مند گشته است. آوای پرندگان که در لابلای شاخسارشان مأوا گزیده اند، روح و جانش را صفا بخشیده و قلب وی را مملو از خوشی و شادابی نموده است. در دل زمستان سرد نیز بار دیگر به مدد هیمه ای که از تنه درختان فراهم آورده و آتشی که از آن افروخته سرما و یخبندان را تاب آورده و با آنها دست و پنجه نرم کرده است و بار دیگر این شکوفه های زیبای درختانند که به او نوید فرا رسیدن بهاری دل انگیز را می دهند.

من و تو با دست‏هایمان نهال کوچک را به خاک سرد اسفند می‏سپاریم و آفتاب، گرمای خویش را هدیه راه طولانی‏اش می‏کند و آب، با پاکی‏اش بدرقه شکفتن‏اش می‏شود. زمینِ سبز، دوست داشتنی و خیال‏انگیز است. چشم را نوازش می‏دهد و زبان را به تسبیح وا می‏دارد. ما با هم در روز درختکاری قراری سبز می‏گذاریم و همدیگر را به کاشت و حفظ این موجود زیبای خداوندی سفارش می‏کنیم. این قامت بلند و باشکوه، طلای سبزی است که زیستن، شکوفایی، حرکت و پویایی را به ما می‏فهماند. خداوند این موجود سبز و بابرکت را مایه عبرت، حکمت و قدرت خویش قرار داده است و ما نیز در جهت باروری این حکمت بی نظیر و ارزشمند تلاش خواهیم کرد.
درخت، در تهاجم پاییز هرچه را که از دست بدهد، روح زندگی را برای خودش نگه می دارد.

پس درخت بکارید و با دیدنش در هر پاییز و بهار، پاسداشت طراوت و زیبایی را تمرین کنید ...

به دست خود درختی می نشانم
به پایش جوی آبی می کشانم

کمی تخم چمن بر روی خاکش
برای یادگاری می فشانم

درختم کم کم آرد بر گ و باری
بسازد بر سر خود شاخساری

چمن روید در آنجا سبز و خرم
شود زیر درختم سبزه زاری

به تابستان که گرما رو نماید
درختم چتر خود را می گشاید

خنک می سازد آنجا را ز سایه
دل هر رهگذر را می رباید

به پایش خسته ای بی حال و بی تاب
میان روز گرمی می رود خواب

شود بیدار و گوید : ای که اینجا
درختی کاشتی روح تو شاداب




:: برچسب‌ها: مناسبتها, درختکاری
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/۱٢/۱٤ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور




:: برچسب‌ها: گالری عکس گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/۱٢/۱۳ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

خیلی‌ها فقط فکر می‌ کنند که چغندر قند بالایی دارد و خوردن آن در فصل سرما به یک عادت دیرینه باز می ‌گردد، در حالی که مطالعات نشان داده‌اند که این ماده غذایی فواید بسیاری دارد. به طوری که در شب یلدای ایرانیان، لبوی داغ را نیز به عنوان یکی از مواد غذایی ارزشمند تهیه و میل می‌ کردند.

از جمله فواید آن می ‌توان به کنترل فشار خون بالا اشاره کرد به این ترتیب که در هر 100 گرم از آن، 380 میلی‌گرم پتاسیم وجود دارد که به کاهش فشار خون کمک می‌ کند.

به علاوه، در هر 100 گرم از آن، 36 کالری انرژی وجود دارد و فولات و کاروتن آن نیز بالاست.

همانطور که گفتیم فولات در لبو به مقدار فراوانی وجود دارد و در دوران بارداری به دلیل اهمیت این ماده مغذی خوردن این سبزی توصیه شده تا از بروز نواقص مادرزادی جلوگیری کند. از این رو، خوردن این سبزی در دوران بارداری یک عادت غذایی خوب به حساب می‌ آید.
چغندر پخته

از طرف دیگر، مطالعات بسیاری نشان داده‌اند که رنگ ارغوانی چغندر به دلیل وجود ترکیبی به نام بتاسیانین است که خاصیت ضد سرطانی داشته و از بروز سرطان‌ها به خصوص سرطان کولون جلوگیری می ‌کند.

به علاوه، فیبر بالایی که در این سبزی وجود دارد، کاهنده چربی خون شناخته شده، به طوری که مطالعات نشان داده‌اند، مصرف مرتب آن 30 درصد کلسترول و 40 درصد تری‌گلیسرید را کاهش می‌ دهد و به میزان قابل توجهی افزایش‌ دهنده کلسترول خوب است و به این ترتیب از ابتلا به بیماری‌های قلبی جلوگیری می ‌کند.




:: برچسب‌ها: گیاهان دارویی گیلان, گیاهان دارویی منطقه شفت
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/۱٢/۱۳ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

اولین اتوبوس در ایران توسط یک تاجر بلژیکی در شهر رشت به کار گرفته شد، اما به مرور زمان و با توجه به میزان کرایه، سودآوری و زیر ساخت های حمل و نقل توجیه اقتصادی آن رد شد و به همین دلیل اتوبوس به کار گرفته شده به یکی از تجار ایرانی به نام (معین التجار) فروخته شد.

او نیز پس از انقلاب مشروطه اتوبوس خود را به تهران آورد و با کرایه هر نفر 3 شاهی مشغول به فعالیت شد که به مرور زمان تقاضا برای استفاده از این خودرو بیشتر از قبل شد و پس از چند سال با ورود چند اتوبوس توسط تجار مختلف به شهر رونق زیادی در جابه جایی مسافر شکل گرفت.

اما اغلب اتوبوس های شاغل با توجه به مسافت طی شده از اروپا تا مقصد به کارگیری در ایران، بعد مسافت و زمان حمل، مستهلک بودند و هزینه حمل و نقل بالایی را طلب می کردند که در نهایت باعث پایه گذاری صنعت اتومبیل سازی در ایران شد.

براین اساس اولین اتوبوس های مونتاژ شده در سال 1290 شمسی وارد تهران شدند که حدود 5 درصد جابه جایی مسافران آن زمان توسط 500 دستگاه اتوبوس انجام می‌گرفت.

در زمان صدارت وثوق الدوله در سال 1298 با توجه به افزایش نارضایتی مردم از نحوه جابه جایی مسافر، دولتمردان بر آن شدند تا با ایجاد یک اداره به سازماندهی و نظم بخشیدن به حمل و نقل شهری بپردازند که پس از مدتی بحث و تفحص این اداره در بلدیه (شهرداری) پایه گذاری شد. شهرداری موظف شد قوانینی وضع کند تا تسهیلات لازم را برای مسافران ایجاد کند که این قوانین شامل میزان کرایه، زمان کار ناوگان، تثبیت خطوط و آیین نامه انضباطی بود.

در اولین گام شهرداری تمام اتوبوس ها را موظف به دریافت پلاک شناسایی خودرو نمود و در زمان کریم آقا بوذرجمهری، جهت کنترل خطوط هر خط دارای ناظری شد تا بر رعایت ناوگان خطوط نظارت کند. در شهریور سال 1320 نیز تعداد 100 دستگاه اتوبوس در تهران کار می کردند که حدود 90 دستگاه آن بنز بود.

در همین سال اتوبوس های «زایس» روسی وارد ایران شدند و در سال 1331 دولت آقای سهیلی اجازه فعالیت شرکت های خصوصی حمل و نقل را صادر کرد.

منبع :  صفحه گیلان ما




:: برچسب‌ها: تاریخ گیلان, تاریخچه گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/۱٢/۱۳ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

یا صاحب الزمان(عج)، آقا کاریرَه؟

الآن نجف یا کربلا مَندیرَه؟

هرجا مَندیره خدا اشت همراه

چمن دعا بَدرقه اشت راه

یا صاحب الزمان(عج)، آقا دِ بِری

مَردیمه از هَده ک ت غَم هَری

چده بومونم انتظاری دیله؟

آقا! آرس به داد ام قبیله

ام بی وفا مردم اشت یاد نینه

فقط خیال کَرن ک مُومنینَه

اَمه هیچی نیمینَه ت  اشتَن زونی

چرا دِ اَمَنه کَری مهربونی؟

مومن ، اشت وری کو خیلی شرمنده یه

به لطف اشت عه نفس کش زندیه

چمن خاص آقا بری چَمَه وَر

الهی اشت پا خاکِن چمَه سَر

از نی مِرم هده ک ت غَم هَری

چم وَر نی بری ایله سَحری

الهی زنده بومونوم تا ت بای

تا اشت سرباز بوبوم از اگر خوای

بعدا چم جانی ترا آدم از

ترا بی روح و روانی آدم از

جان اشت قابلی ندار آقا

جان بی لیاقتم بدار آقا

خاص آقا چم وجود اشت شن

چم همه بود و نبود اشت شن

چمه چمن چمه گوشن با زبون

اشت دیلی کو دَکَرن فقط خون

مهدی غریبه شیعه ین! امی شایَد بفهمه؟

اَینه نا مَحرمیمونه امی شایَد بفهمه؟

خوبه آدمونه مَردُم بَدینه

الآن ک بَد ببی ت نَه خشینَه

لطفا  به ادامه مطلب بروید




:: برچسب‌ها: شعر تالشی
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/۱٢/۱٢ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

بازار کاسپین یکی از بزرگترین بازارها در بندر انزلی می‌باشد. این بازار از لحاظ موقعیت در یکی از بهترین مکان‌های شهر بنا شده‌است. نزدیکی این بازار به شهر و همچنین خیابان پاسداران این بازار را به یکی از هدف‌های مسافرین در روزهای تعطیل تبدیل نموده‌است. این بازار دارای پارکینگ اختصاصی نیز می‌باشد.

جهت دیدن تصاویر بیشتر به ادامه مطلب بروید




:: برچسب‌ها: بازار های گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/۱٢/۱۱ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

در ضلعِ غربیِ میدانِ امامِ انزلی، بنایی آجری و 5 طبقه دیده می شود که امروزه به نامِ هتل سنگ معروف است و در گذشته خانۀ داوودزاده نامیده می شد.

شیوۀ معماریِ بنا متفاوت از بناهای پیرامون است. زیرا طراح، با کاهشِ مساحتِ طبقه های بالا نسبت به طبقۀ پایین، شکلی مطبق به وجود آورده است و این کار به گونه ای صورت گرفته که طبقۀ آخرِ این بنا تنها یک اتاق دارد و از جبهۀ شمالی و جنوبی به صورتِ پله دیده می شود و طبقۀ همکفِ آن دارای شش دکان است.

پنجره های بلند و باریک با قوس هایی بر بالایشان، نمای آجریِ زیبا، که این زیبایی در زیرِ لایه ای از رنگ آمیزیِ اخیر پوشیده است، از ویژگی های این بنا به شمار می رود.

خانۀ داوودزاده در اواخرِ سالِ 88 به شمارۀ 28771 در فهرستِ آثارِ تاریخیِ ایران به ثبت رسیده است.

برگرفته از کتابِ معماریِ برخی از خانه های تاریخیِ گیلان (دکتر نیکروز مبرهن شفیعی)، عکس از نت

برداشت و تایپ و تهیه: عاکف معززلسکو




:: برچسب‌ها: هتل های گیلان, گالری عکس گیلان, بناهای قدیمی گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/۱٢/٦ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

لَسکو، روستایی است از توابع بخش لشت نشا شهرستان رشت در استان گیلان.
این روستا در دهستان جیرهنده لشت نشا قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۵۳ نفر (۴۷خانوار) بوده‌است.
بر اساس اطلاعاتی که امروز (15 آبان) شخصا" کسب کردم در حال حاضر نیز حدود 50 خانوار در آن زندگی می کنند. نخست پدربزرگم و سپس عموی پدرم کدخدای آنجا بوده اند.

مردم از راه کشاورزی و دامداری به امرار معاش می پردازند. برنج این روستا یکی از بهترین انواعِ آن در کشور است. سبزیجات مورد نیاز کاشته می شود و به پرورش اردک و غاز و مرغ و بوقلمون مشغولند. در قدیم گاومیش هم نگهداری می شد که هیچوقت مزۀ کره و ماستش از یادم نمی رود.

متاسفانه با اینکه نزدیکترین نقطۀ روستا به جادۀ اصلی لشت نشا به آستانۀ اشرفیه بیش از 800 متر و دورترینِ آن 1800 متر بیشتر نیست ولی تاکنون آسفالت نشده است.
در سال گذشته پدر بنده جناب تقی معززلسکو که بسیار وابسته به زادگاهش می باشد، با پیگیری های مستمر توانست برای شن ریزی و امسال نیز برای آسفالت این جاده تایید مراجع را بگیرد که انشاءالله تا پایان سال و یا بهار آینده این امر انجام می پذیرد.

مدرسه ای در سالها قبل تاسیس شده بود که هم اکنون به علت مهاجرت جوانان و نرسیدن به تعداد حداقلی، تعطیل شده و امروز خود شاهد بودم که مسافت زیادی را تا رسیدن به مدرسه طی می کنند.

مرکز بهداشت نیز ندارد و هر چند روستا در اجماع یک مرکز بهداشت دارد. اب لوله کشی دارد. از نعمتِ گاز هم که خبری نیست.

این آمار مربوط به 50 سال پیش نیست . بلکه متعلق به 15 آبانِ 92 ست !!

تصمیم به ساخت خانه ای روستایی در آن برای دوران فراغت و نیز بازنشستگی گرفتم و به امیدِ خدا، دو ماه قبل، کلنگِ این آرزویم را به زمین زده ام. بله، آرامش، سادگی و پاکی را باید در روستا پیدا کرد و من دنبالِ این آرامشم.

منبع : پیج گیلان ما در فیس بوک




:: برچسب‌ها: روستا های گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/۱٢/٢ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

اینجا «گیلان» است؛ سرزمین شور و شیدایی و رنگ و زیبایی؛ گوشه ای گمشده از بهشت ایران؛ دیاری که شهرنشینان اش در طول تاریخ پُر فراز و نشیب این مرز و بوم، همواره پیشتازان تجدد خواهی و نو اندیشی بوده اند و روستاییان اش نیز از بی پیرایه و بی غل و غش ترین مردمان؛ و این عکسها نیز متعلق است به گوشه ای بدیع و بکر از همین گیلان؛ بازار جمعه یا مرجقل (تولَم‌شهر) که در بخش تولم شهرستان صومعه‌سرا قرار دارد

در این بازار محصولات بسیاری از قبیل سبزیجات، میوه، لوازم خانگی، مرغ و خروس محلی و بسیاری دیگر از محصولاتی که در دیگر بازارهای مشابه موجود می باشد خرید و فروش می شود. گفتنی است مهمترین قسمت پنج شنبه بازار تولم شهر مربوط به خرید فروش دام می باشد.

 

در ادامه مطلب می توانید عکس هایی از این بازار را مشاهده کنید.

جهت دیدن تصاویر بیشتر لطفا به ادامه مطلب بروید




:: برچسب‌ها: بازارهای فومن, بازار های گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/۱٢/۱ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.