نصیرمحله منطقه ای جلگه ای ,با طول جغرافیایی 49دقیقه و 20 ثانیه و عرض جغرافیایی 49 دقیقه و 7 ثانیه در جنوب غرب شفت واقع است . رودخانه سیاهمزگی از جنوب شرقی آن میگذرد . کوه خیر سنگ در 2 کیلو متری جنوب غربی و نساء کوه در یک کیلو متری شمال آن واقع است . زبان مردم آن تالشی است . از محصولات آن برنج، ابریشم ، چای ،لبنیات و عسل است .

مالیات نصیرمحله در سال 1330 هجری 1518/32 قران بوده و در نیم فرسنگی امامزاده اسحاق (ع) واقع است . می گویند بانی این روستا نصیر خان بوده است . نصیر خان از حکمرانان منطقه در اواخر قرن سیزدهم هجری بود که خود سرانجام به عللی این روستا را ترک کرد .

نصیرمحله در مسیر جاده شفت به سیاهمزگی واقع است و حدود 8 کیلومتر با شهرستان شفت فاصله دارد . از این روستا جاده ای آسفالته به طرف دژ قلعه رودخان کشیده شده است .

نصیرمحله مرکز دوخت البسه پشمی در گذشته شفت بود . وجه تسمیه ی این روستا بر گرفته از نام شخصی است که آن را ساخته است و اهالی خود را در همین محل اسکان داده بود .

نصیرمحله در گذشته مرکز یکی از دهستانهای تابع شفت بود . این محل 500هکتار برنج زار ،20 هکتار باغ چای ، و 15 هکتار توتستان دارد . سرشماری 1385 ، 803 خانوار با 3234 نفر جمعیت دارد که 2309 نفر بالای 6 سال آن باسوادند .

نصیرمحله دفتر مخابرات ،پست بانک ،خانه بهداشت ، به ورز ، مسجد ،شورای اسلامی روستا ، شرکت تعاونی روستا ، برق ، گاز ، آب لوله کشی ، دبستان ، مدرسه راهنمایی و دبیرستان شبانه روزی  دارد .

از محلات آن میتوان آهنکل ، بالا چلافت ، پایین چلافت ، چوکا و شاهرز را نام برد . در این روستا روزهای چهارشنبه بازار هفتگی است . نصیر محله در سال 1135 ، 1070نفر جمعیت داشت .

یکی از مساجد قدیمی این منطقه مسجد امام حسن مجتبی (ع) است که در سال 1290 شمسی ساخته شده که بیش از یک قرن قدمت دارد .

از جاذبه های دیدنی آن میتوان با استخر زیبای آن  نام برد که در ورودی آن قرار دارد و زیبایی منحصر به فردی دارد .

منبع : کتاب تاریخچه شفت (نادر افشاریان )

گردآورنده : وبلاگ نصیرمحله

کپی برداری از این مطالب با ذکر نام (وبلاگ نصیرمحله ) بلامانع می باشد



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٤/٩/۱٧ | ٦:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

نوروز بزرگ‌ترین و فراگیرترین مراسم ایرانی، مملو از رسم‌ها و نمایش‌ها در استان‌های مختلف است که اغلب این آیین‌‌ها و رسم‌ها قبل از آغاز بهار و در آخرین ماه زمستان انجام می‌شوند.

به هر حال عمده‌ترین رسم گیلان در ایام قبل از نوروز تا پایان تعطیلات، «حاجی فیروز» است یعنی همان «نوروز نثار» در قزوین، «بی بی نوروزک» در خراسان و افغانستان، «ننه نوروز» در اراک، خمین و مرکز ایران، ماما نوروز در کرانه‌های خلیج همیشگی فارس، «ننه مریم» در آذربایجان، «ماما مروسه» در تاجیکستان، بخارا و آسیای مرکزی، «عمو نوروز» و «بابا نوروز» در جای جای ایران. این که چرا از بیشتر رسم‌های نوروزی و آیین‌های کهن مرسوم در بین چند نسل پیش اکنون جز اسم و یادی دور و غمگنانه بر جای نمانده جای بررسی‌های عمیقی دارد. بهتر است به گیلان برویم و نوروز آنجا را تماشا کنیم.

«بازی آهوچره» یکی از رسمهای کهن شرق گیلان است که در شمار بازی‌ها و نمایش‌های مقدمه نوروز به شمار می‌رفت، گروه آهو چره 3 بازیگر داشت. محور بازی، آهو بود. با وسایل مختلف چیزی شبیه کله آهو یا بز درست می‌کردند، برایش شاخ می‌گذاشتند، گل و سبزه به شاخش می‌زدند، با مهره‌های شیشه‌ای برایش چشم می‌گذاشتند، زنگوله به آن می‌آویختند و آن را بر سر چوبی قرار می‌دادند.

بازیگر آهو گونی یا کیسه‌ای پارچه‌ای را روی سر خود می‌کشید به طوری که تمام بدنش را می‌پوشانید و از داخل آن چوبی را که کله آهو بر سر آن قرار داشت به دست می‌گرفت.
نفر دوم گروه با خواندن شعر و با چوبی در دست، نمایش را هدایت می‌کرد و نفر سوم توبره کش بود. هر سه با هم کوچه به کوچه به خانه‌های ده می‌رفتند، بازی آهو چره را اجرا می‌کردند، شعر می‌خواندند و از هر خانه چیزی می‌گرفتند.


مقدم مبارک: در غرب گیلان و حدود شهرستان‌های آستارا و هشتپر «تکم چی ها» از جمله پیام‌آوران نوروز بودند، تکم چی‌ها از اردبیل به گیلان می‌آمدند و گاهی نیز تا بندرانزلی و رشت هم می‌رفتند، کارشان گونه‌ای نمایش عروسکی آئینی به نام تکم(takam) بود که هماهنگ با ترانه‌هایی که در استقبال از نوروز می‌خواندند آن عروسک را با موزونی حرکت می‌دادند. خانواده‌های گیلانی مقدمشان را خوش و مبارک می‌دانستند و شگون کارشان را با دادن هدیه‌ای گرامی می‌داشتند.


پیشواز نوروز : «خرس آبونی» از مراسمی بود که در شرق گیلان و تا حدود تنکابن انجام می‌شد. در نزدیکی‌های نوروز چند نفر همراه با خرسی دست‌آموز وارد روستاها می‌شدند و غم‌ها را از دل زدوده، شادی و خوشی را به خانه‌ها می‌برد. خرس با حرکات آکروباتیک‌واری که انجام می‌داد، دل جمع را تازه می‌کرد.
برخی از افراد اگر مریضی در خانه داشتند بر اساس اعتقادی کهن پس از این‌که پولی به صاحب خرس می‌دادند، مقداری کته (برنج) پیش خرس می‌گذاشتند و خرس پس از این‌که نصف آن را می‌خورد بقیه را به مریض می‌دادند و اعتقادشان بر شفای بیمار بود.


شب‌های نوروزی گیلانی‌ها: «میمون بازی» نیز از جمله مراسم‌های پیشواز نوروز بود، میمون بازها بیشتر از کولیان اطراف رشت بودند و بیشتر در اطراف و گوشه کنار رشت این مراسم را اجرا می‌کردند. میمون باز شروع به حرکات نمایشی و آکروباتیک می‌کرد و شخص همراه او به خواندن آواز و ترانه‌های نوروزی می‌پرداخت، مردم نیز در جواب این حرکات خنده‌آور و ترانه‌های شاد، به آنها هدیه‌هایی می‌دادند.

علاوه بر این «آتش بازها» نیز با سیاه کردن صورت خود توسط دوده به آتش‌بازی در کوی و برزن می‌پرداختند و آتش شادی این شب‌ها را روشن‌تر و گرم‌تر می‌کردند.

امروز اغلب بازی‌ها و آدابی که گفته شد رو به فراموشی سپرده شده است و هر از چند گاهی در نقطه‌ای از استان ممکن است اتفاقی یکی از این آیین‌ها اجرا شود بنابراین برنامه‌ریزی برای احیای نوین و خلاقانه و جلوگیری از فراموشی و نابودی این آداب و آیین‌های نوروزی که جزو نمادهای ایرانی‌اند ضروری است که نباید آن را از نظر عالمانه و مدبرانه دور داشت/گیلان نیوز

منبع : شمال نیوز 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢٦ | ٧:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

شَنبَه روزا عیدهَ دَم          کَکو داده بودم لم

ژنک واشه چ کری          عیدهَ خرید نکری

واتمه چ خوای بکرم        خوای زهرمار بخرم

واشه کرا بهار آ       مرا کو زهرمار آ

خَلا خوایم چی خوایم        میوه خوایَم بی خوایم

واتمه ژنگ بی خیال         کهو بیار و خیار

واشه:

آجیل خوایم عی مشته       واتمه بوعه سی پیش کَه

واشه خردن هف سین خوا        واتمه اوسال دوسین آ

واشه خردن سماق خوا            واتمه چومنی چوماق خوا

واشه سونجو چ کری       واتمه سوپوس پِکری

واشه ماهی خوا وله         واتمه بیگه عسبله

عی دفه خردن  وَشته       چمه جانی مو عیشته

واشه سَمَنو هم هست        واتمه مرا بکش دست

واشه کفشم پاره است        واتمه گالیش چاره است

واشه:

شلوار ببین کجامه           واتمه بدوز بیجامه

واشه بریم به بازار          اونجا بخوریم نهار

واتمه ندارم چاره            عورو می خوریم تاره

هرچی واتمه دیله سی       چومنی کسی نه مسی

حریف نِبیمه عَوُون         کَکو شیمونه برون

خلاصه شیمنه بازار        با حال واحوال زار

قیمتی کو دفرسیم            دِه نِمونیم دَوَ زیم

کفشی کو دَفَرسیمه          نرخی واشه ترسیمه

خَلا به نرخ خونا            میوه به نرخ جونا

خلاصه بوام ترا       هرچی پول داریم همراه

فرا دومه عومیمه           کرایه پولی نومه

لطفا به ادامه مطلب بروید 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢٦ | ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

«گل گل چهارشنبه به حق پنج شنبه
زردی بشه، سرخی بایه نکبت بشه، دولت بایه
زردی بی شه ، سرخی بی یه»

چهارشنبه سوری

«سوری» در چهارشنبه سوری به معنی سرخ و برگرفته از سوریک زبان پهلوی است.
در جشن سوری و چهارشنبه سوری چون آتش می افروزند و آتش به رنگ سرخ است،
به این جشنها صفت سوری داده اند. منظور از برافروختن آتش در جشن سوری؛ گرم کردن جهان و زدودن سرما و بدی آن بود.

از نوشتة تاریخ بخارا چنین برمی‌آید که در سده چهارم هجری قمری ، در ایران جشنی معمول بوده که « شب سوری » نامیده می شده و با آتش افروزی و آتش بازی و شادمانی همراه بوده است ونیز « از عادات قدیم » ایرانیان می بوده. بنظر می رسد که جشنی که هم اکنون در شب آخرین شب چهارشنبه سال به نام « شب چهارشنبه سوری» برپا می شود دنبالة همان جشنی می باشد که مؤلف کتاب تاریخ بخارا از آن به « شب سوری » یاد نموده.

علت برگزاری این جشن در شب چهارشنبه: عربها روز چهارشنبه هر هفته را مانند روز سیزده هر ماه نحس و بد شگون می دانستند. جاحظ در کتاب « المحاسن و الاضداد » به تنگی و نحسی آن اشاره کرده و می نویسد: « و الاربعاء یوم ضنک و نحس » این اعتقاد عربی در زمان حکومت تازیان در ایران ، در اندیشة ایرانیان راه یافت و از آن روزگار تا‌کنون ایرانیان هم مانند عربها چهارشنبه را بدشگون و شوم پنداشته و از آن و بلاهای آن سخت پرهیخته اند.

بوته افروزی ـ پیش از پریدن آفتاب از لب بام خانه‌ها ، هر خانواده بوته‌های خار و گزنی را که از پیش فراهم کرده‌اند روی بام یا زمین حیاط خانه ، در سه یا پنج یا هفت «گُله» کُپه می کنند. با پریدن آفتاب و نیم تاریک شدن آسمان ، زن و مرد و پیر و جوان گرد هم جمع می آیند و بوته‌‌ها را آتش می زنند. در این هنگام از بزرگ تا کوچک هر کدام سه بار از روی بوته‌های افروخته می پرند و در هر بار چنین می خوانند: « زردی من از تو ـ سرخی تو از من ».بوته ها که سوخت و خاکستر شد ، زنی خاکستر آن را در « خاک انداز » جمع می‌کند و آنرا از خانه بیرون می برد و در سر چهار راه می ریزد. در بازگشت به خانه، در خانه را سخت می کوبد.
نام های گیلگی چهارشنبه سوری : چهارشنبه سوری در گیلان نامهای گوناگون دارد و هر نامی به گویش و باور مردم آن شهر و آبادانی بستگی دارد. در بیش تر مناطق گیلان به این مراسم گول گوله چهارشنبه می گویند. گول در فارسی گُل و در معنی مجازی سرخ شدن در برابر گرما و حرارت است.

در برخی از مناطق شرق گیلان مثل دیلمان و سیاهکل نیز این مراسم کُل کُله چارشنبَه نام دارد که برابر فارسی آن پشته پشته چارشنبه است که معمولاً کپه های کاه و پوشال را می افروزند.

از جمله مراسم دیگر مردم گیلان برافروختن آتش در بلندترین جای خانه، خانه تکانی، خرید آینه و اسپندِ هفترنگ و گمَج (ظرف سفالی) جستجوکردن چهارشنبه خاتون در آبها، خرس بازی، برگذاری مراسم عمو نوروز ، تفأل و فال زنی، قاشق زنی و ... می باشد.

.آجیل این شب از نوع شیرین و بی نمک است. که شامل( نخود،پسته،کشمش،انجیر،برگه قیسی،بادام هندی و باسلوق می باشد ).

منبع//various.blogsky



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢٦ | ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

برای رسیدن به بقعه امامزاده ابراهیم شفت پس از عبور ازتابلوی احمد سرگوراب از روستای خرفکل عبور کرده و به شهرک صنعتی شفت می رسیم . در2 کیلومتری تابلوی احمد سرگوراب(ورودی امامزاده ابراهیم شفت) نصب شده است. در ارتفاع89 متری پارک جنگلی چوبر قرار دارد که پارک جنگلی دست کاشت صنوبر میباشد.در3 کیلومتری جنگلی سوزنی شکل شروع می شود وزیر نظر شرکت سهامی شفارود می باشد.

در6 کیلومتری، در ارتفاع69 متری بازار چوبر وجود دارد. در8کیلومتری به دو راهی می رسیم از سمت راست به امامزاده ابراهیم می رسد. مسیری زیبا ، کوهستانی–جنگلی است. از روستای مبارک آبادعبور می کنیم که در سمت راست آن به امامزاده اسـحاق مـی رود.


مسـیر مستقیم به سمت امامزاده ابراهیم می رود. علائم راهنمایی و گردشگری وجود دارد ، جاده آسفالته و خوب می باشد.Viewکـوه در سـمت راست جاده به زیبایی مسیر می افزاید. در سمت چپ دره کوچک با مزارع ورودخانه ای زیبا دیده می شود.در3 کیلومتری، روسـتای لاسک دیده می شود. کمی بالاتر جنگلهای دست کاشت صنوبر و لرگ بسیار دیده می شود از روستای کلوان عبور کرده به روسـتای ویسرود در5کیلومتری می رسیم.

در8کیلومتری بقعه امامزاده بابارکاب قرار دارد که در اطـراف آن خانـه هـای قـدیمی و سنتی به وفور یافت می شود ، از سرویس بهداشتی وآب لوله کشی شهری برخوردار می باشد . بعد از امام زاده بابا رکاب رودخانه بسیار زیبایی دیده می شود. بعد از عبور از سربالایی ملایم به روستای طالقان ، ابتدای منطقه ای می رسیم که مزار امامزاده ابراهیم در آن واقع است.(2/15) کیلومتری در7/16 کیلومتری به خرس سرا می رسیم که بالاتر از آن بر روی تابلویی نوشته شده»محل دفن پیرزن ملعون« در 18 کیلومتری به مزار شاهزاده ابراهیم می رسیم .

در این روستا خانه های تابستان نشین برای مسافران به وفور یافت می شود. این خانه ها با چوب(چوب بست) وبدون دیوار ساخته شده اند. حریم اتاق ها با پارچه از هم جدا می شود . بقعه امامزاده ابراهیم در ارتفاع 399 متری در قلب این روستا قرار دارد.

جهت دیدن تصاویر بیشتر لطفا به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢٤ | ٧:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

کوهنوردی و نظر به قله ها و ارتفاعات هم بغیر از جنبه ورزشی و سلامتی از جنبه گردشگری و تحقیقاتی نیز مورد توجه قرار دارد. این در شرایطی است زندگی کنونی ما بیشتر ماشینی و در گیر و دار آن است . کوه های گیلان همه از آغوش درخشان سلسله بهم پیوسته البرز بر می خیزند. این ارتفاعات بدلیل سر سبزی استان های شمالی بویژه گیلان در خیلی از قسمت ها با گیاهان و آب هوای منحصر به فرد کوهستان و همچنین غار های طبیعی همراه هستند . در بعضی از این ارتفاعات هم بدلیل ساخت اماکن مسکونی و تفریحی جدید ، موقعیت اقامتی بهتری برای گردشگران و سکونت موقت آنان فراهم شده است.برای نمونه میتوان به منطقه زیبای بام ماسال اشاره نمود. این مناظر منحصر به فرد را نیز بترتیب با مشخصات و آدرس در معرض بازدید گردشگران و مسافران عزیز قرار میکنیم.

1 - کوه سماموس دارای بلند ترین قله گیلان به ارتفاع 3620 متر است ، این قله در رحیم آباد رودسر واقع شده است.

2 – قله بغر و داغ با ارتفاع 3175 متر که در منطقه تالش قرار دارد.

3 – کوه و قله شاه معلم با ارتفاع 3070 متر در محدوده توریستی ماسوله قرار دارد.

4 – قله آق داغ با ارتفاع 3005 متر است که در منطقه خلخال قرار دارد.

5 – قله تیلار با ارتفاع 2900 متر است که در منطقه تالش قرار دارد.

6 – قله سوباتان با ارتفاع 2900 متر است که در شهرستان آستارا قرار دارد.

7 – قله عجم داغ با ارتفاع 2900 متر است که در منطقه خلخال قرار دارد.

8 – قله آسمان کوه با ارتفاع 2880 متر است که در محدوده توریستی ماسوله قرار دارد.

9 – قله پشته کوه با ارتفاع 2867 متر است که در منطقه رستم آباد رودبار قرار دارد.

10 – قله گدوک با ارتفاع 2750 متر است که در محدوده توریستی ماسوله قرار دارد.

11 – قله درفک با ارتفاع 2730 متر است که در شهرستان رودبار قرار دارد. بدلیل شکل قرار گیری این قله در محدوده شهر رشت نیز براحتی دیده میشود.

12 – قله لاسه سر با ارتفاع 2690 متر است که در محدوده توریستی ماسوله قرار دارد.

13 – قله لاسه پشت با ارتفاع 2680 متر است که محدوده شهر شفت قرار دارد.

جهت آشنایی با سایر قله های گیلان لطفا به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢۳ | ٧:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

زمانی که هنوز مردم روستا شهری نشده بودند به روستایی بودن خود افتخار می کردند.شهری ها هم با تصوری که از روستا داشتن می گفتند خوشا به حالت ای روستایی .اکنون این سخن معنی خود را گویا از دست داده است. با آمدن امکانات و مخصوصا با وارد شدن تلویزیون و سایر رسانه ها داخل خانه های گرم روستایی فکر مردم عوض شد و به دنبال آن شکل خانه ها و در کل همه روستا تغییر کرد و علایق عوض شد .سبک و فرهنگ روستا نیز کم کم تحت تاثیر قرار گرفت.هرچند روستاهایی هستند که تفکر شهر نشینی آنها را متحول نکرده است اما زندگی روستایی با تمام زیبایی هایش روبه سوی تحول ناخوشایند دارد وسبک زندگی انها به سرعت در حال تغییر است.

من مخالف استفاده از تکنولوژی و وسایل آسایش نیستم ولی حرف من این است که در این میانه فرهنگ وآداب روستایی چه می شود؟

با این روند چند سالی نمی گذرد که آنچه که روستاییان در طول تاریخ بنام فرهنگ روستایی به دست آورده اند به کل نابود می شود. با از بین رفتن فرهنگ روستا نشینی و شهری شدن نسل آینده زندگی در روستا را کاری بیهوده می دانند .در این صورت مهاجر ت به شهرها بیشتر شده و روستاها نیروی کار خود را از دست می دهد. وبه تبع آن تولید از بین می رود.

امروزه شهری شدن با تمام ابعادش در روستای ولاشجرد از توابع شهرستان تویسرکان نمایان است. سبک زندگی جدیدی در حال شکل گیری است که روستا را از حالت قدیمی خارج کرده در حالی که متاسفانه از شهر شدن هم خبری نیست.در نتیجه خیلی چیزها را از دست دادیم که برای بدست آوردنش زمان طولانی صرف شده بود.

جز کشاورزی ودامپروری شکل فعالیتهای روستایی تغییر یافته.هنرهای دستی رو به فراموشی است.پسر روستایی به فکر مهاجرت به شهر افتاده لذا بالاجبار هنرهایی که در طول سالیان متمادی سینه به سینه از پدران ومادران به فرزندان رسیده بود در حال نابودی است.

شکل خانه های روستایی تغییر کرده خانه های روستایی که نشان از سنت های دینی وسبک زندگی روستاییان داشت. حالا خانه های جدید نه شبیه خانه های قبل است نه شبیه خانه های شهر.نسل امروز با تغییرات رخ داده قادر به تفکیک مفهوم خانه های روستایی وشهری نیستند.اگر چه تفاتهای بارزی هنوز بین روستا وشهر وجود داد.این تغییر در شکل ساختمانها باعث تغییر در سبک زندگی مردم در داخل خانه ها و روابط بین افراد خانواده وسایر روستاییان شده است.شهری شدن ارزش حاکم بر روستا شده است که حاکی از نابودی روستا و فرهنگ آن است.

دیگر بوی نان محلی در کوچه های روستا به مشام نمی رسد دیگرسفره روستاییان پر از مواد غذایی نیست که حاصل دسترنج خودش باشد.تصور کنید امروز روستایی شیر  گوشت وتخم مرغ تازه ندارد .تقریبا مغازه های موجود در روستا همه مایحتاج آنها را در اختیارشان قرار می دهند. تلویزیون و ماهواره جای شب نشینی ها را گرفته است.روستاییان که در فصل بیکاری کنار دیوارهای افتابگیر می نشستند ومشکلات را مطرح می کردند و با هم در حل آن می کوشیدند به کنج خانه ها پناه بردند.کم کم از احوال هم نیز بی خبر شدند.

به اعتقاد من هر چند عناصر شهری اکنون در زندگی روستایی نفوذ کرده ولی روستا ضمن استفاده از امکانات باید روستا بودن خودش را حفظ کند. زندگی روستایی مخلوطی از گذشته وحال است.اما روستا همان روستاست با همان مردمانی ساده و پاکی که هر روز با ایمان به خدا رزوی مردمان کشورمان را تولید می کنند.

به یاد داشته باشیم وفراموش نکنیم که روستا به خاطر فرهنگ وآداب وسنن خاصش وکوچه های خاکی و مزارع سر سبز ومردمان خونگرمش روستاست. با تمام این تغییرات در پیکره روستاهای خودمان جای خوشحالیست که روستا صداقت مهربانی وتدین واحترام به بزرگترها را در خود حفظ کرده است!

ای کاش به فکر سنت ها و فرهنگ روستا باشیم تا انها از بین نروند. مثل روز روشن است که با از بین رفتن فرهنگ روستا چه مشکلاتی پیش خوهد آمد. قصدم از نگارش این متن درخواست کمک از صاحب نظران مخصوصا از نخبه های ولاشجرد برای حفظ فرهنگ و سنتهای مردم منطقه است.

با تشکر از آقای جواد نادری

جمع آوری و تنظیم : مهدی پور (وبلاگ نصیرمحله)



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢۳ | ٧:۳٩ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

شهرستان فومن، یکی از زیباترین شهرهای ایران می‌باشد؛ که در غرب استان گیلان، و در ۲۵ کیلومتری شهرستان رشت، قرار دارد.

این شهر، به علت داشتن مجسمه‌های زیبا و بسیار زیاد در سطح شهر، به شهر مجسمه‌ها، معروف می‌باشد. اطراف این شهر زیبا را جنگلهای انبوه و باغهای وسیع چای فرا گرفته است…

“شهرک بسیار زیبای ماسوله” که یک شهرک تاریخ و باستانی می‌باشد، در این شهرستان، قرار دارد، که باعث شده هر ساله چندین میلیون مسافر داخلی و خارجی به این شهر مسافرت کنند! همچنین “قلعه بسیار زیبای قلعه رودخان” نیز در این شهر، واقع است!

آب و هوای مناسب و زمین های حاصلخیز فومن، باعث شده  کشاورزی از رونق خوبی برخوردار باشد. اکثر مردم فومن، به کار کشاورزی و دامداری مشغول هستند.

از محصولات عمده کشاورزی می توان، انواع برنج و چای و کشت توتون، را نام برد. همچنین، پخت انواع کلوچه سنتی و بافت شال و محصولات حصیری و ساخت صنایع دستی، رایج می‌باشد؛ این امر باعث شده، بازار سنتی فومن در روزهای سه شنبه با استقبال فراوانی برگزار شود…

جهت خواندن مطالب بیشتر لطفا به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢٢ | ٧:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

بسیاری از خانه های قدیمی جای خود رابه خانه های چند طبقه داده است تا چهره مدرنتیته در این روستا بخوبی نمایان باشد، اما دراین میان هنوز هم مکان ها و خانه هایی از روستا هستند که چهره وبافت قدیمی خود را حفظ کردند .

در زیر بخشی از خانه های قدیمی روستا به تصویر کشیده است که برخی قدمت بیش از ۵۰ وصد سال دارند.

جهت دیدن تصاویر بیشتر لطفا به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢٢ | ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

میشینَه تا بوا تِع کا دِرع آی

باهاری بو اُومه ،تِع ها دِرع آی؟

اشتِ بو وی تَسه چَمه سِراکو

باهار نِزیک آبَه پیشوا کِرا آی

دارون تی تَه کَرده دَشتون اَلاله

زومُستون کِرا شو،، آشنا وَری آی؟

گولون غومچه وَرده سوزه نی پِرمَه

زیزا خَندِخونه تنخا زونوم نای

اِشتِ رنگ وبونه دیلِن شاد آبون

شادیَه دیل بوبو هَزارهِ تِ بای

زومُستون شو باهارچِ دومله کو آ

اِشتِ اومه نَ تع ِ همی کِرا وای

شعر سرکار خانم ز زلیخا صبا



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢۱ | ٧:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

یکی از آیین های کهن استقبال از بهار در گیلان(نوروزی) یا «نوروزی خوانی» می باشد. نوروزخوانی از آیین‌های قبل از آمدن نوروز است . با آغاز اسفند گروه نوروزخوانان قاصد بهاربوده و ترانه‌هایی زمزمه می کنند که آمدن آفتاب و بهار را نوید می‌دهد. طنین صدای آنان بشارت ‌دهنده رویش سبزه و شکوفایی گلها بوده و پیام آور دوستی ، تولد دوباره و تشدید مهربانی هستند.. در گیلان نخستین‌بار در یکصدوسی‌و پنج‌سال پیش توسط الکساندر خوتسکو Alexander Choodzko   ایرانشناس روسی مطالبی در این خصوص گرد‌آوری شده است .خوتسکو که مدت یازده سال در ایران و از جمله در ایالات شمالی ایران اقامت داشت، مطالعات ارزنده ای در زمینه‌های زبانشناسی ایران و بخصوص گویشهای گیلکی، طالشی و مازندرانی انجام داد. حاصل این تحقیقات کتابی است پر حجم تحت عنوان :   Specimens of the Popular Poetry of  Persia
این کتاب شامل اطلاعات کلی درباره‌ی مناطق  شمالی ایران و مردم آن مرز و بوم و حوزه‌ی رواج گیلکی و مباحث عمومی پیرامون لهجه‌های سواحل جنوبی دریای خزر و متن اشعار محلی و داستانهایی به این گویشهاست.

نمونه‌هایی از اشعار نوروزخوانان به جا مانده است که معمولا به سه زبان گیلکی، تالشی، و فارسی خوانده می شد .در مناطق تالش ‌نشین غرب گیلان نوروزخوانان از محدوده خود خارج نمی‌شدند. بداهه خوانی از ویژگیهای نوروز خوانی در گیلان بود و نوروز خوانان واقعی معمولا از افراد خوش‌نشین آبادیها بودند که در نزد مردم از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بودند.

پیشینه این گونه آواز مربوط به دوران قبل از اسلام می‌باشد که در بعضی از کتب نزدیک به دین زرتشتی و در ستایش اهورامزداو همچنین در توصیف طبیعت و زیبایی فصل بهار و ستایش شاهان و امیران آمده است. بعد از ورود اسلام و مذهب شیعه این گونه آواز با مفاهیم مذهبی و روایات اسلامی آمیخته شدند.

در نوروز خوانی افرادی که به آنها نوروز خوان گفته می‌شده است پیش از آغاز فصل بهار به صورت دوره‌گردی به شهرها و روستاهای مختلف می‌رفتند و اشعاری در مدح بهار یا با ذکر مفاهیم مذهبی به صورت بداهه یا از روی حافظه می‌خواندند. این اشعار به زبان فارسی و یا زبان‌های محلی بوده است و پس از اسلام اغلب پس از ستایش خدا در مدح امامان شیعه گفته می‌شده است. این اشعار بیشتر بصورت ترجیع بند بوده و توسط یک یا چند شخص همزمان خوانده می‌شده است.

در نوروزخوانی، که ترجیعش با باد بهاران آمده آغاز می شود، سطرهایی در ستایش یا نکوهش «صاحبخانه » می سرایند و گاه مقداری پول برنج، چای یا تخم مرغی را که می خواهند در شعر قید می کنند و چنین می خوانند:


«بخوانم  من امام اولین را              شه کشور امیرالمؤمنین را

وصی جانشین یعنی علی را         به یاسین و الف لام و به فیروز

    
دهید مژده که آمد عید نوروز           امام دومین هم دسته ی گل

شفاعت می کند او بر سر پل           اما سومین شاه جهان است


بود نامش حسین شاه یگانه و . . . . »


آنها این اشعار را تا امام دوازدهم تکرار می کنند.


«امام دوازدهم مهدیش نام است              تمامی کل عالم را امام است

بدانید حضرت صاحب الزمان است          به یاسین و الف و لام و به فیروز

   دهید مژده که آمد عید نوروز                     خدایا صاحبخانه را خوشحال گردان

 جوانان را داماد گردان                     عروسش صاحب اولاد گردان

به یاسین و الف و لام و فیروز             دهید مژده که آمد عید نوروز

هوا سرد است و بگرفته صدایم             که چند تا تخم مرغ باشد دوایم

ایا همشیره ی فرخ لقایم                    بکش زحمت بیار عیدی برایم


جوانب خیر ببینید از دعایم و . . . . »



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢٠ | ٥:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

شهرستان املش در استان گیلان قرار دارد و از سمت شمال و شرق با شهرستان رودسر، از سمت جنوب با شهرستان سیاهکل و از سمت شمال غرب و غرب با شهرستان لنگرود همسایه است.

جاذبه‌های طبیعی این شهرستان با مناظر چشم نوازش در مناطق کوهستانی (ییلاقی) و مناطق پست جلگه‌ای به یقین اگر با سعی و تلاش مسئولان منطقه در شناساندن این جاذبه‌ها به هموطنان باشد باعث رونق گردشگری و توریسم در املش خواهد شد.

این شهرستان زیبایی گیلان با سرمایه گذاری بخش خصوصی و همیاری و پشتیبانی بخش دولتی می‌تواند به بخش مهم گردشگری و توریسم استان تبدیل شود.

شهرستان املش دارای مناطق زیبا و جذابیت خاصی برای گردشگران داخلی و خارجی است، مناظر طبیعی در این شهرستان نگاه هر دوست‌دار طبیعت را به شدت مجذوب خود می‌کند.

مسافران نوروزی و گردشگرانی که برای فرار از زندگی شهری به سوی طبیعت کشیده می‌شوند، می‌توانند شهرستان املش در استان گیلان را به عنوان مقصد سفر انتخاب کنند.

املش در فصل بهار بهترین وضعیت جغرافیایی را دارد، فضای سرسبز و دلنشین کوه ها و جنگل های سرسبز آن لطافتی خاص به روح های لطیف انسان‌ها می‌دهد.

املش؛ ارزشمندترین جلوه‌های جهانگردی و توریستی گیلان

این شهرستان یکی از مهمترین و ارزشمندترین جلوه های جهانگردی و توریستی گیلان به شمار می آید که برای توسعه و گسترش صنعت گردشگری از توانایی های قابل توجهی برخوردار است.

املش از سمت شمال و شرق با شهرستان رودسر، از سمت جنوب با شهرستان سیاهکل و از سمت شمال غرب و غرب با شهرستان لنگرود همسایه است.

شهرستان مزبوراز نظر ژئومرفولوژی و ناهمواری ها به سه منطقه جلگه ای، کوهپایه ای و کوهستانی تقسیم شده و بخش جلگه ای از آبرفت های رودهای شلمانرود، کیارود و رود کهنه گویه به وجود آمده که شهر املش بر مخروط افکنه شلمانرود بنا شده است.

بخش جلگه ای و کوهپایه ای در گذشته نه چندان دور پوشیده ازجنگل انبوه بود اما امروزه به باغات چای تبدیل شده است، بخش کوهستانی در جنوبی ترین قسمت شهرستان واقع شده و پوشیده از مراتع و بلندترین قله آن ناتشکوه است.

مناطق جلگه ای و کوهپایه ای دارای آب و هوای معتدل خزری و مناطق کوهستانی دارای زمستان های سرد و پوشیده از برف، یخبندان و تابستان های خنک و ملایم است. املش در اصل ( ام ) و ( لش ) بوده که ( ام ) به معنی ( رود) و ( لش ) به معنی ( راکد ) است، بنابراین املش یعنی رودخانه راکد است.

بدین ترتیب شهرستان املش با وجود باغات زیبای چای و مناطق ییلاقی خوش آب و هوا دارای جاذبه توریستی بوده و هرساله مسافران زیادی را از دیگر شهرهای کشور جذب می کند و موقعیت شهرستان به گونه ایست که به دلیل مناطق ییلاقی و باغات زیبای چای بسیار از جاذبه های توریستی داخلی و خارجی برخورداراست و بستر مناسب برای توسعه صنعت گردشگری دارد.

فهرست جاذبه های فرهنگی، تاریخی و طبیعی شهرستان املش عبارتند از:

برج تاریخی میل امام با ارتفاع هفت متر، خانه های قدیمی خاندان صوفی، قلعه شاه نشین قلعه، بافت تاریخی شهر املش، تالاب زربیجار، مناطق ییلاقی و باغات چای، غار تلاین گورج و هفت خم تله سر، یخچال طبیعی ملجادشت، دهکده ییلاقی، تندرستی خسیب دشت، هلودشت، چشمه آب معدنی لوزان و غیره.

جهت خواندن مطالب بیشتر لطفا به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱٩ | ۸:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

بازی «آهو چره» نیز تا حدود بیست سال پیش در منطقه شرق گیلان در شمار بازیها و نمایشهای مقدّمۀ نوروز انجام می شد. گروه «آهو چره» سه نفر بودند، بازیگر «آهو»، «شعر خوان» و «توبره کش».

محور بازی «آهو» بود.

با وسایل مختلف چیزی شبیه کلّۀ آهو یا بز درست می کردند، برایش شاخ می گذاشتند، گل و سبزه به شاخش می زدند، با مهرۀ شیشه ای برایش چشم می گذاشتند، زنگوله به آن می آویختند و آن را بر سر چوبی قرار می دادند.

بازیگر آهو، گونی یا کیسه ای پارچه ای روی سر خود می کشید، به طوری که تمام بدنش را می پوشانید و از داخل آن چوبی را که کلّۀ آهو بر سر آن قرار داشت به دست می گرفت، چنانکه به هیأت حیوانی در می آمد و با آن چوب می توانست سر خود را حرکت بدهد.

نفر دوم گروه شعرهایی می خواند و هنگام خواندن شعر، با چوبی که در دست داشت نمایش را هدایت می کرد. نفر سوم «توبره کش» بود. هر سه با هم کوچه به کوچه به خانه های ده می رفتند، بازی «آهو چره» را اجرا می کردند، شعر می خواندند و از هر خانه چیزی می گرفتند.

آهو چره، آهو چره، ببین چقد خوب می چره، (آهو می چرد، آهو می چرد. ببین چقدر خوب می چرد)

م آهو از باغ آمده، چریده و چاق آمده/ م آهو مرغانه خوره، صد تا به کمتر نخوره

(آهوی من از باغ آمده، چریده و چاق آمده، آهوی من تخم مرغ می خورد، از صد تا کمتر نمی خورد.)

به اینجا که می رسید، آهو غش می کرد و تا تخم مرغ یا چیز دیگری از صاحبخانه نمی گرفت، حالش به جا نمی آمد. بعد از خواندن هر بند، همان قسمت اول (آهو چره، آهو چره، ببین چقدر خوب می چره) به صورت واگرد (ترجیع بند) تکرار می شد و سپس خواننده بند دیگری را شروع می کرد. به این ترتیب به همۀ خانه های ده می رفتند و از هر خانه چیزهایی مثل برنج و تخم مرغ و شیرینی می گرفتند. گروه «آهو چره» کارشان را از غروب آغاز می کردند و چند روستا و آبادی نزدیک را می گردیدند.

«آهو چره» با هر یک از دو گونه نمایشی «عروس گوله» و «تکم» وجوه مشابهی داشت.

بازی «آهو چره» از شرقیترین نقاط گیلان تا حدود تنکابن و روستاهای اطراف آن معمول بود و امروز نیز کم و بیش معمول است.

باید توجه داشت که در محدودۀ رواج «آهو چره»، رسم نمایش «عروس گوله»، با عنوان «پیر بابو» شناخه می شود، و ایفاگر «پیر بابو»  خود را با تنپوش پوستی به هیئتی همانند یک بز کوهی در می آورد.

وسیلۀ اصلی این بازی، یعنی «کلّۀ آهو»، گونه ای عروسک نمایشی است و از جهات مختلف از جمله نوع حیوانی که عروسک به شکل آن ساخته شده نظیر بز، فن حرکت دادن عروسک(توسّط چوبی که عروسک بر سر آن قرار دارد)، و زمان و شیوۀ اجرای بازی، تا حدّ زیادی به «تکم» همانندی دارد.

لازم به ذکر است که این آیین در تاریخ بیست و پنجم خرداد ماه نود بشماره ۲۳۷ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است .



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱٩ | ٦:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()
  • قیمت دلار | تبادل اطلاعات