نصیرمحله منطقه ای جلگه ای ,با طول جغرافیایی 49دقیقه و 20 ثانیه و عرض جغرافیایی 49 دقیقه و 7 ثانیه در جنوب غرب شفت واقع است . رودخانه سیاهمزگی از جنوب شرقی آن میگذرد . کوه خیر سنگ در 2 کیلو متری جنوب غربی و نساء کوه در یک کیلو متری شمال آن واقع است . زبان مردم آن تالشی است . از محصولات آن برنج، ابریشم ، چای ،لبنیات و عسل است .

مالیات نصیرمحله در سال 1330 هجری 1518/32 قران بوده و در نیم فرسنگی امامزاده اسحاق (ع) واقع است . می گویند بانی این روستا نصیر خان بوده است . نصیر خان از حکمرانان منطقه در اواخر قرن سیزدهم هجری بود که خود سرانجام به عللی این روستا را ترک کرد .

نصیرمحله در مسیر جاده شفت به سیاهمزگی واقع است و حدود 8 کیلومتر با شهرستان شفت فاصله دارد . از این روستا جاده ای آسفالته به طرف دژ قلعه رودخان کشیده شده است .

نصیرمحله مرکز دوخت البسه پشمی در گذشته شفت بود . وجه تسمیه ی این روستا بر گرفته از نام شخصی است که آن را ساخته است و اهالی خود را در همین محل اسکان داده بود .

نصیرمحله در گذشته مرکز یکی از دهستانهای تابع شفت بود . این محل 500هکتار برنج زار ،20 هکتار باغ چای ، و 15 هکتار توتستان دارد . سرشماری 1385 ، 803 خانوار با 3234 نفر جمعیت دارد که 2309 نفر بالای 6 سال آن باسوادند .

نصیرمحله دفتر مخابرات ،پست بانک ،خانه بهداشت ، به ورز ، مسجد ،شورای اسلامی روستا ، شرکت تعاونی روستا ، برق ، گاز ، آب لوله کشی ، دبستان ، مدرسه راهنمایی و دبیرستان شبانه روزی  دارد .

از محلات آن میتوان آهنکل ، بالا چلافت ، پایین چلافت ، چوکا و شاهرز را نام برد . در این روستا روزهای چهارشنبه بازار هفتگی است . نصیر محله در سال 1135 ، 1070نفر جمعیت داشت .

یکی از مساجد قدیمی این منطقه مسجد امام حسن مجتبی (ع) است که در سال 1290 شمسی ساخته شده که بیش از یک قرن قدمت دارد .

از جاذبه های دیدنی آن میتوان با استخر زیبای آن  نام برد که در ورودی آن قرار دارد و زیبایی منحصر به فردی دارد .

منبع : کتاب تاریخچه شفت (نادر افشاریان )

گردآورنده : وبلاگ نصیرمحله

کپی برداری از این مطالب با ذکر نام (وبلاگ نصیرمحله ) بلامانع می باشد

br تاريخ : ۱۳٩۳/٩/۱٧ | ٦:٤٩ ‎ب.ظ | نويسنده : مهدی پور نظرات ()
ادامه مطلب

کرنا یکی از سازهای گیلان  است که تا پیش از این برای اطلاع رسانی و اعلام خبری به مردم از آن استفاده می شده و امروزه تنها به عنوان ساز مراسم عزاداری شخصی و مذهبی از آن استفاده می شود. 
کرنا معمولا به صورت دسته جمعی و در قالب گروههای ده نفره کرنانواز نواخته می شود که یک نفر سرگروه بوده و بقیه او را همراهی می کنند. 
طریقه نواختن کرنا بدین گونه است که شخص با تجربه ای به عنوان تک نواز گروه، نوایی را در کرنا می دمد و بقیه نفرات پاسخ می دهند. 
تک نواز گروه، مصیبتی از حضرت امام حسین (ع) را در داخل کرنا دمیده و پس از آن صدای "وای وای" از کرنای وی به گوش می رسد در این لحظه گروه، نوای "حسین وای" را در کرنا می دمند بدین ترتیب شنوندگان "وای وای، حسین وای" را از تک نواز و گروه او می شنوند. 
کرنا به جز ایام سوگواری امامان به ویژه امام حسین (ع ) در یادبود شهدا و برای خانواده های که داغ جوان دیده باشند نیز نواخته می شود. 
"کرنا" آلتی بادی و بلند که دارای صدای بم و رسائی است، چون سوراخ ندارد با انگشتان نواخته نمی شود از این رو فقط با دم نوازنده از آن صدا حاصل می شود. 
جنس بدنه کرنا از نی است که برای استحکام بیشتر پوششی از بریده های نی روی بدنه آن بسته می شود طول آن متفاوت بین دو تا چهار متر و گاهی بیشتر است "سر عصایی شکل کرنا" محل خروج و تشدید صدا از جنس کدو است.

br تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٩ | ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ | نويسنده : مهدی پور نظرات ()
ادامه مطلب

در این روز عبیداللّه‏ بن زیاد نامه‏ای برای عمر بن سعد فرستاد که: من از نظر نیروی نظامی اعم از سواره و پیاده تو را تجهیز کرده‏ام. توجه داشته باش که هر روز و هر شب گزارش کار تو را برای من می‏فرستند.
  در این روز "حبیب بن مظاهر اسدی" به امام حسین علیه‏السلام عرض کرد: یابن رسول اللّه‏! در این نزدیکی طائفه‏ای از بنی اسد سکونت دارند که اگر اجازه دهی من به نزد آنها بروم و آنها را به سوی شما دعوت نمایم.
امام علیه ‏السلام اجازه دادند و حبیب بن مظاهر شبانگاه بیرون آمد و نزد آنها رفت و به آنان گفت: بهترین ارمغان را برایتان آورده ‏ام، شما را به یاری پسر رسول خدا دعوت می‏کنم، او یارانی دارد که هر یک از آنها بهتر از هزار مرد جنگی است و هرگز او را تنها نخواهند گذاشت و به دشمن تسلیم نخواهند نمود. عمر بن سعد او را با لشکری انبوه محاصره کرده است، چون شما قوم و عشیره من هستید، شما را به این راه خیر دعوت می‏ نمایم... .
در این هنگام مردی از بنی ‏اسد که او را "عبداللّه‏ بن بشیر" می‏نامیدند برخاست و گفت: من اولین کسی هستم که این دعوت را اجابت می‏کنم و سپس رجزی حماسی خواند:

قَدْ عَلِمَ الْقَومُ اِذ تَواکلوُا وَاَحْجَمَ الْفُرْسانُ تَثاقَلُوا

اَنِّی شجاعٌ بَطَلٌ مُقاتِلٌ کَاَنَّنِی لَیثُ عَرِینٍ باسِلٌ

"حقیقتا این گروه آگاهند ـ در هنگامی که آماده پیکار شوند و هنگامی که سواران از سنگینی و شدت امر بهراسند، ـ که من [رزمنده‏ای] شجاع، دلاور و جنگاورم، گویا همانند شیر بیشه‏ام."

سپس مردان قبیله که تعدادشان به 90 نفر می‏رسید برخاستند و برای یاری امام حسین علیه‏السلام حرکت کردند. در این میان مردی مخفیانه عمر بن سعد را آگاه کرد و او مردی بنام "ازْرَق" را با 400 سوار به سویشان فرستاد. آنان در میان راه با یکدیگر درگیر شدند، در حالی که فاصله چندانی با امام حسین علیه‏السلام نداشتند. هنگامی که یاران بنی‏ اسد دانستند تاب مقاومت ندارند، در تاریکی شب پراکنده شدند و به قبیله خود بازگشتند و شبانه از محل خود کوچ کردند که مبادا عمر بن سعد بر آنان بتازد.
حبیب بن مظاهر به خدمت امام علیه‏السلام آمد و جریان را بازگو کرد. امام علیه‏السلام فرمودند: "لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّه‏ِ"

منبع:بحارالانوار، ج44، ص386.

br تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٩ | ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ | نويسنده : مهدی پور نظرات ()
ادامه مطلب

در این روز «عبیدالله بن زیاد»، شخصی به نام «شبث بن ربعی » را به همراه یک هزار نفر به طرف کربلا گسیل داد.
- «عبیدالله بن زیاد» در این روز دستور داد تا شخصی به نام «زجر بن قیس » بر سر راه کربلا بایستد و هر کسی را که قصد یاری امام حسین علیه‌السلام داشته و بخواهد به سپاه امام علیه السلام ملحق شود، به قتل برساند.
- در این روز با توجه به تمام محدودیت‌هایی که برای نپیوستن کسی به سپاه امام حسین علیه‌السلام صورت گرفت، مردی به نام «عامر بن ابی سلامه » خود را به امام علیه السلام رساند و سرانجام در کربلا در روز عاشورا به شهادت رسید.

 **در ذکر شهادت عبدالله بن الحسن (ع)

عبدالله بن الحسن ( علیه السلام): پدرش امام حسن مجتبی ( علیه السلام) و مادرش، دختر شلیل بن عبدالله می‏باشد . عبدالله در کربلا نوجوانی بود که به سن بلوغ نرسیده بود و چون عمویش حسین ( علیه السلام) را زخمی و بی‏یاور دید، خود را به آن حضرت رسانید و گفت: «به خدا قسم از عمویم جدا نمی‏شوم‏» . در آن هنگام شمشیری به طرف امام حسین ( علیه السلام) روانه شد .

عبدالله دست‏خود را سپر شمشیر قرار داد و دستش به پوست آویزان شد و فریاد زد: «عموجان‏» ! حسین ( علیه السلام) او را در بغل گرفت و به سینه چسبانید و فرمود: برادرزاده! بر این مصیبت که بر تو وارد آمده است، صبر کن و از خداوند طلب خیر نما، زیرا خداوند تو را به پدران صالحت ملحق می‏کند . ناگاه حرمله بن کاهل تیری بر او زد و او در دامان عمویش حسین ( علیه السلام)، به شهادت رسید . وی نوجوانی یازده ساله بود .

از سخنان امام حسین(ع) با سپاه دشمن

« هیهات ما تن به ذلت نخواهیم داد. خدا و رسول او و مؤمنان هرگز برای ما ذلت و خواری را نپسندیدند. دامنهای پاکی که ما را پرورده است و سرهای پرشور و مردان غیرتمند هرگز فرومایگان را بر کشته شدن مردانه ترجیح ندهند

منبع ":http://nahad.kaums.ac.ir

br تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۸ | ٩:٢۸ ‎ب.ظ | نويسنده : مهدی پور نظرات ()
ادامه مطلب

مراسم ماه محرم در استان گیلان کم و بیش شبیه آن چیزی است که در پایتخت برگزار می شود. یعنی سیاهپوشی مردم و علم گردانی و دستجات عزاداری که کوچه پس کوچه های شهر را از روز اول محرم تا پایان روز سیزدهم دور می زنند و نوحه خوانی می کنند.

لال پله

زنان گیلانی که بیمار در خانه دارند یا نیازمند هستند، در روزهای ماه محرم با پوشیه و چادر در شهر می گردند و از خانه هایی که نذری شیرین پلو دارند تقاضای بخشش می کنند. آنها کفگیری به در می کوبند و وقتی در باز شد بدون هیچ کلامی دیگ و کفگیر را به صاحبخانه داده و او مقداری از شیرین پلو را برای زن ریخته و ظرف را به او بر می گرداند.

زن این کار را در چهل یا هفتاد و دو خانه انجام می دهد و آنچه را که گردآورده به خانه برده و با دیگر افراد خانه می خورد به این امید که خواسته اش در دل برآورده شود. این مراسم لال پله (لال+ پلو) نام دارد چون نذری داران و زنان پوشیه زده در تمام مدت هیچ سخنی نمی گویند و همیشه آن چیزی که از نذری داران طلب می کنند، مقداری پلو است.

br تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٧ | ۸:٢٩ ‎ب.ظ | نويسنده : مهدی پور نظرات ()
ادامه مطلب

روز چهارم محرم :

حضرت حر و اصحاب علیهم السلام - طفلان زینب علیهما السلام

1.فتوای شریح قاضی به قتل امام حسین(ع)

در این روز از سال 61ه ابن زیاد با استناد به فتوایی که از شریح قاضی گرفته بود،در مسجد کوفه خطبه خواند ومردم را به کشتن امام حسین (ع) تحریص کرد.

2.تشویق مردم علیه امام حسین توسط عبدالله ابن زیاد

در روز چهارم محرم، عبیداللّه‏ بن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شرکت در جنگ با امام حسین علیه‏السلام تشویق و ترغیب نمود.
به دنبال آن 13 هزار نفر در قالب 4 گروه که عبارت بودند از:
1. شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر؛
2. یزید بن رکاب کلبی با دو هزار نفر؛
3. حصین بن نمیر با چهار هزار نفر؛
4. مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر؛
به سپاه عمر بن سعد پیوستند.به هم پیوستن نیروهای فوق از این روز تا روز عاشورا بوده است

3.بی‌نتیجه بودن مذاکره حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) با عمر بن سعد

برای وادار کردن لشکر وی به ترک جنگ و دعوت او و لشکرش جهت ملحق شدن به سپاه اسلام.

4.خلافت عثمان :

بدانکه گاهى که عمر بن الخطاب در جناح سفر آخرت بود، امر خلافت را در میان شش نفر به شورى افکند و مدت آنرا سه روز قرار داد چنانکه روز بیست و ششم ذیحجه معلوم شد. پس از آنکه عمر در سلخ ماه ذى الحجة درگذشت تا سه روز کار خلافت بجهت شورى تأخیر افتاد و عاقبت بر عثمان قرار گرفت . پس روز چهارم عثمان لباس خلافت برتن پوشید و مورخین ثبت کرده اند که بعد از استقرار امر خلافت بر عثمان بسراى خویش آمد. جماعت بنى امیه ، صغیر و کبیر به شادمانى گرد او فراهم شدند و در خانه را از بیگانگان مسدود داشتند. در این وقت ابوسفیان بانگ برداشت که آیا غیر از بنى امیه کس دیگر در این سراى مى باشد؟ گفتند: نه . گفت : اى جماعت بنى امیه از در نشاط و بازى ، این منصب خلافت را مانند گوى در میان خود، دست بدست دهید. قسم بآنکه ابوسفیان را سوگند بارور است که نه عذابى است و نه حسابى و نه بهشتى است و نه جهنمى و نه حشرى است و نه قیامتى .
عثمان چون این کلمات را شنید، بیمناک شد که اگر این کلمات گوشزد مسلمانان شود، فتنه اى بزرگ پدید آید. فرمان داد تا او را از مجلس بیرون کردند. گویند اول مسامحتى بود از عثمان در اجراى حکم خداوند. چه حکم مرتد قتل است نه اخراج از مجلس .
بالجمله ، پس از آن عبدالرحمن بن عوف بر عثمان وارد شد و عثمان را امر کرد بمسجد رود و بر منبر صعود کند. عثمان بمسجد رفت و بر منبر صعود کرد و خواست تا خطبه اى ایراد کند، راه سخن بر او مسدود شد و نتوانست چیزى بگوید. لاجرم گفت : اى مردم همانا ابوبکر و عمر ساخته این مقام مى شدند و از آن پیش که بالاى منبر شوند خطبه اى پرداخته و از بر مى کردند و بر بالاى منبر قرائت مى کردند و من تدارک این کار نکردم و عاجز ماندم و شما آن را خرده نگیرید چه احتیاج شما بامام عادل 51 افزون است از امام خطیب و زود باشد که خطبه ها برحسب مراد اصغا نمائید. این کلمات بگفت و از منبر فرود آمد و بسراى خویش رفت .
در روایت روضه الاحباب است که عثمان در اول جمعه از خلافت خویش بر منبر رفت . راه سخن بر او بسته شد و نتوانست اداء خطبه کند، لاجرم ترک خطبه کرد و این کلمات بگفت و از منبر فرود آمد:
بسم الله الرحمن الرحیم ایها الناس سیجعل الله بعد عسر یسرا و بعدعى نطقا و انکم الى امام فعال احوج منکم الى امام قوال اقول قولى و استغفر الله لى ولکم .


منابع :فیض الاعلام شیخ عباس قمی- بحارالانوار، ج44، ص386- سایت راسخون-تقویم شیعه

br تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٧ | ۸:۱۱ ‎ب.ظ | نويسنده : مهدی پور نظرات ()
ادامه مطلب

ورود عمر سعد به کربلا

سعد بن ابى وقاص با خاندان رسول اکرم(علیهم السلام) رابطه خوشى نداشت حتى در شوراى عمر حق رأى را به عبدالرحمن بن عوف داد و بعد از کشته شدن عثمان با حضرت على(علیه السلام)بیعت نکرد. پسرش عمر بن سعد راه پدر را ادامه داد و با این خاندان که هادى امت بودند رابطه خوبى نداشت، ابن زیاد ملک رى رابه عمر سعد داده بود. چون ابن زیاد از خبر ورود امام حسین(علیه السلام) به عراق مطلع شد، قاصدى نزد عمر فرستاد که اول به جنگ حسین بن على(علیه السلام) برود و او را بکُشد سپس به سمت شهر رى روانه شود.
عمر سعد نزد ابن زیاد آمد و گفت: مرا عفو نما. وى گفت: عفو مى کنم لکن ملک رى را از تو مى گیرم. عمر سعد گفت: یک شب مهلت بده. در نهایت هواى ریاست رى بر او غلبه کرد و تصمیم به جنگ با امام(علیه السلام) گرفت و روز دیگر نزد ابن زیاد آمد و قتل امام حسین(علیه السلام)را عهده دار شد. ابن زیاد با لشکرى عظیم او را به کربلا روانه کرد، تا اینکه که روز سوم محرم وارد کربلا شدند.
ابن قولویه در صفحه 74 از کتاب «کامل» و طبرسى درصفحه 134 از کتاب «احتجاج» به سندهاى معتبر از اصبغ بن نباته و غیره نقل کرده اند که روزى حضرت على(علیه السلام) بر منبر کوفه خطبه مى خواند و مى فرمود: آنچه مى خواهید از من بپرسید پیش از آنکه مرا نیابید. پس به خدا سوگند هر چه سوال کنید از خبرهاى گذشته و آینده به شما خبر مى دهم. سعد بن ابى وقاص پدر عمر سعد برخاست و گفت: یا امیر المؤمنین خبر ده مرا که در سر و ریش من، چقدر مو است.

جهت دیدن مطالب بیشتر لطفا به ادامه مطلب بروید

br تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٦ | ٥:۳٠ ‎ب.ظ | نويسنده : مهدی پور نظرات ()
ادامه مطلب

دومین روز ازماه محرم روزیست که بنابر نقل مقاتل کاروان حضرت سید الشهداء علیه السلام و خاندان و یاران ایشان وارد سرزمین کربلا گردیدند. نقل شده که پس از ورودبه کربلاء، آن حضرت چنین فرمودند:

«الناس عبید الدنیا والدین لعق علی ألسنتهم یحوطونه مادرت معایشهم ، فاذا محصوا بالبلاء قل الدیانون. ثم قال: أهذه کربلاء؟ فقالوا: نعم یاابن رسول الله؛ فقال هذاموضع کرب وبلاء، ههنا مناخ رکابنا، و محطّ رحالنا، و مقتل رجالنا و مسفک دمائنا.»

«مردم بندگان دنیایند و دین لق لقه ایست بر زبان آنان. تاهنگامی در کنار دین هستند که زندگیشان بگذرد پس آن هنگام که با بلاء امتحان شوند دین داران کاهش می یابند ، سپس فرمود: «آیا این زمین، کربلاست؟ گفتند: آری ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم پس فرمود: این زمین جایگاه گرفتاری و بلاست. محل کشته شدن مردانمان و محل ریختن خونهای ماست.

منبع :http://old.wahidkhorasani.com

br تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٥ | ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ | نويسنده : مهدی پور نظرات ()
ادامه مطلب

"اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ

مِنّى سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَبَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَلاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ

الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ

وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ"

فرا رسیدن ماه محرم، ماه عزاداری سالار شهیدان امام حسین(ع)را به همه شما عزیزان و عاشقان آن حضرت تسلیت عرض می نمایم

br تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٤ | ۸:۳٦ ‎ب.ظ | نويسنده : مهدی پور نظرات ()
ادامه مطلب

در منطقه شفت به ویزه قبل از فرا رسیدن ماه محرم ، مردم اقدام به پاکیزه کردن مساجد و شستن حصیرها می کردند. زنان حصیرها را به رودخانه های اطراف برده می شسته و پس از خشک کردن آنها را در مسجد پهن می کردند.

مردها با تمیز کردن دیوارهای داخل و بیرون مسجد و منبر و سایر جاهای مسجد از جمله وسایل دسته بردن در ایام ماه محرم ، خود را آماده عزاداری در این ماه می کردند. سپس مردم آن مسجد کسی را کسانی را به عنوان امین یا امنای مسجد جهت جمع آوری پول و هزینه کردن آن و نیز دعوت روضه خوان از جاهای دیگر ، انتخاب می کردند.

شفت و برخی از محلات منطقه شفت اغلب دارای یک یا دو روحانی بود . با شروع نماز مغرب و نواختن شیپور فعالیت در مسجد شروع می شد .

همواره بزرگان مسجد در جاهای مخصوص می نشستندتا بر بقیه نقاط مسجد اشراف کامل داشته باشند .

از نخستین مراسم این ماه به ویزه ده روز اول عزاداری سینه زنی بود. آنان در گذشته با کندن پیراهن اقدام به سینه زنی می کردند.سپس با حرکت دسته به مساجد دیگر می رفتند.

بر پا کردن بیرق و علم ، درست کردن تابوت و خواباندن بچه ای درون آن ، و گذاشتن کبوتری روی آن ، قمه زنی ، تعزیه خوانی و بسیاری دیگر از تشریفات لازمه همراه با دسته های زنجیر زنی و سینه زنی و قمه زنی از جمله ی این مراسم بود .

در گذشته معمولا در اوایل ماه محرم کودکان و نوجوانان اقدام به این کار می کردند . معمولا هنگام حرکت دسته ها نخست بیرق و عَلم و سایر نشانه های لازم برای حرکت دسته حرکت می کرد و بزرگان مسجد در جلو ی سینه زنان و سپس بقیه از جملخ زنجیر زنان و قمه زنان حرکت می کردند .

دسته قمه زنان که اغلب بر خلاف سیاه پوشان زنجیر زن ، سفید می پوشیدند و وسط سر را با تیغ می تراشیدند و به شکل سطونی حرکت می کردند .

یک نفر سر خوان با خواندن کلماتی آنها را به وجد می آورد و هنگام رسیدن به هر مسجد قمه بر سر می زدند .

حالا چندین سال است که قمه زدن ممنوع شده است اما شنیده می شود که برخی مخفیانه دست به این کار می زنند.

شام دهی در ماه محرم

با زدن کرنا در مسجد اعلام شام دهی می شد که طی آن هر کس به فرا خور وضعیت مالی خود مجمه ای را به یکی از افراد داده و او آن مجمه حاوی غذای پخته شده و آماده را روی سر خود گذاشته و به مسجد می آورد و از مهمانهای مسجد پذیرایی می کردند .

کلیه هزینه ی هر مسجد بر عهده اهالی آن مسجد بود.

منبع : کتاب تاریخ شفت

کپی برداری از این مطلب با ذکر نام ((وبلاگ نصیرمحله ))بلا مانع می باشد

br تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٤ | ٧:٤٤ ‎ب.ظ | نويسنده : مهدی پور نظرات ()
ادامه مطلب

جهت دیدن تصاویر بیشتر لطفا به ادامه مطلب بروید

br تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۳ | ۸:٠٢ ‎ب.ظ | نويسنده : مهدی پور نظرات ()
ادامه مطلب

 

دیگر وقت آن رسیده که کوله بارتان را جمع کنید و در یک روز بسیار مطبوع پاییزی راهی ییلاق شوید و با صدای بلند فریاد بزنید سلام ییلاق سلام زندگی.

آنهایی که یک بار به کوه می روند به آسانی نمی توانند از قدرت جاذبه آن رهایی یابند. کوهنوردی آنقدر لذت بخش است که از آن به عنوان اکسیر جوانی یاد می شود. بسیارند کسانی که با تمام مشکلات هر هفته به کوه می روند ؛ این یک عادت نیست این یک نیاز است. شما هم می توانید با یک برنامه ریزی وقت خود را برای رفتن به ییلاق آزاد کنید تا طعم آزادی و زندگی واقعی را بچشید. ما به شما ییلاق های زیبای شفت در استان گیلان را پیشنهاد می کنیم. ییلاق های بکر و دست نخورده ی شفت بدون شک پیشنهاد وسوسه کننده ای خواهد بود.

در زیر تصاویری از کمپ اختصاصی صحرانورد را برایتان در نظر گرفته ایم که امیدوارم مورد قبول شما قرار بگیرد .


جهت دیدن تصاویر بیشتر لطفا به ادامه مطلب بروید

br تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٢ | ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ | نويسنده : مهدی پور نظرات ()
ادامه مطلب

در هنگام سفر به لنگرود و بازید از مراکز گردشگری این شهرستان  حتما سری به لیلا کوه بزنید چون در ابتدای مسیر زنان سختکوش لنگرودی در دوطرف  جاده با دستان پر تلاش خود مشغول پخت نان محلی (لاسو) هستند .

هنگام گذشتن از این مسیر متوجه می شوید که بوی نان محلی همه جا را پر کرده و به ناچار مجبور به توقف می شوید و در کنار این مادران زحمتکش و با صحبت با این عزیزان که با  لحجه شیرین خود  طعم خاصی به دستپختشان می دهد از خوردن نان محلی با چای داغ  لحظه نابی را سپری خواهیدکرد .

جهت دیدن تصاویر بیشتر لطفا به ادامه مطب بروید

br تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۱ | ۸:۱٤ ‎ب.ظ | نويسنده : مهدی پور نظرات ()
ادامه مطلب
← صفحه بعد
br