نصیرمحله منطقه ای جلگه ای ,با طول جغرافیایی 49دقیقه و 20 ثانیه و عرض جغرافیایی 49 دقیقه و 7 ثانیه در جنوب غرب شفت واقع است . رودخانه سیاهمزگی از جنوب شرقی آن میگذرد . کوه خیر سنگ در 2 کیلو متری جنوب غربی و نساء کوه در یک کیلو متری شمال آن واقع است . زبان مردم آن تالشی است . از محصولات آن برنج، ابریشم ، چای ،لبنیات و عسل است .

مالیات نصیرمحله در سال 1330 هجری 1518/32 قران بوده و در نیم فرسنگی امامزاده اسحاق (ع) واقع است . می گویند بانی این روستا نصیر خان بوده است . نصیر خان از حکمرانان منطقه در اواخر قرن سیزدهم هجری بود که خود سرانجام به عللی این روستا را ترک کرد .

نصیرمحله در مسیر جاده شفت به سیاهمزگی واقع است و حدود 8 کیلومتر با شهرستان شفت فاصله دارد . از این روستا جاده ای آسفالته به طرف دژ قلعه رودخان کشیده شده است .

نصیرمحله مرکز دوخت البسه پشمی در گذشته شفت بود . وجه تسمیه ی این روستا بر گرفته از نام شخصی است که آن را ساخته است و اهالی خود را در همین محل اسکان داده بود .

نصیرمحله در گذشته مرکز یکی از دهستانهای تابع شفت بود . این محل 500هکتار برنج زار ،20 هکتار باغ چای ، و 15 هکتار توتستان دارد . سرشماری 1385 ، 803 خانوار با 3234 نفر جمعیت دارد که 2309 نفر بالای 6 سال آن باسوادند .

نصیرمحله دفتر مخابرات ،پست بانک ،خانه بهداشت ، به ورز ، مسجد ،شورای اسلامی روستا ، شرکت تعاونی روستا ، برق ، گاز ، آب لوله کشی ، دبستان ، مدرسه راهنمایی و دبیرستان شبانه روزی  دارد .

از محلات آن میتوان آهنکل ، بالا چلافت ، پایین چلافت ، چوکا و شاهرز را نام برد . در این روستا روزهای چهارشنبه بازار هفتگی است . نصیر محله در سال 1135 ، 1070نفر جمعیت داشت .

یکی از مساجد قدیمی این منطقه مسجد امام حسن مجتبی (ع) است که در سال 1290 شمسی ساخته شده که بیش از یک قرن قدمت دارد .

از جاذبه های دیدنی آن میتوان با استخر زیبای آن  نام برد که در ورودی آن قرار دارد و زیبایی منحصر به فردی دارد .

منبع : کتاب تاریخچه شفت (نادر افشاریان )

گردآورنده : وبلاگ نصیرمحله

کپی برداری از این مطالب با ذکر نام (وبلاگ نصیرمحله ) بلامانع می باشد



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٤/٩/۱٧ | ٦:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

شهرستان ماسال و بخش شاندرمن با جاذبه‌های گردشگری و طبیعت زیبای خود همواره مورد توجه مردم استان گیلان و دیگر گردشگران و مسافران کشور قرار داشته و دارد.

شهر زیبا و کوهستانی ماسال و بخش شاندرمن دارای چشم اندازهای دلنشین بسیاری است. از جاذبه‌های گردشگری این منطقه، منطقه جنگلی تاسکو، ییلاقات خوش آب و هوا و بقاع متبرکه متعدد است.

مهم‌ترین هدف محور ییلاقی شاندرمن ییلاق دشت النزه‌ است. دشتی سرسبز و پهناور که از همه طرف با کوه‌های سرسبز احاطه شده است.

روبروی این دشت بقعه امامزاده ابراهیم النزه قرار دارد که تا آن جا ۵ دقیقه پیاده روی دارد.

در پای بقعه درخت کهنسال افرایی دیده می‌شود که بالغ بر ۲۰۰ سال از عمرش می‌گذرد. به این درخت، نخ‌های رنگی، پارچه سبز رنگ و تکه سفال آویزان شده که نوعی نذر محسوب می‌شود. در حیاط بقعه یک شیر آب وجود دارد، ساختمان بقعه چوبی و بسیار کوچک و قدیمی می باشد، ضریحش بسیار کوچک ، ساده و پوشیده از پارچه‌های سبز است، که چندین چراغ بر روی آن تزئین شده. روبروی این بقعه چشمه زیبا و بزرگی دیده می‌شود.

عکس :مجید شهبازی

گردآورنده: مهدی پور ( وبلاگ نصیرمحله)



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/۸ | ۸:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

جهت دیدن تصاویر بیشتر لطفا به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/٧ | ۸:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

این نان سنتی بسیار خوشمزه را ییلاقی های قدیم برای عصرانه درست میکردند شاید در نظر بخاطر نامش جالب نیاید ولی این نان خاصیت درمانی داشت بخصوص برای بچه ها چون از دل درد ومسمومیت های کوچک غذایی بخاطر پختن این نان در زیر خاکستر جلوگیری میکرد..

طرز تهیه وپخت این نان

آرد گندم را به اندازه ای که دوتا عدد نان بزرگ ازش در بیاد با اب و نصف قاشق نمک بصورت خمیر در می آوردندوگوله کرده و در سینی خمیر را پهن کرده وصاف میکردند البته نان های ییلاقی هیچ کدام به اندازه نان های تنوری نازک وخمیرش را شل نمی گرفتند .

دراین موقع که آتش دان یا (کیله کا چاله را که در آن اتش فراوان درست کرده بودند ودارای خاکستر داغ بود ه اتش را کناری زده وخمیر درست کرده بصورت نان را در زیر خاکستر گذاشته ورویش را خاکستر داغ میریختندوبعداز چند لحظه نان را از زیر خاکستر در اورده روبروی آتش به انبرک تکیه می دادند تا بیشتر مغز پخت شده ورویش برشته تر گرددوبعد با عسل وکره ویا روی کره شکر میریختند وعصرانه لذیذ را نوش جان می کردند

نگارنده زلیخا صبا

گردآورنده : مهدی پور (وبلاگ نصیرمحله)



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/٦ | ٩:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

در بیرون کومنى در دشت‌هاى «میارکشه»، ‌بقایاى یک گورستان باستانى به چشم مى‌خورد. در کنار آن، مجموعه‌اى از گورهاى دورهٔ ساسانى جلب‌نظر مى‌کند. کشف چند سکهٔ نقره (دِرهَم) مربوط به اواخر دوران ساسانى از هرمز چهارم (۵۹۰ - ۵۱۸ میلادی) و یزدگرد سوم (۶۵۱-۶۳۲ میلادی) که در چند گور در زیر پیکر مردگان دفن شده بود، تاریخ قطعى این گورستان را روشن ساخته است.

در گورستان میارکشه، به جز سکه‌هاى نقره که در زیر سر مردگان گذاشته شده بود، اشیاء و وسایلى مانند ظرف‌هاى سفالى سادهٔ بى‌لعاب به رنگ‌هاى خاکسترى، قرمز، آجرى و نیز انواع سلاح‌هاى آهنى و مفرغى مورد استفادهٔ آن روزگاران شامل خنجر، شمشیر، سپر و پیکان در اندازه‌هاى مختلف و همچنین مهرهاى زینتى شیشه‌اى یا دیگر سنگ‌هاى تزئینى، ‌دستبندهاى مفرغى و گوشواره‌‌هاى فلزى پیدا شده است.

بیشتر قبرها، گودال‌هایى هستند که در زمین کنده شده‌اند. براى پوشش روى گورها، از سنگ‌هاى لاشه‌اى لایه‌لایه استفاده شده است. اجساد بیش‌تر به پهلوى راست و به حالت چمباتمه به خاک سپرده شده‌اند و دست‌هایشان روى هم قرار دارد. اشیاء‌ درون گورها، بالاى سر مرده و در مقابل صورت آن قرار داده شده‌اند.

عکس و متن از نت
جمع آوری و تنظیم: عاکف معززلسکو



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/٥ | ٧:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

عکس : آقای ساسان سنایی



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/٤ | ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

اگر به گیلان مسافرت کرده باشید، حتما در برخی مغازه ها انواع ماهی های شور و دودی به چشمتان خورده است. مردم گیلان علاقه ی زیادی به خوردن ماهی شور دارند و آن را در کنار غذاهای محلی همچون باقلاقاتوق و آش ترش مصرف می کنند. شور کردن ماهی کولی در منزل بسیار ساده است و بسیاری از مردم گیلان به دلیل اینکه این روش تمیزتر و بهداشتی تر است، آن را در منزل انجام می دهند. شما هم می توانید این کار را در منزل انجام دهید و از خوردن ماهی شور خانگی به همراه غذا لذت ببرید البته زیاد نباید در خوردن ماهی شور زیاده روی کنید زیرا غذاهای شور و دودی عامل اصلی سرطان معده هستند که متاسفانه در گیلان نیز رواج فراوانی دارد.

مواد لازم:

ماهی کولی به میزان لازم

نمک: به میزان لازم

روناس آسیاب شده(در صورت تمایل): به میزان لازم

سنگ بزرگ: 1 عدد

طرز تهیه:

ماهی ها را بشویید و نوک یک چاقوی تیز را در مخرج ماهی فرو کرده و به سمت سر ماهی چاک بدهید و با رسیدن به آبشش متوقف شوید. سپس احشای شکم ماهی را خارج کنید. شکم تمام ماهی ها را خالی کرده و بشویید و در آبکش بریزید تا ماهی ها خشک شوند.

ظرفی مثل یک سطل پلاستیکی در دار با اندازه مناسب را برداشته و کف آن یک لایه نمک بریزید. چند ماهی را در روناس غلتانده و به طور یک لایه روی نمک بگذارید و با لایه دیگری از نمک روی ماهی را بپوشانید. این کار را تا تمام شدن ماهی ها ادامه دهید و روی ماهی لایه آخر را نیز خوب با نمک بپوشانید. سنگ بزرگ را روی نمک قرار داده و در سطل را بگذارید. سطل را در جای خشک، تاریک و خنکی قرار دهید. ماهی پس از یک ماه آماده خواهد شد.
برای مصرف ماهی، پس از برداشتن ماهی مجددا نمک ها را روی ماهی ها ی موجود در سطل بپوشانید. ماهی را کمی در آب قرار دهید تا نمک های اضافی آن گرفته شوند. سپس در کاسه گذاشته و روی برنج در حال دم آمدن بگذارید تا بخار پر شود. یا اینکه در تابه با کمی روغن سرخ کنید.

با تشکر از سر کار خانم سمیه فلاح کاظمی



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/۳٠ | ٦:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

این باغ و عمارت داخل آن در تاریخ 22/ 5 / 1384 به شماره 13227 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده و یکی از مکانهای تاریخی _ فرهنگی ، طبیعی بسیار زیبا در استان گیلان می باشد و با مساحت 41989 متر مربع در محوطه ای زیبا ، قدیمی و خوش آب و هوا در روستای چوکام خمام و در فاصله 15 کیلومتری از شهر رشت واقع شده است .

این منطقه ی زیبا با درختان کهنسال و بلند که ارتفاع بسیاری از آنها بالغ بر 50 متر بوده و با شاخ و برگ های خود منطقه ی وسیعی از زمینهای اطراف خود را پوشش می دهند و همچنین عمارتهای داخل آن ( قابل ذکر است که عمارت قدیمی دیگری و جدا از عمارت اصلی در داخل باغ و به فاصله تقریبی60 متری از عمارت اصلی قرار داد ، که محل سکونت فعلی مالکین می باشد ) و رودخانه پر آب کنار این باغ ، دارای زیبایی های خاص فرهنگی _ تاریخی ، طبیعی و گردشگری است.

این باغ و عمارت متعلق به ناصر الملک نائب السلطنه احمد شاه قاجار بوده که آنرا به فرزندش حسینقلی خان قراگوزلو واگذار می نماید. وی پس از ازدواج با همکاری عبدالحسین خان تیمور تاش، حاکم گیلان در دوره نهضت جنگل، عمارت فعلی را در باغ احداث کرد.

این بنا از آثار بجا مانده از دوران قاجار است که سال احداث آن بطور دقیق در دست نیست؛ اما طبق اظهار اهالی منطقه و تحقیقات به عمل آمده سال شروع احداث بنا را می توان حدود سالهای 1288 و 1290 هجری شمسی تخمین زد.

متن : آقای کیوان پندی



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٢٩ | ۸:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

مردی بود که دو فرزند داشت ، یک دختر ، یک پسر .مادر بچه ها مرده بود و پدر می خواست زن دیگری ببرد . اما زن دوم شرط گذاشته بود که نباید بچه داشته باشی و مرد ناچار شد بچه هایش را سر به نیست کند ، اما دلش نیامد و چاره ای دیگر اندیشید . دو تا گردو برداشت و یک کت کهنه ، دست بچه هایش را گرفت و رفت وسط جنگل . کت را برد بالای درخت آویزان کرد و به بچه ها گفت هرکه زودتر کت را بیاورد گردو مال او .
وقتی بچه ها به بالای درخت رسیدند که کت را بردارند پدر رفته بود . بچه ها تا خواستند بیایند پایین و دنبال پدرشان بروند شب بود . با ترس و لرز دوتایی راه افتادند . برادر کوچکتر بود به خواهرش گفت آب می خواهم و چاله ای را نشان داد که تویش آب بود . خواهر گفت نه از این آب نخور ، این جای پای گرگ است . گرگ اگر بیاید مارا می خورد .

جای دیگری رفتند باز برادر کوچولو تشنه اش شد و گفت آب می خواهم و جایی رانشان داد . خواهرش گفت نه این جای پای خرس است . اگر خرس مارا ببیند فورا مارا می خورد .می روند و به جای دیگری می رسند جایی که پای گوسفندان بود . دخترک چاره ای نداشت و دیگر حرفی نزد برادر کوچولو از آن جا آب خورد و فورا تبدیل به گوسفند شد و بع بع کنان دنبال خواهرش دوید . خواهر کریه و زاری می کرد از این که برادرش گوسفند شده و دیگر هم صحبتی ندارد .

چیزی نگذشت دید مردی سوار بر اسب می آید . سوار از او پرسید دختر توی این بیابان چه می کنی . گفت گم شده ام . سوار او را پشت اسب خود نشاند و گوسفند هم دنبالشان می دوید تا به خانه رسیدند . دختر چند سال توی خانه آن سوار ماند تا بزرگ شد و بعد به عقد او درآمد . آن مرد یک زن دیگر هم داشت . یک روز زن اولی از زن کوچک دعوت می کند به خانه او برود . زن بزرگ توی خانه خود چاهی داشت روی آن حصیر پهن کرد و از زن دوم خواست روی آن بنشیند و به این ترتیب هووی جوان خود را که اتفاقا حامله هم بود گول می زند و در چاه می اندازد .

از طرف دیگر هر روز گوسفند می آمد و دور پاه می گشت و سر خود را داخل چاه می کرد و بع بع می کرد . زن بزرگه برای اینکه گوسفند را هم که با هووی او جور بود از بین ببرد خودرا به مریضی زد و به حکیمی پول داد که اگر شوهرش دنبال او آمد بگوید علاج مرض زنت جگر گوسفند است . زن خود را به مریضی زد و سرو صدا راه انداخت که دارم می میرم . شوهرش حکیم را به بالین او می آورد و او جگر آن گوسفند را که اتفاقا دور چاه می گشت تجویز می کند .قصابی را می آورند که گوسفند را سر بزند گوسفند فرار می کند می رود سر چاه و می گوید «دادی ، دادی» خواهرش از توی چاه می گوید «جان دادی» گوسفند می گوید :

« قصاب چاقو سو دانه ، خانم نمک ریز کنه ، می گردنا قطع کنه » یعنی قصاب چاقو را تیز می کند ، خانم نمک می کوبد و گردنم را می برند .

خواهرش می گوید « جان دادی ، دادی ، سیاه چشم ، من رستم بخوتا ، هر کس می گوسفندگا بکوشا ، راست بالی به خوشا » یعنی جان خواهر توی چاه ، رستم ( بغل من )خوابیده ، هر کس گوسفند ( برادر ) مرا بکشد ، دست راست او خشک شود .
مرد می آید می بیند از توی چاه صدایی می آید . طناب می اندازد. زن کوچکش با یک پسر زیبا و تپل می آید بالا . شو هر می پرسد تو این جا چه می کنی . می گوید : زن بزرگ تو مرا دعوت کرد این جا و بعد گولم زد انداخت توی چاه . این هم پسرمان رستم است.
مرد زن بزرگش را از خانه اش بیرون کرد و دوتایی با هم زندگی کردند .
منبع:سایت کرکان بندرانزلی



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٢۸ | ٦:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

یادش بخیر آن زمان که کوچک بودیم وبدون توجه به اطرافمان سخت گرم بازی می شدیم و گزنه به پا یا به دستمان می خورد از سوزشی که اسید گزنه به بدنمان ایجاد میکرد دادمان به هوا می رفت .

بزرگترها فورا ساقه پیلهم (آقطی)را می کندند و با برگش به آن نقطه از بدنمان که گزیده شده بود می زدند و با این تدبیر سوزش گزنه قطع می شد.

بخاطر اینکه بغض مان تمام شود می گفتند" گرزنای ماربمیره پیلهم مارنمیره "در گویش لنگرودی ها یک مثل بر اساس این گیل تجربه هست وقتی که کسی هم نیش و هم زخم زبان به آدم بزند وبعد به نحوی می خواهد از طرف دلجوئی کند می گویند که یارو" هم گرزنه زئنه هم پیلهم "
اگراز کسی این مثل را شنیدید از اینجا نام گرفته است

متن :آقای علی انشایی



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٢٧ | ٦:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

دهستان خطبه سرا در ۲۵ کیلومتری شهرستان تالش به طرف آستارا قرار گرفته است. این دهستان از نظر اداری و سیاسی وابسته به بخش کرگانرود می باشد .

نام کرگانرود در سابق به قسمتی از شهر تالش گفته می شدکه قبل از شکل گیری بازار فعلی، در منطقه قروق و روستای حیان بازاری داشت که به بازار کرگری معروف بود و نام رودخانه تالش هم که از وسط شهر تالش عبور می کند به کرگانرود یا کرگانه رود معروف بود.

به مناطق شمالی شهر تالش (بخش لیسار و بخش حویق) هم کرگانرود شمالی اطلاق می شد و هم اکنون نام کرگانرود را به بخش لیسار داده اند که متشکل است از شهر لیسار و دهستان خطبه سرا.

شایان ذکر است که شهرستان تالش از چهار بخش تشکیل یافته؛ بخش اسالم ، بخش مرکزی، بخش کرگانرود، و بخش حویق. خطبه سرا هم مانند دیگر مناطق تالش آثاری از مجد و عظمت این سرزمین کهن را در درون سینه خود محفوظ کرده وبا اینکه قسمت اعظم آثار تاریخی آن از بین رفته و تخریب شده ولی باز در درون سینه خود اسرار ناگفته بسیاری را پنهان کرده است.

 خطبه سرا عضوی از پیکره تالش می باشد ولی در اثر تحولاتی که در طول تاریخ رخ داده نیمی از تالش در قرن نوزدهم از ایران جداشده و نیم دیگر هم در ایران قرار گرفته و در اثر فشاری که از طرف حکومت وقت دوره قاجار و پهلوی براین اقوام شده باعث شده تا زبان اصلی کنار گذاشته شده و زبان حاکمان دست نشانده حکومتی رواج یابد و نتیجه این شده که ضربات جبران ناپذیری به فرهنگ تالشی این منطقه زده شود .

واژه خطبه سرا از دو کلمه خطبه + سرا ترکیب یافته و از نظر لغوی اگر بخواهیم این واژه ها را معنی کنیم خطبه به معنی سخنرانی و وعظ و پسوند سرا به معنی جا و مکان می باشد.

اسامی مشابهی هم در منطقه تالش وجود دارد از جمله خاصه سرا، خاله سرا، بوره سرا، دیگه سرا، علی سرا، اسبه سرا، قندی سرا، رودبار سرا. در مورد وجه تسمیه خطبه سرا مطالب مختلفی ارائه می شودگروهی این نام را به خطابه و خطبه خوانی که پس از نفوذ اسلام به ایران ربط یافت می دانند و عده ای هم به خطبه خوانی مربوط به زمان صفویان و دوره افشار و قاجار می دانند.

علیرضا حبیبی نیا در مقاله تالش ۷۰۰۰ ساله را بهتر بشناسیم ، مندرج در شماره ۲۲۹ هفته نامه تیلار با اشاره به قباله ای که از دویست سال پیش به جا مانده و در آن « خطوه سرا » نوشته شده؛ عنوان نموده که وجود شهر خرخر باستانی، دریاچه نئور و قله باغرو در خطبه سرا ثابت می کند خطبه سرا همان (کادموا سرا) باستانی است.

خطبه سرا دارای قله بلند و ناشناخته ای است و بلندترین قله تالش به نام « قله باغرو » است که در ارتفاعات روستای خطبه سرا قرار دارد. ارتفاع قله باغرو از سطح دریا ۳۱۹۷ متر است.

جهت خواندن مطالب بیشتر لطفا به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٢٦ | ٥:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

این وسیله در گذشته برای آموزش راه رفتن در کودکان نو پا استفاده می شد . بچه نو پا که تازه شروع به راه رفتن میکرد از این وسیله که به زبان محلی پاموجه گفته می شد تکیه می کرد ،و با کمک  دو دستش قسمت بالای آنرا می گرفت و به سمت جلو هول میداد و خودش باهاش حرکت می کرد،مادر هم از پشت سرش می رفت و هواش  رو داشت تا طفل نیفته .تا زمانی که طفل نو پا کاملا راه رفتن را یاد می گرفت از این وسیله استفاده میشد .

البته این وسیله نیز خطراتی  به همراه خود داشت چون موقع حرکت  تند تر از بچه حرکت میکرد  و چون کلاچ نداشت و باید همیشه یکی دور و بر مواظب می بود.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٢٥ | ٧:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

می سر بو بو آستانه گمج.

از حرف زدن زیادت سرم همچو ظرف سفالین آستانه ورم کرد.

************
از حاج حاجی ام کرایه خانه فیگیره.

از روی خساست از چلچله هاهم کرایه می گیرد.

***************
اگه تو شنبه ای من چهارشنبه یم.

اگر تو زرنگی من از تو زرنگ ترم.

*****************
آدم خو آبه دینه ور زنه.

بی گدار به آب نزن ، اول گز کن بعد پاره کن یا گز نکرده پاره نکن.

***************
آدمه قسمته سیمرغ نتانه بردن.

قسمتی که ترا نیافریدند ـ گر سعی کنی میسرت نیست.

******************
آدم دیل وا وسعت بداره.

با ریسک خطر و بیم هلاک بایستی مصمم کار شد. دل آدم باید بزرگ باشه.

**************
هی من گَم نَره , تو گی پس چِرِه اشبل نَره...؟!!

هی من میگم این ماهی نره تو باز میپرسی پس چرا خاویار (اشبل) نداره؟!! = من میگم نره تو میگی بدوش

*******************
تی خروس ،مورغانه کونه

خروس تو تخم می گذارد.مرغ تو یک پا دارد.شب تو روز است.

از بس شانس داری حتی خروست هم تخم می گذارد.

****************

هم جه عراق خورما دکفه ،هم جه گیلان تورشه کونوس

هم از خرمای عراق افتاد ،هم از ازگیل ترش(ازگیل وحشی جنگلی)گیلان.

از این جا مانده و ازآنجا رانده.چوب دوسر نجس یا چوب دو سر طلا.

********************
بوشو ابرویه چا کونه ، بزه چومه کوره کود

رفت ابرو را درست کند زد چشم را کور کرد .

ای وای که بد نشد بدتر شد .

رفت بهترش کند بدترشد .

رفت ثواب کند کباب شد .

رفت به نان برسد به جان رسید.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٢٥ | ٥:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()
  • قیمت دلار | تبادل اطلاعات