نصیرمحله منطقه ای جلگه ای ,با طول جغرافیایی 49دقیقه و 20 ثانیه و عرض جغرافیایی 49 دقیقه و 7 ثانیه در جنوب غرب شفت واقع است . رودخانه سیاهمزگی از جنوب شرقی آن میگذرد . کوه خیر سنگ در 2 کیلو متری جنوب غربی و نساء کوه در یک کیلو متری شمال آن واقع است . زبان مردم آن تالشی است . از محصولات آن برنج، ابریشم ، چای ،لبنیات و عسل است .

مالیات نصیرمحله در سال 1330 هجری 1518/32 قران بوده و در نیم فرسنگی امامزاده اسحاق (ع) واقع است . می گویند بانی این روستا نصیر خان بوده است . نصیر خان از حکمرانان منطقه در اواخر قرن سیزدهم هجری بود که خود سرانجام به عللی این روستا را ترک کرد .

نصیرمحله در مسیر جاده شفت به سیاهمزگی واقع است و حدود 8 کیلومتر با شهرستان شفت فاصله دارد . از این روستا جاده ای آسفالته به طرف دژ قلعه رودخان کشیده شده است .

نصیرمحله مرکز دوخت البسه پشمی در گذشته شفت بود . وجه تسمیه ی این روستا بر گرفته از نام شخصی است که آن را ساخته است و اهالی خود را در همین محل اسکان داده بود .

نصیرمحله در گذشته مرکز یکی از دهستانهای تابع شفت بود . این محل 500هکتار برنج زار ،20 هکتار باغ چای ، و 15 هکتار توتستان دارد . سرشماری 1385 ، 803 خانوار با 3234 نفر جمعیت دارد که 2309 نفر بالای 6 سال آن باسوادند .

نصیرمحله دفتر مخابرات ،پست بانک ،خانه بهداشت ، به ورز ، مسجد ،شورای اسلامی روستا ، شرکت تعاونی روستا ، برق ، گاز ، آب لوله کشی ، دبستان ، مدرسه راهنمایی و دبیرستان شبانه روزی  دارد .

از محلات آن میتوان آهنکل ، بالا چلافت ، پایین چلافت ، چوکا و شاهرز را نام برد . در این روستا روزهای چهارشنبه بازار هفتگی است . نصیر محله در سال 1135 ، 1070نفر جمعیت داشت .

یکی از مساجد قدیمی این منطقه مسجد امام حسن مجتبی (ع) است که در سال 1290 شمسی ساخته شده که بیش از یک قرن قدمت دارد .

از جاذبه های دیدنی آن میتوان با استخر زیبای آن  نام برد که در ورودی آن قرار دارد و زیبایی منحصر به فردی دارد .

منبع : کتاب تاریخچه شفت (نادر افشاریان )

گردآورنده : وبلاگ نصیرمحله

کپی برداری از این مطالب با ذکر نام (وبلاگ نصیرمحله ) بلامانع می باشد



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٤/٩/۱٧ | ٦:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

ارمنی‌های گیلان بخشی از مردمان ارمنی تبار ساکن استان گیلان که غالبا در شهرهای رشت  و بندرانزلی زندگی می‌کنند. به زبانشان که ارمنی یکی از زبانهای هند و اروپایی است، سخن می‌گویند و پیرو دین مسیحیت از شاخه گریگوریان هستند. ارمنی‌های استان گیلان به لحاظ دینی جزء ۱۲ ناحیه تابعهٔ شورای خلیفه گری ارامنه تهران و شمال می‌باشند.

تاریخچه سکونت

ورود اولیه و سکونت ارمنی‌ها در نواحی شمالی ایران و استان گیلان به دوران حکومتی شاه‌عباس باز می‌گردد که در حدود ۲۴ الی ۲۷ هزار خانوار ارمنی جهت زراعت و پرورش کرم ابریشم به این منطقه کوچانده شدند، اما به علت بیماری‌های صعب‌علاج و ناسازگاری با آب و هوای شمال موجب مرگشان گردید که تنها پنج الی شش هزار خانوار از آنان باقی ماند. در همان دوران و امروزه مرکز تجمع و سکونت ارمنی‌ها در مرکز استان، رشت و سپس بندانزلی است، ولی در سایر شهرهای گیلان نظیر لاهیجان، لنگرود، رودسر، فومن وتالش نیز اقلیتی از ارمنیان در دوران گذشته سکونت داشتند. اشتغال آنان در بخش‌های تجارت، صنعت، ادارات دولتی، پزشکی، مشاغل آزاد و هنر بوده‌است.

ارمنی‌های رشت

ارمنی‌ها از قرن هفدهم به بعد در رشت سکونت دارند. که در قرن بیستم اوج شکوفایی ارمنیان بود که سبب تبدیل گشتن این شهر به عنوان یکی از مراکز مهم تجاری ارمنیان در زمینه ابریشم و برنج بدل گشته‌بود تبار و خانوادهٔ این گروه قومی ارمنی در استان گیلان به خانواده‌های تومانیان، اصلانیان، هورادانیان و گوسیکیان که از جمله خانواده‌های معروفی هستند که در این تجارت سابقه‌ای طولانی داشته‌اند. مراکز تجاری تومانیان و لیازانُف روابط تجاری گسترده‌ای با روسیه داشته‌اند، برمی‌گردند. در دهه‌های پنجاه قرن نوزدهم میلادی، حدود هشتصد ارمنی در رشت و چهارصد ارمنی در سایر شهرهای گیلان سکونت داشته‌اند. در سال ۱۹۳۴ میلادی حدود ۵۱۵ و در سال ۱۹۸۹ میلادی حدود ۴۳ خانوار ارمنی در رشت زندگی می‌کردند.

ارمنی‌های بندرانزلی

اجتماع و نخستین سکونت ارمنی‌ها از اواسط قرن هجدهم در بندر انزلی شکل گرفته‌است. در دورهٔ چهارم قرن نوزدهم میلادی هفتاد خانوار ارمنی در بندرانزلی سکونت داشتند که به دلیل بیماری‌های صعب‌العلاج نظیر طاعون و مالاریا از این شهر مهاجرت کردند. بعد از گذشت چند سال، ارمنیانی از منطقه قفقاز و آستراخان به انزلی و برخی از شهرهای ایران کوچیدند، که در سال ۱۸۷۴ میلادی حدود ۳۷۰ ارمنی در انزلی اقامت داشتند امروزه جمعیت ارمنی‌های به حدود ۲۳ خانوار و کمتر از ۵۰ نفر می‌رسد

از کلیساهای ارامنه در گیلان میتوان به کلیسای مسروب مقدس رشت (1966 میلادی)و کلیسای مریم مقدس بندر انزلی (1885میلادی ) را نام برد

رئیس شوارای خلیفه گری در رشت ادوارد هوسپیان و در بندر انزلی سیمون ترهوسپیان نام دارد

ازمدارس ارامنه در گیلان میتوان مدرسه ماریامیان (مریم مقدس) رشت و مدرسه وارتانانتس انزلی را نام برد .
 گوستان لهستانی بندر انزلی و گورستان ارمنی بوراق و انجمن فرهنگی ورزشی آرارات رشت نیز از گورستان ها و انجمن های ارامنه گیلان می باشد

از مشهورترین ارمنیان گیلان آرسن میناسیان معروف به موسیو آرسن، که وی نیکوکار و موسس اولین داروخانه شبانه روزی ایران و بنیانگذار اولین خانه سالمندان و معلولین کشور در شهر رشت می‌باشد. دیگر ارمنی معروف گیلان را می‌توان هراند میناسیان که در زمینه کارگردانی و تدوینگری سینما فعالیت داشت، نام بُرد.

منابع :

  1. ایرانیان ارمنی: وزن یک اقلیت در میان یک ملت
  2. خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران
  3. «ارامنه تهران». خلیفه‌گری ارامنه تهران. بازبینی‌شده در ۱۳۹۲/۰۲/۱۱.
  4. فصلنامه فرهنگی ارمنیان - پیمان‌آنلاین
  5. «ارمنیان و تئاتر رشت». فصلنامه فرهنگی ارمنیان - پیمان‌آنلاین، شماره ۳۸ - سال دهم - زمستان ۱۳۸۵. بازبینی‌شده در ۱۳۹۲/۰۲/۱۱.
  6. «کلیسای مریم مقدس (س)، بندر انزلی». درگاه کویر-معماری و بناها. بازبینی‌شده در ۱۳۹۲/۰۲/۱۱.
  7. «بازدیدمدیر میراث فرهنگی گیلان ازکلیسای ارامنه». شمال‌نیوز، ۹ دی ۱۳۸۶. بازبینی‌شده در ۱۳۹۲/۰۲/۱۱.
  8. «300 نفر از اهالی گیلان به مسیحیت گرایش پیدا کرده‌اند». آفتاب‌نیوز، ۸ تیر ۱۳۸۹. بازبینی‌شده در ۱۳۹۲/۰۲/۱۱.
  9. «یک جوان مسیحی در رشت مسلمان شدن». شمال‌نیوز، ۸ آبان ۱۳۹۱. بازبینی‌شده در ۱۳۹۲/۰۲/۱۱.


ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٢۸ | ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

بشار میلاش در موقعیت جغرافیایی N3653 E5012 در استان گیلان واقع است. آبشار سحر انگیز میلاش شاخص ترین، بزرگترین و زیباترین آبشار منطقه رحیم آباد است که در یک کیلومتری غرب روستای میلاش و در مسیر رودخانه میلاش قرارداشته و از کوه بندبن سرچشمه می گیرد ودرارتفاع  ۸۰۰ متری از سطح دریا و در۷۰۰ متری غرب رودخانه پلورود قراردارد.

روستای میلاش در ۳۰ کیلومتری بخش رحیم آباد و ۴۵ کیلومتری جنوب غربی شهرستان رودسر واقع شده واز روستاهای دهستان اشکور سفلی است. این آبشار به ارتفاع ۲۵ متر، عرض هشت متر و مساحت ۱۵۰ متر است، آب از شیب ۸۵ درجه به پایین بافـشار سرازیر می شود.

در تابستان هفت پره آبی دارد و عمق استخر آن تا۷۰ سانتی متر متغیر است. چون آب آن بصورت پلکانی سقوط می کند استخری عمیق پای آن ایجاد نشده است. درجه حرارت آب بین ۱۵ تا ۲۰ درجه سانتیگراد متغیر است و مساحت حوضچه آن ۳۰ متراست، صخره سنگی ایجاد شده در محدوده  آبشار ۳۲ متر است.

برای دسترسی به این آبشار از شهرستان رودسر به سمت رحیم آباد رودسر حرکت کنید. بعد از عبور از روستای زیار به دیو رود خواهید رسید. بعد از حدود 2 ساعت کوهپیمایی و عبور از باغهای فندق به آبشار میلاش می رسید.

منبع : وب سایت http://www.irandeserts.com



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٢٦ | ۸:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

خانه های چوبی سوباتان که بخش مهمی از ساختار سنتی این شهرک زیبای ییلاقی بوده و در جذب گردشگردان نیز نقش بسزایی دارد در احاطه آهن و سیمان در حال نابودی است و نفسهای آخر خود را می کشد . ساکنین فعلی سوباتان به دلیل قابل دسترس بودن مصالح ساختمانی صنعتی و امکان حمل و نقل راحت آن ، اقدام به ساخت ویلاهای مدرنی می کنند که هیچ سنخیتی با ویژگیهای جغرافیایی این منطقه ندارد .

این خانه ها بر خلاف خانه های سنتی چوبی در تابستان گرم و در زمستان بسیار سرد بوده و در مقابل پدیده های طبیعی سوباتان از قبیل برفهای سنگین زمستان ، طوفانها و بورانهای شدید و تند بادها نیز همانند خانه های چوبی سنتی مقاوم نیستند .    

در زمانهای قدیم خانه ها را در سوباتان از چوب درختان جنگلی درست می کردند . برای این کار ابتداء ستونهای اصلی و اسکلت خانه را از چوبهای محکم جنگلی از قبیل بلوط ، آزاد و سردور که از استحکام فوق العاده ای برخوردار بود بنا می کردند ، سپس روی آنها را با چوبهای نازکتر که " پلک " نامیده می شد به فاصله بیست سانتی متر از دو طرف می پوشاندند

جهت دیدن تصاویر بیشتر لطفا به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٢٥ | ۸:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

خبر اومَه تالش وَرَه هوایَه

غوربتی کا چمه دیلی خون بَ پایَه

بشَه پَیغوم بدییَه مرا یاری بوایَه

هنی یلدا اومَه چمه دیل چه هَوایَه


*************

زمستون اومَه هوا سَردی پِکرده

اسمون تار اَبه هوا وَری دَکرده

میرکه گلَه داری سَر سَردی دَمَرده

زمَه زمسونی میرکه گلَه رَحمی نِکرده

شعر : آقای علی رستم پور



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٢۳ | ٩:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

گیلان مهمترین تولیدکننده شکوفه‌های شفابخش در ایران

به گزارش خبرنگار مهر، برکت و حاصلخیزی در گیلان تنها به دشت ها منتهی نشده بلکه ارتفاعات این استان زیبایی شمالی چشمه ای از لطف و نعمت خداوند هستند.

گیلان با تولید 90 درصد گل گاوزبان کشور مهمترین تولید کننده شکوفه های شفابخش در ایران است، گل گاوزبان یک محصول گیاهی – دارویی در استان است.

سطح زیر کشت گیاه گل گاوزبان در گیلان 620 هکتار، میزان برداشت 320 تن و ارزش اقتصادی این محصول 320 میلیارد ریال است.

معاون تولیدات گیاهی سازمان جهاد کشاورزی گیلان دراین باره می گوید: شهرستان های پرورش دهنده گل گاوزبان در گیلان شامل رودسر، املش، تالش، سیاهکل و رودبار است.

ایرج بنیادی با بیان اینکه بیشترین محصول گل گاوزبان در رودسر برداشت می شود، افزود:سطح زیر کشت محصول گل گاوزبان در این شهرستان 450 هکتار، میزان برداشت 220 تن و ارزش اقتصادی 220 میلیارد ریال است.

گل گاوزبان گیاهی سراسر درمان است

وی همچنین اظهارداشت: ارزش، اقتصادی، غذایی و دارویی این گیاه باعث شده بسیاری از جوانان تحصیل کرده نیز به کشت گیاه گل گاوزبان مبادرت ورزند.

معاون تولیدات گیاهی سازمان جهاد کشاورزی گیلان گفت: به نظر می رسد توجه به توسعه کشت این گیاه پرفایده می تواند در رشد اقتصادی و سلامت کشور موثر باشد.

وی یادآورشد: اگر پروسه تولید محصول گل گاوزبان مکانیزه و بصورت علمی و مدرن فرآوری و بسته بندی شود موجب پویایی صادرات، اشتغالزایی، ارزآوری و همچنین افزایش درآمد کشاورزان را در واحد منجر خواهد شد.

بدون شک این گیاه دارویی پر فایده به رغم داشتن خواص دارویی فراوان، ارزش اقتصادی بالا، اشتغالزایی و ارزآوری بی بدیل متاسفانه در اذهان عمومی غریب است.

یک متخصص تغذیه در این زمینه می گوید: خواص دارویی گیاه گل گاوزبان می توان ضد درد، آرام بخش، تسکین دردهای عصبی، درمان بیماری های دستگاه گوارش و غیره باشد.

زهرا تکین فر به نحوه مصرف گل گاوزبان نیز اشاره کرد و افزود: دو قاشق غذا خوری گل گاوزبان خشک پنج دقیقه دم کرده و به مدت سه روز ( یک روز درمیان) مصرف شود.

وی ادامه داد: این گیاه به دلیل داشتن منیزیم از بیماری سرطان جلوگیری می کند.

این متخصص تغذیه گفت: ترکیبات شیمیایی موجود در گل‌ گاوزبان شامل ساپونین، موسیلاژ، رزین‌ ها، تانن ‌ها، کلسیم، پتاسیم و ویتامین C است.

وی افزود: گل ‌‌گاوزبان را به صورت تازه یا خشک، به شکل دم ‌کرده یا جوشانده می ‌توان مصرف کرد.

تکین فر یادآورشد: دم ‌کرده گل‌‌ گاوزبان برای درمان سرماخوردگی همراه با تب، تسکین سرفه، از بین بردن ورم حفره‌های بینی، گرفتگی صدا، تنگی نفس، درد گلو و درمان ناراحتی‌ های مجاری تنفسی بسیار مفید است.

راه اندازی صنایع مربوط به تولید و صادرات گل گاوزبان باعث اشتغال زایی و ارزآوری می شود

جهت خواندن مطالب بیشتر لطفا به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٢٢ | ٥:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

چند سال است ؟ نمیداند، اصلاً سال و ماه یادش رفته ، وقتی که ثانیه با سال برابر میگردد وقتی غربت و تنهایی در دلش آشیانه میسازد، وقتی اضطراب  و استرس یار همیشگیش میشود، آن وقت است که آتش به جانش میافتد وشعله های آن زبانه میکشدو میسوزد.

میسوزد از سرنوشت خود که چه نوشت؟ به یاد می آورید وقتی که بچه بود خانه اشان سوخت، تمام هستی و دار و ندارشان طعمه حریق شد و با  چشمان وحشت زده خود میدید که چگونه زبانه آتش ، را در محاصره گرفت و پدرم هم چگونه تلاشمی کرد اما بی فایده بود و به ناچار تسلیم شد .

تمام سرمایه و ثروتشان ، تمام هستی شان و تمام امیدشان نان آور خانواده یعنی پدر بود که راهسپار بیمارستان تهران گردید .

دستان کوچک خود را بالا می گرفت و با زبان کودکان برای پدر دعا می کرد حتی یادش می آید که به امام زاده اسحاق (ع) ،امام زاده ابراهیم و امام زاده هاشم (ع) برایش نذر کرده بود .

پدر می آید تمام رشته هایش را پنبه شده می بیند . می بینید که یک خانواده بدون سرپناه ، مریض و درمانده دارد . در می ماند و می ماند که چه کند یکی از دوستانش به او توصیه می کنند که یکی از بچه هایت را بفرست خونه فلان شخص که متمکن می باشد کار کند .

این پیشنهاد مسبب می شود که پدر با توجه به شرایط خانواده ، به زانو در بیاید و تسلیم گردد . چه خبر بدی بود ، کدام شاخه باید از درخت بریده می شد ؟ در دلها غوغایی برپا بود قرعه بنام من سیاه نام افتاد.

پدر گفت صغری باید برود ، نمی توانستم نه بگویم ، سکوت کردم و در سکوتم سوختم . حتی نتوانستم به چهره مادر نگاه کنم . وای مگر می شود از خواهر و برادر که تا دیروز باهم بازی می کردیم جدا شد و به جای دیگر رفت که اصلاً آنها را نمی شناختم . مات و مبهوت مانده و در دلم طوفانی بود اینکه چه می شود ؟

نمی خواهم از لحظه رفتن بگویم ،قصه پر قصه آن به وقت دیگر با یادآوری آن نمی خواهم بر زخم کهنه دلم نمک بپاشم . رفتم به خانه ای که همه چیزشان با ما تفاوت داشت . انگار من از کره دیگر آمده بودم . سخن گفتن آنها ، رفتارشان و حتی غذایشان با خانواده من فرق می کرد من که در خاک دیگر ریشه داشتم چگونه می توانستم در اینجا جوانه بزنم و رشد کنم ؟ نه نتوانستم ، نتوانستم آن فضا را تحمل کنم چون دل کوچکم را از مادر دور می دیدم ، چون چشمم دیگر نه برادری می دید نه خواهری . آه دیگر از نوازشهای پدر خبری نبود . می سوختم و می ساختم . اصلاً چاره ای نداشتم . باید تحمل می کردم تاحداقل شکمم سیر می ماند حاضر بودم هزار بار از گرسنگی بمیرم اما از خانواده جدا نشوم .

انواع و اقسام غذاها در خانه جدید بود اما من نمی توانستم لب بزنم . چاشنی تمام وعده های ناهار و شام من ،گریه دلم بود . چگونه می توانستم خوش بگذرانم در حالیکه یک تکه نان اضافه برای خانواده ام تحفه هندوستان و یا فرشته نجات بود بین زمین و آسمان گیر افتاده بودم اما همچنان لبهایم را گاز می گرفتم و تحمل می کردم . اما دلم جا دیگر بود و مغزم هم تابع دلم شده بود .

من فقط 12یا 13سال بیشتر نداشتم تحمل دوری و جدا ای از خانواده ، طاقتم را طاق کرده بود . سایده شدن روحم را تمام وجود احساس می کردم . به گمانم دو هوایی شده بودم خوب یک دختر بچه کوچک روستایی بودم . این موضوع سخت عذابم می داد تمام فکرو ذکرم خانه خودمون بود آیا می شد دباره صدای مادرم را بشنوم ؟ داشتم دیوانه می شدم . همین موضوع سبب شد که حواسم به کارم زیاد نباشد . خیلی عصبی و زود رنج شده بودم تا اینکه روزی ...

روزی در حیاط خانه صاحب کارم ، نمی دانم بچه اش که فقط 2یا3سال از من کوچکتر بود چیزی از من خواست و من هم ذهنم مشغول بود و اصلاً خواسم بهش نبود ، کارش را انجام ندادم و اوهم عصبانی شد به طرفم حمله کرد و من هم در حال خودم بودم آن بچه هولم داد. نمی دانم خودش عقب ، عقب رفت یا من هولش دادم که بچه به داخل چاه افتاد و آن بچه معصوم از دست رفت .

دنیا برسرم خراب گردید و چشمانم تاریک شد . مثل دیوانه ها فریاد می زدم ، از پا افتادم و جرئت نداشتم که چشمم را باز کنم ، قلبم مثل قلب گنجشک می زد و اشکم مثل ابر بهاری سرازیر بود . دیگر نمی توانستم تحمل کنم مگر چقدر می توانستم سنگ دل باشم که هم دوری از خانواده را تحمل کنم و هم اکنون باید شاهد پرپر شدن یک غنچه باشم .

درونم می سوخت و بیرونم یخ می زد . نمی دانستم چه کنم . هم آنجا ماندم . باز داشت شدم روزگار جوری برایم ورق زد که راننده رفتن این کودک معصوم پیش فرشته ها من باشم .

مدتها در بازداشت و پس از آن در مسیر دادگاه در رفت و آمد بودم . آه چقد برایم زجر آور بود که بایستم و پاسخ بدهم . بلاخره تصمیم گرفتم و گفتم من قاتل هستم ، به اصطلاح اقرار کردم . این اقرار کار خود را کردو رأی هم صادر شد .

ما اینجا ثانیه ها را سال حساب می کنیم اما شما 365 روز را یک سال می دانید . اجازه بدهید با سال شما حساب کنم من بیشتر از 20 سال اینجا هستم ، 20 سال رنگ خانه را ندیدم ، 20 سال زیارت امامزاده اسحاق (ع) در دلم مانده ، نمی دانم بازار امامزاده ابراهیم (ع) چگونه است ؟ آه چقدر دوست دارم گنبد امامزاده هاشم (ع) راببینم ؟ آخ چقد دلم برای صدای پرندگان تنگ شده ؟وای چقد دوست دارم آب دریا و رودخانه را لمس کنم ؟ آه خدای من چقد دوست دارم همانند زنان دیگر در کنار خانه و خانواده شان باشم ؟

من کودکیم نابود شد ، جوانیم در زندان سیاه گردید مانند هر دختر جوانی ، آرزویم بود لباس عروسی برتن کنم و شاد باشم اما لباس زندان تقدیرم شد . چه مجازاتی شدیدتر از این وجود دارد که کودکی ،جوانی و میانسالی یک زن مهر باطل بخورد .

اکنون در حال قدم گذاشتن به پیری هستم تمام آرزوهای دخترانه ام از بین رفته اما بازهم به فکر خانواده ام هستم پدرم کهنسال و مادرم زمینگیر شده است . آنها به من احتیاج دارند تا در این پایان عمر جرعه ای آب در دهانشان بریزم . آیا به این آرزو می رسم؟

شرمندگیم را به کمال می رسانم از طرف دعوا و شاکی محترم انتظار بخشش دارم از خانواده ی بزرگ راد و افشاریان حلالیت و کمک می خواهم . از آقای دکتر محمد باقر نوبخت که از اقوام شاکی می باشند ، انتظار دارم که فقط و فقط یک اشاره بفرمایند تا مرگ به پیری زندانی صغری نجف پور فرزند صفر اهل روستای نصیر محله شهرستان شفت ساکن زندان لاکان رشت خاتمه ندهد و این زن بیچاره تنها به آرزوی خود که الان خدمت به پدر و مادرش می باشد برسد . لااقل نه به خاطر اینروی سیاه بلکه به خاطر آن پدر و مادر بیمار و رنجور انجام دهند از همه هم شهریها و هم استانی های میخواهم برایم دعا کنند.چیزی در دستم نیست تا به عنوان سوغاتی بدهم فقط قطعه ای شعری روی دیوار سلول زندان نوشته ام و همیشه آنرا زمزمه می نمایم آنرا تقدیم می کنم . خواهش می کنم بپذیرید .

آی آدمها

آی آدمها که در ساحل نشسته شاد و خندانید

یک نفر در آب دارد می سپارد جان

یک نفر دارد که دست و پای دائم می زند

روی این دریای تند و تیره و سنگین که می دانید

آی آدمها که در ساحل بساط دلگشا دارید

نان به سفره جامه تان برتن ،

یک نفر در آب می خواهد شما را

موج سنگین را به دست خسته می کوبد ،

باز می دارد دهان با چشم از وحشت دریده

سایه هاتان راز راه دور دیده ،

آب را بلعیده در گود کبود و هرزمان بی تابی اش افزون

می کند زین آب ها بیرون

گاه سر ، گه پا ، آی آدمها

او ز راه مرگ جهان را باز می پاید ،

می زند فریاد و امید کمک دارد .

وقتی خبرهای مربوط به آمار زندانیان و خانواده های محروم آن ها در جامعه منتشر می شود، هریک از ما تاسف می خوریم و احیاناً سری تکان می دهیم و در دل آرزو می کنیم کاش در شرایطی بودیم که می توانستیم برای این افراد آسیب دیده کاری کنیم غافل از این که هر لحظه امکان دارد خود ما بر اثر حادثه یا رفتاری کاملاً اتفاقی به مجرم و سوژه تاسف دیگران تبدیل شویم.

درست در لحظه ای که دخترک بدون هیچ قصد و غرض قبلی و تنها بر اثر عصبانیت لحظه ای،آن کودک  معصوم  را هل داد، ولی مطمئنا هیچ قصد و غرضی نداشت .

بنده از تمام عزیزانی که فکر میکنند توانایی کمک به این عزیز را دارند  میتوانند نظرات و پیشنهادات خود را برایمان در قسمت نظرات همین مطلب ارسال نمایند تا شاید بتوانیم کمکی به این عزیز داشته باشیم .

پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمودند :

کسی که به برادر مسلمان خود کمک کند و او را از غم و اندوه برهاند، خداوند برای او ده حسنه می‌نویسد و ده گرفتاری را از وی برطرف می‌نماید و در روز قیامت شفاعت ده نفر را از او قبول می‌کند.

با تشکر از آقای امیدی ، وبلاگ لپوندان



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٢۱ | ٤:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

 اربعین حسینی و رخدادهای این روز

بیستم ماه صفر برابر است با روز اربعین شهادت امام حسین (ع) و یاران آن حضرت در صحرای کربلا در دهم محرم سال 61 هجری قمری... البته 40 روز از اسارت اهل بیت امام حسین (ع) نیز می‌گذرد... در این روز زیارت امام حسین (ع) مستحب موکد است.

 رخدادهای بیستم ماه صفر پیرامون واقعه کربلا به شرح زیر است:

1. اربعین سیدالشهداء(ع)

در چنین روزی 40 روز از فاجعه دردناک شهادت امام حسین(ع) و اهل بیت (ع) و اصحاب با وفایشان می‌گذرد. بر دوستان و شیعیان اهل بیت (ع) لازم است که با پوشیدن لباس مشکی، تعطیلی کار و برپایی مجلس عزا و شرکت در مجالس سینه‌زنی و ذکر مصیبت، این روز را تعظیم کنند.

2. زیارت جابر از کربلا

در این روز در سال 61 ه - ق "جابربن عبدالله انصاری" از صحابه پیامبر گرامی اسلام و همراهانش قریب به 40 روز بعد از شهادت امام حسین (ع) از مدینه به کربلا وارد شدند. او به همراه شخصی به نام "عطیه" قبر سیدالشهداء (ع) را زیارت کرد.

3. ملحق شدن راس مطهر امام حسین (ع) به بدن مطهر

نقل است که در این روز راس شریف امام حسین (ع) توسط امام زین‌العابدین (ع) از شام به کربلا آورده شد و به بدن مطهر آن حضرت ملحق شد.

4. بازگشت اهل بیت (ع) به کربلا یا مدینه

بنابر نقلی در چنین روزی اهل بیت (ع) از شام به کربلا بازگشتند همچنین بنا بر نقل دیگری این روز، روزی است که اهل بیت امام حسین (ع) از شام به مدینه آمدند.

ولی در ارتباط با آمدن اهل بیت حسینی(ع) در روز اربعین به کربلا، میان مورخان تفاوت راًی و گفت‌وگوست؛ مرحوم حاج شیخ عباس قمی در کتاب «منتهی الآمال» از سید بن طاووس نقل می‌کند که اهل بیت حرم حسینی(ع) در مسیر بازگشت به مدینه، نخست به کربلا آمدند و زمانی به آن‌جا رسیدند که جابربن عبدالله انصاری و گروهی از بنی هاشم به زیارت امام حسین(ع) و یارانش آمده بودند (و با توجه به این‌که جابر در بیستم صفر به کربلا آمد، بنابراین زمان ورود اهل بیت (ع) به کربلا نیز همان روز بوده است).

اما آن مرحوم با توجه به نقل دیگر مورخان و قرائن و شواهد دیگر، ورود اهل بیت (ع) را در بیستم صفر (اربعین حسینی) به کربلا بسیار بعید می‌داند و از شیخ مفید و شیخ طوسی نقل می‌کند که اهل بیت(ع) روز بیستم صفر از شام به مدینه مراجعت کردند.

منابع:

تقویم شیعه، عبدالحسین نیشابوری، انتشارات دلیل ما، 1387

مفاتیح نوین، آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی و همکاران، نوبت و سال چاپ: بیست و دوم 1389، ناشر: انتشارات امام علی بن ابی طالب(ع).



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٢۱ | ۳:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

اگر گیجگاه کسی درد بگیرد یا حالت فشردگی پیدا کند، پشت سر او حرف می زنند (غیبت می کنند) که اگر این حالت در سمت چپ گیجگاه باشد بد او را می گویند و اگر در سمت راست باشد در مورد خوبی های او حرف می زنند و در این حالت آن فرد اسامی آشنایان را یک به یک گفته، هرگاه درد کم شد مشخص می شود چه کسی پشت سر او غیبت می کرده.

اگر بینیِ کسی بخارد پشت سر او حرف می زنند.

اگر سگ در حیاط خانه به صاحبش پشت کند پشت سر صاحبِ خانه غیبت می کنند.

اگر پشت سر آدمِ بد، حرف زدی و آن آدم همان لحظه پیدا شد می گویند :چو نامِ سگ بری چوبی به دست گیر

اگر کسی در آستان در خانه بنشیند و به یک طرفِ چارچوب تکیه کند باید تف گونه ای به پشت سر و جلو بیندازد وگرنه به او تهمت میزنند.

اگر کسی هنگام جارو کردن جارو را به پای کسی بزند باید تف گونه ای به جارو بیندازد وگرنه به او تهمت می زنند.

اگر نان را با چاقو یا قیچی ببرنند بد است

اگر در کفش مهمان فلفل بریزند بزودی از آن خانه میرود

اگر کسی شب با جوراب بخوابد شیطان او را می دزدد

اگر شب اطاق را جارو کنند فقر می آورد

اگر با کف دست روی لیوان بکوبند دعوا می شود

اگر کسی پلو را از دیگ در بشقاب بریزد باران می اید

اگر گوش راست کسی بخارد هوا افتابی میشود

اگر لب و لوچۀ بچۀ کوچک را ببوسند بچه لکنت زبان می گیرد

اگر در شبِ بارانی شغال زوزه بکشد و سگ جواب دهد فردا هوا آفتابی می شود.
---------------------
ذکر این نکته ضروری است که این باورداشتها مربوط به سالیان پیش بوده و آنها بر حسب اتفاقاتی که برای افراد پیش می آمده تبدیل به یک باور شده اند که اکثریت انها هیچ توجیه علمی ندارند و من اینجا تنها برای یادآوری و آشنایی شما دوستان با باورهای قدیمی، آنها را ذکر می کنم نه اینکه خود آنها را باور داشته باشم یا بخواهم به کسی تحمیل کنم.
سماموس خدای آشامیدنیها،

جمع آوری و تهیه: عاکف معززلسکو



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٢٠ | ٧:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

خانه "خواجه آوادیس" به سال ۱۸۹۵ میلادی ( 1274 خورشیدی) در زمان ناصرالدین شاه قاجار توسط “آوادیس هوردانانیان” بنیانگذار مدرسه مگردیچ. آ. هوردانانیان” واقع در خیابان سعدی رشت خریداری شده و در همین سال ساخته شده است ولی مالک و یا سازنده اولیه آن معلوم نمی‌باشد. آوادیس بناهای زیادی را در رشت می‌سازد از جمله خانه آوادیس که در چند کوچه بالاتر از این بنا و تا سالهای اخیر موجود بوده است. خواجه آوادیس این خانه و بسیاری از املاک دیگر خود را در زمان حیاتش وقف می‌کند، ولی بعدها این خانه به دلایلی فروخته می‌شود.
در سال ۱۹۰۵ میلادی این خانه توسط دختران و دامادهای مرحوم آوادیس به شخصی به نام “آوانِس آوانسیان” ارابه‌چی (که در اصل صاحب شرکت ارابه‌رانی بوده و بین رشت و تهران و دیگر شهرهای ایران ارابه‌رانی می‌کردند) فروخته می‌شود. وی دارای چهار پسر (که یک پسر در جوانی فوت می‌کند) و دو دختر بوده است. سه پسر وی بنامهای “آرادشس” و “هراند” و “موشق” بوده‌اند.
“آرداشس آوانسیان” (اردشیر آوانسیان) در سال ۱۲۸۴ شمسی* در رشت متولد می‌شود. در جوانی وارد نهضت جنگل می‌شود و در همان سالها از بنیانگذاران حزب کمونیست ایران می‌گردد. سپس در شوروی تحصیل کرده و وارد ایران می‌شود. وی از بنیان‌گذاران حزب توده در ایران بوده و مدتی رهبری شاخه‌ی جوانان حزب و نیز شاخه حزب در گیلان را بر عهده داشته است. در زمان قائله آذربایجان دبیرکل خلق آذربایجان می‌بود. هِراند از بنیانگذار روزنامه “آلیک” (معتبرترین روزنامه ارامنه در ایران) می‌گردد. موشق کارمند وزارت بهداری می‌شود و وکالت کامل را برای فروش این خانه به عهده می‌گیرد.
در سالهای ۲۰ شمسی این خانه به “طاطاووس ینوک آوانسیان” که از ناحیه قره‌داغ ارس باران به رشت مهاجرت می‌کنند فروخته می‌شود. طاطاووس این ملک را به اسم دو پسر خود به نامهای “هاراتبون” (آرتوش) و “روبیک” می‌کند. آرتوش در ۱۰ سالگی به همراه خانواده و در این خانه ساکن می‌گردند. طاطاووس در ابتدا به تجارت ابریشم در ایران می‌پردازد. بعدها به علت فعالیت در تجارت چوب، نمایندگی صنایع چوب اسالم در رشت را می‌گیرد. آرتدوش به علت فعالیت‌های خیرخواهانه به همراه مرحوم “میناسیان” جز هیأت امنای ارامنه رشت در دور سوم و مسئول روابط عمومی خلیفه‌گری ارامنه- در رشت- انتخاب می‌شود.

جهت خواندن مطالب بیشتر لطفا به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٢٠ | ٦:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

جوکندان با 32 روستا بزرگترین دهستان شهرستان تالش می باشد. از سمت شمال در ۵ کیلومتری شهر لیسار و از جنوب در ۵ کیلومتری شهر تالش (هشتپر) قرار دارد و از سمت شرق به دریای کاسپین از غرب به رشگاجی و اردبیل متصل است. بازار انوش محله با جمیعت 2500 نفر بزرگترین روستای این دهستان است.

این دهستان دارای زیارتگاه بقعه قدیمی " قوشه جد "، سید فضل اله (رح) از نوادگان شیخ صفی الدین اردبیلی (رح) که بنای آن قدمتی نزدیک به ۵۰۰ سال دارد، است.

ییلاقات بسیار جالب و دیدنی آسبومار، کرورنگی بیر، بوبناپشت، قازیو هونیو، رنگینه هونی که آرامگاه فیروز شاه زرین کلاه در این ییلاق می باشد، با گلهای بسیار زیبا که چشم هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کند. تالاب جوکندان بخشی از منطقه حفاظت شده لیسار محسوب می شود. این تالاب جزو تالاب های دریایی ساحلی است و یکی از تالاب های نادر در استان گیلان محسوب می شود. در کنار این تالاب چشم اندازهای زیبایی همچون جنگل های جلگه ای هیرکانی و جنگل های کوهستانی هیرکانی را می توان مشاهده کرد. مساحت این تالاب 238 هکتار است و در 7 کیلومتری شمال شهر تالش واقع شده است. ساحل قرق یکی از مناطق زیبای ساحلی شمال در این دهستان واقع است. ساحل جوکندان که همه ساله مسافرانی زیادی به آنجا می آیند. مسیر بسیار زیبای ترک محله به دیگولی برای کوهنوردی بسیار عالی است.

جوکندان به معنی جون کندون به زبان تالش حاکی از مشقتهای مردم در آبادانی این منطقه و نیز، جوی کندان بعلت تغییر مسیر رودخانه پی سرا جهت عبوراز زمینهای خان منطقه!

یکی از خطرناکترین و پرحادثه‌ترین جاده‌های اصلی کشور بین آستارا و تالش از این دهستان می‌گذرد و هر ساله در منطقه میانکیل (مایکل)حد واسط روستای تره تا چلونصر تصادفات شدیدی رخ داده و خسارتهای مالی وجانی فراوانی وارد می‌شود. که در حال حاضر این جاده در حال تعریض شدن است و یه بصورت اتوبان بین تالش تا آستارا مورد بهره برداری خواهد شد.

محصولات کشاورزی معروف جوکندان ازگیل، گیلاس، آلوچه، توتون، ترب، سیر، کیوی و برنج می‌باشد.که در سال 89 در حدود3000 تن معادل 20 میلیارد ریال فروش کیوی داشته که در سطح کشور یکی از مرغوبترین کیوی ها در منطقه جوکندان به عمل می آید.

چغرتمه، لونگی، واویشکا، انواع کوکو، میرزا قاسمی، تورش تره، مرغ محلی ، بوقلمون محلی و ماهی سفید بصورت شکم پر و انواع چاشنی بورانی بادمجان، بورانی اسفناج، زیتون پرورده، اشپل (خاویار ماهی)، ماهی شور، ماهی دودی ، کولی ، سیاه کولی و شاه کولی ... یکی از غذاهای اصلی و جاشنی های اهالی جوکندان است که برای مهمانیها تدارک می بینند.

اکثر مردم این دهستان و بخشهای مختلف آن به شغل کشاورزی وکاشت برنج مشــغولند و مدتی است که کاشت کیوی در بخش های مختلف این دهستان و همچنین در بخش های تالش بزرگ رونق گرفته واکثر مردم مرزاع برنج خود را تغییر کاربری دادند وبه علت مغرون به صرفه بودن کیوی این محصول را جایگزین کردندمحصولات کشاورزی معروف جوکندان ازگیل، گیلاس، آلوچه، توتون، ترب، سیر، کیوی و برنج می‌باشد.که در سال 89 در حدود3000 تن معادل 20 میلیارد ریال فروش کیوی داشته که در سطح کشور یکی از مرغوبترین کیوی ها در منطقه جوکندان به عمل می آید.

روستاهای ایران، عکسِ تالابِ جوکندان از نت

جمع آوری و تنظیم: عاکف معززلسکو



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/٩/۱٩ | ۸:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()
تاريخ : ۱۳٩۳/٩/۱۸ | ٧:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()

این زیارتگاه بر روی قله ای با همین نام قرار دارد. نام این زیارت گاه در بین اهالی به صورت هایی چون شاگردَو ـ شاگردَوو و شاهی گردَو تلفظ می شود.

در ابتدای قله ای که این زیارت گاه در بالایش قرار دارد. سنگ بزرگی وجود دارد که دارای طاقچه مانندی ست. مردم سال ها پیش و بنا به سفارش برخی سادات منطقه گاه فقط تا همان جا می رفتند و بر می گشتند. در زمان فعلی و از چند دهه قبل برای زیارت تا محل اصلی مرقد و زیارت گاه می روند. اما وقتی می خواهند از کنار این سنگ بزرگ طاقچه دار بگذرند، چند قلوه سنگ کوچک را به نیت برآورده شدن آرزوهایی که در دل دارند به سوی طاقچه مورد نظر می اندازند و معتقدند اگر در ان جا بماند آرزوی شان برآورده می شود. گویا برای هر نفر ۷ سنگ مجاز است.

این زیارت گاه در مسیر جاده اسالم به خلخال قرار دارد. باید بعد از طی حدود سی تا سی و پنج کیلومتر از جاده اسالم به خلخال و بعد از عبور از ییلاق و بازار ییلاقی با نام اَسبَه وونی در جایی که کافه خدا بیامرز مَزَن قرار دارد به سمت راست جاده پیچید و حدود هشت کیلومتر به طرف دل جنگل های منطقه رفت.

متن : آقای شهرام آزموده



تاريخ : ۱۳٩۳/٩/۱٦ | ۸:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پور | نظرات ()
  • قیمت دلار | تبادل اطلاعات