نوشته شده توسط : مهدی پور

روستایی است سرسبز که در راه اصلی صعود به قله درفک در استان گیلان .شهرستان رودبار . بخش رحمت آباد واقع شده است .فاصله شیرکوه تا رستم اباد ۵کیلومتر و تا مرکز استان (رشت) ۳۰کیلومتر میباشد





:: برچسب‌ها: روستا های گیلان, گالری عکس گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۳۱ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور




:: برچسب‌ها: گالری عکس گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۳۱ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

برداشت محصول فندق در شهرستان تالش آغاز شد
 

تالش ـ مدیر جهاد کشاورزی تالش گفت: عملیات برداشت محصول فندق از باغات مناطق کوهستانی این شهرستان آغاز شده است.

 

جابر تجارتی عصر روز شنبه در گفتگو با خبرنگار ایرنا افزود: برداشت محصول فندق در سطح 115 هکتار از باغات بارور فندق در سال جاری آغاز شده است.

وی بیان کرد: پیش بینی می شود با توجه به شرایط آب و هوایی و میزان باروری درختان فندق، مقدار 60 تن محصول با ارزش اقتصادی یک میلیارد و 500 میلیون ریال توسط 85 بهره بردار برداشت شود.

به گزارش ایرنا ، مناطق کوهستانی و ارتفاعات مریان ، تندبین و مکش از مناطق مهم تولید فندق در شهرستان تالش محسوب می شوند




:: برچسب‌ها: اخبار گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۳۱ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

این بنا در بخش مرکزی رشت در یکی از خیابان های منشعب از خیابان سعدی ، در ضلع غربی مجتمع خاتم الانبیا در یک محله ارامنه نشین واقع شده است.
قدمت بنا به بیش از صد سال و به اواخر دوره قاجار (1274ه.ش -1895 م) بر می گردد.
با نگاهی گذرا به این اثر می توان به هنر و توانایی معماران دوره قاجار در خلق این اثر ارزشمند پی برد. این ساختمان در ابتدا به عنوان واحد مسکونی مورد استفاده قرار می گرفت و سپس به تملک اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان گیلان در آمد. در ضلع شرقی بنا مجتمع خاتم الانبیا و در ضلع شمال و شرق بناهای مسکونی قرار گرفته اند.
از ضلع جنوب بنا به باربری گیلان تور متصل است.در کل بنا توسط ساختمان های بلند مجاور محصور شده است و تاکنون هیچ گونه حریمی برای این بنا در نظر گرفته نشده است

منبع :http://www.behrah.com

گردآورنده :وبلاگ نصیرمحله




:: برچسب‌ها: ساختمان های دولتی رشت قدیم, گالری عکس گیلان, جاذبه های گردشگری گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۳٠ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

این روستا درهفت کیلومتری جنوب غربی شهرفومن ودر مسیر جاده توریستی ماسوله قراردارد .بقعه امامزاده عبدالله از نوادگان امام هفتم (ع) وآرامگاه مرکزی شهدای بخش سردار جنگل دراین روستا قراردارد وجود اماکن مقدس وباغهای سرسبز چای جلوه خاصی به این روستا داده است




:: برچسب‌ها: روستاهای فومن, روستا های گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۳٠ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

به بهانه حلول ماه مبارک رمضان ؛

طلوع ماه بندگی و حال و روز میهمانانی دلداده

رشت – بانگ دوباره ربنا در گرگ و میش روشنی ای که در فرار از تاریکی دست و پا می زند و ثانیه هایی که از پیوستن به پایان فرار می کنند و عطر پیچیده از راز و نیاز که از شکر دیداری دوباره می گرید ، بار دیگر رمضان با آمدنش خالصانی آرزومند بندگی را میهمان می کند.

حال و هوایت غربت دارد و از ثانیه هایی پرعظمت و دست های حمد و ثنایی که نزول رحمت را از بلندای آسمان می طلبند و چشمانی پشیمان که در حسرت بخشودگی می بارند، سرشار است .

تاریکی هایی که در نواهایی آسمانی محو و سحرهایی که در طلوعی داغ گم می شود و دزد زمان که انگار لحظه هایی ناب را تاب نمی آورد .

آمدنت که دل های یخ زده از گناه را با تابشی بهاری دوباره گرم می کند و سالی نو از جنس بیداری را به تحویل می نشیند .

ناله هایی به رنگ بخشش جاری در ثانیه هایی لبریز از عطر بندگی، آخرین تلاش غریقان روزمرگی را در ساحل نجات دلدادگی به تصویر می کشد .

آمدنت اندوه رفتنت را تازه و دل کندن از ثانیه های لبریز از عطر عبادتت را سخت تر و امید را در دیدار دوباره ات سرگردان می کند.

هربار که می روی بازهم منتظر داری ،منتظری با کوله باری از حرف های ناگفته که یا مجالش نبود و یا در شوق ماندنت گم بود ، اما لحظه های ناگزیر از وداع ناب ات، ملاقات دوباره را لحظه شماری می کنند و شکوه عظمت دوباره ات را به انتظار خواهند نشست .

عظمتی معطر به عطر نزول در شبهایی پاک و پراز آه بندگانی در سوگ همای رحمت که او هم از بیقراری ، دردل ها به چاه می برد .

کلمات در برابر وصف ات کوچک اند اما تو مانند همیشه سرشاری از حکایت های پر خاطره ای به پاکی شیطنت های کودکانه محو در طعم شیرین روزه های کله گنجشکی و نگاه های کوچک زیرچشمی به ناله بخشش بزرگترها و لبریزی از خلوص در لحظه های آسمانی که دردمندان اکرام می شوند و تصویر ناب بندگی معبود را نقش می زنند .

میهمان نوازی گرمت با دعای سحر و ربنای افطارت همه و همه از نوای آسمانی سرشار و از بندگی دلدادگانی در آرزوی وصال لبریز است .

بندگانی که سجاده های آسمانی معطر به عطر پاکی برای دیداری دوباره به سان آخرین دیدار می گسترانند ، تا میهمانی شایسته برای میزبانی این چنین با شکوه باشند .

شاید این آخرین فرصت بندگی و شاید فرصت جبرانی دیگر در پس روزها نهفته باشد...

به امید بهره مندی از فرصت های ناب بندگی در میهمانی خدا ..

گزارش از: راحله محمدعلیزاده

منبع : خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران




:: برچسب‌ها: ماه مبارک رمضان, مناسبتها
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۳٠ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

در لنگرود هفته دو روز «شنبه و چهارشنبه» بازارهای محلی تشکیل می گردد، در این بازارها با تولید مقادیر قابل توجهی برنج و چای و نیز صید ماهی پر رونق شده و خریداران بسیاری را به سوی خود جلب می کند.

در این بازارها علاوه از محصولات و تولیدات منطقه از انواع و اقسام مختلف اجناس و کالاهای داخلی و خارجی نیز به فروش می رسد.

در بازارها مال فروشان با صنایع دستی مانند حصیر و زنبیل و فرآورده های دیگر برخورد می کنیم که حاصل کار زنان و مردان زحمتکش روستاها است.

بازارهای لنگرود از جمله بازارهای درجه اول استان گیلان است، که فروشندگان دوره گرد استان را به سوی خود می کشاند و بیشتر فروشندگان از گیلان شرقی و بعضی از استان مازندران هستند و گروهی از گیلان غربی و کوهپایه های رودبار و رستم آباد در میان آن ها دیده می شود.

و بازار برنج فروشان در میان وسط شهر نزدیک مسجد شهداء و بقعه آقا سید حسین کیا قرار دارد.

و بازار ماهی فروشان نزدیک بازار برنج فروشان و در کوچه معروف به سماک کوچه است. که از آن منتهی به حرم و بقعه آقا سید حسین کیا می شود. و در موقعیت جنوبی قرار دارد.

و بازار میوه فروشان در ضلع شمالی بازار روز و هم پشت بانک کشاورزی در جنب پل بتونی در کنار بازار تره و بار سبزی قرار دارد و بخشی هم در نزدیک بانک ملی جنب بیمارستان امینی است.

در زیر عکسهایی از اینبازار براتون آماده کردم که امیدوارم خوشتون بیاد و ما را با نظرات و پیشنهادهای خود یاری فرمایید




:: برچسب‌ها: بازار های گیلان, گالری عکس گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/٢٩ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور




:: برچسب‌ها: دانستنیها, گوناگون
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/٢٩ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

بار کج به منزل نمی رسد :

قاچاقچی چوب در شفت هنگام بریدن درخت جان خود را از دست داد

شفت- فرمانده نیروی انتظامی شفت گفت:یکی از قاچاقچیان چوب هنگام بریدن درخت در این شهرستان جان خود را از دست داد.

 

سرهنگ 'فرداد فکوری' روز پنجشنبه شنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا، افزود : این مرد 35 ساله که به همراه دو همدست خود برای قطع درختان به جنگل های منطقه امام زاده اسحق (ع)شفت رفته بود هنگام بریدن درخت با اره موتوری بر اثر سقوط ناگهانی درخت کشته شد.

وی اضافه کرد: این قاچاقچی چوب سابقه دار بود و سال گذشته به علت قاچاق چوب، به 6 ماه حبس محکوم شده بود .

وی تصریح کرد : تلاش پلیس برای دستگیری دو همدست دیگر این قاچاقچی که پس از وقوع این حادثه پا به فرار گذاشته اند، ادامه دارد.

به گزارش ایرنا،به واقع وقوع چنین حادثه ای مصداق روشن ضرب المثل معروف' بار کج به منزل نمی رسد' است.

منبع : خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران





:: برچسب‌ها: حوادث گیلان, اخبار انتخابات شهرستان شفت و فومن, اخبار گیلان, خبرهای تازه از شفت و فومن
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/٢٩ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

 

    چمی اسرک خشک آبه دِ بی وَفا مَبی منه  

   شب و روز من ت دَخونوم ، فکر جَفا مَبی منه 

دِ پوچَ دونیا پوچ  آکه بی وَفایی کا کوچ آکه 

  بری آشتی بکه ،  انده سیفا مَبی منه

برگردان به فارسی :

اشکهای چشمم خشک شده دیگر با من بی وفا مباش

شب و روز تو را صدا میزنم ،به فکر جفا کردن با من مباش

این دنیای هیچ و پوچ را رها کن و بی وفایی را کوچ بده

بیا با من آشتی کن ، اینقدر از من جدا مباش




:: برچسب‌ها: دوبیتی های تالشی, شعر تالشی
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/٢۸ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

منبع :http://gahar.ir




:: برچسب‌ها: طنز
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/٢۸ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

روزگاری نه چندان دور، گل و گلدان ها در حیاط خانه جایی امن برای زیستن داشتند و حتی در حافظه زیستی خود روزهایی را به یاد نمی آوردند که بدینسان بی اهمیت شوند و گل های مصنوعی ، پلاستیکی، چینی و ... مأمن امن آنها را بدزدد.

روزگاری، قبل از آنکه سرگرمی و دل مشغولی پدران ما تلویزیون شود، زندگی همه آنها به گل و گلدان های شمعدانی گره خورده بود و آب دادن و حفاظت و چیدن برگ های زرد، روزهای خوش و ناخوش آنها بود.

دهان گود گلدان را خاک کردن ، قلمه زدن و دیدن ریشه دوانی و قوت گرفتن ساقه ها و انتظار نشستن برای بهار و فصل روییدن گل و بعد از ظهر تلخ پایان عمر گل را دیدن ، بخشی از زندگی آرام پدران ما بود، و این رسمی بود که متاسفانه به ما منتقل نشد!

کپی برداری از این مطلب با ذکر نام (وبلاگ نصیرمحله ) بلامانع می باشد




:: برچسب‌ها: گالری عکس گیلان, گیاهان گیلانی
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/٢۸ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

ما انسان ها جزئی از طبیعت هستیم پس احترام به طبیعت یعنی احترام به خود،احترام به طبیعت از شناخت طبیعت آغاز می شود و به عشق و محبتی می رسد که جاودانه است هر آن چه که در وجود ما انسان ها است در طبیعت نیز جریان دارد عدم آگاهی و شناخت طبیعت و اجزاء آن ، گیاهان حیوانات و ....

در زیر تصاویری از طبیعت سرسبز شالیزارهای گیلان را براتون آماده کردم امیدوارم که بپسندید و با نظرات و پیشنهادهای خود ما را یاری فرمایید .




:: برچسب‌ها: گالری عکس گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/٢۸ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

امامزاده یوسف(ع) و اسکندر(ع) روستای گردپشته از توابع بخش رحمت آباد و بلوکات در فاصله ۸ کیلومتری امامزاده هاشم (ع) واقع شده است.

مزار دو شهید سرافراز در جوار این امامزاده قرار دارند و اهالی منطقه در روز تاسوعا و عاشورا حسینی و ۲۸ صفر در این مکان مقدس گردهم آمده و به عزاداری می پردازند.




:: برچسب‌ها: اماکن زیارتی استان گیلان, اماکن زیارتی
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/٢۸ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

بی احتیاطی راننده، یک خبرنگار گیلانی را به کما فرستاد


فومن - بر اثر برخورد یک دستگاه پیکان وانت در روستای گل افزان در ورودی شهر فومن با عابر پیاده که یکی از خبرنگاران استان گیلان بود، وی به کما رفت.

به گزارش روز چهارشنبه خبرنگار ایرنا، 'سمیه اکبری' عضو گروه خبرنگاران در خانه مطبوعات گیلان که در یکی از نشریات محلی این استان فعالیت می کند، عصر روز گذشته بر اثر برخورد یک دستگاه پیکان وانت در محور رشت به فومن روستای گل افزان، به شدت مجروح شد.

وی سریعاً توسط حاضرین در محل حادثه، به بیمارستان امام حسن مجتبی (ع) فومن و پس از آن برای طی مراحل بعدی درمان، به بیمارستان پورسینای رشت منتقل شد.

هم اکنون بنا به اظهار یکی از نردیکان وی، وضعیت عمومی این خبرنگار 29 ساله به علت شدت جراحات از ناحیه سر وخیم گزارش شده است.

کارشناس راهنمایی و رانندگی نیروی انتظامی فومن علت وقوع این حادثه دلخراش را سرعت غیرمجاز راننده پیکان وانت و عدم توانایی وی در کنترل خودرو هنگام عبور عابر پیاده اعلام کرده است.

منبع : خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران




:: برچسب‌ها: اخبار گیلان, اخبار انتخابات شهرستان شفت و فومن, حوادث گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/٢۸ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

شهر املش در شمال شرقی استان گیلان واقع شده است. این شهر با موقعیت کوهپایه ای مرکز شهرستان املش است و مشتمل است از 2 ناحیه جلگه ای و کوهستانی که در جهت جنوبی 2 شهرستان لنگرود و رودسر واقع شده است

تصاویری بسیار زیبا از املش




:: برچسب‌ها: گالری عکس گیلان, جاذبه های گردشگری گیلان, ع
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/٢٧ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

مواد لازم :

- بادمجان نیم کیلو

- آب انار ترش 1/2 پیمانه

دانه انار سائیده 2 قاشق غذاخوری( در صورت تمایل )

- سبزى، نعناع و خالواش و چوچاق کاملاً ریز شده تازه یا خشک: 1 قاشق غذاخورى

سبزی‌های معطر مختص شمال ایران است ، بنابراین می‌توانید به جای آن‌ها از نعناع استفاده کنید

- سیر، 5 حبه

- نمک و فلفل به اندازه کافى

- مغز گردوى سائیده شده 100 گرم

طرز تهیه:
 

ابتدا بادمجان ها را به سیخ کشیده روی شعله بزرگ گاز توری گذاشته ویا روی منقل با آتش زغال  کباب میکنیم . ( فر ، کباب پز ، مایکروفر، سولاردم ممنوع ) برای اینکه مطمئن شوید بادمجانها کاملا مغز پخت شده اند یا نه میتوانید با فرو  کردن یک چنگال تو بادمجانها امتحان کنید اگر کاملا نرم بود و وقتی بادمجانها هنوز آب داشتند بردارید و پوست کنده و با ساتور ریز کنید ، خوب ساتوری کنید آنگاه دو قاشق از همین بادمجانها را برداشته ( سعی کنیداز قسمت سر بادمجان که معمولا وقتی میپزد نسبت به جاهای دیگر بادمجان سفت تر است بردارید ) سپس این دوقاشق را با یک مشت چوچاغ و سه حبه سیر داخل مولینکس کرده و خوب له میکنیم آنوقت همه ی مواد را با هم خلوط کرده و نمک و فلفل را افزوده و خوب هم میزنیم . آنگاه در یخچال گذاشته تا سرد شود و بعد با هر غذایی دوست دارید میل کنید. پیشنهاد من اینه که با باقلا وابیج یا لوبیا خورشت بخورید با املت گوجه هم خوشمزه میشه .

 

توجه داشته باشید که با وجود مقدار گردو و انار یاد شده در لیست مواد لازم اینها هم مانند نمک و فلفل میتوانند به مقدار دلخواه استفاده شوند این بستگی به ذائقه شما دارد که ترش تر دوست دارید یا کم ترش گردو زیاد دوست دارید یا کم. میتوانید بسته به ذائقه خودتان این را تنظیم کنید .

منبع : وبلاگ املش بهشت گمشده




:: برچسب‌ها: غذاهای گیلانی
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/٢٧ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

بارش شدید باران و وقوع سیلاب خسارات بسیاری به سه شهرستان رودسر ، املش و لنگرود وارد کرد.




:: برچسب‌ها: حوادث گیلان, گالری عکس گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/٢٧ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

 


برای دیدن عزیزنوروزی پرور(مرد غارنشین) ، ابتدا می بایست وارد روستایی سرسبز و زیبا به نام جیرده در دهستان آلیان شهرستان فومن شوید. روستایی که مردمانی خوش قریحه و باصفا دارد و استعدادهای درخشانی هم از منطقه آلیان رشد نموده و وارد جامعه شده اند.

 

 

در مرکز روستای جیرده ( جیردی ) ( به معنی دهِ پایین ) قهوه خانه ای قدیمی وجود دارد که پیران آن حوالی از روستاهای جیرده ، مِشَه کَه ، کُلتانسر ، گاوکوه ، مسجدپیش و کوریه درآن جمع شده و اوقات فراغت خود را به خوشی می گذرانند. پس از طی مسافتی در حدود دو کیلومتر در دل جنگل به سکونتگاه جنگلی عزیزغارنشین ، که به این نام معروف شده، رسیدیم. او با آنکه تا کلاس چهارم ابتدایی درس خوانده اما بسیاری از اشعارشعرای بزرگ را از حفظ است.

در ابتدا برایمان شعر خواند: ( الهی من شوم شاهین پروین/ شب و روز بگردم دورقزوین). با احساسی عجیب و نگاه غریبانه ای شعر می خواند...  از وی سوال کردیم :که در این گرمای تابستان چه می خوری؟ آیا می توانی به مغازه های روستا بروی تا چیزی تهیه کنی؟

گفت : آره می روم . در هفته چند بار به ده می روم و در روزهایی هم که برف بیایید، برخی از مردم ده برایم چیزی می آورند تا بخورم و سپس دوباره برایمان شعر خواند که مضمون شعرش به کم خوردن و قناعت گری اشاره داشت: ( قناعت توانگر کند مرد را / خبرکن حریص جهانگرد را ).

عزیزغارنشین شاعرانی چون سعدی،حافظ وهمچنین ملانصرالدین را هم می شناخت و اشعار زیادی در ذهن خودش ثبت کرده بود، هر چند اشعاری را که بر زبان جاری می ساخت کاملاً دقیق نبوده و خودش آنها را اندکی تحریف کرده بود.

درباره علل انزوای عزیز گمانه زنی های متفاوتی وجود دارد از جمله ی آنها اینکه عزیز در عنفوان جوانی عاشق دختری که ظاهراَ اسمش (نگار) بوده می شود اما در آن زمان که خان و رعیتی بود و تصمیمات ازدواج را بزرگان خانواده می گرفتند، با این ازدواج مخالفت می شود و عزیز پس از ناکامی در عشقش به جنگل روی می آورد. البته عده ای هم اعتقاد دارند که در اثر پیگیری و سماجتش در ازدواج با نگار بین او و خانواده و برادران نگار دعوا راه افتاده و در این بین ضربه ای به سر عزیز وارد می آید که وی پس از آن دچار اختلالات ذهنی می شود.

مساله دیگری که در این زمینه مطرح است اینکه ( نگار) هنگامی که براسب سوار بود، از اسب افتاده و می میرد و عزیز با غم فراق نگارش به چنین روزگاری مبتلا می شود. مسائل دیگری نظیر جن زدگی عزیز هم مطرح است.

البته براساس تحقیقات نگارنده ( و همچنین سردبیر نشریه که در حدود 8 سال پیس مصاحبه ای با او برای اولین بار انجام داد که در روزنامه های محلی ، روزنامه ایران و خبرگزاری فارس درج گردید )، موضوع عشق و عاشقی عزیز و نگار از صحت بیشتری برخوردار است. او از بیست سالگی در جنگل زندگی خود را آغاز کرد.  با وی گفتگوی مختصری را انجام داده ایم که از نظرتان می گذرد.

شایان ذکر است که در سال گذشته برای عزیز ، از سوی اداره ثبت و احوال فومن شناسنامه صادر شد و همین هفته گذشته نیز رئیس ثبت احوال فومن و همچنین آقای جمال محمدی در طی بازدیدی از وضعیت عزیز ، اقدامات اولیه را برای تحت پوشش قراردادن وی در کمیته امداد و اخذ یارانه برای این مرد غازنشین انجام دادند.

- البته ذکر این نکته که عزیز سوالات را معمولاً دقیق جواب نداده و در بسیاری از سوالات طفره می رود و یا چیزی به ذهنش نمی آید و یا غیرمرتبط پاسخگویی می کند.





:: برچسب‌ها: گوناگون, دانستنیها
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/٢٦ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

 

 

هرگز به آدم ها نخند !


به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید ارباب ، نخند !


به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری ، نخند !


به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته و در کوچه ها جار می زند...


به پشت و رو بودن چادر پیرزنی در خیابان...


نخند که دنیا ارزشش را ندارد ...


آدم هایی که برای زندگی تقلا می کنند...بار می برند...بی خوابی می کشند...کهنه می پوشند...جار می زنند...سرما و گرما را تحمل می کنند...و گاهی خجالت هم می کشند ...خیلی ساده ... نخند دوست من!!!هرگز به آدم ها نخند

   خدا به این جسارت تو نمی خندد؛ اخم می کند


منبع: فریاد سکوت




:: برچسب‌ها: گوناگون
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/٢٦ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

صفحاتی از کتاب فارسی اول ابتدایی مورد استفاده دانش آموزان در سال های پایانی جنگ جهانی دوم در ایران.




:: برچسب‌ها: خاطرات کودکی
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/٢٦ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

اغلب شما بارها نام داماش را دست کم با نام تیم های ورزشی گیلانی و غیر گیلانی (باشگاه فوتبال داماش گیلان، بسکتبال داماش گیلان(لنگرود)، تیم منحل شده ی والیبال داماش گیلان، داماش تهران ، داماش لرستان (گهر زاگرس) و...) آشنایی دارید اما شاید ندانید داماش چیست و از کجا آمده است!
داماش امروزه نام روستایی از روستاهای ییلاقی دهستان جیرنده بخش عمارلو، شهرستان رودبار است. این روستا منطقه‌ای کوهستانی است.
معروفیت اصلی داماش نه در آب معدنی هایش ، نه در باشگاه هایش بلکه از این جهت در جهان مشهور است که رویشگاه گیاه یگانه‌ای با نام محلی سوسن چلچراغ است که تنها در این روستا و منطقهٔ لنکران جمهوری آذربایجان و آن هم تنها درایامی محدودی از سال یافت می‌شود!

اما چیزی که جالب است بدانید این است که وجه تسمیه داماش چیست و این نام از کجا آمده است؟!
در گذشته های دور و دوران پادشاهی کوروش هخامنش، قبایل ساکن در دیلمان و در اطراف دلفک همواره استقلال طلب بودند و قیام های فراوانی بر علیه حکومت می کردند که همواره تلفات سنگینی به دربار هخامنش وارد می نمود.(البته گاهی با هم نیز وارد جنگ می شدند) گاهی نیز این درگیری ماه ها به درازا می کشید تا اینکه کوروش ، پادشاه هخامنشی یکی از سرداران خود به نام " اسپی تاماس " را جهت سرکوبی و پایان دادن به این درگیری ها به این منطقه اعزام می کند و او با ورود به منطقه با تلاش زیادی سعی در سرکوبی قیام ها می کند و سعی می کند تا درگیری را به پایان می رساند و آرامش نسبی را بر این منطقه ی پر جادسه ی تاریخ حاکم کند ، و کوروش هم تصمیم گیری در خصوص این منطقه را به سردار خود می سپارد. سردار هخامنشی سر انجام در همین منطقه توسط دیلمیان(دربیک ها) کشته می شود و پسر اِسپی تاسس بر طبق وصیت کوروش به منطقه اعزام می شود که پس از مدتی این منطقه که همواره در طول تاریخ دارای حکومت های مستقل و یا نیمه مستقل بود مستقل می گردد اما داماش فعلی به سرزمین اسپی تاماس لقب می گیرد و با گذشت زمان اسپی تاماس به تاماس خلاصه می شود و در نهایت امروز به داماش تبدیل شده و کسی هم از فردا خبر ندارد و اکنون ماییم و داماش و خبرهای پر فرازو نشیبش...

نکته ی جالب توجه نوع خاص گورستان سردار و سربازان هخامنشی در منطقه است!
در این عکس نقش های حکاکی شده یک سرباز هخامنشی در دل کوه در منطقه داماش به چشم می خورد(عکس کیفیت چندانی ندارد).
این عکس از فاصله ای دور یکی از همین نقش های حکاکی شده در دل کوه را نشان می دهد.
تا کنون سه عدد از این نقوش توسط تیم تاریخ سیاهکل دات کام در دیلمانات کشف شده است و به گفته ی محققان امر اعتقاد آنها به این بوده که این سربازان حکاکی شده از ارواح سربازان و سردار خود محافظت می کند...
با سپاس از رضا دیلمی




:: برچسب‌ها: تاریخ گیلان, دانستنیها, جاذبه های گردشگری گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/٢٦ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

روز افتتاح مدرسه صنایع ظریفه رشت

معلمان و کارکنان وزارت فرهنگ - رشت 1302

گردش علمی دانش آموزان گیلانی - 1320

منبع : انجمن گیلانیها

گردآورنده : وبلاگ نصیرمحله




:: برچسب‌ها: گالری عکس گیلان, گیلان قدیم
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/٢٦ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

9 کوزه سفالی با قدمت تاریخی در شهرستان رودبار کشف شد


رشت - فرمانده انتظامی رودبار از کشف 9 کوزه سفالی با قدمت تاریخی در این شهرستان خبر داد

 

سرهنگ رسول صمدی روز دوشنبه در گفتگو با خبرنگار ایرنا اظهار کرد: اکیپ های عملیاتی پلیس شهرستان رودبار در بازرسی از یک خودروی پراید، 9 کوزه سفالی با قدمت تاریخی کشف کردند.

وی در تشریح این خبر گفت: اکیپ های عملیاتی پلیس شهرستان رودبار مستقر در محور علی آباد به راننده و سرنشین یک خودروی پراید مشکوک شدند.

فرمانده انتظامی رودبار ادامه داد: اکیپ های عملیاتی پلیس پس ار توقف خودرو و متعاقب آن در بازرسی از این خودرو، 9 کوزه سفالی با قدمت تاریخی که متهمان قصد انتقال این اشیاء را از شهرستان طارم زنجان به منجیل داشتند، کشف و ضبط کرده و متهمان را دستگیر کردند .

سرهنگ رسولی با اشاره به تلاش کارشناسان میراث فرهنگی برای ارزیابی قدمت تاریخی اشیاء کشف شده افزود: متهمان دستگیر شده با تشکیل پرونده جهت سیر مراحل قانونی به مقام قضایی معرفی شدند.

شهرستان رودبار در 67 کیلومتری جنوب مرکز استان گیلان واقع است

منبع : خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران




:: برچسب‌ها: اخبار گیلان, خبرهای تازه
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/٢٦ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

آذرخش جان یک نفر را در رحیم آباد رودسر گرفت

رشت - بخشدار رحیم آباد از توابع شهرستان رودسر در شرق استان گیلان از کشته شدن یک مرد 35ساله در این بخش به علت وقوع رعد و برق خبر داد.

'اسماعیل حسن زاده' روز دوشنبه در گفتگو با خبرنگار ایرنا اظهار کرد: شب گذشته بر اثر وقوع رعد و برق، یک نفر در شهر رحیم آباد جان خود را از دست داد.

وی ادامه داد: این مرد 35ساله در پشت بام خانه خود به دلیل صاعقه جانش را از دست داد.

گزارش خبرنگار ایرنا حاکیست شب گذشته بارش شدید باران توأم با سیلاب به بخش رحیم آباد شهرستان رودسر خسارات زیادی وارد کرد.

رحیم آباد در 15 کیلومتری جنوب غربی رودسر واقع است

منبع : خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران





:: برچسب‌ها: حوادث گیلان, اخبار گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/٢٦ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

بر اثر طغیان رودخانه ماسوله رودخان؛

راه ارتباطی یک روستا در فومن قطع شد

رشت - بخشدار بخش سردارجنگل شهرستان فومن گفت: بر اثر بارش شدید باران و طغیان رودخانه ماسوله رودخان ، راه ارتباطی روستای 'درفشه' از توابع این بخش در فومن قطع شد.

'حسین عظیمی نژاد' عصر روز دوشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: بر اثر شکسته شدن و از بین رفتن پل ارتباطی روستای درفشه، 40 خانوار این روستا در محاصره آب قرار گرفته اند.

وی اضافه کرد: همچنین روستاهای 'سیخ بن' ،'وخفی' ، 'چپول' ، 'چپول کش' و 'کمادول' بخش سردارجنگل فومن که بر اثر سیل اردیبهشت ماه گذشته، پل اصلی آنها تخریب شده بود و از پل ارتباطی موقت استفاده می کردند، در خطر محاصره آب هستند.

وی ادامه داد: بر اثر وقوع این حادثه، احتمال قطع ارتباط بیش از 150 خانوار این تعداد روستا با جاده اصلی وجود دارد.

بخشدار بخش سردارجنگل فومن اظهار داشت: طغیان رودخانه ماسوله رودخان به سردهنه های آبیاری کشاورزی و نیز بخشی از دیوارهای سایت آبرسانی غرب استان گیلان در روستای باغبانان در این بخش آسیب وارد کرده است.

عظیمی نژاد گفت: با آغاز بارندگی شدید خدمات رسانی توسط بخشداری، تعاونی دهیاران، راه و ترابری، هلال احمر، دیگر دستگاه های اجرایی و کمک مردم منطقه، با دستور تاکیدی فرماندار فومن شروع شد.

به گفته وی، میزان خسارات وارده در بخش سردارجنگل فومن ناشی از حادثه امروز در دست بررسی قرار گرفته است.

همچنین اسماعیل قربانزاده سرپرست فرمانداری فومن در بازدید از مناطق حادثه دیده در بخش سردارجنگل این شهرستان، روند خدمت رسانی به روستاهای در محاصره آب را مورد بررسی قرار داد.

به گزارش ایرنا، بارش باران از ساعات اولیه صبح امروز در نخستین ماه تابستان و در بخش سردارجنگل فومن که منجر به طغیان رودخانه ماسوله رودخان فومن شد؛ همچنان ادامه دارد.

فومن در 25 کیلومتری غرب مرکز استان گیلان واقع است

منبع : خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران




:: برچسب‌ها: اخبار گیلان, حوادث گیلان, خبرهای تازه
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/٢٦ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

زندگی عشایری در ییلاق چاله چاله اسالم تالش

عشایر ساکن در ییلاق "چاله چاله" اسالم تالش به دور از هیاهوی شهرنشینی؛ کار و زندگی کوچ نشینی را توام کرده اند و روزهای خود را در این منطقه ییلاقی سپری می کنند. عکاس: حسن فاخری




:: برچسب‌ها: گالری عکس گیلان, جاذبه های گردشگری گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/٢٥ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور
قلعه بندبن از مهمترین و زیبا‌ترین آثار باستانی گیلان است. قلعه بندبن، با برجی به ارتفاع ۱۲ متر، در روستای زیبا و کوچک بندبن در منطقه قاسم آباد گیلانواقع شده‌است.

بندبن، روستائی زیبا و تاریخی است که در آن قلعه‌ای سنگی، متعلق به دوران باستان وجود دارد. در ابتدای روستای بندبن امامزاده ای واقع است که محل زیارت مومنین می‌باشد.

قدمت قلعه بندبن به صدها سال پیش باز می‌گردد که ساکنان این نقطه جغرافیائی، از آن به‌عنوان قلعه دفاعی در برابر حملات دشمنان دریائی خود استفاده می‌کردند و از حوالی آن گنجینه‌های بسیاری کشف شده‌است.

در زیر این قلعه، راه‌ها، راهروها و دالانهایی برای تردد وجود داشته‌است که نقشه زیرزمینی آن، در حال حاضر، موجود نیست.در معماری این قلعه، از مواد و ترکیبات خاص و کم نظیری استفاده شده‌است که با وجود رطوبت شدید هوا، در حاشیه جنوبی دریاچه خزر، آنرا تاکنون پابرجا نگاه داشته‌است. معماری بی نظیر آن، در کنار زیبائی چشم انداز قلعه، شگفتی کارشناسان یونسکو را سبب شده. چه اینکه، در ساخت این قلعه، از ترکیب خاصی از زرده تخم مرغ و ساروج، بمنظور استحکام میان سنگها استفاده شده‌است.

برج موجود، بخشی از یک قلعه بسیار بزرگ بوده که برج نگهبانی آن، در بخش جنوبی قلعه و مشرف بر دهکده بندبن، هنوز هم کاملاً، سالم باقی مانده‌است.این برج سنگی، به قطر ۵/۴ متر، هشت سنگ‌انداز سالم دارد. از خود قلعه جز یک دیوار سنگی با ملاط گچ به طول پنج متر و به پهنای ۱۲۰ سانتی متر چیز دیگری بر جای نمانده و بخش شمالی آن، توسط جویندگان گنج و غارتگران آثار باستانی ویران شده‌است. در جبهه خاوری، درب قلعه، به ارتفاع یک متر هنوز پابرجاست.

منبع : ویکی پدیا - پرتال اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری گیلان




:: برچسب‌ها: جاذبه های گردشگری گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/٢٤ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

اداره کل ثبت اسناد واملاک استان گیلان بدوا" در تاریخ 5/10/1310 تحت عنوان اداره ثبت رشت وچند شهرستان دیگر جهت ارائه خدمات ثبتی در چارچوب قانون دربخش اسناد واملاک فعالیت خود را آغاز نموده.
ادارات ثبت شهرستانهای لاهیجان در سال 1311 وبندرانزلی ورودبار و لنگرود و فومن وصومعه سرا در سال 1312 وآستارا در سال 1317 و تالش در سال 1329 وسیاهکل وآستانه اشرفیه در سال 1368 ورضوانشهر وشفت وماسال در سال 1379 واملش در سال 1381 وخمام در سال 1382 تاسیس گردید.

ادارات ثبت شهرستان

در هر شهرستان یک اداره ثبت اسناد و املاک وجود دارد، در شهرستان‏های بزرگ ممکن است چند دائره یا ناحیه ثبت وجود داشته باشد مانند شهرستان تهران که دارای ناحیه شرق و غرب و شمال و جنوب و... می‏باشد.
در مقر هر دادگاه شهرستان به اقتضای اهمیت محل یک اداره یا دائره ثبت اسناد و املاک تشکیل می‏گردد، یکی از علل تشکیل ادارات یا دوائر ثبت در مقرّ دادگاه شهرستان این است که اعتراضات ثبت املاک هر حوزه به دادگاه مربوطه به همان حوزه قضایی برای رسیدگی ارسال گردد.
هر اداره ثبت دارای یک نفر رئیس و یک تا سه نفر معاون و تعدادی نماینده و نقشه بردار، بازرس دفاتر اسناد رسمی و متصدی امور دفتری و... می‏باشد.
هر اداره ثبت دارای چند شعبه است:

1 ـ شعبه اجرا که دارای یک نفر مدیر اجرا و تعدادی ممیز اجراء، مأمور اجرا و بایگان، متصدی امور دفتری است، کار این شعبه اجرای مفاد اسناد رسمی لازم الاجراء می‏باشد.
2 ـ شعبه حسابداری که دارای یک مسؤول حسابداری و به تعدادی حسابدار و امین اموال است.
3 ـ شعبه ثبت شرکتت‏ها که دارای یک مسؤول ثبت شرکت‏ها و تعدادی ممیز ثبت شرکت‏ها و بایگان می‏باشد.
4 ـ شعبه دفاتر املاک، که دارای یک یا دو نفر مسؤول دفاتر املاک و تعدادی متصدی دفاتر املاک می‏باشد مسؤول دفاتر املاک اقدامات متصدیان دفاتر املاک را کنترل و چنان چه اجازه امضاء از سازمان ثبت داشته باشد صلاحیت امضاء اسناد مالکیت تجدیدی را خواهد داشت.
5 ـ شعبه دبیرخانه، هر اداره ثبت دارای یک شعبه دبیرخانه می‏باشد که دارای یک نفر مسؤول دفتر و تعدادی متصدی امور دفتری و بایگانی و ماشین‏نویس و نامه‏رسان می‏باشد.
6 ـ شعبه بایگانی، که دارای یک نفر مسؤول بایگانی و تعدادی بایگان است و مدیر بایگانی بر کار بایگان‏ها نظارت دارد و معمولاً کنترل و امضاء پاسخ استعلامات املاک جاری در صورت اجازه امضاء از طرف رئیس اداره به عهده مسؤول بایگانی می‏باشد.
7 ـ شعبه دفتر بازداشتی، که دارای یک نفر مسؤول دفتر بازداشتی و تعدادی متصدی دفاتر بازداشتی و پاسخ به استعلامات تجدیدی است که این شعبه وظیفه بازداشت و رفع بازداشت املاک را برابر مقرّرات دارد و پاسخ استعلام املاک تجدیدی هم در این شعبه تهیه می‏گردد.


منبع : سایت اداره کل ثبت و اسناد گیلان




:: برچسب‌ها: تاریخ گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/٢٤ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

نام کتاب: نام دریای شمال ایران
مولف: دکترعنایت الله رضا
ناشر: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی (مرکز پژوهشهای ایرانی اسلامی)
چاپ اول: تهران 1387شمسی
تعداد صفحات: 178

 

ز دریای گیلان چن ابر سیاه------------دُمادُم به ساری رسیده سپاه
ز یک سو به دریای گیلان رهست-----چراگاه اسپان و جای نشست
استاد توس، در مورد انگیزه سرودن اثر جاودانه شاهنامه فردوسی چنین فرماید:
یکی نامه بُد از گه باستان---------فراوان بدو اندرون داستان
پراکنده در دست هر موبدی-------از او بهره‌ای برده هر بخردی
که این نامه را دست پیش آورم-------ز دفتر به گفتار خویش آورم
به شهرم یکی مهربان دوست بود-------تو گویی که با من به یک پوست بود
مرا گفت نیک آمد این رای تو-------به نیکی خرامد مگر پای تو
نوشته من این نامه پهلوی-------به نزد تو آرم، مگر بغنوی


کهن‌ترین سندی که در آن از دریای شمال ایران به نام دریای گیلان نام برده شده، کتاب مفقوده «خوتای نامگ» نگارش یافته در سده‌های ششم تا هفتم میلادی یعنی در سالهای پایانی پادشاهی سلسله ساسانیان بوده‌است. پس از حدود 400 سال بعد از نگارش کتاب خوتای نامگ، فردوسی در شاهنامه از طریق ترجمه متن زبان پهلوی خدای نامه به زبان نثر فارسی دری، به تنظیم شاهنامه دست یازید و در دو بیت از دریای شمال ایران به عنوان دریای گیلان نام برد.

پس از آنکه زمزمه های تغییر رسمی نام دریای شمال ایران بر سر زبان ها افتاد ، این عامل به مهم ترین بهانه تاریخ پژوهی درباره نام این دریا هم تبدیل شد. در زمان ریاست‌جمهوری آقای خاتمی ایشان دستور دادند اسم این دریا، کاسپین باشد. ایشان از آقای بجنوردی که در آن زمان رئیس کتابخانه ملی بود درخواست می‌کند در این مورد تحقیقی شود و متاسفانه رئیس کتابخانه ملی با بد سلیقگی و کم کاری ذکر نمودند که در مکاتبات خارجی دریای کاسپین نوشته شود و در متون داخلی دریای کاسپین...

زمزمه های تغییر رسمی نام دریای شمال ایران عاملی شد تا استاد فقید، دکتر عنایت‌الله رضا(در گذشته در ۲۰ تیر ۱۳۸۹) ، مشاور مرکز دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی در این باره شروع به پژوهش کرد و نتایج این پژوهش ها را در کتاب «دریای شمال ایران» منتشر کرد. دکتر عنایت الله رضا از سال ۱۳۶۵ در مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی به عنوان مدیر بخش جغرافیا و عضو شورای عالی علمی فعالیت می‌کرد و قاطعانه می توان گفت که هیچ شخصی به اندازه وی صلاحیت نظر دادن در این باره را ندارد.




:: برچسب‌ها: تاریخ گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/٢٤ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

1- تجاوز روس ها به شمال ایران(گیلان) و قتل و غارت روستاهای این مناطق. (1287 ش)

2- کمیته اطلاعاتی استان گیلان صبح امروز در دفتر استانداری با حضور رئیس ساواک استان، رئیس شهربانی، فرمانده هنگ مستقل ژاندارمری، فرمانده تیپ مستقل و استاندار گیلان تشکیل جلسه داد. در این جلسه تصمیماتی به منظور مراقبت بیشتر در ایام اربعین و چهلم واقعه 15 خرداد و روزهای آخر ماه صفر اتخاذ گردید و مقرر شد عوامل اطلاعاتی و سازمانها نهایت مراقبت را معمول دارند و اطلاعات به دست آمده را در اسرع وقت در اختیار مسئولان امر قرار دهند.

رؤسای شهربانی و ژاندارمری استان نیز دستورات مؤکدی به ادارات و واحدهای شهرستانهای تابعه صادر و لزوم هوشیاری و مراقبت بیشتری را متذکر شوند. (1342 ش- 18 صفر 1383)




:: برچسب‌ها: اخبار گیلان, دانستنیها
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۱٩ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

 دراکولا  یا بند نامی است که در چندین سال اخیر در گیلان و مازندران به یک نوع حشرهٔ سمّی از خانوادهٔ سوسک‌ها داده شده‌است. این حشره در مناطق گرم و مرطوب سراسر جهان پراکندگی دارد و نام علمی آن Paederus است. در گیلان دراکولا و در مازندران به این حشره بند گفته می‌شود

این حشره برخلاف تصور بیشتر مردم نیش نمی‌زند؛ بلکه فقط له کردن یا فشار آوردن به حشره روی پوست ایجاد ضایعه می‌کند. بر اثر له شدن این حشره ماده فعالی که در همولنف آنها به طور طبیعی وجود دارد سطح پوست را آغشته می‌کند و موجب بروز اپیدرمولیز می‌شود. این ماده پدرین نام دارد که با شستشو در همان لحظه هیچ ضایعه‌ای به وجود نمی‌آید.

شکل ظاهری دراکولا باریک و کشیده است که آن را قادر به پرواز و حرکت سریع می‌سازد. جثه‌اش تقریبا اندازه یک دانه برنج است و به دلیل سم موجود در بدن این حشره به نام پدرین (pederin) 
حتی پرندگان نیز از خوردن آن خودداری می‌کنند

 این حشره نیش نمی‌زند بلکه در صورت له شدن، مایعات بدنی آن (همولنف) باعث ایجاد واکنش پوستی می‌شوند. دراکولا در آغاز صبح و نزدیک غروب تمایل بیشتری به آسیب رساندن به طعمه‌های خود دارد. این حشرات از نور آفتاب گریزان هستند و به نورهای مصنوعی مانند فلورسنت تمایل دارند. در محلی که سَمّ این حشره روی آن ریخته می‌شود، زخم‌های دردناکی ایجاد می‌شود که در صورت برخورد ترشحات زخم با قسمت‌های دیگر بدن، آن نواحی هم زخم خواهند شد. بیشتر نواحی‌ای از بدن که پوست حساسی دارند و بیشتر بدون پوشش لباس هستند، مثل گردن، در معرض سمّ این حشره‌اند. غالباً پوست نقاطی از بدن که کلفت‌تر است، مثل کف دست و کف پا، دچار ضایعه حاصل از این حشره نمی‌شود.
سمّ این حشره از دیرباز از جمله در چین مصرف دارویی داشته است.

تصویری از التهابات ناشی از تماس این حشره:

منبع : وبلاگ گیلان و چشم اندازهای آن

گردآورنده : وبلاگ نصیرمحله




:: برچسب‌ها: حیوانات و جانوران گیلانی, دانستنیها
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۱٩ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

صدای ساز و نقاره، همه اهالی محل را خبر می کند و جمعیت بسیاری دور میدان کشتی گرد می آیند و اینها همه در پس زمینه سبز گیلان‌زمین، نقش می شود.

آبادی‌ها و کشتی دوستان پیشترها با فرستادن پیک در دورها و جار زدن در نزدیک با خبر می شدند و البته اینک، به تناسب امکانات و با شیوه های جدیدتر چون چاپ و پخش آگهی با خبر می شوند.

میدان مصاف پهلوانان فضای وسیعی است که در کنار اغلب روستاها و شهرهای کوچک گیلان وجود دارد و 'سبزه میدان' و 'سیمبر' نیز نامیده می شود.

این میدان‌ها محل برگزاری انواع نمایش‌های میدانی دیگر چون ورزا جنگ و بندبازی نیز هست و در برخی نقاط ، بازارهای هفتگی نیز در کنار همین میدان‌ها تشکیل می شود.

مسابقات کشتی چند روز طول می کشد و اگر در محل، بازار هفتگی داشته باشند زمان مسابقه را طوری تنظیم می کنند که روز آخر آن با روز بازار همزمان باشد و شروع کشتی در هر روز با صدای ساز و نقاره همراه است که در واقع اعلام شروع کار است.

روزهای نخست، کشتی گیران تازه‌کار (تنگوله ها) به زورآزمایی می پردازند و پس از آن پهلوانان وارد میدان می شوند و آخرین روز به نبرد قوی‌ترین کشتی گیران اختصاص می یابد.

شرط پیروزی در این کشتی، به خاک زدن حریف یا با مشت به زیر چانه او می باشد.

این مسابقه که از دیرباز بعد از برداشت برنج برگزار می شود؛ معمولاً هنگام غروب آفتاب شروع شده و تا پاسی از شب ادامه می یابد.

فرد پیروز در کشتی گیله مردی، با به دست گرفتن کلاه، گرد تماشاگران می چرخد و آنان نیز به پاس این پیروزی، پاداشی که غالباً وجه نقد است، در کلاه او می ریزند.

بر اساس تعریف استادان عرصه گردشگری؛ گردشگری روستایی عبارت است از فعالیت‌ها و گونه های مختلف گردشگری در محیط‌های مختلف روستایی و پیرامون آنها که دربردارنده آثار مثبت یا منفی برای محیط زیست روستا، انسان و طبیعت است.

'زهرا حسینی‌نژاد' کارشناس ارشد برنامه‌ریزی توریسم معتقد است: چنین برداشتی از گردشگری روستایی می تواند زمینه های مختلف فعالیت‌های گردشگری چون بازدید از سکونتگاه‌ها، رویدادها، جشنواره ها، ورزش‌ها و تفریحات گوناگون روستایی را در برگیرد.

وی اظهار کرد: پراکنش روستاها در شهرهای کشور از یک‌سو و تنوع چشم اندازهای طبیعی و انسانی در آنها از سوی دیگر و همچنین استقرار بخش قابل توجهی از انواع جاذبه های فرهنگی و طبیعی در محیط‌های روستایی و پدیده شهرگریزی، علاقه‌مندی به استفاده از جاذبه های گردشگری روستایی را دوچندان نموده است.

وی می افزاید: گیلان با توجه به قدمت فرهنگی و شرایط اقلیمی، ظرفیت بسیاری برای توسعه گردشگری روستایی دارد و با توجه به دارابودن شرایط ویژه به لحاظ بکر بودن، تنوع اقلیمی و فرهنگی، بایستی در برنامه‌ریزی‌های گردشگری در اولویت قرار گیرد.

حسینی‌نژاد ادامه داد: برپایی جشنواره‌های روستایی و عشایری ضمن شناساندن جاذبه های گردشگری در محدوده جشنواره زمینه جذب گردشگر را فراهم می نماید.

در زمان حاضر، رویکرد میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری گیلان نیز نسبت به برپایی و احیای آیین‌ها و فرهنگ بومی - محلی مناطق بهتر شده به‌گونه ای که هر ساله شاهد برپایی جشنواره هایی چون جشن خرمن، انارچینی، سوسن چلچراغ، نوروزبل و ... در روستاهای استان هستیم که سالانه گردشگران بسیاری را میزبان می شوند.

در عرصه مطبوعات و رسانه بومی نیز نگاه به عرصه فرهنگ بومی با اقبال بیشتری روبه رو شده به گونه ای که فیلم‌ها ، سریال‌ها و برنامه های کوتاه به این موضوع اختصاص یافته است.

مدیر روابط عمومی صدا و سیمای مرکز گیلان اعلام کرد: مستند داستانی 'بشنو از نی' با نگاهی بر آیین پهلوانی با نگاه به آیین پهلوانی و زیبایی‌های کشتی گیله مردی با قدمت سه هزار ساله در استان به خصوصیات اخلاقی و رفتارهای پهلوانی که جایگاه خاصی در میان مردم دارد، می پردازد.

'محمدعلی انتظام' اظهار کرد: فیلم یادشده با تاکید مدیرکل سازمان و با هدف حفظ آیین‌ها و داشته‌های فرهنگی - بومی و به تهیه کنندگی و کارگردانی 'سید علی خوش‌نشین' تولید شده است.

به هر روی؛ فرهنگ هر قوم و ملتی، ترکیبی از اعتقادات، باورها، اسطوره‌ها، آیین‌ها و مراسم و به طور کلی شیوه ها و الگوهای زندگی است که در طول تاریخ توسط پیشینیان و اجداد انسان‌ها ساخته و پرداخته شده و طی فرایند جامعه پذیری از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود و موجب تداوم و حفظ الگوهای اجتماعی و فرهنگی در جامعه می گردد.

به گزارش ایرنا، کشتی گیله‌مردی در روزهای اخیر در اجلاس ملی ثبت آثار تاریخی، معنوی و طبیعی کشور که 4 تا 8 دیماه در قشم برگزار شد، به ثبت فهرست آثار ملی کشور رسید.

منبع : گیلان نیوز




:: برچسب‌ها: ورزش در گیلان, مقالاتی در مورد گیلان, آیین و رسوم گیلانی, فرهنگ گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۱٩ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

رییس اداره توسعه ورزشهای روستایی ،عشایری در اداره کل ورزش و جوانان گیلان و سرپرست هیات ورزشهای سنتی ،بومی ،محلی گیلان از برگزاری کشتی گیله مردی در گیلان به صورت لیگ در آینده نزدیک خبر داد .
    
'حسن بالو '  در گفتگو با خبرنگار ایرنا در رودسر با بیان اینکه از این پس دیگر کشتی گیله مردی در انحصار افراد خاص نیست افزود :در آینده نزدیک کشتی گیله مردی را به شکل قهرمانی استان گیلان در یکی ازشهرستانها با حضور تمامی سرمایه های کشتی گیله مردی در گروههای مختلف سنی برگزار خواهیم کرد.

وی اظهار داشت :از این پس تمامی بخشهای خصوصی که تمایل به برگزاری مسابقات کشتی گیله مردی در جای جای گیلان را دارند دیگر نیازی به تاییدیه هیات استان ندارند و راسا می توانند از ادارات ورزش و جوانان شهرستانهای استان و رییس هیات ورزشهای سنتی ،بومی ،محلی مجوز دریافت کنند ومحدودیتی در این بخش وجود ندارد.

وی همچنین با بیان اینکه ورزشهای بومی ،محلی ریشه در سنن ،آداب ،رسوم و فرهنگ دینی و ملی ما دارد افزود :هدف ما این است که با برگزاری این جشنواره ها ورزشهای بومی ،محلی را توسعه ،تقویت و احیا ببخشیم.

'بالو 'گفت :امسال اولین جشنواره فرهنگی ،ورزشی که شامل 12مواد ورزشی از جمله کشتی گیله مردی ،طناب کشی با مشارکت استانهای همجوار قزوین و زنجان در روستای دره دشت رحمت آباد برگزار شد و در 23تیرماه جاری نیز جشنواره دیگری در روستای 'زندونه صالح 'و 'ییلاق برن 'رضوانشهر برگزار خواهد شد

منبع : گیلان نیوز




:: برچسب‌ها: اخبار گیلان, خبرهای تازه, ورزش در گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۱٩ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

خونه چوب گلی، یا خانه گلی

    تا اواخر قرن 20 تمام خانه های روستایی گیلان و مازندران خونه گلی و زگالی Zegali و دار ور چین Daar var chin  بودند،  ساخت و نگهداری این خانه ها مشکل بود،  و به مرور با گذشت زمان بسیار گرانتر تمام می شد.  با وجود فراوانی و ارزانی سیمان و آهن ،  مردم خونه گلی را فراموش کردند،  خانه هایی که بخاطر ساختاری از گل و چوب و پوشال و سفال،  در آنها عایق بندی کاملاً رعایت شده بود.  با داشتن سبک معماری در تابستان ها خنک و در زمستان گرم بود،  همچنین حرارت مرکز داشت،  که از هیزم و ذغال بود،  یعنی کنترل انرژی رعایت شده بود.  اما امروزه در منطقه چلاسر و جل تمام خانه های چوب گلی قدیمی را خراب و نابود کردند،  ولی فقط یک خانه چوب گلی موجود است،  آنهم در ابتدای قرن 21 یعنی دوران تمدن کنترل انرژی بنا شده.

    

  عکس نمونه خانه های زگالی در گیلان و مازندران در 1300 خورشیدی،  .  در گذشته ها تمام خانه های گیلان و مازندران همین گونه،  و با مصالح تماماً داخلی و محلی بود.

    

عکس مراحل ساخت خونه چوب گلی و زگالی، نمونه خونه چوب گلی در چلاسر و جل،

این،  خانه چوب گلی،  در سال 1382 میان طبیعت زیبای چلاسر و جل،  به شیوه خانه های بومی جلگه های شمالی ایران طراحی،  و با مصالح سنتی از قبیل چوب سفال و کاهگل ساخته شده است.  بسیاری از مصالح به کار گرفته شده در خانه گلی از بازیافت تخریب دیگر خانه های سنتی منطقه می باشد.  سفال های بام قدمت چند دهه دارند،  و از خانه های قدیمی استان گیلان جمع آوری شده اند،  سفالها تا حدود 50 سال پیش توسط اساتید سفالگر زحمت کش گیلانی در کوره های سفالگری ساخته می شدند،  تاریخ سفال ایران.  الورهای نرده های ایوان خانه گلی 30 ساله هستند،  و از چوب درخت ملج می باشند.  اسکلت خانه گلی از ستون های قطور درختان شمشاد و شاقوز (شبخوس) تشکیل گردیده،  که در زمان رضا شاه پهلوی بریده شده بودند.

      خانه های گلی شمالی نمونه های بی مانند تاریخی هستند،  آنها محیطی آرام و دور از دغدغـه زندگی شهری دارند،  برای آنهایی که رویای زندگی در طبیعت را دارند،  و تجربه دیگری از اقامت در کلبه چوبی و گلی،  از نمونه های بی مانند تاریخی است.  خانه گلی چلاسر دارای 2 اتاق بزرگ در دو طبقه مجزا، یک بالکن بزرگ جنوبی ، یک آشپزخانه و دو سرویس بهداشتی ایرانی و فرنگی است.

      هم اکنون نیز در بسیاری از نقاط جهان خانه هایی بدوی وجود دارد،  که با چوب ساخته می شود.  خانه های روستایی شمال ایران را که به خانه های زگالی مشهور است،  می توان نمونه ای از این بناهای بدوی دانست.  چار چوب و اسکلت این خانه ها معمولاً چوبی است،  و در چهار دیواری آن از جست های بلند و باریک درخت انجیلی،  که دارای چوب سخت و مقاومی است استفاده می شود.  جست های مزبور را در اصطلاح محلی شوش می نامند،  آنها را به فواصل مساوی در حدود چهار انگشت نصب می کنند.  شوش را معمولاً با پوست شاخه های درخت لرک که دارای الیاف محکمی است،  به اسکلت بنا وصل می کنند.  پس از آنکه ساختن کلی اسکلت و نصب درب و پنجره و روزنه های لازم تمام شد،  فواصل شوشها را با گل پر و مسدود می سازند،  و بدین طریق دیواری عایق ایجاد می کنند.  بام این خانه ها با کلش و علف هایی به نام گالی پوشیده می شود،  شیب بام را حتی المقدور زیاد می گیرند،  تا باران های شدید و مدام شمال به درون خانه نفوذ نکند.

      اشخاصی که در قلب جنگل زندگی می کنند،  و به چوب و درخت دسترسی دارند،  خانه خود را بزرگتر و با اسلوبی بهتر و راحتر می سازند،  این گونه خانه ها را دارواجن می نامند.  بدین طریق که تنه درختانی را که 15 ، 20 سانتیمتر قطر دارند پوست می کنند،  و دو به دو به طور افقی و به موازات هم قرار می دهند.  دو انتهای آن را هم کمی با تبر گود می کنند،  و دو تیر دیگر عمود بر دو تیر قبلی و بر روی آنها نصب می کنند،  و بدون به کار بردن میخ یا طناب یا استفاده از پوست درخت آنها را به هم متصل می سازند،  لای آنها را با گل مسدود می کنند و ساختمانی محکمتر و کاملتر از بناهای زگالی دیگر به وجود می آورند.  سقف این ساختمانها نیز به وسیله تخته هایی به نام لت از چوب بلوط یا چوبی دیگر و گاهی هم با گالی پوشانده می شود.  طرز چیدن و نصب لت از حاشیه سقف به سمت داخل و خط الرأس شیروانی می باشد،  تا آب باران بتواند از روی آن بدون آنکه به رون اطاق ریزش کند به پایین سرازیر شود.  خونه چوب گلی چلاسر نمونه ای منحصر بفرد از اینقبیل می باشد،  که مورد بازدید گردشگران قرار می گیرد،  و فیلم سازان در آن فیلم تهیه می کنند.  بسیاری از این بناهای روستایی بزرگ و در دو طبقه بوده، گاه کلیه اهل منزل اعم از خانواده صاحب خانه و پیشکار در طبقه فوقانی،  خدمتکار و چوپان در طبقه پایین زندگی می کنند،  حتی دامها در بخش کم ارتفاع هم کف جا دارند.  نقاطی از کوه های البرز در بخش ارتفاعات شمالی که در آنها چوب کافی در دسترس نیست از سنگ نیز استفاده می شود.

امیدوارم که از این مطلب مورد پسند شما واقع شده باشد و انتظار داریم شما عزیزان بازدید کننده با  نظرات و پیشنهادات خود ما را یاری بفرمایید .




:: برچسب‌ها: تاریخ گیلان, درباره خونه چوب گلی یا خونه گلی, فرهنگ گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۱۸ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

فرمانده نیروی انتظامی شفت خبر داد
دستگیری متهم سوخت قاچاق در شفت

خبرگزاری فارس: فرمانده انتظامی شفت از کشف 5 هزار لیتر سوخت قاچاق و دستگیری متهم این پرونده در شهرستان خبر داد.

 

به گزارش خبرگزاری فارس از شفت، فرداد فکوری عصر امروز در جلسه نیروی انتظامی این شهرستان چگونگی کشف مقدار مذکور سوخت قاچاق را تشریح کرد.

وی اظهار کرد: در راستای طرح مبارزه با قاچاق و فرآورده‌های نفتی ماموران انتظامی شفت پس از تحقیق و بررسی لازم در سطح حوزه استحفاظی و ارزیابی همه‌جانبه موفق به شناسایی دپوی گازوئیل قاچاق در این شهرستان شدند.

وی افزود: این فرآورده‌ نفتی که به مقدار 5 هزار لیتر در بشکه‌های مختلف در باغ صیفی‌کاری فردی جاسازی شده بود با هماهنگی مقام قضایی به نیروی انتظامی انتقال داده شد.

فرمانده نیروی انتظامی شفت با اشاره به دستگیری متهم سوخت قاچاق، اذعان کرد: متهم پس از دستگیری پرونده مقدماتی آن تشکیل شده و به همراه سوخت مکشوفه تحویل اداره تعزیرات حکومتی شهرستان شده است.

منبع : خبرگزاری فارس




:: برچسب‌ها: خبرهای تازه از شهرستان شفت و فومن, اخبار گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۱۸ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

 

 

 

 کپی برادری از این مطلب با ذکر نام (وبلاگ نصیرمحله ) بلامانع می باشد




:: برچسب‌ها: گالری عکس گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۱۸ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

نام:سیّد جواد                                                                

شهرت : موسوی

نام پدر :سیّد  قسمت

محل تولد :جمعه بازار فومن

تاریخ تولد :  1345

محل شهادت : فاو

تاریخ شهادت :25/10/1364

     


 زندگی نامه شهید سیّد جواد موسوی

شهید سید جواد موسوی فرزند مرحوم سید قسمت در سال 1345 در روستای شنبه بازار در شهرستان فومن در استان گیلان دیده به جهان  گشود و با ندای دلنشین مادر و نگاه های عاشقانه پدر در گهواره  آرامش گرفت

 او اگر چه کودکی بازیگوش بود ، اما مهربانیش زبانزد همگان بود. به دلیل شیرین زبانی و چابکی اش همه او را دوست می داشتند. تنها چیزی که همگان را متحیر می ساخت نورانیت چهره او بود.

 او در سال 1360 به عضویت پایگاه بسیج مقاومت  اباذرشنبه بازار شد و در فعالیت های سازمان هلال احمر شهرستان فومن هم نقش بسزایی داشت.

 در سال 1362 تصمیم  گرفت پرنده دل را از قفس تن رها کرده و راهی جبهه شود. وی در طول جنگ دو بار مجروح شد و در  آخرین مرتبه که به جبهه اعزام شد به برادر بزرگش گفته بود عید امسال منتظر من نباشید.. من دیگر در منزل و در جمع شما نخواهم بود ، حلالم کنید و از همگان برایم طلب حلالیت کنید.

 او سر انجام در 25 بهمن سال 1364 در سن 19 سالگی درعملیات ولفجر هشت گردان امام حسین (علیه السلام) لشکر 25 کربلا به عنوان خط شکن در  منطقه عملیاتی  اروند کنار به دلیل اصابت گلوله و جراحات شدید  از ناحیه پهلو ، صورت و دست به جمع یاران کربلایی حضرت امام حسین (علیه السلام) پیوست و به شهادت رسید.

"" قسمتی از وصیت نامه شهید سید جواد موسوی""

 با سلام به پیشگاه  آقا امام زمان حضرت مهدی(عج) منجی عالم بشریت و نائب بر حقش امام خمینی ، خانواده معظم شهدا و سلام و درود بر شما امت حزب الله(جهاد در راه خداست که ما پیروزیم. اسلام با شهادت امام حسین زنده شد وبا شهید شدن این جوانان قویتر می شود . )من فقط  برای رضای خدا به ندای هل من ناصر ینصرنی  حسین زمان لبیکگفته و به میدان جنگ شتافته ام . خدا نکند که خیال کنید در اعزام من دستی در کار بوده است و کسی مقصر است. نه ، من خود خواسته ام و اگر خدا قبول کند به جمع دیگر شهدا پیوسته ام. من خواهشم این است که برایم گریه نکنید ، شهید گریه نمی خواهد بلکه رهرو می خواهد. بله ، وقتی می خواهید مرا تشییع کنید چشمانم را باز بگذارید که عده ای از خدا بی خبر نگویند  که کور بوده است . دستانم را از تابوت بیرون بیاورید که کور دلان نگویند چیزی از این دنیا با خودشان می برند.

جنگ شهادت دارد ، اسارت دارد ، ازکلیه  بستگانم می خواهم اگر شهادت ، این فوز عظیم نصیب من شد هیچگونه ناراحت نباشند.ما از خدائیم و آخر هم به خدا ختم می شویم.

دعا میکنم ، خدایا مرگم را شهادت در راهت قرار دهی و امیدوارم این شهادت در راهت را پذیرفته باشی  و مارا با سایر شهدا محشور گردانی.

حاجت

ماجرا از آنجا شروع شد که فیلم شفا دیدن کودکی که به بیماری لا علاجی مبتلا شده بود در شهرهای استان گیلان پخش شد و به سرعت این خبر در همه جا پیچید.

سپس تعداد کسانی که با اطمینانو یقین کامل "سید جواد موسوی" را برآورده کننده حاجات کسانی که با دلی پاک از او حاجتی را طلب کرده اند میخواندند بیشتر و بیشتر شد.

آری، بارگاه شهید سید جواد موسوی به واسطه روح بلند و ملکوتی خود به مکانی برای برآورده کردن حاجات نیازمندان، درماندگان ، بیماران و دل شکستگان تبدیل شد.عده ای این امر را خرافات دانستند و عده ای برآن به واسطه مشاهدات خود صحه گذاشتند هر ساله در مراسم سالگرد شهید سید جواد موسوی خیل عظیم جمعیتی را که به نوعی حاجت روا شده اند و آنان که برای طلب حاجات خود به این بارگاه آمده اند  را می توان دید و آنگاه است که شک و تردیدها از میان میرود.آنگاه است که دل در گرو مهر سید جواد میرود و آنگاه است که ناخود آگاه اشک از چشمان جاری می شود.

چهارشنبه ها سبز قبا شلوغ است، علی الخصوص در تعطیلات سال نو .جمعیت عظیم مجمه داران(سینی که زائران پس از برآورده شدن حاجات ، نذری خود را درآن گذاشته پارچه سبزی روی آن می پیچند و آنرا بر سر میگیرند)، با چشمان اشکبار، عده ای خندان  از برآورده شدن نیاز، عده ای اشک شوق بر چشم، عده ای ذکر گویان وارد بقعه میشوند و ورود سیل جمعیت مجمه داران از صبح آغاز شده و تا پاسی از شب ادامه می یابد.

مزار شهید سید جواد موسوی

در آرامگاه شهدا در کنار مسجد مزار شهید در کنار شهدای دیگر  قرار دارد و گنبد و آرامگاهی زیبا بر روی آن بنا شده است.بر روی مزار  آن برای جلوگیری از ازدحام جمعیت داربست قرار داده شده است.





:: برچسب‌ها: اماکن زیارتی, شهید سید جواد موسوی, اماکن زیارتی استان گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۱۸ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

اسکندر پسر فیلیپ پاه مقدونیه پس از کشته شدن پدر بر تخت پاهی مقدونیه نشست و چون اندیشه ای جهانگشایانه داشت برای دستیابی به آرمانش نخست یونان را پیرو خود ساخت و پس با آگاهی از آشفتگی سرزمین زیر فرمان هخامنشیان به ایران تاخت. داریوش سوم با از راه رسیدن جهانجوی مقدونی سپهای گرد آورد و پیش تاخت تا مرزهای ایران زمین را از تازش بیگانه پاس بدارد. در سپاه داریوش سوم کادوسی ها ( ساکنان گیلان) جایگاه ویژه ای داشتند. نوشته اند که هشت هزار سوار و پیاده از میان مردمان سرزمینهای جنوبی دریای خزر در سپاه داریوش سوم بودند. داریوش سواران کادوسی را به دو دسته تقسیم کرد دسته ای را با ماد ها و سکاهای چینی همراه ساخت و زیر فرمان آتروپات قرار داد و دسته ای دیگر را همراه سکاها زیر فرمان مازه برای پیشگیری از گذر مقدونی ها از دجله گماشت. کادوسی ها زیر فرمان مازه آبادی های خاور دجله را به آتش کشیده و غارت کردند تا اسکندر چیزی به چنگ نیاورد. اسکندر وامانده گشته بود و اگر در ان برهه بر او می تاختند سپاهش در هم می پاشید ولی بازماندن آن ها در کنار دجله و شتاب اسکندر سبب واژگونه شدن برگ جنگ و گذشتن اسکندر از دجله بود.

دو سپاه در برار هم صف آراستند و کادوسی ها در جناح چپ ارتش ایران چشم بر دشمنان دوختند. آن گاه که داریوش پیش تاخت کادوسی ها در کنار شاه بر دشمن تاخته و دسته ای از آنان سپاه دشمن را دور زده و بر بار و بنه یونانیها در پس سپاهشان یورش آورده و هر انچه را که داشتند غارت کردند. کادوسی ها با این دلاوری دشمن را شکست داده و اسیران سلطنتی در ناحیه گوگمل را آزاد کرده و توان اقتصادی دشمن را در هم پاشیده و روحیه دشمن را فرو کشیدند. این جنگ و این پیروزی ممکن بود جریان حوادث را به نفع ایران تغییر دهد. منتها استنباط نادرست داریوش موجب عدم بهره مندی شد. داریوش پس نشست و اسکندر در پی او روان شد و کادوسی ها در میدانی تهی از اسکندر به کشتار یونانی ها دست زدند ولی بازپس گشتن اسکندر صحنه ای دیگر رقم زد و نیروهای ایرانی در گوگمل شکست خورده و گریختند.

پس از گریز داریوش از برابر اسکندر، سردارانش مازه و آتروپات جنگیدند و بالاخره سرشان را به اسکندر سپردند تا خاکشان را در چنگال بیگانه نبینند. داریوش با سپاهی از کادوسیها و سکاها به سوی دربند خزر رفت. اسکندر در همدان سپاهیانش را به سه پاره کرد، گروهی را به فرماندهی پارمن ین به سرزمین کادوسی ها( گیلان) فرستاد تا راه کمک کادوسیها به داریوش را ببندد و گروهی دیگر را به فرماندهی کراتر برای چیرگی بر سرزمین تپورها ( مازندران) فرستاد و سومین گروه را خود برداشته و در پی داریوش روانه خاور شد.

داریوش در آستانه سرزمین پارت با سپاهی زیر فرمان« نبرزن وبسوس» والی باختر و  « برازاس» والی رخج و سیستان روبرو گشته و از رفتن بازماند و سپاه سر به فرمان او چون شاه را از دست رفته دیدند، وی را رها کرده و سر به فرمان والیان خاثن ننهاده و به سرزمینهای خود بازگشتند.

کراتر به آسانی سرزمین تپورها را گرفت و ات فرادات را به فرمانروایی انجا گماشت اما پارمن ین نتوانست بر سرزمین کادوسی ها پیره شود و از آن راه به نیروهای اسکندر در تپورستان بپیوندد. اسکندر مست غرور و شیدای پیروزی از بازماندن پارمن ین در سرزمین کادوسی ها، در شگفت شد و خود راه سرزمین کادوس را پیش گرفت. اسکندر که تمام ایران را درنوردیده بود  نیروهای خود را از تپورستان پیش راند. بر سر راه تپورستان به سرزمینهای کادوسی ها مردان آماردی( ساکنین قسمتهای شرقی گیلان در آن زمان که بعدها در زمان پنجمین شاه اشکانی فرهاد اول به تهران امروزی کوچیده داده شدند.) جایگاه داشتند که غافل از سازش ات فرادات و اسکندر سرزمین خود را در امان می دیدند. تازش ناگهانی اسکندر، آماردها را که غافلگیر شده بودند به بلندیهای کوهستانی پوشیده از جنگل راند. اماردها از پناهگاه های جنگلی خود بر سر سربازان اسکندر تیر می باریدند و از کشته پشته می ساختند و اسکندر درمانده و ناتوان از ستیز چاره را در گشودن راهی در جنگل برای پیشروی دید پس دستور داد درختهای جنگل را انداخته و راهی به وجود بیاورند اما طبیعت گیلان و درختانی که در سالهای گذشته در این آب و هوا پرورش یافته بودند سخت تر از چیزی بود که اسکندر می پنداشت. اسکندر سودی از این کار به چنگ نیاورد و اسیر شبیخون آماردها گردید. آماردها در پبیخون تا آنجا به اردوی اسکندر نزدیک شدند که اسب محبوب اسکندر بوسفیال را که به هیچ کس غیر از اسکندر اجازه سوار شدن نمی داد را به غنمیت گرفتند. اسکندر بازمانده در گردابه های جنوب دریای خزر و کوهپایه های شمالی البرز فرمان داد تا جنگل را به آنش کشند. آماردها اسب را آزاد کردند و اسکندر هم دیگر به جلوتر نمی توانست برود. دوطرف از در سازش درآمدند.

اسکندر به هوای چیرگی بر سرزمین کادوسها پا به این میدان گذاشته بود و به سبب رنجی که آماردها بر او روا داشته بودند بدون اینکه گیلان را تصرف کند راه بازگشت را در پیش گرفت و به این بسنده کرد که راه میان سرزمین کادوس و ایران را دراختیار داشته باشد تا کادوسیها به سرزمینهای تحت تصرف او هجوم نیاورند. آری اسکندر جهانگشا که جهانی را در اختیار گرفته بود همانگونه که پارمن ین نتوانسته بود نتوانست گیلان را در اختیار بگیرد.

گیلان و دیلمان این گونه بودند و مردانش پاسدار سامان زادگاه خود، در آن زمانی که شیران یا به قفس بودند یا در کنج دوری از بیشه خاموش و بوسه زننده به پای تازنده ای پر غرور.

سرزمین کادوس ها در دوران اسکندر سر فرود نیاورد و وابسته نشد. همانطور که نه قبل و نه بعد از وابسته نشد. « دیودور» که نام سرزمینهای زیر فرمان اسکندر را در نوشته اش اورده یادی از سرزمین کادوس ها نمی کند. اسکندر بسیار زودتر از آنچه فکرش را میکرد مرد و سرزمینهایش میان سردارانش تقسیم شد و در میا نآنها هم هرگز نامی از سرزمین گیلان برده نشد.

لطفا ما را از نظرات خود بی نصیب نگذارید

 با تشکر : مدیر وبلاگ




:: برچسب‌ها: گیلان وپایداری در برابر اسکندر, تاریخی
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۱۸ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

اثری از شاعر گرانقدر :مهرداد جعفر زاده

........................................

گیلان

گیلان ترا قوربان.ترا قوربان.تراقوربان

قوربان تی دریا و تی کوه تی گوماران

تی ابدانی باغ .توت کله و سبزه بجاران

روخان کنار و گورخانه و شرشر  باران

گیلان ترا قوربان.ترا قوربان.تراقوربان

چوم روشنا به.از تی باهاره و گول پامچال

غونچه واکونه.اشئو تا(نوروز و نوسال)

از لوشان ور.فومن.لاهیجان.ماسال

سر تا پا گولی گول.نشا گوفتن.نشا گوفتان

گیلان ترا قوربان.ترا قوربان.تراقوربان

خو سر داره کور کا .سبه ی سر طبجه ی توما

لوچان دهه.یاواش یاواشی خو سیا چوما

تا آباکونه یار دیلکه.بر موما

شه مرز سرا.تومبجار ا کبک منستان

گیلان ترا قوربان.ترا قوربان.تراقوربان

یاور دهیدی اشکل و ویجین دوباره

تا خوب فارسه.پشت ببه ان اون کاره

ا یاورانه ها ما دانه اله بداره

پا کوبیدی  آ او کشیدی هامه تا یاران

گیلان ترا قوربان.ترا قوربان.تراقوربان

دیسان باقلا.سرد پلا.اشبل امرا

تی قالی نهار مشته برار می دیلا وا

پا توکی اگه ببه بایم ایپچه تی ویرجا

خوب دانم ترا همیشگی عزیزه مهمان

گیلان ترا قوربان.ترا قوربان.تراقوربان

لوتکا میانی.نیمه شبان و کره ما  تاب

مورغابی شیکار.طشت زنی.انزلی مرداب

دیل واهیلا به تا بدینه پر زنه آفتاب

دنیا یا بشم.گیلان مرا تاسیانه تاسیان

گیلان ترا قوربان.ترا قوربان.تراقوربان

تی چای و بج و ماهی و نوغانا بنازم

تی عشق و پیوند به ایرانا بنازم

تی" حشمت"و تی "میرزا کوچک خانا" بنازم

تی جنگل خاموش و تی دریای خروشان

گیلان ترا قوربان.ترا قوربان.تراقوربان

......................................................................................................................

ترجمه متن:

(گیلان فدای تو.فدای تو.فدای تو)

(فدای دریا و کوه و تمشک زاران تو)

(باغهای پر آبت.جنگلهای توسکا و سبزه زاران تو)

(کنار رودخانه و رعد و برق و شرشر باران تو)

(گیلان.فدای تو .فدای تو .فدای تو)

(چشم روشن می شود.از بهار و گل پامچال.)

(غنچه از هم می گشاید وقتی که آواز سال نو را می شنود)

(از نزدیک لوشان و فومن و لاهیجان و ماسال.)

(گیلان فدای تو.فدای تو.فدای تو)

(فدای دریا و کوه و تمشک زاران تو)

(باغهای پر آبت.جنگلهای توسکا و سبزه زاران تو)

کنار رودخانه و رعد و برق و شرشر باران تو)

(گیلان.فدای تو .فدای تو .فدای تو)

(چشم روشن می شود.از بهار و گل پامچال.)

(غنچه از هم می گشاید وقتی که آواز سال نو را می شنود)

(از نزدیک لوشان و فومن و لاهیجان و ماسال.)

(سر تا پا تو گل هستی.نمی توان گفت.نمی توان گفت.)

(گیلان.فدای تو .فدای تو .فدای تو)

(دختر بر سرش سبد بوته برنج را)

(با چشم سیاه خود چشم غره می رود آهسته.)

(تا آب کند دل یارش و چون موم نرم)

(به سر خزانه شالی و روی کرت چون کبک)

(گیلان.فدای تو .فدای تو .فدای تو)

(یاور می دهند.در شخم و وجین اول و دوم)

(تا شالی خوب برسد.پشت شوند.این برای کار آن.)

(همه این یاوران را اله نگهدار باشد.)

(پا می کوبند و شادمانی می کنند.همه یاوران)

(گیلان.فدای تو .فدای تو .فدای تو)

(باقلی مازندرانی خیس و پلو سرد و تخم ماهی.)

(غذای قبل از صبحانه تو ای مشهدی برادر!اشتهای دل من)

(یک نوک پا اگر بیایم پیش تو)

(خوب می دانم مهمان نزد تو همیشه عزیز است)

(گیلان.فدای تو .فدای تو .فدای تو)

(در میان قایق.شب های مهتابی.شکار مرغابی.تشت کوبیدن.در مرداب انزلی.)

(دل بی تاب می شود تا ببیند که آفتاب پر می کشد.)

(اگر به تمام دنیا بروم باز دلتنگ گیلان هستم)

(گیلان.فدای تو .فدای تو .فدای تو)

(چایی برنج و ماهی و نوغان تو را بنازم)

(عشق تو و پیوند تو با ایران را بنازم)

("دکتر حشمت" تو و "میرزا کوچک سردار جنگل"ترا بنازم)

(جنگل تو خاموش و دریای تو خروشان.......

(گیلان.فدای تو .فدای تو .فدای تو)




:: برچسب‌ها: شعر گیلکی, شعر
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۱٧ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

بهاری هَوا ین و شُو دَعوا

دعوای زن و شوهر مانند هوای بهاری است (زودگذر است).

به مسائل زودگذر و ناپایدار اشاره دارد.

************************************

شیرینه خَربیزَه شالی قسمت به

خربزه شیرین نصیب شغال می شود.

کنایه از رسیدن چیز مهم یا جایگاهی مهم به کسی که هم شان آن نیست.

************************************

سیا اِسبَه گَفی نَه کلک نا

به حرف سگ سیاه باران نمی آید!

کنایه از کسی که حرفش تاثیر ندارد

************************************

راستَه گَف همیشَه تِل َ

حرف حق همیشه تلخ است.

************************************

تیله تیله نَه چموشَ پاره ابو

با دویدن زیاد فقط پاپوش پاره می شود.

کنایه از کار بیهوده کردن.

************************************

خدا خَری شاخ نِدَرو مورجینه لینگ!

خدا به خر شاخ ندهد و به مورچه پا!

کنایه از عدم واگذاری اختیار به افراد کم ظرفیت.




:: برچسب‌ها: ضرب المثل های تالشی, ضرب المثل
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۱٦ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور
 

اشته بی وفاعیون کی را بوام

                    چمه لوعه گوش بکه چ ترا وام

اشته دیلی کو  اگه م راه مَدی

                     بری کو م بر کری درجنه آم

 


سرا سوزه پرمه باز نخوای که بای

                                       زرده لاله پرمه باز نخوای که بای

کاشیره برون بری بهار عومه

                                           خرو تیته پرمه باز نخوای که بای

 

میشین و لاله و سوزه پرومه 

                       بهاره شَو اُمه یارم ویرومه

بوا بلبل اوسال کمتر بوخونو

                       که یارم برشه وهرگز ناعومه

 

بری بی وفاعیون بنه دیمه

                    بی ت یاکو تک وتنها مندیمه

بی وفا بهار عمومه زونی چده

                    وارشه روزون سرا، پا مندیمه

 

تالشن شیرین زبانینه زونی

                        با مرامو با صفایینه زونی

رفقی یادی دیلی کو فر نه دن

                        پاییزه دم نی بهارینه زونی

 

هیسته بنددون سوزه سر گردم ترا

                            خیلی وقته هشته ره م چم براه

نازنه یار کا مندیره کم بندی سر 

                           خندیله پشتی سرا یا شنبه راه

منبع:وبلاگ نمنه پشت




:: برچسب‌ها: دوبیتی های تالشی, شعر تالشی
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۱٦ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

جاده 70 کیلومتری خلخال به اسالم با داشتن ارتفاع سه هزار و 300 متری از سطح دریا یکی از محورهای سخت گذر به شمار می‌رود. هرچقدر که این جاده خطرناک است به همان نسبت به مانند بهشت زیباست.چشم انداز ییلاق و کلبه های چوبی روستاییان و مه ای که دره ها را سفیدپوش میکند و گاهی حتی تا روی جاده می آید و درختان بلند و انبوه که سایه شان جاده کوهستانی را گاهی تاریک میکند، اینها از تابلوهای زیبای این مسیر هستند که انگار واقعا در دنیای دیگری قدم گذاشته اید.




:: برچسب‌ها: جاذبه های گردشگری گیلان, گالری عکس گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۱٦ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

لالایی ها آوازهایی هستند که مادران شهری و روستایی برای خواباندن کودکان خود می خوانند . این ترانه ها که ساخته مردم عامی هستند واژه هایی ساده اند که با آهنگی خواص خوانده می شوند و اغلب بیان کننده درد ها و آرزوهای مادران و در واقع نخستین وسیله آشنایی کودکان با شعر و موسیقی هستند .

لالایی ها که در فرهنگ ما از پیشینیان به یادگار مانده اند ، بیش از هر چیز با زمینه های اعتقادی مادران ساخته و پرداخته شده است ، چه بسا مادرانی با ذوق وسلیقه خود کلماتی را در قالب و در سبک همان لالایی ها بدان افزوده اند .

مادران این سرزمین آرزوها ،رنج ها ، دیدگاه ها ، مهر و عواطف مادری ، برنامه ها ، مسایل سیاسی ، مذهبی ، تاریخی را در کالبد لالایی ها می ریزند و می خوانند . مادران از خداوند ، ائمه معصومین (ع) یاری می خواهند . آنها مایلند روزی مادر شوهر شوند و فرزندشان به هنگام پیری دستشان را بگیرد ، از دوری والدین خود گلایه دارند ، از مرگ برادر قهرمانشان می گویند ، از سفر شویشان می گویند ، از قهرمانان و مبارزان سرزمین شان داستان ها دارند و از فرزندشان چنان تصویری ارایه می دهند که گویی کودک خود مجموعه ای از اینویژگی های نادر است ، وبا داشتن آن همه شجاعت ، زیبایی و ثروت ، کسی را یارای برابری با او نیست .

این مقاله مجموعه ای از گار سری های  (به زبان تالشی گافرو ) گیلان است که از روستاهای مختلف گیلان برداشته شده است .

مادران گیلانی لالایی را به این دلیل می خوانند که ناله کودک بند بیاید و کودک آرام شود ، سند هایی تاریخی دیگری هم وجود دارد که نشان می دهد لالایی همیشه آرام و لطیف نبوده اند ، بلکه در بسیاری از آنها عناصر ترسناک هم وجود داشته است . مثل لالایی های منطقه دیلمان که در آن مدام از شغال صحبت می شود . مثل :

شالی شالی ترا دردی  بگیرا               می جان شیرینا خوابی بگیرها

شالی شالی ترا دردی بگیرا               می عزیز جان کوچیکا خوابی بگیرا

شالی شالی تو شالان امیری            در و خانه مو جی مرغانا گیری

و یا در روستاهای فشتال و ملامحله پیر کوه منطقه دیلمان  بدین صورت لالایی می گفتند :

ماری ماری مرا دادی به غربت                               مرا دادی به دست بی مروت

اگر زنده ببوم آیم تی خدمت                                اگر مرده بوبوم تی سر سلامت

ماری ماری مرا دادی به تالش                              مرا دادی به دست غول گالش

اطلسی می لحاف بو پر غو می بالش                 عجب فیضی ببرده غول گالش

ماری ماری مو سر گرد و نم چیره ؟                      یه لب خندون یه لب گریونم چیره ؟

یه لب خندون برای دوست و دشمن                     یه لب گریون برای سرگذشتم

عرق چین ترمه را من تا بکودم                          مگر من دختر بابا نبودم

مرا دادی به دست پیرمردک                              مگر من قابل ریکا نبودم

ترجمه :

مادر مادر چرا من را به غربت شوهر دادی             چرا من را به دست ناجوانمرد دادی

اگر زنده باشم به خدمت تو می آیم                   اگر مردم سرت سلامت باشد

مادر مادر مرا به تالش شوهر دادی                    چرا مرا به مرد گالش شوهر دادی

لحاف من اطلسی بو بالشم پر قو                    مرد گالش صفت عجب لذتی برد

مادر مادر چرا من سرگردان هستم         چرا همیشه یه لبم خندان و یه لبم گریان است

یک لبم برای دوست و دشمن خندان است        یک لبم از سرگذشت خودم گریان است

عرق چینت را تا کردم                                مگر من دختر پدرم نبودم

چرا مرا به پیرمرد شوهر دادی              مگر من لیاقت پسر جوان را نداشتم

مادر در این لالایی علاوه بر اینکه قصد آرام کرده بچه را دارد در حقیقت دق و دل خود را هم خالی میکند این دو بیتی ها با حزن و اندوه همراه است و حکایت از داستانهای دور و دراز مادر دارد .

این دوبیتی ها نشات گرفته از چگونگی شوهر دادن دختر و گله از پدر و مادر است . وقتی مادر می خواند سرگذشت خود را بازگو می کند . از والدین خود گله می کند و از درد و غربت و بی کسی می نالد که چرا او را به غربت و به پیرمرد شوهر داده اند ؟ ممکن است این ماجرا در زمان ارباب و رعیتی اتفاق افتاده باشد . در آن زمان در روستاها ارباب ها به علت قدرت و توانمندی ف ضعیفان را زیر سلطه می گرفتند . اگر ارباب با وجود داشتن سن زیاد و حتی تعدد زوجات از دختر کم سن و سالی خوشش می آمد و طالب او می شد به هر قیمتی اور ا به دست می آورد، حتی به قیمت اسارت و بردگی ، خانواده دختر نمی توانستند در مقابل ارباب بایستند . به همین دلیل دختر جوان خود را به خاطر حفظ آبرو فدا می کردند . این دختر با یک زوج ناخواسته به خانه شوهر می رفت و وقتی بچه دار می شد در کنار گهواره کودک درددل خود را به صورت شعر بیان می کرد . به این ترتیب لالایی وارد شعر می شد . صوت ولحن مادر برای بچه مانند دارویی شفا دهنده دلنشین است بدون آنکه از مفهوم آن چیزی در یابد.

و یا در روستای گرماور  - کلومه از دیگر روستاهای دیلمان بدین صورت لالایی میگفتند :

آلای لای لای ترا خوابی بگیرا                   می برار جان کوچیکا خوابی بگیرا

آلای لای لای ترا گهواره بستم                  آلای لای لای جوانی من شکستم

آلای لای لای مرا همرنگ نبودی               نمی دانم پسر جان مرا به کی سپردی

چقدر نشینم شب تنهایی                   لب دریا بدابو روشنایی

الهی روشنایی بر من آیه                    کرد و کافر نگردد چشم به راهی

دوراه چشم به راهی بد بو بو بد           مارو فرزند جدایی بد بو بو بد

تو چیره هند بلی وفایی مار تره بمیره       چیره از من جدایی مار تره بمیره

بگم بادا بگم بادا بگم باد                   می پیغاما ببر لنگرودایا

می پیغاما ببر پیش می محمد           بگو مار بمرد بی وفایی چیره امد

آلای لای لای ترا لای لای بگیرا         گل و سرخ و سفید ترا خوابی بگیره

گل سرخ وسفید زرد کردی من را          گپ هر ناکسان درد کردی من را

ترجمه :

آلای لای لای تو را خواب بگیرد               برادر جان کوچکم خوابش ببرد

آلای لای لای تو را به گهواره بستم   آلای لای لای من در جوانی شکسته و پیر شدم  

آلای لای لای تو با من یکرنگ نبودی         برادر جان نمی دانم مرا به چه کسی سپردی 

چقدر شبها تنها بنشینم                     تا شاید لب دریا روشنایی پیدا شود 

الهی که روشنایی بر من روی آورد         حتی کافر هم دچار چشم به راهی نماند 

   راه دور و چشم به راهی بد است          جدایی مادر و فرزند بد است

تو چرا آنقدر بی وفا شدی مادر برایت بمیرد        چرا از مادرت جدا بودی برایت بمیرم

با باد بگویم به باد بگویم یه باد بگویم          که پیغام مرا به دیار لنگرود ببرد

پیغامم را برای محمدم ببرد            و بگوید مادرت از بی وفایی تو مرد

آلای لای لای ترا لای لای بگیرد        گل سرخ و سفیدم بتواند بخوابد

گل سرخ و سفید من را سبک و کوچک کردی        حرف آدمهای نامرد برایم دردناک است

تفسیر :

در این ابیات مادر در کنار گهواره نو گل خود نشسته ، با سوز و گداز کلماتی را بیان میکند که از اعماق وجودش بر می خیزد . این نوع لالایی برای بیان پیچیده روحی و معنوی مادر است . در این لالایی ها مادر از غربت ، تنهایی و چشم انتظاری گلایه دارد مادر می گوید : مردن بهتر از چشم انتظاری است . مادر از جدایی و بی وفایی فرزند شکایت دارد ، و از خداوند متعال می خواهد که روشنایی به او اعطا کند و حتی کافران هم دچار چشم راهی و انتظار نکند . مادر به باد میگوید پیغامش را به دیار لنگرود ببرد و به پسرش برساند و بگوید که مادر از بی وفایی تو مرد . مادری که از شیره جان خود برای فرزندش مایع می گذارد و اورا به ثمر می رساند و در زمان پیری و فرسودگی انتظار دارد عصای دستش شود و وقتی فرزند ازدواج می کند و یا به هر نحوی از خانواده دور می شود ، چندان مهری به خانواده نشان نمی دهد . مادر گله مند می شود و درد هایش را در قالب شعر بیان می کند . فرزند بزرگ کردم ، سالیان سال برایش زحمت کشیدم که روز مبادا به کمک و یاریم بشتابد . مردم مرا به علت بی مهری فرزندم سرزنش می کنند . خطاب به فرزند می گوید : ای گل سرخ و سفید مرا زرد کردی ، حرف هر ناکس مرا ناراحت کرد ،خطاب به فرزند می گوید : من سر گهواره ات نشستم اما آخر عمری که باید می نشستم و به وجودت افتخار می کردم خوار و اسیر کوچه و بازار شدم .

اگر بخواهیم به مفهوم لالایی توجه کنیم و از لحاظ معنایی آن را بررسی کنیم ، میبینیم مادر با نوازش فرزندش را برای خوابی شیرین آماده می کند ، به جان فرزندش دعا می کند ، آرزو ها و انتظارات خود را هم  با همین ابیات ساده به ضمیر ناخوآگاه کودک منتقل می کند ، و از او می خواهد او را تنها نگذارد و در کنارش بماند .

امیدوارم که این لالایی ها به خاموشی و فراموشی سپرده نشود چرکه لالای ها می تواند روحیه مهر طلبی و نوع دوستی را در کودکان ما تقویت کند .

منبع :مجله فرهنگ گیلان شماره 25 و 26 85

سایت گیلان توریسم

گردآورنده : وبلاگ نصیرمحله

استفاده از این مطلب با ذکر منبع ( وبلاگ نصیر محله ) بلامانع می باشد




:: برچسب‌ها: لالایی های گیلان, فرهنگ گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۱٦ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور
یکی از نشانه های فرهنگی در مناطق مختلف جهان و ایران لباسهای محلی است. این لباسها با توجه به آب و هوای مناطق از تنوع رنگ و شکل برخوردار بوده و از گذشته های دور دارای پوشش کامل بوده اند.
 

لباس محلـی گیـلان میـراث جهـانـی ایرانیان با زیبایی که از روح نیاکان این خاک در آن به امانت مانده اسـت باید به عنوان یک هویت ملی حفظ شود.

زنان روزگاران کهـن گیـلان بـا لـطافـت روحشان بهشت چشم را به تار و پـود پـارچـه رسوخ دادند و رنگ در رنگ در هم تنیدنـد و با عشقی به پهنای طبیعت زیبای گیلان پوششی تهیه کردند، رنگین و پرنشانه.

آنها سینه به سینه آموختند، طرح زدنـد، به تن کردند، گوشه گوشه بقچه های جهیزیه را با آن زینت کردند و نسـل بـه نسـل بـه یکدیگر «رنگ» هدیه کردند.

به هرحال لباس محلی زن گیلانی به واسطه تنوع رنگ و نوع پوشش یکی ازبهترین انواع لباسهای محلی ایران است که باید به عنوان یکی از نشانه‌های هویت ملی حفظ و ماندگار شود.

منبع :گیلان توریسم - جام جم آنلاین

گردآورده : وبلاگ نصیرمحله




:: برچسب‌ها: گالری عکس گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۱٦ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

کاخ موزه رامسر
کاخ سلطنتی رامسر یا کاخ مرمر یکی از نفیس‌ترین آثار دوران پهلوی در شمال ایران است. این کاخ به دستور رضا شاه پهلوی در سال ۱۳۱۶ به بهره برداری رسید و تا انقلاب سال ۱۳۵۷ به عنوان اقامتگاه خانواده پادشاهی استفاده می‌شد. ساختمان کاخ در میان باغی به مساحت ۶۰۰۰۰ متر قرار دارد که اولین نهال‌های مرکبات اصلاح شده و گیاهان تزیینی نایاب در این باغ کاشته شده‌است و یکی از جالب‌ترین و متنوع‌ترین باغ‌های ایران است. معماری این کاخ با زیر بنای حدود ششصد متر اثر مهندس هوانس غریبیان با نظارت معماران ایرانی و آلمانی آن روزگار است. بنای کاخ از سنگ مرمر سفید رگه در با ایوانی دارای ۴ ستون حجاری شده از سنگ مرمر یکپارچه‌است و در دو سوی پلکان پشت کاخ، دو مجسمه مرمرین ببر قرار گرفته‌است. در ابتدای بنا یک تالار مرکزی قرار دارد که دربهای اتاق‌های جانبی به آن باز می‌شود. پس از انقلاب، این کاخ تحت مالکیت بنیاد مستضعفان قرار گرفته و با عنوان تماشاگه خزر به صورت موزه برای عموم قابل بازدید است. آثار به نمایش در آمده در این موزه شامل مبلمان، شمعدان‌ها و بوفه‌های آنتیک، مجسمه‌های برنزی و مرمرین نفیس و تابلوهایی از هنرمندان مشهور جهان است.

منبع : سایت عکس




:: برچسب‌ها: معرفی کاخ های گیلان, جاذبه های گردشگری گیلان, گالری عکس گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۱٥ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

در بیشتر قرن هیجدهم گیلان به طور مستقل یا شبه مستقل توسط فرمانروایانی از بازماندگان اسحاقیه و خصوصاً امیره دباج فومن و بیه پس با کمک حکام شهرها و بخش‌ها که آنها هم از خاندانهای محلی بودند اداره می‌شد. در این دوره تعدادی فرماندار کل هم توسط نادرشاه، کریم خان و آغا محمد خان برای گیلان منصوب شدند ولی دوره آنها عمدتاً کوتاه بود. طی دوره نادرشاه، فرمانروایان گیلان خراج اختصاص یافته به ولایت را به فرمانداران کل یا خزانه مرکزی می‌فرستادند. به هرحال مالیات گیری منجر به دو شورش عمده شد، که یکی از تالش در ۱۷۴۴ شروع شد که دو سال طول کشید، و دیگری از گسکر شروع شد و تا ۱۷۴۷ زمانی که نادر کشته شد ادامه یافت.[۵۴]

یک حرکت مهم در این دوره تلاش نادرشاه برای تشکیل نیروی دریایی ایرانی در دریای خزر بود. او برای نیل به این هدف جان التون انگلیسی را برای تاسیس یک کارخانه کشتی سازی در انزلی منصوب کرد و لقب جمال بیگ به او داد. او که قبلاً دو کشتی در قازان برای رود ولگا ساخته بود، از طرف نادرشاه مامور شد که سواحل شرقی خزر را بررسی کند. او موفق شد کشتی با ظرفیت ۲۰ توپ بسازد که گزارش شده بهتر از کشتیهای روسی در خزر بود.[۵۵]

در هرج و مرج پس از قتل نادر شاه، قلمرو او به دست سران ایلی افتاد. در گیلان، آقا جمال فومنی (از بازماندگان امیره دباج، و فرزند آقا کمال که در دوره شاه سلطان حسین فرمانروای گیلان بود) همراه با آقا صافی حکومت مرکزی را شکست دادند و حکومت ولایت را از رشت به دست گرفتند. در جریان کشمکش بین زند و قاجار، محمدحسن خان پدر آغا محمد خان امنیت گیلان را تامین کرد و با دختر آقا جمال فومنی ازدواج کرد. آقا جمال در ۱۷۵۳ در نتیجه یک عداوت قدیمی توسط آقا هادی شفتی در شفت کشته شد. آقا هادی با کمک میرزا ذکی حاکم گسکر برای ۴ ماه بر گیلان حکومت کرد. او در یک حمله ناگهانی توسط سران قاجار دستگیر و اعدام شد. آنها هدایت الله، فرزند جوان آقا جمال را به فرمانروایی رشت منصوب کردند.

جهت خواندن مطالب بیشتر بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید




:: برچسب‌ها: تاریخچه گیلان, تاریخ گیلان, فرمانروایان گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۱٥ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

 

مهدی جان

سوالی ساده دارم از حضورت .... من آیا زنده ام وقت ظهورت .....  اگر که آمدی من رفته بودم .... اسیر سال و ماه و هفته بودم ..... دعایم کن دوباره جان بگیرم ..... بیایم در رکاب تو بمیرم

مهدیا!

ما در جشن میلادت به شور دعا می‌خوانیم
و به شوق اشک می‌ریزیم تا دیدارت
میلاد حضرت مهدی مبارک باد




:: برچسب‌ها: گوناگون
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۱٤ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

تصاویر زیر عکس هایی از ساختمان های دولتی رشت قدیم اند که در فاصله ی سال های پایانی حکومت قاجار تا دهه ی ۱۳۴۰ شمسی (دهه ی ۱۹۶۰ میلادی) گرفته شده اند. تقریبا همه ی این ساختمان ها هنوز پابرجا هستند، البته بعضی با اسم هایی متفاوت از گذشته. برای مثال «ساختمان مریضخانه ی بلدیه» امروزه با نام «ساختمان شماره ی ۲ شهرداری» شناخته می شود.

دارالحکومه ی رشت، ۱۲۸۷ شمسی (۱۹۰۸ میلادی)

سربازخانه ی گیلان، احتمالا سال های پایانی حکومت قاجار

خیابان شاهپور، رشت، ۱۳۱۳ شمسی (۱۹۳۴ میلادی)

خیابان سعدی، رشت، ۱۳۱۴ شمسی (۱۹۳۵ میلادی)

ساختمان شهرداری، هتل ساوی، و سینمای مایاک، ۱۳۲۸ (۱۹۴۹ میلادی)

ساختمان پست و تلگراف، ۱۳۳۶ (۱۹۵۸ میلادی)

میدان شهرداری، ۱۳۳۶ (۱۹۵۸ میلادی)

منبع : شهر فرنگ

گردآورنده : وبلاگ نصیرمحله




:: برچسب‌ها: گیلان قدیم, گالری عکس گیلان, ساختمان های دولتی رشت قدیم
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۱٤ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

منبع :گیلان دیروز




:: برچسب‌ها: گالری عکس گیلان, گیلان فدیم
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۱٤ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

گیلان قدیم، عنوان مجموعه عکسی است  از گیلان عصر قاجار که به کوشش فرامرز طالبی و بازعکس سعید محمودی ازناوه توسط نشر ایلیا منتشر شده است.این عکسها از مجموعه‌ی آلبوم‌خانه‌ی کاخ گلستان ا نتخاب و جمع‌آوری شده و عکسها  سیاه و سفید است و کل مجموعه دربرگیرنده‌ی 61 قطعه عکس است که در قطع خشتی 21 در 21/5 سانتیمتر و روی کاغذ گلاسه به چاپ رسیده است.

ناشر کتاب در مقدمه‌ای کوتاه می‌نویسد: «کتاب گیلان قدیم، روزنه‌ای است برای سرک کشیدن به زمانه‌ای دیگر و دیداری از پس نگاره‌های سیاه و سفید به سرزمین مادری و مردمانش.دیدن تصاویری از نیاکان نه چندان دور، زل زده بر دوربین عکاسباشی از حیرت پدیده‌ی غریب فتوغراف.

شاید که حاصل این کتاب، حسرت ویرانی شمس‌العماره باشد و فروریختن بام‌های سفالی، اما دقیق شدن در جزئیات عکس‌ها و آدم‌ها و بناهای ثبت شده در آن، گویای آن است که آدمی چه به شتاب سال‌های زندگی را پیموده و از کجا به کجا پای نهاده است.

ایده‌ی نشر این اثر در دفتر نشر فرهنگ ایلیا و در حلقه‌ی دوستان شورای پژوهشی دانشنامه‌ی  فرهنگ و تمدن گیلان طرح شد.زحمت پی‌گیری و یافتن عکس‌ها بر عهده‌ی فرامرز طالبی بود که با حوصله آن را پی گرفت و مقدمه‌ای زیبا بر آن نگاشت.سعید محمودی ازناوه کار بازعکاسی آن‌ها را با دقت خاص خود پذیرفت.شاهین بشرا نیز مرمت عکس‌ها و آرایش صفحات را به انجام رساند.همکاران دیگر از حروف نگاری تا ویرایش و ترجمه را به عهده گرفتند و سرانجام با حمایت حوزه هنری گیلان کار به انجام رسید.»

کتاب مجموعه‌ی نفیسی است که برای علاقه‌مندان به عکس و عکاسی جالب است و فرامرز طالبی هم در مقدمه‌ای زیبا به تاریخ عکاسی در ایران اشاره می‌کند و درباره‌ی گردآوری این مجموعه توضیح می‌دهد و در چند مدخل کوتاه به عکاسان دوره‌ی قاجار می‌پردازد و همچنین درباره‌ی ناصرالدین شاه، شاه دارالخلافه گریز و مظفرالدین شاه  و خاطرات سفر این شاهان و عکاسی و علاقه‌ی آنان به عکس و عکاسی می‌نویسد.

منبع :http://ranjbar.pourmohsen.com/blogs/blog.php?code=256




:: برچسب‌ها: معرفی کتاب های گیلان, گیلان قدیم
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۱٤ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

 

مرا با تمسخر تالش خواندی !

چرا که گاوهایم شیر افشان بودند !

مرا با تمسخر تالش خواندی!

چرا که زلالی جویبار در چشمانم جاری بود

چشمانی آبشخور بره ها

مرا با تمسخر تالش خواندی!

چرا که سفره ام را چون دلم گستردم به پای غریبه ی تو !

مرا با تمسخر تالش خواندی !

چرا که هنوز استقامت کوه زیر گامهایم بود وقتی قدم به آسفالت مسطح

دیار پر دیوار تو نهادم

مرا با تمسخر تالش خواندی !

چرا که بی ریایی طلوع لباسم بود و دود « پارگا » عطر تنم !

مرا با تمسخر تالش خواندی !

چرا که نجابت و شرم لباس پشمین کلامم بود

آری کوهی ام خواندی! 

بی آنکه خورشید را بر دوشم ببینی و مهر را در دلم !

چگونه می توان کوه را تحقیر کرد !؟

که اگر کوه سخنی گفته باشد من سخن اویم :

سکوت و سخاوت و پایداری به زخم!

آری من تالشم به بی غروری «گیریه »

 به مهربانی «مه»

  آر ی من تالشم به بی غروری «گیریه »

                به مهربانی مه

 

پارگا: سرپناه چوپانی

گیریه: ییلاق

منبع :ایران تالشستان




:: برچسب‌ها: شعر
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۱٤ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

خانوانه در لغت نامه دهخدا:

خانوانه . [ ن  ] (اخ ) دهی  است  جزء دهستان  حومه  مرکزی  شهرستان  فومن  واقع  در 6 هزارگزی  باختری  فومن . ناحیه ای  است  واقع  در کنار راه  فرعی  صومعه سرا به  ماکلوان . این  ده  در جلگه  قرار دارد با آب  و هوای معتدل  و مرطوب  و مالاریایی . دارای  191 تن  سکنه  که  شیعی مذهب  و طالشی زبانند. آب  آنجا از رودخانه  ماسوله  و محصولات  آنجا برنج  و چای  و ابریشم  و عسل  و لبنیات  و شغل  اهالی  زراعت  و گله داری  و شال بافی است .(از فرهنگ  جغرافیایی  ایران ج2)

خانوانه - ویکی پدیا:

یکی از روستاهای شهرستان فومن است که در بخش سردار جنگل و دهستان سردار جنگل فومن واقع شده است.اهالی روستا به زبان تالشی صحبت می کنند.

نام خانوانه که در نگارش‌های جدید به اشتباه به صورت خانه وانه نوشته می‌شود از ترکیب دو واژهٔ خان+وانه تشکیل شده است. "خان" به ملاکان و صاحبان قصبه‌ها در قدیم گفته می‌شد و "وانه" واژه‌ای قدیمی است که به صورت "بانه" در زبان فارسی به کار می‌رود و به معنی محل سکونت می‌باشد. به علت آب و هوای خوب و موقعیت جغرافیایی این منطقه در دوران قدیم خان ها و ملاکان برای گذراندن اوقات فراغت و تفریح به این روستا می‌آمدند. آن‌ها در این محل برای خود "وانه" هایی درست می‌کردند تا زمان حضورشان در این ناحیه در آن جا اقامت کنند.

نمایی از خیابان شهید کریم آراسته روستای خانوانه


منبع : وبلاگ خانوانه

ویکی پدیا

گردآورنده : وبلاگ نصیرمحله




:: برچسب‌ها: روستا های گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۱٤ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

پاسخ:

غیبت امام زمان(عج) به معنای انقطاع مطلق آن حضرت از مردم و جهان نیست. بلکه غیبت به معنای پنهان بودن حضرت از انظار عمومی است یعنی حضرت در شرایط غیبت ضمن اشتغال به امور شخصی به طور ناشناس در جامعه حضور دارد و حوادث و رخدادهای اجتماعی و مشکلات مردم را به طور کامل زیر نظر دارد و خصوصاً نسبت به شیعیان و دوستانش عنایت خاصی دارد و از وضع آنان باخبر است و مراقبت می نماید. چنانکه خود حضرت در یکی از توقیعاتش به شیخ مفید (ره) می نویسد: «ما شما را رها نکرده و در رسیدگی و سرپرستی شما کوتاهی نمی کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده ایم, پس تقوی پیشه کنید و ما را یاری نمائید تا از فتنه هایی که به شما روی می آورد، شما را نجات بخشیم... »(1)
بنابراین مخفی بودن از انظار عمومی به این معنا نیست که مردم نیز از آن حضرت پنهان باشند بلکه حضرت در شرایط غیبت نیز همانند شرایط حضور از حوادث جامعه آگاه است و نسبت به کلیه امور جاری اشراف کامل دارد از شادی و پیروزی مسلمانان شاد می شود و از مشکلات و گرفتاری آنان غمگین می گردد و تا جایی که با فلسفه غیبت منافات نداشته باشد به اذن الهی به رتق و فتق امور می پردازد.
به همین جهت وقتی از پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ در مورد آثار و فوائد امام مهدی در عصر غیبت سوال گردید، در پاسخ فرمود: «والذی بعثنی بالنبوة انهم ینتفعون به و یستضیئون بولایته فی غیبته کانتفاع الناس بالشمس و ان جللها السحاب.»(2) قسم به آن خدای که من را به پیامبری مبعوث فرمود، مردم در آن زمان همانند آفتاب در پس پرده ابر از وجود مهدی ـ علیه السلام ـ بهره می برند و از نور ولایت او نورانی می گردند.
خود حضرت نیز می فرماید: مردم از وجود من همانند آفتاب پس ابر سود می جویند و من سبب آرامش و امنیت مردم روی زمین هستم همانگونه که ستارگان امان اهل آسمانند.»(3)
این روایات گویای اشراف و حمایت حضرت ولی عصر(عج) از مومنین و دوستداران اهل بیت(ع) است و طبیعی است که اشراف و حمایت غائبانه آن حضرت مایه آرامش و تقویت روحی شیعیان و مسلمانان خواهند بود.
بنابراین خود این باور و ایمان به چنین امام حی و حاضری که ملجاء و پناهگاه مظلومین و حافظ دین و شریعت است موجب دلگرمی و قوت قلب طرفداران آن حضرت و مانع از یأس و ناامیدی آنان می باشد. این اعتقاد باعث مقاومت شیعیان در برابر ظلم و جور و تقویت روحیه عدالت خواهی و دشمن ستیزی آنان می گردد.
این اعتقاد موجب می شود که جامعه شیعی و پیروان آن حضرت، خود را همواره متکی به یک پایگاه قوی و نیرومندی بدانند که سرانجام و آینده جهان بشریت را رقم خواهند زد و شاداب و پرنشاط خود را برای هر گونه ایثار و فداکاری آماده نموده و برای رسیدن به وضع مطلوب جهانی بر تلاش بی وقفه و پایدار خود بیافزایند.
از این نظر وجود امام غائب ـ علیه السلام ـ قطع نظر از فوائد بی شماری دیگری که دارد، مهم ترین عامل استحکام روحی و دلگرمی شیعیان و منتظران حضرت به شمار می آید و انگیزه مبارزه برای استقرار عدل و قسط و رسیدن به عصر شکوهمند ظهور را در جان آنان بارور می سازد. دقیقاً همین روحیه و اعتقاد زنده، تفکر پویای شیعی را از دیگران متمایز نموده است و باعث بقاء رشد و بالندگی روز افزون جامعه شیعی گردیده است.

 


پاورقی:

1. طبرسی، ابومنصور، الاحتجاج، مشهد، انتشارات سعید، نشر مرتضی، ج2،‌ ص497.
2. قندوزی، ینابیع الموده، بیروت، موسسة الاعلمی، ج3، ص170.
3. صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، ص485.

منبع : http://mr532011mr.persianblog.ir




:: برچسب‌ها: مقالات
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۱۳ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

ای ز ازل تا به ابد ماندگار             ای زتو افلاک شده برقرار

نام تو را زینت دفتر کنم              شکر تورا نیزهزاران هزار

 

روستاها و علل توسعه نیافتگی آنها

 

  پدیده شهرنشینی که شامل رشد جمعیت شهرها، افزایش تعداد شهرهای بزرگ و ظهور شهرهای جدید می شود،تحولاتی را درساختار فیزیکی،اقتصادی و فرهنگی– اجتماعی آنها بوجود آورده است.ویژگیهای طبیعی و انسانی مناطق جغرافیایی،شرایط متنوعی را در زمینه های مختلف استقرار انسان به وجود آورده و موجب شده است که در نحوه و نوع زندگی انسانها اثر بگذارد و آن را تحت تاثیرخود قرار دهد.پیدایش اشکال مختلف معیشتی اعم از کوچ نشینی ،روستا نشینی و شهرنشینی ،ناشی از چنین شرایطی است که از نقطه ای به نقطه دیگر متفاوت بوده و هرکدام خصوصیات خاص خود را دارد.یکی مبتنی بر اقتصاد دامپروری و کوچ انسان و حیوان در مسافت دور و نزدیک و دیگری متکی بر زراعت و کشاورزی می باشد.به طور کلی روابط شهر و روستا نکاتی حائز اهمیت است.و باید مورد توجه قرار گیردو بایستی یک رابطه واقع بینانه و معقولی بین شهر و روستا بوجود آورد.زیرا نمی توان شهر و روستا را از هم جدا دانست.تاثیر شهر بر روستا و روستا بر شهر را می توان مواردی تاکید داشت ضمن برقراری رابطه شهر و روستا موجب توسعه هریک شود.

جهت خواندن ادامه مقاله لطفا به ادامه مطلب بروید




:: برچسب‌ها: مقالاتی در مورد گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۱٢ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

مرکز دهستان چوبر از بخش احمدسرگوراب شفت در مختصات جغرافیایی به طول 49دقیقه و 25ثانیه و عرض جغرافیایی 37دقیقهو 6ثانیه با ارتفاع 60متر از سطح دریا در کنار رودخانه امامزاده ابراهیم (ع) واقع است .

کوه اربالنگه در یک کیلومتری مشرق چوبر واقع است . زبان مردم آن تالشی ، گیلکی و کار و پیشه ی آنان کشاورزی ، دامداری ،پرورش زنبور عسل و پرورش کرم ابریشم می باشد .

چوبر در مشرق شهرستان شفت قرار دارد . این روستا از گذشته های دور تا کنون یکی از مهمترین و قدیمی ترین مناطق شفت محسوب می شود که از جنبه های مختلف دارای اهمیت وافر برای شهرستان شفت بوده است .

این روستا در مسیر جاده آسفالته امامزاده ابراهیم (ع) و امامزاده اسحاق (ع) قرار دارد .

از خاندان قدیمی چوبر می توان خاندان یوسفی زاد را نام برد که در محل یوسف آباد چوبر می زیستند .

واقعه چوبر : عبدالفتاح فومنی مورخ قرن دهم و یازدهم هجری در کتاب خود ، تاریخ گیلان می نویسد : (( وقتی سپه سالار مراد بسته ی دیلمی به سپه سالاری فومن منصوب شد بو سعید میر همراه با مردم زرمخ و تنیان بر سر او ریخته و او را کشتند . وی برای کشتن شیرزاد سلطان به تعقیب او می پردازد . سرانجام شکست می خورد . بو سعید همراه با محمد امین خان و سپه سالار امین خواند طالش شفت و دیگران از طریق جاده ییلاقی ماسوله به شفت به طرف ییلاق لوک و گیلوا روانه ییلاق شفت شده در سکن که خانه امیر خواند تالش و برادران و اقوامش در آنجا بود توقف نموده و از آنجا به طرف لاسک و دیورود به چوبر می رسند . در چوبر کنار رودخانه ای در جای تنگی سپاه خود را می آرایند و بنه بر کرده و علم برافراشتند و لشکر خود را در یمین و یسار قرار دادند . که شیرزاد سلطان (992هجری ) بر آنان تاخت و جنگ سختی در کنار رودخانه در گرفت که عده زیادی کشته شدند و جوانان تالش بنه بر را خراب کردند سرانجام به شفت آمدند و مردم از آنان استقبال کردند و سه روز در شفت ماندند .))




:: برچسب‌ها: روستا های گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۱٠ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

نامدارترین پهلوان و قهرمان گیلانیان در جهان ، مرحوم محمود نامجو در سال ۱۲۹۷ شمسی در کوی استادسرای رشت از پدر و مادری گیلانی متولد شد.
علاقه به ورزش ازهمان اوان کودکی و نوجوانی در وجودش جوانه زد. در نوجوانی و جوانی با ورزشکاران محل مانند محمدعلی خورشیدی و هاشم پاداش ستوده در اجرای نمایش های شگفت آور نظیر پاره کردن کتابهای قطور و دریدن مجمعه ها و سینی های مسی و غیره شرکت می کرد و سنگ ها و وزنه های سنگین را که بلند کردن آنها از قدرت و توانایی مردم عادی خارج بود، بر روی دست بالا می برد. علاوه بر اینها در ورزشهایی چون بارفیکس، پارالل، تاب، خرک و آکروبات نیز شرکت می کرد و توانایی و مهارت شگفت انگیز خود را به معرض نمایش می گذاشت.
راه و رسم کشتی گرفتن روی تشک را از رضا لاجی مشهور به هاشم زاده، پارالل و بارفیکس را از قدیر بیشه بان و برخی دیگر از ورزشهای آن زمان را از پهلوانان معروفی چون احمد درخشان، سید علی تفنگدار و سید علی کم سخن یاد می گرفت.
محمود نامجو همزمان باستانی کارهم بود و از این رو برای تمرین و انجام ورزش باستانی به زورخانه های سلامت بخش، میان راه و زورخانه بازارچه سبزه میدان می رفت. دیری نگذشت که نظیر ورزشکاران باستانی کار مانند کربلایی ندافی، رضا زرگر، بزرگ و مهدی خمیرانی صاحب نام گردید به طوری که ورود او را به زورخانه مرشد با آهنگ ضرب و صدای زنگ خوش آمد می گفتند. بعدها نیز هرگاه در سکوی قهرمانی می ایستاد، مرشدان زورخانه های رشت به افتخارش صلوات می فرستادند و زنگ می زندند.
نامجو وقتی به تهران مهاجرت کرد، دست تقدیر او را برای آموختن فنون وزنه برداری و تمرین صحیح با اسباب و ادوات ورزشی به مدرسه ورزنده کشانید و در این مدرسه بود که بسیاری از رموز ورزش را آموخت و همزمان با تمرینهای ورزشی، در یک کارگاه مبل سازی به کار مشغول شد.
طولی نکشید که داوطلبانه وارد خدمت سربازی گردید. دوران خدمت سربازی آغاز موفقیتهای وی بود، محل خدمت در دانشکده افسری به وی فرصت داد تا با خاطری آسوده تمرینهای خود را در رشته وزنه برداری، ورزشهای باستانی و کشتی ادامه دهد.

 ورود جهان پهلوان نامجو به مسابقات رسمی :

محمود نامجو در سال ۱۳۱۸ در مسابقات قهرمانی کشور که برای اولین بار در تهران برگزار می شد، در رشته وزنه برداری دسته ۶۰ کیلوگرم به مقام نخست دست یافت، از آن پس قهرمان گیلانی نزدیک به نیم قرن با پولاد سرد در میادین ملی و جهانی دست و پنجه نرم کرد و ثمره تلاش دراز مدت وی در هم شکستن ۲۰ رکورد جهانی، کسب ۱۱ مدال افتخار مسابقات جهانی، المپیک و آسیایی برای ایران بود.
شرح کلیه موفقیتهای پولاد مرد گیلانی در این مختصر نمی گنجد. امید است اشاره به افتخارات او در عرضه مسابقات بزرگ جهانی بتواند قدرت و توانائی و عظمت این قهرمان نامی را نشان بدهد.

مرحوم نامجو در اولین حضور خود در مسابقات المپیک موفق شد در دسته خروس وزن به مقام پنجم دست یابد. او در سال ۱۹۴۸ میلادی در چهاردهمین دوره بازی های المپیک (اولین المپیاد بعد از جنگ جهانی دوم) که در لندن برگزار می شد، در سی و سومین سال عمر خود با بلند کردن ۱۲۲٫۵ کیلوگرم در دسته وزنی خود رکورد جدیدی به ثبت رساند و در مجموع به مقام پنجم دست یافت.
وی در دومین حضور المپیکی خود در سال ۱۹۵۲ میلادی (پانزدهمین دوره بازیهای المپیک) به پایتخت فنلاند یعنی هلسینکی رفت تا به مقامی بهتر از عنوان گذشته دست یابد.
در این المپیاد نامجو در مقام دوم المپیک جای گرفت و مدال نقره وزنه برداری خروس وزن را برای ایران به ارمغان آورد.
در سال ۱۹۵۶ میلادی مشعل شانزدهمین دوره بازیهای المپیک در ملبورن استرالیا بر افروخته شد که نامجو در این المپیک مدال برنز خروس وزن را بدست آورد و لقب مقاومترین وزنه بردار جهان نیز به القاب پیشین وی اضافه گردید.
اما گذشته از عناوینی که نامجو در مسابقات المپیک کسب کرد، در بسیاری از میادین معتبر جهانی نیز شرکت نمود و حاصل این حضور گسترده او، کسب ۳ مدال طلا، یک نقره و ۲ برنز از رقابتهای مختلف بود که آخرین مدال یعنی مدال برنز مسابقات جهانی تهران در چهل و یک سالگی این مرد تمام نشدنی وزنه برداری بدست آمد.
اولین حضور او در مسابقات جهانی مربوط به مسابقات لاحه هلند بود که در سال ۱۹۴۹ برگزار می شد. این مسابقات هفتمین دوره مسابقات جهانی بود و مرحوم نامجو موفق شد در دسته خروس وزن به مقام اول دست یابد و مدال طلای جهان را نصیب کشورش کند.
او در سال ۱۹۵۰ در هشتمین دوره مسابقات جهانی که در پاریس برگزار شد، یک بار دیگر به مقام اول وزنه برداری دست یافت و دومین مدال طلای جهان را به گردن آویخت.
نهمین دوره مسابقات جهانی در سال ۱۹۵۱ میلادی ایتالیا انجام گرفت و مرد پولادین ایران برای سومین بار پی در پی در سکوی نخست وزنه برداری جای گرفت و مدال طلای مسابقات جهانی را زیب گردن کرد.
سه سال بعد نامجو در آستانه ۳۸ سالگی به اطریش رفت تا در یازدهمین دوره مسابقات جهانی که در سال ۱۹۵۴ در وین برگزار می شد، شرکت کند. در این دوره از مسابقات این قهرمان نامدار گیلانی ایرانی موفق شد بر فراز سکوی دوم جهان بایستد و مدال نقره وزنه برداری را نصیب ایران کند. این بار مونیخ آلمان محل برگزاری دوازدهمین دوره مسابقات جهانی بود. از این مسابقات که به سال ۱۹۵۵ میلادی انجام گرفت، قهرمان ما مدال برنز وزنه برداری را به ارمغان آورد.
اما مرحوم نامجو در آخرین رقابت جهانی خود در سال ۱۹۵۷ (در چهل و یک سالگی) برای سیزدهمین دوره رقابتهای جهانی که در تهران برگزار می شد، خود را آماده کرد. مسن ترین وزنه بردار آن دوره از رقابتها در نهایت موفق شد مدال برنز این رقابتها را به گردن بیاویزد.

بیماری و غروب زندگی قهرمان نامدار گیلان

مرحوم نامجو در اوایل جوانی در یک کارگاه مبل سازی در تهران مشغول به کار شد و در سال ۱۳۲۳ به استخدام آتش نشانی تهران درآمد و در سال ۱۳۵۶ با ۳۳ سال خدمت بازنشسته شد. نامجو در دوران بازنشستگی و حتی در دوره نقاهت از ورزش غافل نبود و از همگامی و همراهی و تشویق ورزشکاران لحظه ای غفلت نمی کرد. او ورزشکار نمونه و دارای سجایای اخلاقی انسانی بود.
در سالهای آخر عمر وی، بیماری مهلک سرطان به جسم ستبرش رسوخ کرد و او را به شدت نحیف و رنجور نمود. سه سال پیش از مرگش برای درمان به شهر مونیخ اعزام گردید. گزارش پزشکی نامجو حاکی بود که قهرمان بلند آوازه جهان بیش از یک سال دوام نخواهد آورد، لیکن مدت ۳ سال روی صندلی چرخ دار با سرطان لوزالمعده مبارزه کرد و

سرانجام صبح روز شنبه ۳۰ دی ماه ۱۳۶۸ شمسی تمام افتخاراتش را برای میهن خویش باقی گذاشت و به سرای ابدی شتافت و در بهشت زهرا (گورستان عمومی شهر تهران) به خاک سپرده شد. محمود نامجو هنگام مرگ ۷۳ سال داشت و از خود یک پسر و ۴ دختر به یادگار گذاشت. وی انسانی وارسته و پرهیزکار، ورزشکاری نمونه و متصف به صفات انسانی و اخلاقی بود.

افتخارات:


مدال طلای رقابتهای جهانی ۱۹۴۹ لاهه
مدال طلای رقابتهای جهانی ۱۹۵۰ پاریس
مدال طلای رقابتهای جهانی ۱۹۵۱ میلان
مدال طلای رقابتهای جهانی ۱۹۴۹ لاهه
مدال نقره رقابتهای المپیک ۱۹۵۲ هلسینکی
مدال نقره رقابتهای جهانی ۱۹۵۴ وین
مدال برنز رقابتهای جهانی ۱۹۵۵ مونیخ
مدال نقره رقابتهای المپیک ۱۹۵۶ ملبورن
مدال برنز رقابتهای جهانی ۱۹۵۷ تهران

منبع : گیلانیان




:: برچسب‌ها: مشاهیر گیلانی
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۱٠ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

منبع : وبلاگ خله لون




:: برچسب‌ها: شعر تالشی
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/٩ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

فرزند عزیزم
 
آن زمان که مرا پیر و به کار افتاده یافتی
 
اگرهنگام غذا خوردن ، لباس هایم را کثیف کردم و یا نتوانستم لباسهایم
 
را بپوشم
 
اگرصحبت هایم تکراری و خسته کننده است
 
صبور باش و درکم کن
 
به یاد بیاور ، وقتی کوچک بودی ، مجبور می شدم روزی چند بار
 
لباسهایت را عوض کنم
 
برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور می شدم بارها و بارها داستانی را
 
برایت تعریف کنم
 
وقتی نمی خواهم به حمام بروم ، مرا سرزنش نکن
 
وقتی بی خبر از پیشرفت ها و دنیای امروز ، سئوالاتی می کنم با
 
تمسخر به من ننگر
 
وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی ، حافظه ام یاری نمی کند ، فرصت بده
وعصبانی نشو
 
وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند ، دستانت را به من بده ... همانگونه که
تو اولین قدم
 
هایت را درکنار من برداشتی
 
زمانی که می گویم دیگر نمی خواهم زنده بمانم و می خواهم بمیرم ،
  
عصبانی نشو ... روزی خود می فهمی
 
ازاینکه در کنارت و مزاحم تو هستم ، خسته وعصبانی نشو
 
یاریم کن ، همانگونه که من یاریت کردم
 
کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو ، این راه را به پایان برسانم
 
فرزند دلبندم ، دوستت دارم
 
دوست های خودتان رو هم از این متن محروم نگذارید.
 
منبع : وبلاگ عطر گل یاس



:: برچسب‌ها: دلنوشته, سخن پدران و مادران پیر ما برای بچه ها
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۸ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

سید محمدعلی ثابت قدم روز چهارشنبه با رای قاطع اکثر اعضای شورای اسلامی شهر رشت به عنوان شهردار جدید کلانشهر رشت انتخاب شد.

به گزارش شمال نیوز ، ثابت قدم روز چهارشنبه در چهارصدوسی امین جلسه شورای اسلامی شهر رشت پس از رای گیری مخفی با کسب 9رای اعضای شورای اسلامی به این سمت انتخاب شد.

وی هم اکنون عضو هیات علمی دانشگاه آزاد بندرانزلی و مدرس دانشگاه گیلان است.

در هفته گذشته پس از استعفای محمود فریدونی شهردار سابق شهر رشت سیدمجتبی خدمت بین دانا به عنوان سرپرست شهرداری رشت انتخاب شده بود.

شهردار جدید رشت، متولد سال 1353در شهر رشت، دارای کارشناسی مهندسی عمران، کارشناس ارشد شهرسازی، برنامه ریزی شهری و منطقه ای و دارای دکتری شهرسازی است.

از جمله سوابق مدیریتی ثابت قدم می توان به معاونت بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی گیلان، مدیرکل مهندسی مستضعفان و جانبازان کشور، مدیرکل تامین مسکن بنیاد شهید و امور ایثارگران، مدیرکل عمران و مناسب سازی بنیاد شهید و امور ایثارگران، مشاور عالی معاونت عمران و محیط زیست سازمان صنایع کوچک و شهرک های صنعتی ایران اشاره کرد.

اثرات مدیریت اقتصادی بر توسعه شهری، توجه و مدیریت بهینه شکل گیری همسایگی ها در جهت رفع معضلات حاشیه نشینی و اصلاح کاربری های مناسب درون شهری با همکاری وزارت مسکن و شهرسازی و جهاد دانشگاهی، برنامه ریزی و اقدام در جهت ایجاد تعادل در فعالیت ها و جمعیت ها و پیش نویس آیین نامه فنی دسترسی مجموعه های مسکونی برای معلولین و جانبازان شیمیایی و اعصاب و روان نیز از جمله فعالیت های علمی پژوهشی شهردار جدید کلانشهر رشت بیان شده است.

منبع : شمال نیوز




:: برچسب‌ها: شهردار جدید کلانشهر رشت انتخاب شد, خبرهای تازه
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۸ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

نرم افزار چند رسانه ای " قلعه رودخان " برای نخستین بار در ایران توسط گروه 22 نفره ای از مهندسان، اساتید نرم افزار، هنرمندان و پژوهشگران ایرانی تهیه و تولید می شود.

به گزارش خبرگزاری مهر مصطفی صدر مدیرعامل شرکت استودیو گل نرگس ضمن اعلام این خبر گفت: این نرم افزار در خصوص قلعه رودخان که یک اثر تاریخی و فرهنگی گیلان است به صورت سه بعدی و از دوربین 360 درجه استفاده خواهد شد.

مصطفی صدرافزود: از خصوصیات دیگر این نرم افزار قابلیت پخش زبان فارسی، انگلیسی و عربی است و رندر آن بلادرنگ است.

وی اظهارداشت: برای ساخت این انیمیشن از به روزترین موتوربازی سازی جهان که محیط آن به رئال نزدیک است استفاده  خواهد شد، این نرم افزار به کاربر امکان دسترسی به هر نقطه از قلعه را می دهد.

مدیرعامل شرکت استودیو گل نرگس گفت: در ساخت این انیمیشن از بافت کیفیت بالا استفاده و اکوسیستم کنار قلعه نیز بازسازی خواهد شد.

وی افزود: با توجه به اهمیت بنای تاریخی قلعه رودخان در گیلان و کشور به عنوان یک اثر تاریخی و فرهنگی مهم در این نرم افزار اطلاعات کاملی از قلعه رودخان نظیر تاریخچه، متن، فیلم، عکس و مصاحبه قرار داده می شود.

بنای تاریخی قلعه رودخان به شماره ثبت 1546 در 30 مردادماه 54 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است و کمتر گردشگریست که به گیلان وارد شود و از این بنای عظیم تاریخی دیدن نکند.

منبع : خبر آنلاین




:: برچسب‌ها: خبرهای تازه
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۸ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

پهلوان نیه او کس کی سرد آهین چومانه

آن کس که آهن سرد را خم می کند پهلوان نیست


یکشی سنّاره خو نعش سرا ماشین دووانه

بخاطر مقدار کمی پول ماشین را از روی بدنش رد می کند


سنگین سنگانه لبله کونه خو سینه زنه

سنگ های سنگین را جمع می کند و به سینه اش می زند


لخت و سخت بازار روزانه آیه زنجیر اورسنه

با بدن عریان در بازارهای روزانه می آید و زنجیر پاره می کند


پهلوان منم کی جان بی نفس دال به دال کارا درم

پهلوان من هستم که با تمام خستگی همچنان به کار ادامه می دهم


پهلوان منم کی نانه گرماگرم می مرا خانه برم

پهلوان من هستم که نان را تا گرم هست به خانه می رسانم


پهلوان نیه او کس کی مجمه پاره کونه

آن کس که سینی بزرگ را پاره می کند پهلوان نیست


یا علی گوفتنه امرا خوره بازار واکونه

با گفتن یا علی برای خودش بازار باز می کند


پیچ خوره میدانه دوران فاگیره

دور میدان می گردد (پول) می گیرد


مردم روزیه ناحق جا گیره

روزی مردم را به ناحق از آن ها می گیرد


پهلوان منم کی جان بی نفس دال به دال کارا درم

پهلوان من هستم که با تمام خستگی همچنان به کار ادامه می دهم


پهلوان منم کی نانه گرماگرم می مرا خانه برم

پهلوان من هستم که نان را تا گرم هست به خانه می رسانم


پهلوانی مره وابرازه فقط

پهلوانی فقط برازنده من است


تک و دوبه عرصه میدانه مره

عرصه دوندگی روزانه برای من میدان (مبارزه) است


وقتی خسته شمه خانه فارسم

وقتی خسته می روم و به خانه می رسم


زن و زاکه خنده دورانه مره

خنده زن و بچه (ام) بهترین لحظه زندگی ام است


پهلوان منم کی جان بی نفس دال به دال کارا درم

پهلوان من هستم که با تمام خستگی همچنان به کار ادامه می دهم


پهلوان منم کی نانه گرماگرم می مرا خانه برم

پهلوان من هستم که نان را تا گرم هست به خانه می رسانم

       
 



:: برچسب‌ها: شعر گیلکی
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/٧ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

منبع : دیلمستان




:: برچسب‌ها: گالری عکس گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/٧ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

 دست های پینه بسته کشاورزان گیلانی  سیزده تن را راهی  مجلس کرد اما در فاصله کوتاهی از انتخابات، همگی آنها نشان دادند که برای دغدغه ها و دردهای  مردم گیلان کمترین اهمیت و ارزشی  قائل نیستند.

بعد از اعلام اسامی ترکیب کمیسیونهای تخصصی مجلس مشخص شد ؛ صفر نعیمی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، حسن تامینی و محمد حسین قربانی عضو کمیسیون بهداشت و درمان، جبار کوچکی‌نژاد عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات، غلامعلی جعفرزاده و محمد مهدی رهبری املشی عضو کمیسیون برنامه و بودجه، حسن خسته‌بند و مهرداد لاهوتی عضو کمیسیون عمران، عطا‌الله حکیمی، حمید رضا خصوصی‌ثانی، ایرج ندیمی، ناصر عاشوری و محمود شکری عضو کمیسیون اقتصاد شده اند و گیلان نماینده ای در کمیسیون کشاورزی مجلس ندارد!

با توجه به مشکلات عمده بخش کشاورزی در گیلان (به عنوان قطب بزرگ کشاورزی کشور)، حضور حداقل یک نماینده از گیلان در کمیسیون کشاورزی ضرورت داشت و این مهم توقع زیادی نیست. با اینحال سیزده منتخب گیلانی هیچ  رقبتی برای حضور در کمیسیون کشاورزی از خود نشان ندادند.

حالا هم که صدای اعتراض رسانه ها و مردم بلند شده است نامبردگان بازهم  به جای پذیرش خطا و پیشقدم شدن در جبران اشتباه ، انتخاب خود را درست ارزیابی کرده و دیگر همکار خود را شایسته عضویت در کمیسیون کشاورزی معرفی می کنند.

رهبری املشی رئیس مجمع نمایندگان گیلان هم طی گفتگویی با شبکه استانی باران دلیل عدم عضویت هیچ یک ازسیزده نماینده گیلان در کمیسیون کشاورزی را رایزنی نکردن و عدم اطلاع به یکدیگر در قبل از شکل گیری مجلس عنوان کرد! حال مجمع نمایندگان استان چه کاربردی دارد باید از خود ایشان پرسید؟

بازخوانی نطق های آتشین منتخبین گیلانی در حمایت از حقوق کشاورزان گیلانی هم خواندنی است. از جمله جناب آقای رهبری املشی که در بهمن ماه سال گذشته پیش از انتخابات در جمع کشاورزان گفت: در صورت ورود بنده به مجلس اولویت اول کاری من حل مشکلات کشاورزی خصوصاً وضعیت نابسامان چای خواهد بود و تمام توان خودم را برای رفع مشکلات چایکاران بکار خواهم گرفت . چرا دولت در رابطه با مسایل کشاورزی اینقدر بی توجه است؟! مسایل کشاورزی منطقه ما در موقعیت فوق العاده حساسی قرار گرفته است. هر کس نماینده ومسئول باشد اگر بی توجهی به چای وکشاورزی نماید خیانت کرده است.

منبع: فارسی 24




:: برچسب‌ها: مقالات گیلانی
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/٦ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور
سرویس امنیتی جمهوری باکو پنج شنبه گذشته مصادف با 21 ژوئن با مراجعه به منزل 
هلال محمداف از رهبران تالش شمالی در باکو وی را دستگیر و به زندان منتقل کرد. 
در ماه گذشته نیز محسن صمداف رهبر حزب استقلال و آنار بایراملی خبرنگار محلی شبکه سحر بازداشت شده بودند. هلال محمداف در 1958 در روستای تنگه رود از توابع آستارای شمالی متولد شد. وی دارای درجه دکتری ریاضی از دانشگاه مسکو و درجه دانشیاری می باشد. او هنگام فروپاشی شوروی در سال 1993 وی رئیس حزب ملل آذربایجان بود و بعد از سرکوب جمهوری خودمختار تالش-مغان به روسیه رفت و پس از 12 سال مجددا به باکو بازگشت. محمداف قبلا توسط اشخاص ناشناس تهدید به مرگ شده بود.

گفتنی است مردم تالش بخشی از ادامه فرهنگی-تمدنی ایران در منطقه قفقاز جنوبی یا آران هستند که در طی جنگ های ایران و روس و انعقاد معاهده ترکمنچای  به رغم واگذاری این سرزمین ها از سوی دولت قاجار به روسیه تزاری مقاومت های شایانی به رهبری «اسبق المجاهدین» از خود نشان دادند. بعد از فروپاشی شوروی مردم تالش جنبش فراگیری ر ا به رهبری «علی اکرام همت اف» جهت پیوستن به ایران آغاز کردند که با سرکوب دولت مرکزی باکو روبرو شد.

لازم به ذکر است که تالش ها با وجود جمعیت بیش از یک میلیونی که از نوار مرزی ایران در آستارا تا جنوب باکو ادامه پیدا می کند، از شناسایی فرهنگی و هویتی محروم بوده و همواره تحت ستم ملی و انکار هویتِ ایرانی شان قرار گرفته اند. 
منبع : تابناک  - تالش شناسی



:: برچسب‌ها: اخبار گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/٤ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

کاهش سن اعتیاد از ۲۳ به ۱۵ سال ،خبری است که معاون فرهنگی و پیشگیری ستاد مبارزه با مواد مخدر آن را به عنوان جدید ترین نتایج تحقیقات در کشور اعلام کرد.وی تعداد معتادین در کشور را بر طبق آمارهای سال ۸۶ دو ملیون نفر دانست. حمید صارمی همچنین با اعلام متاهل بودن ۶۰ درصد …

کاهش سن اعتیاد از ۲۳ به ۱۵ سال   ،خبری است که معاون فرهنگی و پیشگیری ستاد مبارزه با مواد مخدر آن را به عنوان جدید ترین نتایج تحقیقات در کشور اعلام کرد.وی تعداد معتادین در کشور را بر طبق آمارهای سال ۸۶ دو ملیون نفر دانست.
حمید صارمی همچنین با اعلام  متاهل بودن ۶۰ درصد از جامعه معتادین چالش های جدیدی را به میان آورد. او گفت:« در گذشته تصور می شد که افراد مجرد در معرض اعتیاد قرار دارند اما تحقیقات نشان می دهد که ۶۰ درصد معتادان را افراد متاهل تشکیل می دهند.»
بنابراین از آنجایی که ۶۰ درصد این افراد متاهل هستند و هر کدام ۵ تا ۶ فرزند دارند بدین ترتیب پیش بینی می شود که ۱۲ میلیون نفر از خانواده و افراد جامعه در معرض تهدیدات اجتماعی هستند.
موضوع اعتیاد به عنوان یکی از اصلی ترین تهدیدات اجتماعی ،همیشه قشر وسیعی از جامعه را به خود مشغول کرده است ، که اگرچه به طور مستقیم با خود این مسئله درگیر نیستند اما آثار سو و عواقب آن گریباگیر هستند.

حل مشکل اعتیاد نیازمند توجه ویژه مسئولین ویک برنامه ریزی دقیق می باشد، موضوعی که صارمی نیز در سخنان خود از آن یاد می کند:« در برخی موارد سیاست های ما در برخورد با آسیب های اجتماعی سیاست انکار ، نفی ، سکوت و یا اقرار بوده است. این در حالی است که باید با رویکرد واقع بینانه به استقبال آسیب های اجتماعی برویم و در این صورت است که می توانیم جهت گیری درستی برای کنترل آسیب های اجتماعی در کشور انجام دهیم. »

شاید این توجه صرف به پیشگیری موضعی و غفلت از پیشگیری اجتماعی است که باعث شده مسئولین تا به امروز از توجه به نقش موثر فرهنگ سازی ،آموزش وعلاج قبل از وقوع فکری نکنند.
توجه به این امردر حالی از سوی معاون فرهنگی و پیشگیری ستاد مبارزه با مواد مخدر بیان می شود که چندی پیش خبری مبنی برنبود اطلاعات دقیق و جامعی از آمار معتادین کشور واکنش رسانه ها و کارشناسان را به دنبال داشت و بر طبق آن ناصحی، رئیس مرکز سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت آمار موجود را مربوط به سال ۸۶  دانست که طبق آن یک میلیون و ۲۰۰ هزار معتاد در کشور وجود دارد.
صارمی همچنین از ارائه لایحه پیشگیری از وقوع جرم به مجلس خبر دادو اختصاص بودجه به  آسیبهای اجتماعی را برای اولین بار در کشور دانست.
حال با توجه به سخنان ناصحی از دغدغه ۹۲ درصدی مردم از آسیب‌های اجتماعی مواد مخدر و مشکلات و خساراتی که معتادین برای جامعه به دنبال دارند باید نشست و دید که مسئولین از چه اهرمی برای مقابله با آن استفاده خواهند کرد؟
منبع : صومعه سرا نیوز



:: برچسب‌ها: مقالات
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/٤ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

روستای سوباتان که در شهرستان تالش واقع است با موقعیت منحصر به فردی که به لحاظ جغرافیایی و آب و هوایی دارد در فهرست چند روستای گردشگری استان قرار دارد.




:: برچسب‌ها: گالری عکس گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۳ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

فرماندار شفت:
9 پل روستایی شفت اعتبار گرفت

خبرگزاری فارس: فرماندار شفت از تخصیص اعتبار برای تکمیل 9 پل روستایی در این شهرستان خبر داد.

 

 

به گزارش خبرگزاری فارس از شفت، جواد شفیعی‌ثابت بعد از ظهر امروز در جلسه فرمانداری این شهرستان با اشاره به اینکه ساخت و تکمیل 9 عدد پل در سطح روستاهای شهرستان شفت تامین اعتبار شد، اظهار کرد: در 9 ماه اخیر تلاش فراوانی برای تکمیل پل‌های روستایی و یا طراحی اجرای پل‌های مورد نیاز در سطح روستاهای شفت صورت گرفته و رتبه این شهرستان در سطح گیلان هم‌اکنون جزو دو شهرستان نخست در زمینه ساخت پل‌های روستایی است.

وی گفت: در هفته جاری اعتبار ساخت و یا تکمیل 9 پل روستایی به حساب دهیاری‌ها واریز شد و از شوراها و دهیاران انتظار می‌رود با نگاه فنی و روحیه انقلابی به فکر خدمت به مردم روستا باشند و از فرصت پشتیبانی‌های دولت خدمتگزار نهایت استفاده را برای توسعه روستاها را ببرند.

فرماندار شفت، مهم‌ترین پروژه‌ها را ساخت پل ارتباطی منطقه «نهزم به زرد کام» دانست و تصریح کرد: ساخت این پل از آرزوهای مردم زرد کام بوده و 100 میلیون ریال اعتبار برای این پل در این مرحله جذب شده است.

شفیعی‌ثابت از واریز 162 میلیون و 700 هزار تومان به حساب دهیاری‌های شهرستان شفت برای اجرای فعالیت‌های عمرانی، فرهنگی و ورزشی  خبر داد.

وی افزود: طبق پیشنهادها، برنامه‌ریزی‌، امکان‌سنجی و ارزیابی درخواست مردم روستاها، شوراهای اسلامی روستا و دهیاران، پیگیری شده تا این اعتبار به حساب دهیاران پیش از آغاز فصل تابستان که فرصت مناسبی برای اجرای پروژه‌ها است واریز شود.

این مسئول، ترمیم برخی از خسارت‌های سیل، اجرای ساخت چند پل، مطالعه احداث بوستان روستایی، کمک به امور ورزشی روستاها و احداث غسالخانه و دهیاری را از جمله فعالیت‌های مصوب شده عنوان کرد.

وی خاطرنشان کرد: انتظار می‌رود از دهیاران و شوراهای اسلامی روستاها که با امانتداری، تلاش، پیگیری و اجرای به موقع و فنی پروژه‌ها، خدمات شایسته‌ای را به روستائیان عزیز اجرا کنند و ما در فرمانداری همواره حامی شوراها و دهیارانی هستیم که با روحیه انقلابی و جهاد گونه در عرصه خدمت بی‌منت گام بر می‌دارند.

منبع : خبرگزاری فارس




:: برچسب‌ها: خبرهای تازه از شهرستان شفت و فومن
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۳ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

کپی برداری از این تصاویر با ذکر نام (وبلاگ نصیرمحله ) بلا مانع می باشد




:: برچسب‌ها: گالری عکس گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/٢ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور
با سلام و آرزوی بهترینها برای شما،
قبل از آنکه مطلبم را به عرض برسانم، لطفاً نگاهی به متن های ذیل که توسط پیامک دریافت شده اند بیندازید:
 
متن اول : این پنج اسم خداوند را به پنج نفر بفرست. بزرگترین مشکلت حل میشود :
یا الله، یا کریم، یا اول، یا آخر، یا مجید
قبل از حذف یکبار امتحان کن. تو رو به روح حضرت محمد (ص) کوتاهی نکن.
 
متن دوم : با سلام، 8 ختم قرآن هدیه به امام رضا (ع) : سهم شما صفحه 350 شد. یک صفحه اضافه کنید و به 8 نفر ارسال کنید. در صورت عدم امکان به شماره زیر اطلاع دهید. نفر آخر ختم به 0937....... خبر دهد. (قرآن عثمان طه)
 
متن سوم : طرح قرائت یک میلیون صلوات برای تعجیل در ظهور امام زمان (عج). سهم شما ده صلوات و ارسال به ده نفر دیگر. مهم نیست که حتی چندین بار از افراد مختلف این پیام را دریافت کنی، مهم آنست که هر چه بیشتر افراد مختلف آن را ببینند. لطفاً قطع کننده زنجیره نباش.
 
متن چهارم: بنا به فرمایش معصوم (ع) هرکس که دعای زیر را تا قبل از پایان ماه صفر بخواند همه دعاهایش مستجاب شده و مشکلاتش رفع میشود. تنبلی نکن، به دوستانت بفرست و بگذار دیگران هم بهره ببرند. اگر نفرستادی منتظر اتفاقات بدی در زندگیت طی یک هفته آتی باش.
 
نکات مشترک همه این متنها و بسیاری از متنهای مشابه عبارتند از:

1- سوء استفاده و بهره برداری (بعضاً افراطی) از اعتقادات مخاطبین

2- طرحهای هرمی (یک به چند) که میتواند به سرعت (به صورت تابع نمائی) یک پیام را تبدیل به میلیونها عدد کند!

3- همراه نبودن با هیچ سند و مدرکی دال بر معتبر بودن ادعاهای مطروحه در آنها (رفع مشکلات، استجابت دعا، گرفتار شدن در صورت نفرستادن و ...)

4- تعارض ادعاهای بسیاری از آنها با متون معتبر دینی، عقل سلیم و منطق
 
 
در حقیقت اینها نسخه های الکترونیکی و مدرن همان جهل نوشته های قدیمی در پشت کتب موجود در اماکن مذهبی هستند. همان نوشته هائی که بارها و بارها مراکز و متولیان دینی و عقلای قوم به باطل بودن ادعاها، خوابها، نقل قولها، تبشیرها و تهدیدهای آنها گواهی داده و صراحتاً اعلام کرده اند که نبایستی به آنها اعتنائی کرد. حتی بعضی از عالمان دینی در سالهای گذشته حکم به حرمت انتشار اینگونه مطالب سخیف داده اند.

اما در عین حال این جهل نوشته های مدرن دارای چند خصوصیت منحصر و جدید هم هستند:

1- ارسال آنها به سادگی فشردن چند کلید است و بنابراین در صورت همراهی دریافت کنندگان کم توجه با انتشار دهندگان اولیه آنها، با سرعتی حیرت آور در سطح جامعه منتشر میشوند.

2- روز به روز بیشتر به محتوا و لایه های تمسخر و توهین آمیزشان که با ظرافت در بطن متن پنهان شده اند افزوده میشود. آیا واقعاً دستی در کار است که با ارسال چنین مطالب سخیفی با آب و رنگ دینی، این اندک باقیمانده های اعتقادی را هم در مردم از بین ببرند؟!

3- یک سؤال مهم: چرا غالباً اینگونه مطالب از طریق پیامک ارسال میشوند و نه رایانامه؟ چه کسی از حجم عظیم پیامکهای ناشی از چنین مواردی منتفع میشود؟!
 
اگر به محتوا و پیام این نوشته  معتقدید، آن را در اختیار اطرافیان و دوستان و آشنایانتان قرار دهید و بگذارید یک عزم جمعی در ملت ما برای خودداری از آلت دست شدن به وجود آید.

ضمناً برای آنکه یک تفاوت عمده با ارسال کنندگان مطالب فوق الذکر داشته باشم، به شما تضمین میدهم اگر آن را برای کسی بفرستید یا نفرستید ، هیچ اتفاق بدی برایتان رخ نخواهد داد!
 
موفق باشید



:: برچسب‌ها: جهل نوشته های مدرن و ارسال آن توسط پیامک, مقالات
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/٢ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

چندی‌ست که متنی با عنوان «دفترچه تلفون یک رشتی» در سایت‌های مختلف اجتماعی دست به دست می‌شود و موجبات انبساط خاطر خیلی‌ها را فراهم می‌کند. با هم این متن را بخوانیم.

دفترچه تلفن یک رشتی:
اباس
ازغر
بینام
تاویز روغن
کل حسین
رزا کبابی
رمز کارد یارانه
زرا
سد جواد
علی مامان
فراد دایی
فرشاد لحاف دوج
کلثوم خالا دختر
حسن آقامو
ممود
مندلی
میدی نقاش
ناسر خالا پسر
نقی خده سابت
نقی ایرانسل
هامد داداش
عمه جان مرد
بخانه
زکان مار
قربعلی

باید پرسید در این کلمات چه چیز خنده‌داری هست؟

آیا رگه‌هایی از طنز در این کلمات هست؟ از همان‌هاکه در شوخی‌ها و جوک‌ها و کمیک‌های طنز معمول جهان سراغ داریم؟ البته که نیست.
پس چه چیز مایه‌ی خنده می‌شود؟ و آیا برای همه مایه‌ی خنده می‌شود یا تنها مایه‌ی خنده‌ی تیپ خاصی‌ست؟ مثلا یک ایتالیایی زبان به این‌ها خواهد خندید. یا کسی که نداند گیلک و گیلان چیست؟

تنها نکته‌ی خنده‌دار این کلمات، «جور دیگری» بودن آن‌هاست.
و تنها برای یک تیپ مشخص خنده‌دار خواهد بود. تیپی که گیلک باشد یا با فرهنگ و زبان گیلکی آشنا باشد و اما خودش را بری از آن بداند. آن وقت است که این کلمات نشانه‌های آن «دیگری متفاوت و مضحک» خواهند بود.

دهه‌هاست که فرهنگ ایدئولوژیک حاکم ما را به خندیدن به صحنه‌های «لوله به سر هم زدن» و «روی پوست موز لیز خوردن» و «عربده کشیدن» و «لهجه» (بله! خود ِ خود ِ لهجه برای ما خنده‌دار است!) عادت داده و ما هم پابه‌پای آن آمدیم تا روزی که در یک پارک با جشنواره‌ی «خز»ها به منحط‌ترین شکل ممکن به فرهنگ بخشی از جامعه خندیدیدم.

ما به «دیگری»ها می‌خندیم. ما نسبت به پدران‌مان پیشرفت قابل توجهی کرده‌ایم. ما دیگر دیگری را اعدام نمی‌کنیم. او را در مرکز توجهات سیرک قرار می‌دهیم. ما طبقه‌ی متوسط هستیم. تیک ایت ایزی اند کام تو هَو سام فان! به فرهنگ منحطمان سلام کنید.

منبع : ورگ




:: برچسب‌ها: مقالاتی در مورد گیلان, مقالات
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۱ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

نام انگلیسی :  Gasht Roudkhan & Siahmazgi protected area    

نام فارسی :  منطقه حفاظت شده گشت رودخان و سیاه‌ مزگی

 

 

این منطقه با مساحت 39514 هکتار در سال 1378 حفاظت شده اغلام شد منطقه ای است کوهستانی با رودهای فراوان واقع در استان گیلان دارای اقلیم مرطوب و خیلی مرطوب معتدل است

.وجود یک نیمرخ کامل از جنگلهای کم نظیر هیرکانی از جلگه تا مراتع ییلاقی از ویژگیهای منطقه به شمار می رود .مرال شوکا ،پلنگ،خرس قهوه ای ،گراز ،شغال ،روباه معمولی،گربه جنگلی،سیاه گوش،تشی ،گورکن،قرقاول و آبیا گونه های جانوری مهم منطقه را تشکیل می دهد.وجود تنوع زیستی بالا و اثر باستانی قلعه رود خان زمینه پژوهشی و گردشگری را در منطقه فراهم ساخته است.

منبع : http://www.irandeserts.com




:: برچسب‌ها: جاذبه های گردشگری گیلان, منطقه حفاظت شده گشت رودخان و سیاه‌ مزگی
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۱ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

کاروانسرای چینی‌چیان در بافت 33 هکتاری بازار رشت قرار دارد، این کاروانسرا در اوایل دوره‌ی پهلوی ساخته شده و در شمال غرب بازار، نزدیک چهار سوق قرار گرفته است.

این کارونسرا در شرق با سرای حاج حسن خان و از غرب، بعد از راسته‌ی حلبی سازها با سرای سعادت همسایه است و جنوب آن راسته‌ی میوه فروش‌ها قرار دارد.

این کاروانسرا، مستطیل شکل و در ارتفاع 8 متر در یک طبقه کاملا متقارن با دو در شرق و غرب ساخته شده است. برای جلوگیری از آتش‌سوزی سقف رو طاق ضربی بوده و برای این که باران و برف به کاروانسرا آسیب نرساند، از شیروانی و حلب به صورت دو پشته استفاده شده است. مصالح بنا آجر قرمز با ملات ماسه و آهک می‌باشد.

مهمترین تزیین این بنا، گره چینی سقف دالان‌های شرقی و غربی و قندیل‌های آن است. این تزیین‌ها، به طرز زیبایی آجُرکاری و رنگ‌آمیزی شده‌اند. آجُرکاری سردرها، قوس‌ها و حُجره‌ها و گوشواره‌ها بسیار زیباست.

کنار ایوان‌های چوبی هم «سیمان بُری‌های» زیبایی وجود دارد و در این بنا، درهای آهنی بسیار جالب توجهی هم به چشم می‌خورد. این کاروانسرا، مالکیت شخصی داشت و در سال ۱۳۰۸ ساخته شد.



شهر رشت در زمان کریم خان زند، آقا محمدخان قاجار و شاه عباس دوم به سبب رونق بازرگانی، توسعه‌ی کشاورزی، فزونی صادرات ابریشم، برنج و پیشرفت صنایع شهرت فراوان داشت.

این شهر در زمان قاجار، به خاطر گسترش روابط بازرگانی با جهان، «دروازه‌ی اُروپا» نام گرفت. با توجه به این که شهر رشت در دوره‌های مختلف از نظر اقتصادی رونق داشت، چندین کاروانسرا از زمان‌های قدیم در این شهر باقی مانده است.


امروزه این کاروانسرا مرکز فروش پلاسکو و لوازم منزل است و همچنین تعدادی از حجره ها به صورت انبار درآمده است.

منبع :http://www.irandeserts.com

 




:: برچسب‌ها: جاذبه های گردشگری گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۱ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

لدوبه یکی از تصنیفهای شناخته شده تالشی است که مایه رزمی دارد مردم در باره این تصنیف داستانی تعریف می کنند

به این شرح:

در زمانهای قدیم دو برادر بنامهای لدو و محمود زندگی میـکردند و خواهری داشـتند که در شجـاعت و هـنر

و زیبایی شهره زمان بود. لدو و محمود در پهلوانی و جوانمردی همتایی نداشتند و با این احوال خیلی سر به زیر و ساده مانند دیگر مردم زحمتکش تالش با اشتغال به کار دامـداری روزگار می گذراندند . یـک روز هنگامی که لدو و محمود هریک رفته بودند گـروهی راهزن به روایتی شاهسونها – از نواحی خلـخال به ییلاقات تالش هجوم برده و خواهر آن دو جوان پهلوان را در داخـل خانه چوبی حبـس می نمایند و تمــام اسـباب زندگی و دامهای آنان را به غـارت مـی بـرند . خواهر کـه می بیند کـاری از او ســاخته نیسـت و نمی تواند کسی را با خبر سازد نی هفت بند خود را بر می دارد و شروع می کند به نـواختن آهنـگی کــه امروزه به لدوبه شهرت دارد . می گـوید لدو و محمـود از فاصـله بسیار دور صدای نی خواهر را می شـنوند و متوجه مـی شوند که باید اتفاقی رخ داده باشد. از این رو با شتاب خـود را به خانه مـی رسانند و خواهر خود را آزاد کرده و آنگاه به دنبال دزدها می روندو اموال خود را از آنها می گیرند.

منبع :http://www.talesh45.blogfa.com




:: برچسب‌ها: داستان های گیلانی, افسانه های گیلانی, افسانه لدو به
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۱ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

فرماندار شفت از برنامه ریزی و پیگیری مستمر جهت اجرایی شدن و به سرانجام رسیدن مصوبات اولین سفر شهرستانی استاندار؛ معاونین استانداری و مدیران دستگاههای اجرایی به شهرستان شفت خبرداد.

جواد شفیعی ثابت گفت: پیش از برگزاری  این سفر؛ روزها برای برای برنامه ریزی؛ هدف گذاری نیاز سنجی و استیصال مشکلات، نیازمندیها و تقاضاها و گره های اساسی پیشرفت شهرستان وقت گذاشته شد و جلسه ای با حضور استاندار و معاونین استانداری بمنظور تبیین نحوه شکل گیری مصوبات و مراحل انجام سفر برگزار کردیم.

وی افزود: براساس نگاه منطقی ؛ استدلال این بود که اعتبارات، محلها و ردیفها و زمانبندی خود را برای توزیع دارد و قرار نیست در این سفرها اعتبارات ملی و استانی تعیین تکلیف و توزیع شود ؛ بلکه خواسته فرمانداری و نظر استاندار و معاونین این بود که باید محور را دنبال کنیم ؛ اول اینکه ؛ نحوه اجرای مصوبات کمیته برنامه ریزی شهرستان در سال 90 بررسی شود .دوم اگر گردهمایی در مسیر پیشرفت شهرستان وجود داشته و نیاز به دستورات ؛ مجوزها ؛ اختیارات و برگزاری جلسات ویژه است ؛ اقدام لازم صورت پذیرد و سوم اینکه جهت گیری لازم برای کمیته برنامه ریزی سال 91 که بزودی اعتبارات آن ابلاغ خواهد شد در مسیر پروژه های اساسی و تحول آفرین قرار گیرد.

شفیعی گفت ؛ ابتدا با روسای ادارات شهرستانی و سپس طی مذاکره با مدیران استانی فرمهای مصوبات را تنظیم و راهکار و دستورات مورد نیاز را تعیین کردیم مثلاً سالهاست موضوع طرح پارک جنگلی چوبر در استان طرح می شود اما مجوزهای لازم وجود نداشت ؛ که از مصوبات این سفر برای اداره  منابع طبیعی مراحل و زمانبندی جهت صدور مجوزها به تصویب رسید ؛  یعنی لزوماً دنبال گرفتن اعتبارات نبودیم و اساساً اعتبارات خاص هم وجود خارجی ندارد که به صورت ویژ] توزیع شود؛ مگر که در موارد محدود و خاص که چند مورد در این شهرستان تحقق یافت.

فرماندار شفت گفت ؛ خیلی از گره ها و مشکلات پیچیده و خسارتهایی از سیلها و حوادث در شهرستان وجود داشت که تلاش شد اکثر آنها در مصوبات قرار گیرد مثلاً ؛احداث پل بداب که از اولین نیازها و اساسی ترین مشکلات شهرستان شفت بود ؛ با اعتبارات شهرستان قادر به ساخت آن نبودیم که مقرر گردید بسیج سازندگی با راه و شهرسازی با اعتبار اولیه 155 میلیون تومان که شهرستان از سال 90 به آن اختصاص داده کار را شروع نمایند و مابقی اعتبارات از محل کمیته برنامه ریزی شهرستان در سال 91 و بخش تکمیلی اعتبار لازم توسط استانداری و از سرجمع باقی مانده اعتبارات استانی تأمین اعتبار گردد که این مصوبه از مهمترین مصوبات این سفر بود و شاهد حضور استاندار محترم و مدیران بر سر این پل در بداب بودیم.

رئیس کمیته برنامه ریزی شهرستان شفت گفت : ماهها بود که شهرداران 2 شهر شهرستان تقاضای ملاقات با استاندار و معاونت عمرانی و برنامه ریزی جهت رفع مشکلات و کسب مجوزهای لازم بودند ؛ که با حضور و بازدید میدانی موثر معاونت عمرانی و جلسه با شوراهای شهر ؛ مجوزها و مصوبات راه گشایی مقرر گردید که به اذعان شهرداران و اعضای شورای شهر ؛ اجرای بموقع این مصوبات گره از مشکلات چندساله این شهرها می گشاید و از جمله اختصاص یک سهمیه از 17 سهمیه CNG به شهرداری احمدسرگوراب وصدور مجوز تهاتراملاک شهردار شفت برای اجرای پروژه های مهم عمرانی شهری از طریق کمیسیون ماده 5 و اعتبارات سازمان مدیریت بحران که بسیار امیدوار کننده است .

جواد شفیعی ثابت با بیان اینکه از فردای روز سفر ؛ پیگیری اجرای مصوبات را دردستور کار قرار داده ایم گفت ؛ فقط با اجرای یکی از مصوبان این سفر که روز یکشنبه مورخ 21/3/91 فقط بفاصله 4 روز بعد از حضور مدیران ارشد استانی به این شهرستان رخ داد ؛ توانستیم گره از کار 11 شرکت و مجموعه صنعتی شهرک صنعتی شفت را که ماهها لاینحل مانده بود با مساعدت بانک ملی در سال حمایت از کار و سرمایه ایرانی جهت افزایش تولید ملی به سرانجام برسانیم و مقررات طی هفته های آینده دیگر بانکها و دستگاهها نیز مشکلات صنایع دیگر را هم بررسی و مساعدت نمایند.

فرماندار شفت  گفت ؛ کارگروه امور زیربنایی شهرستان مصوبات خوبی را برای روستای امام زاده ابراهیم (ع) داشت : کارگروه توسعه بخش کشاورزی روند تسهیل واگذاری اراضی مورد نیاز برای تسهیلات کشاورزی به جوانان جویای کار را مصوب کرد ، کارگروه اشتغال و سرمایه گذاری بیش از 50 مصوبه برای برطرف کردن موانع تولید بیش از 50 شرکت و سرمایه گذار شهرستان را مقرر نمود و جلسات شورای تامین و فرهنگی و اجتماعی و.... نیز هرکدام به نوبه خود بخشی از مسائل امنیتی و فرهنگی شهرستان را رصد و تصمیم سازی لازم را تعیین نمودند .

شفیعی گفت ؛ هنوز دوهفته از سفر استاندار محترم نگذشته که در سایتها و نامه های محلی و استانی برخی  نا امید خود را می خواهند به مردم منتقل کنند؛ در حالیکه موجی از امیدواری واقع بینانه در مسئولین شهرستان و مردم فهیم برای پیشرفت سریعتر شهرستان شکل گرفته است .

وی افزود ؛ شما طی یکسال آینده شهرستانی را خواهید دید که ؛ بیمارستان 32 تختخوابی آن افتتاح خواهد شد تقاطع غیر همسطح محور سراوان شفت به بهره برداری خواهید رسید ؛ بیش از 8 میلیارد تومان تسهیلات توسعه بخش کشاورزی برای رفع مشکل بیکاری در آن واگذار خواهد شد ؛ سالن ورزشی بانوان آن تقدیم مردم خواهدشد ؛ بخشی از خسارتهای وارده به ابنیه فنی شهرستان ترمیم خواهد شد ؛پروژه های موثر راه دسترسی  وفاضلاب روستای امام زاده ابراهیم ، افتتاح خواهد شد ؛ شاخص راه روستایی و گاز روستایی آن جهش  چشم گیر خواهد داشت و هرکدام حداقل 16 درصد افزایش می یابد و پارکهای دو شهر احمدسرگوراب و شفت و چند پروژه خیابان و پل شهری چهره شفت تغییر خواهد داد و همه اینها بخشی از مصوبات قابل تحقق و در حال اجرای سفر شهرستانی استاندار به این شهرستان کمتر توسعه یافته می باشد.

منبع : شمال ما




:: برچسب‌ها: خبرهای تازه از شهرستان شفت و فومن
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۱ | نظرات ()
نوشته شده توسط : مهدی پور

نوشتیم از سیاست نوشتیم فلانی خوب است فلانی بد است   میتینگ فلانی با شکوه بود فلانی رد شد و ان یکی تایید شد  از مسولی دفاع کردیم و از مسولی نقد کردیم یکی را بالا بردیم و پله ای شدیم برای او و بد دیگری را گفتیم  اما امروز درد اینها نیست  عوض شدن فلان مسول و نماینده به ان صورت دردی را دوا نمی کند دعوای سیاسی  فقر را ریشه کن نمی کند  باور کنید  درد این نیست  من  یا تو طرفدار کدام کاندیدا بودیم فرقی ندارد 

جوانی که تحصیل کرده ای و نصف درامد پدر را هزینه کرده ای و متاهل هستی و فرزند داری و خرجی را از پدر میگیری به خدا تو کرامت داری 

جوانی که به امیدی به دانشگاه رفته است و کلی هزینه کرده است اما بیکار است  به کجا پناه ببرد چند ازمون استخدامی شرکت کند چطور استاد در کلاس بگوید دانشجوی عزیز درس بخوان  به سوال علم بهتر است یا ثروت چه پاسخی بدهد جز اینکه اگر ثروت باشد علم را هم میشود خرید 

جوانی که بیکاری و خانه نشینی شخصیت او را نیز زیر سوال برده  غرور او نزد همسرش خدشه دار شده  .

امید بسته به اینکه مثلا با فلان نماینده کاری برای او پیدا شود اما غافل از اینکه بعد از انتخابات کسی او را نمی شناسد و سرخورده تر میشود 

شعار مسولین این است که امروز در هر خانه ای را بزنی در ان چند تحصیلکرده وجود دارد اقای مسول میدانی ان جوان بیکار است  خرجی را از پدر میگیرد 

اقای مسول شما را به خدا در شرایط ان جوان بوده ای او را درک میکنی ؟

خدایا زمانی افرادی از بیرون از تالش برای کارگری به تالش می امدند حالا جوانان تحصیلکرده ما باید در خارج از استان برای یک حقوق بخور و نمیر کلی حرف بخورد 

خدایا هر کس میخواهد به جایی برسد از جوانان استفاده میکند و او را پلی برای خود قرار می دهد 

گاهی اوقات فکر میکنم جز خود ادم هیچکس دلسوزت نیست 

ایا داشتن یک شغل انتظار بالایی است ؟

ایا پدر پیری که انتظار دارد فرزندش در کنارش باشد و در پیری نوه هایش کنارش باشندانتظار زیادی است؟

آی آدمها، که در ساحل نشسته شاد و خندانید،

یک نفر در آب دارد می سپارد جان

 

تا کی حرف شما را به خدا حرف بس است

نان به سفره جامه تان بر تن،

یک نفر در آب می خواهد شما را

 

اقای مسول بیایید در سالی که حضرت اقا ان را سال تولید ملی و حمایت از سرمایه ایرانی نامیده اند دست جوانان را بگیرید  و موجبات خوشحالی خانواده هایشان را فراهم نمایید

به والله من دیده ام جوانی چون فلانی او را سر کار برده یک عمر مدیون او است و خانواده او همدیشه دعاگوی وی هستند چه ثوابی بالاتر از این . 

والعاقبه لاهل تقوا والیقین

وکفی بالله وکیلا 

منبع:http://taleshi.persianblog.ir




:: برچسب‌ها: بیکاری جوانان, مقالاتی در مورد گیلان
تاریخ انتشار : ۱۳٩۱/٤/۱ | نظرات ()
 
   
خدایا اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.